Dexter

Dexter

Farsi Persian 字幕をダウンロード

シーズン 7

リリース情報

Dexter S07E01 720p HDTV x264-EVOLVE
解説: Hamzeh Dexter
ترجمه از حمزهRapidbaz.org

タグ

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
公開日: 2012-10-01
ダウンロード: 63
聴覚障害者向け: Yes

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

... آنچه گذشت

تو واقعاً به هیچی اعتقاد نداری؟

... فکر کنم به یه‌سری اصول اعتقاد دارم

.که باعث نشه توی دردسر بیافتم...

بنظر مثل چیزایی میاد .که به توله سگا یاد می‌دن

یعنی انقدر بده؟

... خانم‌ها و آقایان

.ستوان "دبرا مورگان" رو بهتون معرفی می‌کنم...

،اگه قرار باشه اصلاً احساساتی داشته باشم .فقط برای "دب"ـه

.اون تنها کسیه که منو دوست داره

.تو تنها چیزِ خوبِ ثابت توی زندگیم هستی

.یه چیزی داخلشه

!یا حضرت گُه !مار

پس شروع شده؟ - .بله -

.شروع شده

!نه

این «قاتل قیامت»ـه؟

.فشارهای زیادی برای «قاتل قیامت» روم هست

پیشرفتی داشتیم؟

... می‌خوام با چندتا از بهترین

.بازرس‌های انتخابیم مصاحبه کنم...

تا حالا «قاتل قیامت»مون ،سه تا صحنه‌ مهیج بهمون نشون داده

،«به احتمال‌زیاد اشاره می‌کنه به کتاب «مکاشفه

.10 فصل‌های 8 تا

.فکر کنم یه سرنخ جدید پیدا کردم - این کیه؟ -

.آخرین و بهترین کارآموزِ کلاسِ علوم قضاییم

،بازی در مورد بخش جنایيِ پلیسه

،اما توی بازيِ من .می‌تونی قاتل زنجیره‌ای هم باشی

.فکر کنم این خیلی زننده‌س

آخه کی دلش می‌خواد یه قاتل زنجیره‌ای باشه؟

دیوونه شدی؟

تو با یه مضنون خوابیدی؟

.شاید تو حسودیت می‌شه

... این کار بدون اعتماد نمی‌شه

و منم نمی‌تونم همکاری داشته باشم... .که نتونم بهش اعتماد کنم

،نمی‌دونم چطوری رفتار کنم ،نمی‌دونم چیکار کنم

.نمی‌دونم کی رو استخدام کنم - ... دب"، تو انقدر باهوش بودی" -

.که بدونی این کارِ ساده‌ای نیست...

"تو واقعاً فکر می‌کنی "متیوس ... تو رو ستوان کرد

چون برای اینکار آماده بودی؟...

.اینا همه‌ش سیاست‌بازیه تا حالِ منو بگیره

،هردفعه که یه اتفاق بدی می‌افته .می‌رم پیش اون

.اون «خونه‌ی امنِ» توئه

... یه جوری حرف می‌زنی

.که انگار می‌خوام از اون لحاظ باهاش باشم...

خب، می‌خوای؟

تو که واقعاً فکر نکردی می‌تونی نقشه‌ی خدا رو خراب کنی،‌ها؟

.من باید جلوشو بگیرم

!تو که می‌خواستی نجاتش بدی؟

"مسافر تاریکيِ» "تراویس» .قسمتی از وجودشه

.اونم مثل من نمی‌تونه از دستش نجات پیدا کنه

... "فکر کنم "تراویس

.بازم می‌خواد آدم بکُشه...

."کسوف داره شروع می‌شه، "تراویس

!قرار نبود اینطوری بشه

...دقیقاً .همونطوریه که باید باشه

.اوه خدایا

* تو...؟ *

خیلی ساده‌ست که ... طبیعتِ انسان، رازهای کوچیکی رو

.از دیگران مخفی کنه...

.همه‌مون اینکارو می‌کنیم

".من موهامو رنگ می‌کنم"

".من فیلم‌های سکسيِ اینترنتی می‌بینیم"

اما اگه تمام زندگیت یه راز باشه چی؟

یه دروغ؟

چطور می‌تونم کمک‌تون کنم؟

449 یه بلیت درجه2 برای پرواز

.به بوداپست

.درسته

... و افشا شدنِ حقیقت

.می‌تونه تمام شخصیتِ واقعیت رو نابود کنه...

پس چیکار می‌کنی؟

فرار؟

.اوه، خدایا

.از جلوی جسد گمشو کنار

.دب"، منم"

اون کیه روی میز کلیسا؟

."تراویس مارشال"

،دکستر چه غلطی می‌کنی؟

.اوه لعنتی

!باهام حرف بزن

می‌شه اسلحه‌ت رو بیاری پایین؟

خواهش می‌کنم؟

... همونطور که ازم خواستی

.اومدم یه‌بار دیگه اینجا رو بررسی کنم...

.تراویس" اینجا بود" .با شمشیرش بهم حمله کرد

.باهاش درگیر شدم

.بیهوشش کردم

... چی شد که روی میز

توی پلاستیک پیچیدیش؟...

.یه‌هویی شد

!یه‌هویی شد؟

یعنی چی اصلاً؟

،از وقتی که "ریتا" مُرد ... خشم زیادی توی وجودم جمع شده بود

... و وقتی به "تراویس" نگاه کردم...

... و به کارایی که کرده فکر کردم...

