200 baris pertama.
خیلی ذوقزدهایم. عالی به نظر میرسی... عاشقشم.
لا ویدا لوکا
عالیه. چقدر خوبه که برگشتم.
خیلی خوشحالم که اینجا با شما هستم.
یه کف مرتب بزنید برای مربیان فصل ۲۸مون!
بزن بریم!
مایکل بوبله!
سلام، بچهها. سلام.
ریبا مکاینتایر!
ریبا: هووو!
دالی: اسنوپ دو-دابل-جی!
و...
تهیهکننده: نایل آمادهایم. خیلی خب، بزن بریم.
* پس با من بیا بالا، بدو، اوه، بپر، تیو *
* ببین چه جوری دارم اینجارو بهم میریزم *
* من که دارم خودنمایی میکنم و دخترا هم تو راهن، تیو *
دالی: نایل هوران!
* فکر کنم قراره بدونیم که من اهل عملم، اهل حرفم *
ریبا: تو محبوب منی. سلام!
نایل: برگشتم، عزیزم.
پس باهام بیا بالا، بدو بالا، اوه، بپر، تیو
بوپ، بوپ، بوپ، بوپ، بوپ
اسم من تونی لورن هست
ولی بعضیاتون شاید منو به اسم تونی از "کوکوملون" بشناسین.
"کوکوملون" یه سریال انیمیشنی برای بچههاست
من صدای مامان کودی، همون دکتره، هستم
و اسم اونم اتفاقاً تونیه
مری یه بره کوچولو داشت
با شخصیتم توی "کوکوملون،"
کلی آهنگ میخونم
قسمتها و آلبومها رو ضبط کردم
ولی دارم صدای یه شخصیت رو اجرا میکنم
این خود واقعی من نیست
داشتن یه مربی تو این مرحله از زندگیم
فقط آخرین تیکه پازله
اونا اسطورهاند
موفق باشی، موفق باشی
و اونا میتونن منو به سطح بعدی برسونن
نذار گریه کنم. من هواتو دارم. تو خوبی.
دارم گریه میکنم
* چون دوستت دارم *
* اوه *
چه شروع خوبی.
آره. آره.
آره
آره آره، هی
تا حالا عاشق نشدم
این احساسات احمقانه دیگه چیه آخه؟
یه زمانی میخواستم برم
دیگه حتی نمیخوام برم
یه چیزی برات از مشروبفروشی گرفتم
یه کم تی و بازم بیشتر
* دارم سعی میکنم یه کم بیشتر باز شم *
* ببخشید اگه دلم یه کم کُنده *
* فکر میکردم که برام مهم نیست *
* فکر میکردم نمیتونم عاشق شم *
خوشم اومد
* اما عزیزم، عزیزم *
* نمیدونم چی کار کنم *
* دارم گریه میکنم *
آره! اوه!
آخه دوستت دارم
اوه، آره آره
هوو!
فکر میکردم اهمیت نمیدم
فکر میکردم تو عشق مشکل دارم
ولی عزیزم، عزیزم
آخ!
نمیدونم میخوام چیکار کنم
دارم گریه میکنم
گفتم که! آره!
آخه دوستت دارم
هوو!
آره، آره!
آره! آره!
آره!
خب، اسمتون چیه و اهل کجایید؟
تونی لورن. من ۲۸ سالمه
و اهل هیوستون، تگزاس هستم.
اوه!
اووه، اووه!
اووه!
سلام تونی. نمیدونم چرا برنگشتم...
فیلم "شبهای تالادگا" رو دیدی؟
همونجا که میگفت: «بله.»
و نمیدونه با دستاش چیکار کنه؟
منم همچین حسی داشتم. گفتم: «آره، من این کارو میکنم...»
ولی بعدش، نمیدونم." تو فوقالعادهای!
شما شغل اصلیتون خوانندگیه؟
آه، بله. بله. بله.
من یه کم صداپیشگی هم برای یه برنامه خیلی معروف...
...کودکان به اسم "کوکوملون" انجام میدم.
محاله! وای!
نایل: تونی، یه چیزی بهت بگم...
اول از همه اینکه تو یه خواننده فوقالعادهای.
ممنونم. دوم اینکه...
وقتی اونجا پشت بودم، اعتماد به نفستو میشنیدم.
و میدونستم وقتی برگردم، روی صحنه غوغا میکنی.
اووه. من خیلی صدای بزرگ...
...و قدرتمند زن اینطوری تو تیمم نداشتم، تو این چند فصل.
عاشق اعتمادبهنفست شدم. کاملاً ازت میباره.
میخواستم یه کم بیشتر صبر کنم.
و واقعاً نمیتونستم صبر کنم تا برگردم و ببینم...
...میدونی، چه شکلی هستی و چه انرژیای میدادی.
عالی اجراش کردی. وای! آره.
مرسی!
وقتی یه آهنگ خیلی بالا رو میخونم... آره...
و مجبورم برگردم پایین و صدام رو پایین بیارم...
...یه کم طول میکشه تا دوباره به حالت عادی برگرده و پایین بیاد.
به نظرم عالی بودی. دامنه صدات فوقالعادهست.
