Le prime 134 righe.
AnimWorld Presents
Naxxremis
"سال 189 خورشیدی"
"توکیو، کیتا کو"
"نیروی آتش"
ایستگاه بعدی، تاباتا. تاباتا. درجه آماتراسو امروز معمولیه.
طبق برنامه به حرکت ادامه میدیم.
تمام مسافران این ایستگاه دقت کنن!
قطار خط کوماگومه و تاباتا...
تو قطار آتیش سوزی شده...
آتیش سوزی بزرگیه.
انگار کار یه دوزخی بوده.
دوباره آتیش سوزی؟
.باید درد داشته باشه
زود راحتت میکنم.
نیروی آتیش ویژه هستیم!
همگی برید عقب تر اینجا خطرناکه!
تو هم اینجا واینستا زودتر برو عقب.
ها؟ تو...
ستوان! داری چیکار میکنی؟
ببخشید.
واحد 0810. بیاید این دوزخی رو راحت کنیم.
دریافت شد!
خواهر، لطفا دعا خوندن رو شروع کنید.
چشم.
شعله نفس روح است.
- شلیک آتش خاموش کننده ویژه! - دود سیاه رهایی روح است.
آماده خرا کردن هسته با شمعدان!
از آتش امده و به آتش برگرد.
باشد که روح تو...
به آتش ابدی برگردد.
لاتوم.
لاتوم.
معرکه بود. خودشه!
خواهر، آسیب ندیدی؟
نـ نه.
خواهر!
تو...
بله! ببخشید بابت دیر معرفی کردن.
من از امروز جزو نیروی ویژه آتش بخش هشتم
سرباز نسل سوم، شینرا کوساکابه هستم.
قسمت اول: شینرا کواساکابه وارد میشود.
پس این جای پای شیطانیه که همه دربارش حرف میزنن.
کلیسای جامع ویژه آتش 8
واحد جدید تشکیل شده تجهیزات جدید نداره؟
آشغال دونیه.
شینرا، بیا تو.
بله!
شبیه زباله دونیه؟
نـ نه!
گزارش میدم!
اوه، اومدی.
من کاپیتان واحد ویژه نیروی آتش بخش 8 آکیتا اوبی هستم.
کلیسای جامع ویژه آتش بخش 8، دفتر کاپیتان
لطفا موقع معرفی دست از تمرین بردارید.
که اینطور.
تاکشیسا هیناوا معاون موقتی بخش 8 هستم.
خب پس شینرا...
شینرا
درباره عکس رزومت... چرا داری میخندی؟
بله! ببخشید در این باره. وقتی دست پاچه میشم صورتم جمع میشه
و گرایش به خندیدن داره.
ها؟
آم، چیزه... وقتی دست پاچه میشم میخندم. کل صورتــ..
شرمنده شرمنده. چقدر بانمکی تو.
پس باید زیاد برات سوء تفاهم پیش بیاد ها؟
یله قربان! اینطور نیست که کسی رو دست کم گرفتم.
"بانمک"؟ با چندش آور اشتباه نگرفتی؟
خب بگو بینم شینرا، هدفت از عضویت به نیروی آتش چی بوده؟
بله!
من اومدم اینجا تا قهرمان بشم.
افکار قهرمانانه خوبه ولی سربازای آتش یه تیم هستن.
باید عملیات رو اولویت قرار بدیم.
قهرمان، ها؟
تاجایی که من میدونم
به خاطر اتفاقی که تو بچگیت افتاده
توی آکادمی آموزشی بهت شیطان میگفتن.
مطمئنی که یه جنایت کار با شهرت بد نیستی که
فقط اومده سرباز آتش شده تا یه اعتبار به دست بیاره؟
و میخوای که قهرمان باشی؟
کلیسای جامع ویژه آتش 8، حموم
خواهر...
چیه ماکی سان؟
توی ایستگاه توسط نیروی تازه
مثل پرنسس ها بغل شدی دیگه؟
اون موقع
حس کردی که دست سرنوشتی چیزی بوده؟
ماکی سان، معمولا خیلی با ابهته.
ولی توی سرش فقط گل و بلبله.
گزارش میدم!
بابت کمکت ممنونم.
خواهش میکنم.
به عنوان یک قهرمان عادیه.
واقعا دست سرنوشته!
به عنوان یه خواهر و آیریس ساما دوست داشتنی ما خشونت بهتون نمیاد.
باحال و رمانتیک نیست؟
پاچه های شلوارت رو طوری طراحی کردم که به قدرتت بخورن.
بلندیش خوبه؟
بله. خیلی ممنونم...
بوی خوبی میده.
این بوی یه زن مرطوبه؟
اوی! من به همچین چیزی فکر نمیکردم!
کاپتان اوبی، دیگه وقتشه.
خیلی خب. همه جمع شدن پس شروع میکنیم.
هیچ کدوم از ماهای که اینجا هستیم نمیدونیم که کی ممکنه اتفاق بیوفته...
ترسی که در وجود تمام انسان های روی کره زمین وجود داره.
آتش گرفتن خود به خودی انسان.
به روزی...
یهویی آدم های دنیا شروع به آتیش گرفتن کردن.
این قربانیان آتش به عنوان نسل اول شناخته شدن.
نسل اولی که حس خودشون رو از دست دادن
و از کنترل خارج شدن تا زندگیشون به پایان رسید
به عنوان "دوزخی" ها ازشون ترسیده میشد.
دوزخی ها تا وقتی که هسته درونشون
که قلبشون هست نابود نشه از بین نمیرن.
به عبارت دیگه، راحت نمیشن.
ماموریت ما نیروی آتش ویژه
اینه که دوزخی ها رو راحت کنیم و روح انسان ها دوزخی ها رو نجات بدیم.
و هرچه زودتر دلیل این آتش سوزی ها رو پیدا کنیم و معما رو حل کنیم
و مهم تر از همه انسانیت رو از ترس آتش
هرچه زودتر نجات بدیم.
من قهرمان میشم...
نه، من باید قهرمان بشم.
کلیسای جامع ویژه آتش 8، خوابگاه
مامان...
مامان، من میخوام قهرمان بشم و از مامان و شو مراقبت کنم.
خیلی باحاله.
شیطان!
معلومه که همچین بچه خطرناکی رو قبول نمیکنم!
خانوم، جلوی نوه تون این حرفو نزنید.
نوه؟
میدونی که این پسر چیکار کرده؟
ولی بازم... ولی بازم...
این چه صورتیه که تو داری!
No comments yet. Be the first to leave one.