Le prime 200 righe.
آنچه در «فوقهیجانزده» گذشت...
اون فقط یه آدمی رو میبینه که شلوار جین ضایع
و کفشای آشغال پاشه
نه، اون فکر میکنه تو یه اسب ماده خاکستری هستی
مهم اینه که ایدههات اهمیت دارن نه لباسات
- گرلی درک میکنه - یا رشد کن یا بمیر
یه کارت با دسترسی کامل هروقت که دوست داشتی
بیا اوبرکب
- عضوی از خودمونی - دسترسی کامل داری؟
چه عالی
بخورش! سر کار گذاشتیمت حرومی!
این کار... قانونیه؟
چون سرمایهگذارها کارهای دیگهای هم جز چک نوشتن دارن
منم هدف دارم
مشاوره، رویا ساختن
خب. نه، بیل... من مدیون چیزی جز
پولت نیستم که اون هم بهت میدم
من تو رو اینجا گذاشتم
خودمم میتونم بیرونت کنم
بهنظرم فعلاً بیل رو نزدیک خودمون نگهداریم
ولی تو به کارت ادامه بده
داریم میترکونیم
- تیکی ایشون هم... - گبی هولزوارث
- چی بهش گفتی؟ - گفتم باید جف بیزوس
بعدی رو ببینه
سلام میشه بهم بگید چی باعث شد بهجای اوبر از لیفت استفاده کنید؟
خب، ارزونتره
و رانندههاش خیلی خوشبرخوردتر هستن
ما پول بیشتری در میاریم تازه انعام هم میگیریم
!این مادر سگا دارن همهچی من رو میدزدن
قراره بریم به جنگشون
«فوقهیجانزده: جنگ بر سر اوبر» «قسمت سه: جنگ»
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
مترجمین: امیر دلپسند و امیر فرحناک
۹۳ درصد بازار دست ما بود
خیر سرمون ما این گُهکاری رو اختراع کردیم
ولی حالا بهشت رو ببینید
ببینید به چه روزی افتاده
مزیت روبهجلو بودنمون داره از بین میره
و چی داره از بین میبرتش؟
لیفت؟
جان زیمر تخمی؟
این آدم توی تمام این مدت پشت سرمون حرکت میکرده
همیشه از ما عقب بوده
اونوقت الان میخواد طوری وانمود کنه که انگار داره برنده میشه؟
اونی که از بقیه جلوتره منم
فقط باید این عوضیا رو از رقابت بندازیم بیرون
از عوضی منظورت رانندههاست یا...؟
لیفت رو میگم کصخل لیفت
من داره دهنم گاییده میشه بگو ببینم چیکار کنیم؟
خب، رانندهها حق انتخاب داشتن رو دوست دارن
نمیشه هم رانندهها رو از کار کردن برای
هر دو شرکت ممنوع کرد
باید لیفت رو بخریم جذبش کنیم
اونقدر پول واسه این کار نداریم
- خیلیخب، پس جورش کنیم - ببین، آخه کی
به این شرکت تاکسی شخصی کوچیک جان زیمر اهمیت میده؟
تو خودت یه برند خیلی قوی داری گسترشش بده
تمرکزت رو بذار روی شرکت خودت
انقدر ذهنت رو درگیر لیفت نکن
میدونی بیل، میفهمم چی میگی
ولی الان توی اتاق جنگ هستیم
و انگار هیچکدوم از شما نمیخواد به جنگ اینا بره
ولی خب الان توی جنگیم
نمیتونید با خاله بازی جنگ رو ببرید
الان از بابی نایت نقل قول کردی؟
- دقیقاً - ببین، تو کارِت خیلی خیلی درسته
ولی این یه بازی مجموع صفر مثل مسابقههای بسکتبال نیست
برعکس، دقیقاً همینطوریه
الان اوبر دقیقاً شده مثل گوگل
اوایلی که توی عرصهی جستجو وارد شده بود
یه تازه وارد توی یه سالن پُر جمعیت ولی گوگل چیکار کرد؟
رقیبهاش رو کنار زد
حالا هم که تبدیل شده به این گوگل بزرگ و خفن
گوگل با بهتر شدن خفن شد نه با آلکاپون بازی
شعارشون یادت رفته؟ «شرور نباش»؟
برو این حرفها رو به آلتاویستا بزن (آلتاویستا موتور جستجویی که در سال ۱۹۹۵ راهاندازی شد
و در ادامه رقابت را به گوگل باخت و سرانجام توسط یاهو خریداری شد)
ولی این که گفتی آلکاپون باحال بود
یادمه مامان بابام واسه من و داداشم
تلویزیون نمیخریدن چون فکر میکردن
اینطوری شب تا صبح میشینیم پای کانالهای اِمتیوی
ولی خب دیگه دیدن نمیشه و وقتی ۷ سالم بود خریدن
و آخر همون هفتهای که خریدیم
بابام فیلم تسخیر ناپذیران رو پیدا کرد توی تلویزیون
چون فکر میکرد مثلاً فیلم تاریخیای چیزیه
خب، یهجورایی هست
درسته، صحیح...
من و بابام و کوری نشستیم پاش
و این فیلم مثلاً تاریخی رو میدیدیم
من جات بودم با ۱۲ مرد خبیث شروع میکردم
همونطور که بابام برام گذاشت دیدیم ولی خب ادامه بده
درست، ولی دِ نیرو توی نقش کاپون یادته؟
اون صحنهی مهمونی با چوب بیسبال...
