200 baris pertama.
... پيش از اين در دكستر
بدون خون چه ايده جذابي
كاميون يخچالدار اون يه محيط سرد ميخواد
كه سرعت جريان خون رو كاهش بده
به نظر بايد ناراحت باشم ولي نيستم
در حقيقت من فكر ميكنم كه اين يك پيغام دوستانه است
چيز مثل اينكه: "هي ميخواي بازي كني"؟
كارا منم جيمز
تو فقط يه در خطرناك رو بازي كردي
نه مرد تو اينكارو كردي
وقتي كه يه پليس و يه خانم بيگناه رو كشتي
كارا با كس ديگهاي غير از ريكي مي خوابيد؟
اون تو بودي؟
چه فكر لعنتي ميكردي؟
امشب با بچهها ميريم كه نفسي تازه كنيم تو هم هستي؟
هي مرد،پيشنهاد خوبيه
من فكر كردم كه گفتين ميخواين برين بدمستي
من بدمستم
من چهرهام رو به گوئررو نشون دادم تو كل كليساي اون
اون فكر خواهند كدر كه من پشت اين كثافتكاريها هستم
تو خواهر منو ... تو زن يه پليس رو ....
حالا بلا سر خودت اومده رفيق
اون هيجان كار رو بالا برده ...قربانيش رو گذاشته
وسط استاديوم بيست هزار نفري كه همه ميامي ببينن
كه به ما نشون بده كه چه تواناييهايي داره
من چي رو از دست دادم
- بند انگشت ها - مرتيكه عوضي ، اون يكي از دخترهاي منه
اين جسد متعلق به او بند انگشتهاي يخ زده توي كاميونه
خانمها و آقايان
بهتون توني توچي رو معرفي ميكنم قاتل كاميون يخچالدار
چرنده
البته من با خواهرم هم عقيدهام
ولي مثل اون ناراحت نيستم
اون هنوز اون بيرونه و من منتظرم
با اشتياق
فهميدهام كه اشخاص دور و بر من هميشه انواع روابط رو برقرار ميكنن
مثل دوستي يا روابط رومانتيك
ولي ارتباطات انساني هميشه به پيچيدگيهاي كثيفي ختم ميشه
درگيري ، تشريك
رسوندن مردم به فرودگاه
گذشته از اين اگر من به ديگران اجازه بدم كه به من نزديك بشن
اونا خواهند ديد كه من واقعا كي هستم
و من نميتونم اجازه بدم اين اتفاق بيافته
پس وقتش كه من ماسكم رو بر چهره بگذارم
- من به تخصص تو احتياج دارم - من براي خدمت كردن زندگي ميكنم
ما رو ببخشيد همكارا
- كار دستي جالبيه - بامزه بود
جدي؟
خب ، فكر ميكني چند وقته كه اون اينجا بوده؟
احساس آشنايي دارم
اوكي خب اون چه مدت اينجا بوده؟
جمع شدن خون متوقف شده، هنوز مرطوبه دو ساعت حداكثر
چه موقعي اون پيدا شد؟
يه دونده زنگ زده امروز صبح ساعت 7:30
اثري نيست، كاملاً تميز شده يه نمايش واقعاً چندش آور، هان؟
نشانهاي از بقيه جسد هست؟
فقط آقاي دست فكر ميكني اين كار همون رفيق ماست؟
قاتل كاميون يخچالدار؟
گفتنش سخته، اينجا خون هست اين فرق مي كنه
بعلاوه اين يك قرباني مذكره كه قبلاً ديده نشده
برش به نظر تقريباً ظريف مياد
بين اولين و دومين خطهاي مچ ميبيني
خيلي شبيه جراحيه
بررسي كن كه ديگه چي بر جاي گذاشته
يه كارت پستال كه با اون بيادش بيافتيم