،می‌خواستم اون بمیره... .واسه همین کُشتمش

اما بازم دلیل نمی‌شه .که اینطوری توی پلاستیک بپوشونیش

.حتی در موردش فکر هم نکردم

.من یه کارشناس علوم قضایی‌م

فکر کنم رد نذاشتن از خودم .یه‌جور حالت غریزی داره

.خدای من، دکس

چرا بهم زنگ نزدی؟

.حس‌وحال خیلی خوبی نداشتم

زخمی‌شدی؟ - .نه -

.از لحاظ جسمی ‌خوبم

به کی زنگ می‌زنی؟ - .به پاسگاه -

.باید همه رو خبر کنم بیان

!نــه

.خواهش...صبر کن

چرا؟

وضعیت اینجا چطور نشون می‌ده؟

.خیلی عجیب - .دقیقاً -

اگه تحقیقات صورت بگیره ... انقدر جون‌مون رو به‌خطر می‌ندازه

که هیچ‌کدوم... .آمادگيِ روبه‌رو شدن باهاش رو نداریم

.اما این یه دفاع‌ازخود بوده

.آره

.اما خیلی خیلی عجیبه

.باید اینو گزارش کنم

.تو یه جنونِ آنی داشتی

.می‌تونیم درستش کنیم

چطوری؟

.بهترین وکیل شهر رو برات می‌گیرم

... حتی اگه انقدر خوش‌شانس باشم

... که ثابت بشه جنونِ آنی داشتم...

.بازم اونا می‌ندازنم توی یه واحدِ روانی...

... شغلم، اعتبارم رو از دست می‌دم

.و احتمالاً حتی "هریسون" رو...

پس چیکار کنیم؟

.تراویس" مُرده"

.آره - .هیچی نمی‌تونه اینو عوض کنه -

.شاید بهتر باشه فقط از شرِ جسد خلاص بشیم

چی؟ - ... می‌تونم بذارمش توی ماشینم -

... و ببرم یه جایی بندازمش...

.که هیچکس نتونه پیداش کنه...

.نه - ...اگه مواظب باشم -

!نه .از مخت استفاده کن

... اگه با جسد بگیرنت

.همه‌چیز 10برابر بدتر می‌شه...

.ما جسد رو هیچ قبرستونی نمی‌بریم

.باشه

.مثل یه‌ خودکُشی صحنه‌سازیش می‌کنیم

خسته و ناامید از اینکه دنیا ... جوری تموم‌نشده که پیش‌بینی‌ش رو می‌کرده

تراویس" روی میز کلیسا"... دست به یه خودکُشيِ مذهبی می‌زنه؛

.شمشیرش رو توی بدنش فرو می‌کنه

.شاید

.اما قبلش کلیسا رو آتیش می‌زنه

.آتیش

.مطابق با انجیل هم هست

.آخرین تابلوی نقاشی

و تمام ردهایی که .از وجودِ ما در اینجا بوده هم پاک می‌کنه

چطور اینکارو بکنیم؟

.باید خیلی سریع آتیش بگیره

.بنزین .همین نزدیکیا یه پمپ‌بنزین هست

.می‌رم چند گالون بنزین می‌گیرم

،"نه "دب .تو برو خونه

.خودم اینکارو می‌کنم .می‌دونم دارم چیکار می‌کنم

!مزخرفه

."خدایا، "دبرا

.سگ خیلی خوبیه

.سلام بابا .اسمش "بنجو"ئه

اون سگ از کدوم قبرستونی اومده؟

،سگِ خوانواده‌ی "میلیکان" یه توله داشت

.نتونستم جلوی خودم رو بگیرم - .نباید هیچ سگی توی این خونه بیاد...هیچوقت -

اما چرا؟ - ... چون -

،"اوه "هری ... ببین "دبرا" چقدر دوستش

!همین که گفتم

.دکستر

.حتی فکرش هم نکن

... باید هرکاری که لازم باشه بکنم

تا "دبرا" رو از حقیقتِ واقعيِ ماجرا... .دور نگه دارم

.باید اسرارم رو در امان نگه دارم

... وگرنه زندگی من، زندگی اون

.دیگه هیچوقت مثل سابق نمی‌شه...

.اوه لعنتی، دکستر

.مطمئن نیستم که این کارِ درستی بود یا نه

دیر یا زود باهامون تماس می‌گیرن .که برگردیم اینجا

.باید بریم - کجا؟ -

.خونه - .من نمی‌خوام تنها باشم -

.نمی‌خوام خودت هم تنها باشی

.خب، پس فقط دنبالم بیا .نمی‌تونیم اینجا بمونیم

.تمام این کارا اشتباهه

... الان باید توی قایقم باشم

.و کیسه‌های جسد رو توی دریا بندازم...

.نمی‌تونم بذارم از کنترلم خارج بشه

.مورگان هستم

.خیلی خب، همه کار خودشون رو می‌دونن

.شروع کنیم

... مأمور تحقیقِ احتراق گفت که آتیش

.از یه‌جایی از وسطِ کلیسا شروع شده...

... باقی‌مونده‌های مایعِ بنزین

.می‌تونه اینو تصدیق کنه...

... من همچنین تونستم یه اثرانگشت بگیرم

... که می‌تونه تصدیقِ اولیه...

.از جسدِ "تراویس مارشال" رو بهمون نشون بده...

"بنظر می‌رسه که "تراویس ... روی خودش هم

.بنزین ریخته...

... بعدش رفته روی میز کلیسا

... دسته‌ی شمشیرش رو گرفته...

.و به طرف قلبش فشار داده...

More Farsi Persian subtitles for Dexter

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left