LEGO Star Wars: Rebuild the Galaxy

LEGO Star Wars: Rebuild the Galaxy

Farsi Persian felirat letöltése

2. évad

Kiadási információk

LEGO Star Wars Rebuild the Galaxy S02E02 1080p WEB h264-DOLORES
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 2 Lego Star Wars: Rebuild the Galaxy 2024 زیرنویس فارسی سریال

Címkék

webdl
Közzétéve: 2025-11-26
Letöltések: 4
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 194 sor.

سروو، شخصیت مورد علاقه‌تون اینجاست!

من عاشق لگو جنگ ستارگانم!

استاد سولیتوس، من نمی‌فهمم چرا اینجاییم

و چرا به شورای جدای خبر ندادیم.

نیرو رازهایی داره. رازهایی که من باید بدونم.

با این حال شورا این دانش رو ممنوع کرده.

این هولوکرون سیثه؟ نمی‌تونی اونو داشته باشی.

ما نمی‌تونیم ذهنمون رو به روی خرد ببندیم، منبعش هر چی که می‌خواد باشه.

سیث‌شکن‌ها چیزهای زیادی برای یاد دادن به ما دارن.

استاد، این... این اشتباهه! -نه.

این همون لحظه‌ایه که برای اون آموزش‌ت دادم، بابارین افول.

من همه چیز بهت دادم. حالا، اینو به من بده.

فقط با هم می‌تونیم نیروبند رو باز کنیم. یا می‌ترسی؟

من نمی‌ترسم.

پس ثابتش کن.

بشکن، بساز، بشکن، بساز.

بله، نیروبند واقعیه‌.

یک قلمرو مخفی پر از تکه‌های دور ریخته شده از گذشته.

جایی که می‌تونیم بدترین قسمت‌های کهکشونمون رو تا ابد به اونجا بفرستیم.

هر کسی که در مقابل من وایسه، به دور انداخته میشه.

این کهکشان خواهد بود...

ببخشید، استاد. -...مال من--

نه! چیکار کردی؟

ای والامقام، دونده فراموشی در موقعیته.

ما آماده‌ایم.

تو یه ستوان مطیع هستی، کی-۲اس‌او.

می‌دونستی تو نسخه‌های دیگه کهکشان،

تو رو دوباره برنامه‌ریزی کردن تا یه قهرمان باشی؟

خوشبختانه، تو این مشکل رو نداری، نه؟

من به هیچ وجه ندارم.

پسر خوب.

به خاطر همین ربات‌ها انقدر برام دلپذیرن.

نمی‌تونی جز همون چیزی که هستی باشی.

مثل خودم.

من قرن‌های بی‌شماری رو صرف تقویت قدرت‌هام کردم،

و تو رازهای گم‌شده نیرو، قدرت جمع‌آوری کردم،

همه برای همین لحظه.

پایان همه چیز.

بذارید عصر تاریکی شروع بشه.

می‌دونی چی رو در مورد اینجا دوست دارم، کوییل؟

همیشه روز برفیه.

اینجا خیلی سرده.

و-واقعاً این‌طور فکر می‌کنی؟

من حرفم رو زدم. -اوه، تو چقدر غرغرویی.

وقتی پرنسس لیا منو مسئول شهر برفی کرد،

من قول دادم که از همیشه بهترش کنم.

و دور و بر رو نگاه کن. -

یالا، کوییل، با من بخون.

یالا، کوییل... اوه.

اگه بخوام بگم، همه چیز تقریباً زیادی خوبه.

نباید حرف می‌زدی.

اما من تازه این شنل رو گرفتم.

خب، اون واقعاً افتضاح بود.

سیگ! -سروو!

دِو، حالت خوبه؟

خب، گریلینگ، من اصلاً خوب نیستم. نگاه کن!

وای!

وای. سولیتوس شوخی نمی‌کرد.

این نیروبند از کنترل خارج شده.

فقط همین رو می‌تونی بگی؟

ما رو گذاشتن تو یه زندان بی‌نظم بی‌پایان بپوسیم.

همش تقصیر توئه! -تقصیر من؟

من داشتم سعی می‌کردم جلوی کار خطرناکت رو بگیرم،

و شاید، فقط شاید تو رو سر عقل بیارم.

من عقل تو رو نمی‌خوام.

من اون برادری نیستم که از دست دادی.

من هرگز نمی‌تونم اونی باشم که تو می‌خوای.