کاپون همینطور راحت داشت قدم میزد...
و حرف میزد و یهو تَــق!
زد کلهی یارو رو ترکوند
اون صحنه کلاً منو عوض کرد
حس کردم جای یارو
کلهی من با چوب بیسبال خُرد شده
تا یه هفته خوابم نمیبُرد
واسه یارو حسابی دلم میسوخت
فکر کن سر شام کلهات رو خُرد کنن
ولی نکتهی اصلی اون صحنه رو فهمیدم
یارو خودش انتظارش رو داشت
نمیدونم داشت یا نه
ولی این مهم نیست
نکته اینه که اون کارِش جواب داد
فکر کن بزنی جمجمهی یکی رو
بین بشقاب سوپ و ظرف ماهی خُرد کنی
میدونی، اگه کسی رو ادب کنی
برای بقیه درس عبرت میشه
اینجا هم باید این برنامه رو پیاده کنیم
فقط محض شفافسازی یهسؤال
میخوای انقدر رانندهها رو بزنی تا ازت اطاعت کنن؟
من میخوام برنده بشم
و خیانت...
حالا هر طور که میخواد باشه...
باید مجازات بشه
ولی ما که مافیا نیستیم
باشه، فکر کنید زمان ممنوعیت الکله و فقط ما مشروب میسازیم
اگه نمیخواید این تجارت فقط مال خودتون باشه
پس اصلاً برای چی اینجاییم؟
با چوب بیسبال تهدیدشون کردی؟
نه، اونا رو که نه...البته نه دقیقاً
یهجور تشبیه بـ...
منظورم اینه که
ترس بعضی وقتها جواب میده
نه اینکه من خودم قبلاً اینکار رو کرده باشمها
راستش نمیدونم دارم چی میگم
وقتی پیشتم استرس میگیرم
اصلاً اینطوری نیست ولی این حرفت جالبه، جواب میده
هر چند وقت یهبار جواب میده، آره
در مورد ویالون بهم بگو
فکر کنم اولش نمیدونستم
که خیلی دلم میخواد نوازنده ویالون باشم
یهجورایی مثل تکلیف مدرسه بود
ولی خب آخرش تبدیل به بهترین دوستم شد
تازه با ویالون زدن ساعتی ۲۰۰ کالری میسوزونی
جدی؟
دیگه چی هست که لازمه دربارهات بدونم؟
شاید بهتره اینو بدونی که الان اینجا با همیم برام عجیبه
ما قبلاً خیلی کوتاه همدیگه رو دیده بودیم و با هم حرف زده بودیم
نمیدونستم چی توی سرته
وقتی توی بازار کشاورزها اومدی دنبالم
موقع اجرام سورپرایز شدم
نه، سورپرایز نشدی
ولی این حرفت جالبه، جواب میده
هر چند وقت یهبار جواب میده، آره
بفرمایید
ممنون
بگو ببینم، واسه سوزوندن کالری
بهترین غذای منطقه خلیج چی اجرا میکنی؟
فکر کنم، یکی از قطعههای ژان سیبلیوس
اگه دسر بخوریم کنسرتوی دیمینور
خب، وایسا، من میخوام هرچی
که لازمه برای فهمیدن عالی بودنت گوش کنم رو
کامل دانلود کنم
دم اِک گرم
اِک؟
آره اِک هم مثل من مؤسس هست
راستش سعی کردم فضای مجازی رو با شرکتم بترکونم
ولی اِک ازم جلو زد
برنامهاش اسپاتیفایـه ببین، میای اینجا
و هرچی که لازمه بشنوم رو برام اضافه میکنی
قشنگ معلومه هنگ کردی چی بذاری برام
خب کار مهمی هست
تو چیکار میکنی؟
دارم واست یه کُد میزنم همیشه اوبر مجانی سوار بشی
من لیفت رو بیشتر ترجیح میدم
مواظب باش چی میگی
بیا داخل
شرمنده، این اواخر همهاش مشغول کار بودم
بدتر از اینم دیدم
من به اینجا میگم جم پَد
فکر کنم برام مهم نیست به هر حال میبوسمت
تصویری از مردی در جنگ
آره، همین عالیه خوبه
خب، من که توی جنگ نیستم
فقط توی یه غذا خوری نشستم
راجع به کسی بهتون میگم
که در واقع خیلی خیلی توی جنگه
میریم تو کارِش؟
میریم تو کارِش
مردم میگم جنگهای خوب یعنی اونایی که میشه توشون برنده شد
جنگهایی هستن که فقط توی یه جبهه انجام میشن
ولی اگه مجبور باشی توی همهی جبههها برنده بشی چی؟
نقشهی جدید قراره فناوری اطلاعات رو روی
رانندههامون بیشتر کنیم
منظورت تحت نظر گرفتنه؟
بیخیال، مجبور نیستیم این حرفهای زشت رو به زبون بیاریم
- سلام - سلام، خسته نباشید
از رانندگی خوشتون میاد؟
واسه آشنا شدن با آدمای جدید روش خوبیه
آره، حتماً همینطوره
و...توی سانفرانسیسکو هم که
قطعاً با دیوونههای زیادی آشنا شدی نه؟
بهنظرت میتونیم سیستم رو یهطوری تغییر بدیم
بفهمیم کیا همزمان برای دوتا برنامه کار میکنن؟
توی تلفن رانندههامون سرک بکشیم
No comments yet. Be the first to leave one.