Le prime 200 righe.
سلام و درود
و به مسابقهی قهرمانی...
بوکس بدون دستکش امشب خوش اومدید
که تا چند ثانیهی دیگه...
برنامه شروع میشه
یه طرف، قهرمان رو داریم
شاهزادهی مشتزنی بدون شکست...
ارباب دستهای بلند، پانچی دانکینز
و کسی که اونو به مبارزه دعوت کرده...
پیوی پیپسکوییک
لطفاً آمادهی دیدن مشتزنی بشید
حالا بیایید ببینیم که پیوی...
در برابر چشمان ما تبدیل به مربا میشه
پانچی افتاد زمین
هشت، نه، هُب، ناکاوت شد
و پیپسکوییک قهرمان رو شکست داد
باورنکردنیه
آره، عین یه خروار آجر سقوط کرد
خب حالا کارت با ما چیه، نایجلا؟
استخداممون کردی که دنبال یقهی لباس شکسپیر بگردیم...
که شبیه فیلتر قهوه بود؟
یقهی الیزابتیشو میگید؟
راستش اینم فکر خوبیه
یه جا مینویسمش، ولی نه
یکی هست که مایلم باهاش آشنا بشی
ارباب دستهای بلند؟
بذار حدس بزنم، یه آدم گنده و ترسناکه...
ولی وقتی حرف میزنه، صداش مثل مایک تایسون مسخرهست
سلام، خوشوقتم
- درست گفتم - پانچی، چیزی که به من گفتی رو بهشون بگو
خب همه سبک تمرین منو میدونن
یه قانون خیلی سفت و سخت دارم. شب قبل از مبارزه، تلمبه زدن ممنوع
درسته. قبل از مبارزه از سکس پرهیز میکنی...
چون انرژیتو تخلیه میکنه
شب قبل از مسابقهی قهرمانی درخواست سرویس اتاق کردم
- کریسپ سفارش دادم - چیپس
- به همراهش هم چیپس سفارش دادم - سیبزمینی سرخکرده
با اینکه میدونستم کربوهیدراتش مستقیم میره توی ماتحتم
- به زبان آمریکایی یا انگلیسی؟ - آمریکایی
- باسن - وقتی پیشخدمت هتل اومد در اتاقم...
شروع به خوندن یه شعر کرد
کلماتش رو یادم نمیاد...
ولی راستش خیلی خیلی قشنگ بود
و وقتی که شعرش تموم شد، آبم اومد
خب پس به گمونم افسانهها حقیقت داره
یکی سونات گمشدهی شکسپیر رو پیدا کرده
خیلیخب، باید یه کوچولو...
برگردی عقب
خیلیخب، خیلی حرکت باحالی بود. حالا توضیح میدم برات
مدتها شایعه شده بود...
که شاعر جاودانه، سوناتی نوشته که به قدری رمانتیکه...
و به قدری پر شور و احساسه و به طرز ناراحتکنندهای عاشقانهست...
که فقط شنیدنش باعث میشه...
که هر شنوندهای تحریک بشه و همونجا تا ارضا شدن پیش بره
- منظورت اینه که آبش بیاد؟ - آره، دقیقاً
میدونستم که کتاب "ده چیز تو که از آن متنفرم" رو...
از روی کارای اون نوشتن، ولی شعر هم میگفته؟
وقتی متوجه قدرت این سونات شد...
از چشم دنیا پنهانش کرد
من تا حالا مدرکی مبنی بر وجودش پیدا نکردم...
ولی منم مثل طرفداران گروه فلیتوود مک یه شایعاتی شنیدم
و حالا بذار حدس بزنم. میخوای ردش رو بزنیم...
تا بتونی توی بایگانیت ازش محافظت کنی
اگر نام گل رز را عوض کنیم، رایحهاش همانقدر دلنشین نمیماند؟
هرطور تصور میکنم، به نظرم میمونه
مترجم: Thetrueali Telegram: @Thetrueali
صحبت کن، آگاتا
ریپ، با تکتک مراکز شرطبندی لندن تماس گرفتم...