اوم، م-من خوبم راستی.

م-می‌دونستم داری از خودت می‌پرسی، برای همین...

-اون چی بود؟

آه. اوه، سلام، کوچولو.

-تو تو این پناهگاه مقدس کی هستی؟

کجا داری میری؟ و چطور اومدی اینجا؟

جواب بده، جواب بده، جواب بده، جواب بده.

روز بخیر، آقای خرگوشه! -من خرگوش نیستم، نفَس موتوری.

اسمم جکسونه.

شاید اسمم رو نشنیدی چون من یه شخصیت خیلی خاص و گمنامم.

و من جواب می‌خوام.

-اون چی بود؟

دوستات تو جنگل منتظرن؟ این یه تله‌اس؟ داری بهم تله می‌ذاری؟

نه! ما تازه رسیدیم اینجا.

ندیدی ما همین الان از آسمون افتادیم پایین؟

شاید دیدم، شاید ندیدم.

دارم شما رو می‌برم به دهکده‌ام.

بعداً می‌فهمیم که میشه بهتون اعتماد کرد یا نه.

ها! و چطوری می‌خوای مجبورمون کنی بریم جایی؟

تا حالا در مورد هویج و چوب چیزی شنیدی؟

من فقط اهل چوبم.

این یسی اسکالاست که داره از تمام فرکانس‌های اتحاد پخش میشه.

کسی اونجاست؟ واتو؟ هاکس؟ مارا؟ رهبر قرمز؟

کسی؟ -ما هنوز اینجاییم.

و همه‌مون درسمون رو یاد گرفتیم.

من یاد نگرفتم! -داری نقشه رو خراب می‌کنی.

باشه، همه سیث‌ها ساکت.

فکر کنم ارتباطات تو سراسر کهکشان قطع شده،

اما چیزی که عجیب‌تره اینه که نمی‌تونم هیچ سیگنالی بگیرم.

برای هیچ‌کدوم از سامانه‌های اتحاد.

نمی‌تونی چیزی بخونی چون دیگه نیستن.

مگه ممکنه؟

توی قسمت‌های مختلف کهکشانن. هیچ سفینه‌ای نمی‌تونه اینقدر سریع بره.

قدرت سولیتیوس توی مدت انزواش حسابی زیاد شده.

می‌خواد همه چیزو نابود کنه، اول از همه هم اتحاد رو.

تنها کسایی که می‌تونستن جلوش وایسن.

خب، البته به جز یه سری آدم…

می‌خواد به محفل جدای تو کانتو بایت حمله کنه!

باید بهشون خبر بدیم! شاید بتونیم زودتر از اونجا برسیم.

محاله بتونیم قبل از سولیتیوس برسیم کانتو بایت.

غیر ممکنه.

غیر ممکن که نیست. فقط قراره خیلی خیلی ناخوشایند باشه.

چرا من از همین الان از این نقشه متنفرم؟

…از چپ بپیچیم… یا راست بود؟ یا پایین؟

نه، نه، نه، اصلاً منطقی نیست.

قسم می‌خورم راهش همین بود.

یه ماندالورین واقعاً به من گفت: "راهش همینه".

ما هم اسیر شدیم، هم گم شدیم. این حس جدیدیه.

بهش چی میگن وقتی اوضاع از بد، بدتر میشه؟

اجتناب‌ناپذیر. گرینلینگ، دیگه بسه، زیادی بهت مهلت دادم.

اگه خودت از قدرتات برای از بین بردن این مزاحم گوش‌دراز استفاده نکنی، من این کارو می‌کنم.

…یه جوری-- -

اوه، یه غرش شوم. - صدا از خودت درنیار.

نزدیک بود.

بدو، بدو، بدو! - بله قربان، آقای خرگوشه!

اون ووک رو می‌شناسم. اون چوباکاست. ولی یه چوباکای غول‌پیکر!

اهمیت نمی‌دم چه جور چوباکاییه! تکون بخور، گرینلینگ!

آه، دوو، تو که دلت می‌سوزه.

من فقط می‌خوام از این خراب‌شده لعنتی فرار کنم،

و یه حسی بهم میگه قراره به کمکت نیاز پیدا کنم.

حالا حرکت کن!

اوه! عالیه. - هوهوو! آره! خب! برو!

وای خدای من، چه ترسناک بود.

م-م-منو نخور. من کوچیکم. اونا رو بخور. خوشمزه به نظر میان.