- ساحل حاشيهاي چقدر با اينجا فاصله داره؟ - اينجا ساحل حاشيهايه
چند سال پيش اسمش به ساحل پتري تغيير كرد
اوكي بچهها
همه بگين پاهاي بدبو
پاهاي بدبو
خب كسي حركت نكنه دكستر ، تو لبخند زدي؟
- نه - خب پس يه بار ديگه عكس ميگيريم
ايندفعه همه بخندن تو هم همينطور دكس
آره، تظاهر كن كه يه مورچه آتشي هستي
- تعطيل كن قيافه لعنتيت رو ، دب - هي ، مواظب زبونتون باشين لطفاً
چي؟ اون هميشه اينجوري صحبت ميكنه
بسه شما دوتا دكس بيا اينجا
مشكلت چيه؟
من از ساحل متنفرم
اون سنگي و ماسهاي و كثيفه و من ميخوام برم خونه
خيلي بده تو بخشي از خانواده هستي
و بخشي از خانواده بودن به معني اينه كه بايد براي عكس گرفتن لبخند بزني
چرا بايد تظاهر كنم كه خوشحالم؟
چون اون باعث ميشه مادر خوشحال باشه
و بخاطر اينكه اينجوري نشون ميدي كه مثل بقيه هستي
- يادت مياد راجع به چي صحبت كرديم؟ - بله
اين روشي كه انجامش ميدي
وقتي كسي عكست رو ميگيره تو لبخند ميزني
مهم نيست كه خوشحالي يا نه
تو فقط اينكار رو ميكني كه رفتارت مناسب باشه باشه؟
- باشه - خيلي خب
بيا اينجا خوش تيپ
اوكي همه آمادهاند؟ يه بار ديگه
پاهاي بد بو
بله من فقط بايد سري به آپارتمانم بزنم كه چيزهايي رو براي آزمايشگاه بردارم
بعدش يه راست ميام به ايستگاه ، بله متشكرم ، ستوان
دكستر مورگان
اين زندگي توئه
اين دوست جديد منه قاتل كاميون يخچالدار
وقتي كه توي آپارتمانم اومده زماني رو براي شناخت من گذرونده
زندگي من
اسرار من
...حتي از ديگر ايالتها نيز نيروي كمكي آورده شده
تا تلاش شود سرعت جستجو افزايش يابد
آقاي توچي رسماً به هيچ جرمي متهم نشده است
بعد به فرماندار لعنتي بگو كه پول براي اضافه كاري تخصيص بده
منظورم اينه كه هرچي بيشتر آدم اونجا داشته باشم زودتر توچي رو پيدا ميكنيم
كلي، من بعد بهت زنگ ميزنم
چه مشكلي پيش اومده؟
هويت اثر انگشت دست پيدا شده تو ساحل رسيد
اون مال توني توچيه
مظنون قاتل كاميون يخچالدار تو
چي؟
يه دقيقه صبر كن
نه نه نه ، هرگز
هرگز منظورم اينه كه .. اين
اين بايد يه اشتباه باشه
اشتباه ، ماريا، اجراي يه جستجوي گسترده بود
قبل از اينكه همه حقايق رو در نظر گرفته باشي
لعنت
باشه،اين به اين معني نيست كه توچي قاتل نيست
بسه
فقط...فقط بسه
ميخواستي بري تو تلويزيون خب آماده شو
چون كه مطبوعات ما رو براي اين نابود خواهند كرد
اگه مادر توچي عليه ما شكايت نكنه ،شانس آورديم
خيلي خب
تو برو با اون زن صحبت كن بگو كه اشتباه شخصي خودت بوده
اگه ما اينجا درست عمل كنيم
شايد بتونيم اثراتش رو كاهش بديم
تام
من آخرين كسي هستم كه اون بخواد ببينه
من به پسرش گفتم قاتل
و حالا اين شانس رو داري كه درستش كني
پس لاگوئرتا ايندفعه مثل سگ بخودش ميپيچيد ؟
من مسئوليت رو به عهده ميگيرم