و از ظاهرت خوشم اومد. ممنونم. مرسی!
مثل یه عروسک بامزهای.
خیلی ممنونم! مثل یه عروسک بامزه.
مثل یه عروسک بامزه.
تو چی فکر میکنی، اسنوپ؟
خیلی طول کشید تا دکمه رو بزنم.
چون توی صدات ریتم اند بلوز و سُل میشنیدم.
ولی موسیقی یه جورایی باهاش تضاد داشت.
خب. توی تیم من...
...کاری که من برات میکنم اینه که...
...بهت موسیقیای بدم که مناسب خودته.
آره. و اینطور نیست که...
...فقط چون میتونم انجامش بدم، انجام بدم.
نه، من واقعاً تو این سبک خوندن عالیام.
پس اگه توی تیم اسنوپ بودی، این کاریه که من میکردم.
فقط دارم میگم.
وووو!
میدونی، اسنوپ حق داره.
انتخاب آهنگ خیلی مهمه.
یه ژانری هست که تو ازش خیلی خوشت میآد.
که میخوای یه آلبوم ازش بسازی. البته.
و این چیزیه که باید در موردش حرف بزنیم.
باشه. باشه. باشه.
حرف خوبی بود.
خواهش میکنم. ممنون.
ممنونم. ممنونم.
خب، میتونم ازت بپرسم، تونی؟
کی رو به عنوان مربی انتخاب میکنی؟
متاسفم ولی باید بگم که...
* اینجا "The Voice" است. *
دیلی: به دور انتخاب پنهان خوش آمدید.
میتونم ازت بپرسم، تونی؟
کی رو به عنوان مربی انتخاب میکنی؟
متاسفم، ولی باید بگم که عمو اسنوپ!
بریم!
آره!
اسنوپ: تونی، تونی، تونی!
اون صدای قدرتمند و دامنه صدای گستردهای داره.
میتونستم ببینم که اون میتونه کار خاصی انجام بده.
اگه فقط روی ژانر و آهنگ مناسبش تمرکز کنیم.
بیا اینجا، حالا! عمو اسنوپ!
خودت میدونی چی به چیه!
من واقعاً از اجرای تونی خوشم اومد.
یه حسی بهم میگفت که اون متمایل میشه...
...به محض اینکه اسنوپ حرف زد، مستقیم سمتش میره.
اسنوپ نیومده اینجا بازی کنه، اینو بهت میگم.
نایل مثل یه دلال ماشین اومد.
"آره، خب، باید در موردش حرف بزنیم."
منم میگفتم، خب صبر کن ببینم.
باید راستش رو بگم. رقابت با اسنوپ خیلی سخته.
اون زیاد حرف نمیزنه ولی وقتی حرف میزنه...
...تمام حرفهای درست رو میزنه.
من هر کلمه رو فهمیدم ولی هیچی نبردم.
باید یه روح خوب و یه قلب خوب داشته باشی...
...برای یه سبیل خوب.
اول فقط برمیداری و شونهاش میکنی.
و باید آروم فر بدی.
و بعد صورتت رو حدود ۴۵ دقیقه تکون نده.
اون وقت عالی میشه.
اسم من آستین گیلبرت هست. ۲۵ سالمه.
و اهل یوجین، اورگان هستم.
بزرگ که میشدم، پدرم همیشه یه کارگر سختکوش و زحمتکش بود.
روزهای ۱۲ تا ۱۸ ساعته.
اون همیشه بهم یاد میداد...
...که برای هر چیزی که میخوای باید تلاش کنی.
من تمام وجودم رو، تمام تلاشم رو میذارم.
خوانندگی، گیتار... همه چیز رو خودم یاد گرفتم.
خیلی ویدئوهای یوتیوب نگاه میکردم.
و ساعتها و ساعتها اونجا مینشستم.
و فقط... هرگز تسلیم نشدم.
بعد از دبیرستان، به ارتش پیوستم.
من خدمه سیستم موشکی چند پرتابی بودم.
موشکهای دقیق و دوربرد شلیک میکردم.
خیلی عجیب بود که یه بچهی تازه از دبیرستان اومده...
...مستقیم میرفت تا در سراسر دنیا به کشورمون خدمت کنه.
دور از هر چیزی که تا حالا میشناختی.
من خیلی بهش افتخار میکنم.
میدونی که خیلی بهت افتخار میکنم.
میدونم.
واقعاً همینطوره.
میدونستم که بهترینِ خودت خواهی شد.
بعد از ارتش...
من از دوشنبه تا جمعه یه کار اداری از ساعت ۹ تا ۵ دارم.
آخر هفتهها، توی بارهای محلی و رستورانها موسیقی اجرا میکنم.
و سعی میکنم وارد چند تا جشنواره بشم.
یه شب یه اجرا داشتم و نامزد فعلیام، بریتنی...
...اتفاقی اومد و منو دید که دارم اجرا میکنم.
شروع به قرار گذاشتیم و با هم زندگی میکنیم و...
تغییر بزرگی خواهد بود ولی ارزشش رو داره.
من و بریتنی فهمیدیم که بارداریم.
No comments yet. Be the first to leave one.