Desert Fiends

Desert Fiends

Farsi Persian felirat letöltése

Kiadási információk

desert fiends 2024 1080p webrip ddp 2 0 10bit h 265-ivy
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian Desert Fiends 2025 زیرنویس فارسی فیلم

Címkék

webdl
Közzétéve: 2025-11-27
Letöltések: 6
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

آخیش! خیلی راه دوری بود لعنتی.

آخیش!

این بو رو حس می‌کنی؟ پام تو گُه رفته؟

کِنی، فکر کنم پام رفته تو گُه.

نه، فکر نکنم.

می‌دونی، یه چیزی رو باید بگم.

چرا بیضه‌ها تو بدن مرد داخلی نیستن؟

منظورم اینه، خیلی راحت‌تر نمی‌شد اگه تخما داخلی بودن؟

کِنی، چه فرقی می‌کنه آخه، باشه؟

دیگه کجا می‌رفتن؟ داخل رونت؟

بین پات؟

کِنی، تو از یه جعبه چکش خنگ‌تری، مرد.

یه جعبه سنگه. حتی منم اینو می‌دونم.

خب... می‌خوای دعوا کنی؟

نه، حال ندارم باهات بجنگم. به هر حال من می‌بردم.

ببین، من فقط می‌خوام یه چیزی رو ثابت کنم، باشه؟

بدون تخمای آویزون،

نمی‌تونستم بزنم تو خایه‌ت.

این دیگه چه کوفتیه؟

اون بالا رو نگاه کن، رومرو.

این ردّ حلزونه،

که یه موجود آسمانی اینجا گذاشته

که جاهای لختش رو کشیده بود

روی جوّ ما.

اِم، کِنی؟

کِنی. حالت خوب نیست.

نگاه کن. اون از موتور جته.

یه موتور جت.

می‌دونی، فکر می‌کردم بعد از مرخصی قبلیِ شرکتت،

داشتی بهتر می‌شدی، اما فکر کنم لازم داری

یه تعطیلات دیگه از شرکت، ها؟

قرصای بنفش رو دوست داشتم. - آره، شرط می‌بندم که داشتی.

طعم میوه‌ای می‌دادن،

و بهم حس یه فضانورد رو می‌داد.

باشه. خب، حیف که هیچ پیشرفتی نکردی.

اِم، خب، به جز اون خدمه‌ای که خفه‌ش کردم

و اون یکی رو که تبدیل به یه آدم نباتی کردم،

من یه بیمار نمونه بودم.

خب باشه، بیمار نمونه.

چرا نمی‌جنبی و کمکم نمی‌کنی این بشکه‌ها رو ببریم؟

خیلی چیزا هست که باید خالی کنیم. وگرنه منم دفعه بعد با تو می‌اندازن تو آسایشگاه،

و من...

همه توت‌هات رو می‌خورم و می‌رم تو فضا، باشه؟

پس بجنب. بریم.

راه بیفت. - باشه.

باشه، بیا.

آروم. باشه، آروم. اوکی.

وایسا، وایسا، وایسا. وایسا. صبر کن، صبر کن، صبر کن، صبر کن.

اوه، لعنتی.

وای. - آخیش!

این سنگین‌ترین بشکه مایع چسبناکه

که تو تمام عمرم بلند کردم.

اوه، مرد. می‌دونی چیه، کِنی؟ دیسک کمر که هیچی.

حس می‌کنم کل روده‌م داره بیرون می‌زنه.

گور پدر شرکت شیمیایی.

محل تعیین شده برای دفع زباله، کشک!

می‌تونستم همین مواد شیمیایی رو تو توالت خودم بریزم.

می‌دونی چیه؟ صحبت از خالی کردن شد،

باید برم مار خالکوبی‌شده رو خالی کنم.

الان برمی‌گردم. باید برم.

هی، یادت نره خودتو پاک کنی.

نمی‌خوای عفونت ادراری بگیری.