تو ميتوني با بردن تمام افراد غير ضروري از ساحل كمك كني
هر شاهدي رو جدا كن و در امانش بگير باشه؟
انجام ميشه، كاپيتان چي گفت؟ گريهش رو در آورد؟
فقط ساحل لعنتي رو كنترل كن آنجل
من ميدونستم كه توچي قاتل نيست ميدونستم
لاگوئرتا سريع يه تعقيب عمومي رو راه انداخت
براي يه مامور مزد بگير
مرد ، كاش من ميتونستم اونجا باشم ببينم كاپيتان چه جوري يه بار ديگه جرش ميده
مورگان آروم باش
لاگوئرتا به هوش قاتل اصلي توهين كرده
والان اون برميگرده و ما رو دنبال يه شخص اشتباهي ميفرسته
تو اون آدما اونور رو ميبيني؟
- آره - اونا چي هستن؟
شاهدان بالقوه
و ما با شاهدان بالقوه چيكار ميكنيم مورگان؟
ما ... ما باهاشون مصاحبه ميكنيم گرفتم
...اون كجاست
بقيهش كجاست؟
ما ... ما هنوز داريم ميگرديم
تمام نيروها دارن ميگردن هر كاري رو كه بتونيم ميكنيم
...شما مطمئن هستين كه اون مال تونيه؟ چون
بله
متاسفانه اينجوريه
خانم توچي
من حرفاي ناگوار زيادي رو درباره پسر شما گفتم
ازت متشكرم
ازت متشكرم؟ براي چي؟
- براي اينكه شخصاً اومدي بهم بگي - براي خاطر خدا، لطفاً
چيزي مهمتر از اين نيست
شماها ميتونيد جسد پسر منو پيدا كنيد؟
اگه اين آخرين كاري باشه كه انجام ميدم
من يه قبر ساختم
اونو بيارين به خونه ، لطفاً
من فقط ميخوام پسرم رو دفن كنم
من عاشق هالووين هستم
- چي داخل كدو هست؟ - خودت ببين
تو از اين چيزا خوشت نمياد؟ من خوشم مياد،يالا جمعش كنيد
من تميز كردن اينو تموم ميكنم شما فردا ميتونيد روش حكاكي كنيد
اون دوباره اونجاست مامان
خدايا حالا ديگه هر شب شده
اون سگه اون از كجا مياد؟
خونه بغلي مال همسايه هست
اون موجود بدبخت رو شبانه روز تو حياط ول ميكنه
داره بدتر ميشه ، منظورم اينه كه بايد باهاش صحبت كنم
ولي نميخوام چيزي رو شروع كنم
صداشو گوش كن مامان، اون خيلي ناراحته
من فقط ميخوام اون خفه بشه تا من بتونم بخوابم
ميخواي من باهاش صحبت كنم؟
نه ،تو مجبور نيستي اينكار رو بكني
من اصرار دارم
سلام من فكر نميكنم كه ما قبلاً همديگه رو ديده باشيم
دوست پسر بلوند خونه بغلي من شما رو اين اطراف ديدم
ببين من تازه اومدم داخل و خستهام
دقيقاً به همين خاطره كه من اينجام
ما كمكي نمي تونيم بكنيم ولي توجه كنيد كه سگ شما خيلي ... گريه ميكنه
ميدونم شوهر قبليام از اينجا رفته و سگش رو گذاشته
باور كن، كاش كاري بود كه ميتونستم انجام بدم
شما ميتونيد، بياريدش داخل
والتر سگ بيرونه
شما والتر رو بياريد داخل والتر سگ داخل خونه ميشه
اون دوست نداره داخل بمونه
خودش بهتون گفته؟
ما واقعاً متشكر خواهيم شد اگه شما بتونيد يه راهي پيدا كنيد كه اونو ساكت نگه داريد
بچهها ناراحت هستن
No comments yet. Be the first to leave one.