شاید بخوای هولوچس بازی کنی؟ می‌ذارم تو ببری!

واقعاً می‌خوای با من دربیفتی؟

آفرین، بدو!

اما آسوکا، این… خیلی خوشحالم که اینجایی.

آسوکا تانو؟ اون با اون چیزی که تصور می‌کردم فرق داره.

حرف‌زدن رو تموم کن و دنبالم بیا.

بله خانم.

ها؟

امم، اونا چین؟

پورگیل‌ها! عجیب و غریب و خفن نیستن؟

پورگیل‌ها می‌تونن با استفاده از تونل‌های شبیه‌سازی، طبیعی بپرن به هایپراسپیس.

مثل یه گله ماهی بزرگ که از هر سفینه‌ای سریع‌تر تو کهکشان می‌پرن اینور و اونور.

امم، مشکلش چیه؟

آه، بعضی وقتا خیلی دور می‌برنت. مثلاً یه کهکشان خیلی، خیلی دورِ دور.

پس اگه اینا تصمیم بگیرن ما رو برای همیشه سوار یه سفر تفریحی کنن،

اونوقت دیگه هیچ کاری از دستمون بر نمیاد؟

گفتم که قراره ناخوشایند باشه.

امم، باید بریم تو دهنش؟ حالم بد میشه.

بهت قول می‌دم، از راه حل جایگزینش بهتره.

پس، برای اینکه واضح باشه،

ما باید دقیقاً تو لحظه مناسب خارج بشیم،

وگرنه تو زمان و فضا گم می‌شیم.

چقدر عالیه مگه نه؟

عالی؟ جدی می‌گی؟

من تو این کار خوبم، جدای باب.

سوار شدن بر امواج کیهانی، نه تحویل دادن بار.

اصلاً به ذهنت خطور کرده که

دلیلی داره که اونا تو رو فرستادن بار تحویل بدی

به جای اینکه تو کهکشان بگردی؟

شاید، مثلاً، درسی توشه که باید یاد بگیری؟

وقت یاد گرفتن نداریم. کی حاضره یه سفر تفریحی هایپراسپیس داشته باشه؟

یه لحظه. تقریباً چک کردنم تموم شد--

بزن بریم، پورگیل! آره!

به آخرین روستای آزاد در فورس هولد خوش آمدید.

چه خرابه‌ای. -اوه، مودب باش.

سلام. من سروو هستم. من همه بازوهای کوچیکت رو دوست دارم.

یه دروید کوچولوی دست و پا چلفتی نیستی؟

من وایپر هستم. سعی کن سر راهم قرار نگیری.

این چه حسیه؟ همه سیم‌کشی‌های من داره مور مور میشه.

فکر کنم عاشق شدی، سروو.

باورم نمیشه اینجا گیر افتادم.

تازه واردهای بیشتری داریم.

سیگ!

ماول، رفیق قدیمی. پسر، چقدر خوشحالم که می‌بینمت.

امم، سیگ، قصد بی‌ادبی ندارم، ولی ا-این اون نیست…

اون طرف ماست. فکر کنم. به هر حال، تو اینجا چیکار می‌کنی؟

خب، یه لحظه من توی شهر برفی بودم، و اون

و بعد لحظه بعد، منو اینجا غیب کردن.

ولی این آدما کین؟

آخرین بازماندگان کهکشان‌های خودمون.

اسمم کَل کِستیسه.

من تنها جدای بازمانده کهکشانم بودم، و بعد یه روز… پووف.

همه‌چی از بین رفت. همینجوری. بازی تموم شد، رفیق.

حالا می‌فهمی فورس هولد چیه.

وقتی کهکشان‌ها دوباره ساخته میشن، همیشه یه سری قطعه اضافه هست که جور در نمیان.

اونا رو میفرستن اینجا… برای همیشه.

تا جایی که تونستم، از سولیتیوس نجاتشون دادم.

تو بهش خدمت می‌کنی؟

به اون میمون-مارمولک کوواکیان پیر خدمت کنم؟

محاله. سولیتیوس همونیه که ما رو فرستاد اینجا.

پس شایعات حقیقت دارن. سولیتیوس از فورس هولد فرار کرده.

پس… پس ممکنه.

اگه اون بتونه، شاید ما هم بتونیم. کی با منه؟

LEGO Star Wars: Rebuild the Galaxy subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for LEGO Star Wars: Rebuild the Galaxy

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left