Le prime 200 righe.
انچه گذشت...
-قرارم کتم؟
-نمیخوام فرار کنم -ما میخوایم زنده نگیت داریم
تو با این نارنجک اندازها اشنایی
۷۲۷۲۷۷0 تقدیم می کند
با زن من خوابیده و موضوع رو شخصی کرده
ممکنه رهبر یه باند رو کشته باشه
این جزء قرارمون نبود -چرا بود
انتون بت نگفت
اینکارو ستوان کاوانو کرده تا..
جون کرتیس به خطر بیوفته
تا مجبورش کنه علیه تیمش شهادت بده
موکل من حاضره به جرم های جدیدش اعتراف کنه
ولی قبلش باید امنیتش تضمین بشه
-چی درباره دوستاش داره بگه؟ -هیچی
-یه راه دیگه هم داری -من نمیتونم به خانواده ام پشت کنم
اینطوری آخرین فرصت مون برای گرفتن ویک از بین میره
باید کاری کنی باور کنه که لمنسکی اومده تحت قانون حمایت از شاهد
لمنسکی داره حرف میزنه و همه چیز داره به من ختم ميشه
اگه تصمیمش عوض میت به ما خبر میداد
شاید . چون معامله رو قبول کرده د ن نگفة
میبریمش سر قرار باهاش حرف میزنیم
اگه نیومد یعنی اینکه معامله رو قبول کرده
یه جوری میفرستیمت مکزیک برات پول جور کر دیم..همه چیز آماده ست.
من اینکارو نمیکنم
پس اگه نمیخوای بری برای چی اومدی اینجا؟
-اومدم شما رو ببینم -برات غذا اوردم
شین؟
راضی شدی کاراگاه مکی؟
جداشون کنید
بایداون کسی که اینکارو کرده پیدا کنیم
و بکشیمش
با چندتا رابط حرف زدم
هیچکس گواردو رو ندیده انگار دود شده رفته هوا
از مامورها چی؟
فدرال هم دنبالشه ولی چیزی نمیدونه
چطوری گواردو لم رو برد بود اونجا؟
تنها
و اوذ اونطوری که مرد...
لعنتی
وقتی گواردو رو پیدا کردیم
باید همونطوری بمیره
فقط ارومتر
اره
1 به جای بکا به ما زنگ زده بود..
-باید همون اعتماد میکرد -اون ترسیده بود
اآگه نمیذاشتم اون جریان انتون پیش بیاد...
پلیس خوبی بودی
دوست خوبی بودی به افتخارت
همکارت رفته خونه؟
-بیلینگز 8 ساعت بیشتر کار نمیکنه -دوباره مضنون قتل؟
این سومین السالوادوریه که به قتل لمنسکی اعتراف کرده
دو نفر اول جزییات رو درست نگفتن این یارو هم که اصلا وقتی قتل رخ داده تو کشور نبوده
اینطوری میخوان افتخار کشتن رو به اسم خودشون ثبت کنن
تا باند اروم باشه -اروم باشه؟
خبر این حتی هیچ جا جا پخش نشده
نه مراسم تدفینی نه کنفرانسی
انگار اصلا لمنسکی پلیس نبوده
برای انتقال اماده ست
ویک اومده؟ سنه..مر من میرم پیشش
ویک اینجاست؟ گوشیش رو جواب نمیده
نه...فعلا رفته استراحت
تا فردا هم برنمیگرده
-چیزی شده؟ -چند روزه ازش خبر ندارم
پیغام میذارم جوابم رو نمیده
-بچه ها ترسیدن -حتما سرش یه کم شلوغه
اره
-پیغام رو بش میرسونم -بهش بگو بهم زنگ بزنه
مرسی
ببخشید ترسوندمت ميشه چند لحظه وقتتون رو بگیرم؟
حالا چیه ستوان؟
میخواستم به خاطر رفتار هفته پیشم تو دفتر کاپیتان ویمز معذرت خواهی کنم
کنترلم رو از دست داده بودم
-موضوع رو شخصی گرفته بودم -البته
من یه سری تحقیق درباره مرگ لمنسکی انجام دادم
تا انگیزه رو پیدا کنم -انگیزه برای چی؟
-برای پیدا کردن قاتلش این کار تو نیست.