و فقط یه شرطبندی درست و حسابی دیدم...
که روی اون یارو فسقلیه توی شب مسابقه بسته شده
کسی که شرط بسته، از اسم مستعار استفاده کرده ولی از یه میخانهی محلی زنگ زده...
که پاتوق یه عده بازیگر تئاتره
اسمش هم دندانهی شکستهست
که درواقع اسم خوبی واسه یه رمان میشه
پس بهتره گوشی رو بذارم و یه لحظه بخندم
به نظر میاد باید در پوشش مخفی وارد بشم
منم وقتی وارد میشم، از جون مایه میذارم
ریپ، نه. هر دفعه که وارد پوشش مخفی میشی...
زیادی توی نقشت فرو میری و نمیتونی برگردی
- مزخرف داری میگی - نه، نمیگم
حادثهی وینیپگ چی؟
این هیچ شباهتی به حادثهی وینیپگ نداره
حادثهی وینیپگ چیه دیگه؟
شرمنده، ولی باید به حس ششم من اعتماد کنی
خوشت نمیاد؟ در اون طرفه. جعبهی پیشنهادات هم روشه
میتونی پیشنهادت رو بندازی داخلش
مطمئن باش که میاندازم
حس ششمت نزدیک بود به کشتنت بده
ولی به کشتنم نداد. در عوض...
اون کارت هدیهی استارباکس رو دادن...
که همیشه با قیمت دو برابر دوباره فعالش میکنی
بچهها، بیخیال. شماها رفیقید
- میکشمت - میدم به جرم قتل دستگیرت کنن
- بچهها - باشه، باشه. ولی در حال حاضر من دیگه...
ریپ دیگمن نیستم. اسمم دوبیـه. دوبی مکبوبرتون
شاید بتونیم روی اسمت کار کنیم؟
حالا دیگه اونم گیر میده بهم. ای خدا
شونزده اونس آبجو لطفاً
خیلیخب، اینم یه عبارت زبانپیچان
چرم زرد، چرم چرب. چرم زرد، چرم...
یه قوری قهوهی قشنگ در یک قوریِ قشنگ قهوه
قوری، قشنگ به نظر میاد، ولی میدونیم که قشنگ نیست
هه!
مشکلی داری رفیق؟
مدام پوزخند میزنی، ولی ندیدم کسی اینجا نمایش...
- "رام کردن زن سرکش" رو اجرا کنه - به دوستات میخندم
زبانپیچانهای اونا، زبان یه بچه رو هم نمیتونه بپیچونه
خب اگه فکر میکنی تو بهتر بلدی، این گوی و این میدان
مگه اینکه بترسی
سالتین، سووپر، نجاتم بدید
سختترین زبانپیچان جهان
پیداش کردم. پشت سر من تکرار کن
یه بیسکوئیتپز...
یه باکس بیسکوئیت رو توی میکسر میکس کرد
بیسکوئیتپز گفت: بیسکوئیت میکسشده؟
میکس داخل میکسر بود
- آخ، زبونم - زبونش پیچ خورد، ریپ
- از اینجا به بعدشو خودت باید ادامه بدی - خب...
چیزه...
بیسکوئیتپز میکسها رو توی میکسر بیسکوئیتش میکس کرد
آبشو توی بیسکوئیتها کنار ساحل لیترلیتر فروخت
لیست کنار لنچ، با شعله مشتعل شد
نامه نحیفتر از زنی بود که با نخ، آبنبات روی بافتنی میبافت
شناگر گفت: خیستر، بهتر
خودش خشک بود ولی خیلی لاغر نبود
و به نرمی نهال نحیف و ناتوان نیمروز
وقت غذاست، دیوید شویمر
اینو میکسر خستهی بیسکوئیت گفت که اکسیرش مستکننده بود...