می‌ذارم دوست‌دخترم با اون سر و کله بزنه.

اوه، لعنتی. اوه، لعنتی.

بیا، بیا، بگیرش.

شلوارم رو خیس می‌کنم.

اوه، ایناهاش. باشه.

اوه.

اوه خدای من. آخ، لعنتی. یادم رفت، پروستاتم. اه.

آخ! می‌دونستم باید می‌دادم معاینه کنن.

لعنتی-- آخ! اوه، اوه، اوه.

بیا، بیا، بیا. ادامه بده، ادامه بده.

همینه. اوه، آره، این بهتره.

اوه خدایا. شکرت خدا. شکرت خدا.

کِنی؟ کِنی، تویی؟

هی. هی، رفیق؟

گوه تو این شانس! این چه... گمشو...

برش دار--

آخ! کمرم در رفت، تو این سن و سال، حرومزاده.

چه شاش پرفشاری داری اونجا، رومرو.

یه رودخونه برام شاش کن.

هی!

کمک، رومرو!

کمک!

اون عوضیا هیولا هستن.

کاش هیچ وقت نمی‌رفتم اونجا.

واسه همینه که نباید بری تو طبیعت.

منو نخورید!

می‌خواستم زندگی کنم. نمی‌خواستم بمیرم.

چرا باید می‌مردم؟

چرا این کار رو با من و خانواده‌ام کردن؟

اونا منو کشتن.

و تمام خانواده‌ام رو.

اونا اهریمنی بودن.

فقط شیاطین همچین کاری رو با من می‌کردن!

من فقط می‌خواستم پرنده‌ها رو نگاه کنم و اونا گیرم انداختن.

اونا به همه بدهکارن. اون هیولاها. اون عوضیا.

اونا همه‌جا هستن.

صداشون رو از پشت در می‌شنوم!

اوه خدایا، دارن میان تو.

پلیس در حال حاضر در جستجوی تعدادی

افراد مشکوک در رابطه با

یک قتل واقعی که ظاهراً با دوربین ثبت شده، است.

آه، مارجی، دختر کوچولومون دیگه از آهنگ تولدمون بزرگ شده.

خیلی ناراحتم حالا. -آه، می‌دونم، لو.

خب، وقتی یه دختر ۲۱ ساله میشه،

تمام فکر و ذکرش میشه مشروب، مشروب، مشروب.

آره، خب، منم وقتی ۲۱ سالم شد،

تمام فکر و ذکرم سینه، سینه، سینه بود.

و هنوزم سینه دوست دارم.

اصلاً این‌طور نیست.

فقط دوست‌پسرم اسکات باید تا الان اینجا بود.

اون بهم قول یه کادوی غافلگیرکننده داده بود.

اون پسره یه دوزاری بیشتر نیست.

اون غیر از خارش اون پایین، چه چیزی می‌تونه بهت بده؟

خب، گوش کن، عزیزم. داون، نمی‌خوایم نگران باشی، باشه؟

مطمئنم اسکات بیرون داره برات

بهترین کادویی که میشه خرید رو پیدا می‌کنه.

واقعاً؟ -آره.

در واقع، شاید با یه سفر به کانکون غافلگیرت کنه.

من مادرت رو تو دهه هشتاد بردم کانکون.

یادت میاد چطور باسنم آفتاب‌سوخته شد؟

آه، چطور می‌تونم فراموش کنم؟

آه، دهه هشتاد یه تب و تاب رویایی بود.

داون، چیزی که تو نیاز داری یه دوست‌پسر معقوله

مثل خواهرت.

داستین یه برنده واقعی و حسابی و درجه یکه.

آتمن، این کارت رو می‌بینی؟

این حسیه که بهم میدی.

ناراحت.

من تمام عشقم رو بهت میدم و تو هیچ‌وقت جبران نمی‌کنی.

منم یادم نمیاد حامله‌ت کرده باشم.