ویمز اين تحقیقات رو به عهده گرفته
میدونم واگنباک هم کارش خوبه
اما اون فقط افتاده دنبال السالوادوری ها
-چی میخوای جان؟ -همون چیزی که هفته پیش میخواستم
امکان نداره داری زیاده روی میکنی
هیچکس حواسش نیست مکی داره هر کاری میخواد میکنه
خواهش میکنم..به خاطر یه پلیس مرده به حرفیام گوش کن
اون لیاقتش اون لیاقتش رو داره
چیده ۱
اون بسته موادی که علیه لمنسکی پیدا کردیم
جزء فسادی بود که مکی داشت
کرتیس دستگیر شد
ویک میخواست از خودش محافظت کنه
برا آع اد برای همین گذاشت لمنسکی اعتراف کنه
و رفت با انتون میچل یه معامله کرد
تا امنیت دوستش تضمین بشه
اما معامله با میچل بهم خورد
کرتیس هم ترسید و فرار کرد
ویک مهو مس حدهتشی رو
اما کرتیس میخواست... -یعنی ویک همکار خودش رو کشته؟
احتمال داره با السالوادوری ها معامله کرده باشه
اما یکی اون نارنجک رو انداخته تو بغل لمنسکی
و ویک میدونه کار کی بوده
بذار واگنباک رد السالوادوری ها رو بگیره
منم اروم و با احترام رو ویک کار کنم
تا فردا گزارش رو میزم باشه
بعد تصمیم میگیریم کی رو پرونده کار کنه
چشم
مرسی قربان
هیچی درباره لم نداریم
تا حالا چندین نفر فقط الکی اومدن اعتراف کردن
این که معلومه کار گواردوئه
ما تا حالا دوبار موادش رو مصادره کردیم
با کشتن لم میخواسته بگه که ولش کنیم
منتظرت بودم
خیابان واتر... کلینیک متادون اتش گرفته
اونجا -برو یه سر او -ما که اتش نشانی نیستیم
اونجا منطقه مواد فروش هاست
نمیخواد پرونده لم رو ازت بگیرم
اما فعلا میخوام تمر کزت رویه چیز دیگه باشه
اگه چیزی پیدا کردیم خبرت میکنیم
کورین دیشب اومد اینجا خبری ازت نداشت
بچه ها هم نگران بودن شاید بیتر باشه یه زنگ بیش بزنی
باشه
لعنتی برید
صبر کن عزیزم
-اروم باش -خاموشش کن
بیا اینجا بیا اینجا
بر گرد ببینم
خیرای اخقتوت. چیه >
-به تو چه؟ -حالا میگم به کی چه
-فکر کنم هنوز سنت قانونی نشده -اره...تو چی؟
مثل اینکه اقا دنبال بچه بازیه
اون سنش قانونیه و خودش میخواد
ویک
لعنتی..مثل اینکه کاسبی خیلی خوبه
از بر کات توئّه
مثل اینکه اقاتون خیلی دهنش گشاده عزیزم
اگه میخوای...
از لیست سیاه خط بخوری باید تابع باشی
اتش سوزی کلینیک تو خیابون واتر
اونجا منطقه واناینره..مثل اینکه کار شما بوده
ندا ما با اونا کاری نداریم
سنه -اونا کارشون خوبه
پس کار کی بوده؟
ما فقط تو کار هروئینیم
یه سری اون معتادها اونجا قاطی کردن
کلینیک میدونه؟
اونا براشون مهم نیست فقط میخوان به پولشون برسن
فقط میخوان معتادها ازشون خرید کنن
اره..یه سری از اونا بیست ساله از اونجا خرید میکنن
لعنتی
برو سر کلینیک ببین ممکنه کار کی باشه؟
از معتادها؟
شاید یکی نشثه بوده اونجا رو آتش زده
به ویمز زنگ بزن بگو نیرو کمکی بفرسته
تو
به رییست بگو
اگه کمکی خواست بهم ز بهم زنگ بزنه
یکی طلبش
کلینیک میگکه کونتین کارت متادون اونجا میداده
-خودش هم مصرف میکرده؟ با دز 30
اینجا با یکی از سترین دوستاش زندگی میکنه
الان دو روزه کسی اونا رو ندیده
آشپزخونه کسی نیست
اتاق خواب هم کسی نیست
مثل اینکه کوانتین مدتی تو صحرا بوده
احتمالا اونجا معتاد شده
متوجه بو میشی؟
اره
بوی گوشت سوخته میده
کوین اسمیت هم اتاقی
مغزش رو ترکونده ولش کرده
وای به حال دشمنش
مرسی
خبری از 1 از مرگ لمنسکی نشده؟
که تنده
راستش بت زنگ زدم
ميشه با خبرچین السالوادوریت حرف بزنم؟
امولیا؟ چی میخوای بهش بگی؟
اوت احتمالد میشناسد شش
گفتم شاید خبری داشته باشه
انگار میخواست بره سیاتل پیش خواهرش
راستش نمیدونم الان کجاست.
اینجا میخوای کار کنی؟
-فکر میکردم تحقیقات تموم شده -اره
یه تحقیق دیگه درباره مرگ لمنسکی شروع کردم
میخوام درباره مضنون اولم
کی هست؟
این دوربین خیابون های اطراف...
اون محلیه که لمنسکی مرد
مکی تو اظهاراتش صبح فردای اون روز گفت
۰ رو ع۹ م1 عاها 1۵۵۷۷۶81 4۰ ع 1۰۳110006۵5۵ ساعت ده رفتم بچه ها رو ببینم
از بزرگراه شرقی رفتم من اونجا رو خوب میشناسم
میخوای درباره ویک و
اره
لمنسکی و مکی خیلی با هم نزدیک بودند
درضمن تو انگیزه ای نداری
بذار یه چیزی رو بست بگم
من به اسودا گفتم که به مکی بگه لم با ما معامله کرده
و اینکه به خاطر نجات خودش حاضر شده ویک و تیمش رو بفروشه
میدونستم مکی میره سراغ لمنسکی تا حقیقت رو بضیمه
برای همین میخواستیم سر به زنگاه مچش رو بگیریم
No comments yet. Be the first to leave one.