و اثاثش توی عکس بود. کتابی برای ثروتمندان...
نه برای مسکین و مستمند، میکسر رو سرپا کن
با لباس خیس شناگر...
که با آبپاش آبپاشی شده
هیچ ایرادی نداشت
عالیه
زبونش اصلاً پیچ نخورده
حتی تسپیس هم اگه بود، از این زبانپیچان لذت میبرد
- اسمت چیه؟ - فورث. والی فورث
بیا با ما تمرین کن. تئاتر انگلندشایر...
فردا شب ساعت ده
ممنون، ده میبینمت
- ریپ، موفق شدی - ریپ؟
ریپ کیه؟ آها، درسته. خودمم نزدیک بود بیش از حد توی نقشم فرو برم
- شرمنده، این آهنگ زنگ گوشی منه - آره، باید عوضش کنی
خیلی حس بدی بهم میده
خیلیخب، ریپ. وقتی رفتی داخل تنها کاری که باید کنی...
اینه که اون سونات گمشده رو پیدا کنی و بیاری بیرون
اجازه نده کاریزماش تو رو بگیره
بیخیال، سووپر. منو چی فرض کردی؟
جدی میگم، ریپ
سالتین، به نظرم مشکلی براش پیش نمیاد. یارو خیلی سفت و سخته
والی فورث، به کلبهی محقر ما خوش اومدی
چقدر شیک. چطوری چنین جای نابی گیر آوردید؟
خب بذار بگم به لطف یه شرطبندی که اخیراً انجام دادیم و شانس یارمون بود
همه گوش بدید چی میگم
سالهای سال، ما بازیگر ذخیره بودیم
همیشه یه گوشه منتظر بودیم
ما لایق اینیم که زیر نورافکن باشیم
وای، این یارو ناجور کاریزماتیکه
ولی به زودی، ما بازیگران ذخیره میشیم بازیگران اصلی
و بهترین نمایش هملت...
که تا به حال دیده شده رو اجرا میکنیم
تا الان بهترین صحنهی نمایش رو جور کردیم
قدم بعدی، بهترین وسایل صحنه
چون میدونید، نقش جمجمهی یوریک رو...
جمجمهی شخص شاعر بزرگ بازی میکنه
ولی مگه اون جمجمه توی موزهی شکسپیر نیست؟
دقیقاً. واسه همین باید آزادش کنیم
- پایهای؟ - نه
همونجا بمون و دنبال سونات بگرد، ریپ
به نقشهمون پشت پا نزن
البته که هستم
پس بیایید بریم جمجمه رو بیاریم
ایول!
جمجمه اونجاست
ریپ، داری چیکار میکنی؟ قرار بود برای نایجلا کار کنیم، نه اینکه ازش دزدی کنیم
فکر کردی خودم کنایهآمیز بودنش رو درک نمیکنم؟
بیا، والی
عجب چیز فوقالعادهای
آهای، جریان چیه؟
یه فرصت بهتون میدم...
که اسلحهتونو بیارید پایین و بخوابید روی زمین
- وگرنه چی میشه؟ - وگرنه این میشه
والی، اینو بزن روی گوشت
عجب پیکر مطبوعی
همین الان، والی. بذارش روی گوشت
صدا قطع شد
- وحشت نکن - دیر گفتی
بیا، والی. دست بجنبون
سلامتی خودمون، بازیگران ذخیره
- ایول - همینه
میگم سباستین، بگو ببینم اون چیه اصلاً؟
یه چیزیه که لای...
یه کتاب خیلی قدیمی پیدا کردم
بعد معمولاً کجا میذاریش؟
اینو با خودم به گور میبرم
از اینکه امروز تونستی گلیمت رو از آب بکشی، خوشم اومد، والی
حالا دیگه تو یکی از مایی
شب بخیر، دوست من. جدایی غم بسیار...
خب خودت بقیهشو میدونی دیگه
شیرینیه
No comments yet. Be the first to leave one.