یعنی، من حتی اون چیزک کثیفم رو

هنوز نذاشتم تو اونجایی که برای عشق و حاله.

ببین، داستین، من فقط تو رو نگه می‌دارم

چون تو بهترین زبان‌بازی رو تو شهر داری.

واقعاً؟ ممنون.

ولی... تو هیچ‌وقت به نیازهای من رسیدگی نمی‌کنی.

اه! و نزدیک اون سر قارچی بشم؟

من حتی قارچ رو رو پیتزای خودم هم دوست ندارم.

آره، راست میگی. اونا واقعاً چندشن.

آره، همین‌طوره.

خرید هدیه؟

آره. چیه رفیق؟ -هیچی.

دوست‌دخترت، یا...

اوه، آره، دوست‌دخترمه.

نباید این‌جوری یواشکی به مردم نزدیک بشی، داداش.

خب، اگه داری چیزی برای دوست‌دخترت می‌خری،

یعنی، من اینجا نمی‌خریدمش.

واقعاً؟ -همه چیز خیلی گول‌زننده و بیخودیه.

می‌دونی، زن‌ها حلقه دوست دارن. می‌دونی، چیزای براق.

حتی یه تیکه چسب نواری شبرنگ هم خوبه

اگه به شکل درست ببریش.

چه فکر خوبی. شاید برم یه ابزارفروشی سر بزنم.

ابزارفروشی؟

آره، خب، داداش. من باید برم. ممنون. اوه، خداحافظ.

خداحافظ.

اون لعنتی کی بود؟

گربه‌ها رو غذا دادی؟

فکر کردم تو می‌خوای به گربه‌ها غذا بدی.

برو اون گربه‌های لعنتی رو غذا بده.

چرا اذیتم می‌کنی؟

چون لیاقتش رو داری.

هی، فروشنده. -بله.

باشه. خب. من کمکت رو نیاز دارم.

یه کم تو مخمصه افتادم.

باشه. -اومم،

امروز تولد ۲۱ سالگی دوست‌دخترمه، درسته؟

تنها چیزی که می‌دونم اینه که اون تقریباً، نمی‌دونم،

فیلم‌های هنری عجیب‌وغریب و موسیقی ایندی واقعاً احمقانه و افسرده‌کننده دوست داره.

راستش، اون خیلی معمولیه.

اوم، اساساً، باید براش یه چیزی بگیرم،

و باید گرون و بزرگ به نظر برسه، ولی مفت باشه.

می‌فهمی چی میگم؟ اتفاقی تو شهر هست؟

خب، اتفاقاً من از وجود

یه جشنواره موسیقی کویری کوچیک و خاص باخبرم،

و اتفاقاً چند تا بلیط برای اون برنامه دارم.

می‌دونی، من فقط صد دلار دارم،

و نصفش میره برای بنزین، کاندوم پوست بره و برگر.

خب، در این صورت، یه پیشنهاد ویژه برات دارم.

پنجاه دلار، شماره تلفنت، و شش تا بلیط می‌گیری

برای جشنواره موسیقی سال.

کی اجرا می‌کنه؟

اوه، شایعه تو خیابون اینه که

دکتر بیف کرتیس قراره یه اجرای نایاب داشته باشه.

آه، منظورت دکتر کون، اون کسکش عوضیه

که جلو کل استادیوم بیسبال کون‌لخت شد، درسته؟

اوه، قراره حسابی بترکونه. لعنتی!

ببخشید.

باید دوست‌دختر اصلیم رو ببرم اون کنسرت.

بیخیال. باشه، قبول.

خیلی خب.

کریپتو قبول می‌کنی؟

آره.

خیلی ممنون. به اسم مغازه بزنید، باشه؟

باشه، عالیه. ممنون. -عالیه!

چه پرنده قوی و پرجنب و جوشی هستی تو.

بخور و مثل گاو قوی شو.

از تیپت خوشم میاد.

اوه، قربان. قربان.

Desert Fiends subtitles in other languages

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left