The Simpsons

The Simpsons

Farsi Persian 字幕をダウンロード

シーズン 34

リリース情報

The Simpsons S34xE08 720p WEB H264-CAKES
解説: Overhaul

タグ

web
720p
720
webrip
x264
BRip
1080
公開日: 2023-05-17
ダウンロード: 40
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم می‌کند

اینجا همه چیز از آشغال ساخته شده

بازیافت بخش اصلی جنبش سازندگی نوین‌‍ه

خیلی مسئولانه‌اس

مثل این عروسک‌های سگ که از

صاف کننده دندون ساخته شده؟

!اه خیلی مسئولانه‌اس

سلام بچه‌ها شما هم طرفدار این کاردستی‌هایید؟

اه، نه. داریم برای کارت جشن تولد فرانسیس

عکاسی می‌کنیم

باید از یه چیز غمگین عکس بگیریم

برام عجیبه چرا من دعوت نشدم

چون تو می‌رینی تو پارتی خوشی همه رو نابود می‌کنی

چی؟ کی همچین کاری کردم؟

یه بار باد یه خونه بادی رو خالی کردی چون بوی کپک حس می‌کردی

یه مهمونی لب استخر رو خراب کردی

چون تخته شیرجه علامت نداشت

نزاشتی باربیکیو راه بندازیم چون

تاریخ انقضای کپسول آتش‌نشانی گذشته بود

خیلی‌خب، خیلی‌خب فهمیدم

رسما گند میزنی به خوشی آدم

این درست نیست بیش‌تر شبیه یه

بچه ننه‌اس

اوه، این غمگینه

اوه، چه جعبه کوچولو قشنگی

من اینو میبرم - اینو باید برق بندازیش -

این مخلوط مواد سرّی منه

که شامل موم نخل میشه این ... این یکی سرِّس نیست

باشه، هردوش رو می‌برم

باید به جعبه توضیح بدم که

قراره باتو زندگی کنه

... خیلی‌خب عزیزم، قراره بری

اینو می‌بینی؟

اونو می‌بینی؟

مرد کله نونی

مردک رقت‌انگیز فکر میکنه اگه

موهاشو اینجوری کنه مرگ نمیاد سراغش

مردک احمق

!هومر !مارج

بالاخره تونستید بانو خاص منو ببینید

این بلایث‌‍ه

بانو خاص؟ از کی؟

اوه، اوه تقریبا شش ماهه

و الان داری به ما میگی؟

منظورت چیه؟ یه عالمه پیام گذاشتم

فکر کردم اون پیاما اشتباهی بوده

... هومر من یکیو

... من عاش

... من و بلایث داری

... من از ون افتادم پایین و گم

چطور باهم آشنا شدید؟

من توسط قصر بازنشستگی استخدام شده بودم

تا هاله آدم‌ها رو با یک صدای آرامش‌بخش، تمیز کنم

اما من نمی‌خوام به صلح درونی برسم

اما وقتی اون صدای ناقوسش رو درآورد

شدیدا عاشقش شدم

اوه، وای

وقتی ایب تکون می‌خورد

یه چیزی درونش، منو به سمتش جذب میکرد

اون تیری بود که موقع جنگ زدم تو پام

تا مجبور نشم برم جنگ

دیگه نمی‌خوایم زمانو هدر بدیم

می‌خوام برم باهاش زندگی کنم

بالاخره عشق واقعی رو پیدا کردم

و من بالاخره لازم نیست برای

خونه سالمندان پول بدم

چقدر زنگوله داری

هر بادی بیاد می‌فهمی

اوه، این پسرم کالوین‌‍ه

خیلی به محضر گرامیتون خوش‌آمد میگم

اون یارو تو استار ترک وقتی رفتن توی

کره شکسپیر اینجوری حرف می‌زد

این‌روزا اینجوری سلام می‌کنم

اوه، عه سلام من به شما

چقدر دوست‌داشتنیه

کالوین چند سالشه؟ - یازده -

... همم، پس تو وقتی

به سرپرستی گرفتمش

بچه نازیه، اما پسر بابای من، زنده زنده می‌خوردش

هی، اینم رفیق خودم

چی؟

!بیا بالا

اون هیچ‌وقت منو نبرد بالا

ایب و کالوین عاشق آشپزی باهمن

آخرین تیکه رو بزار توی بشقاب سرآشپز

به این باید یکم سرکه بالزامیک بزنیم سرآشپز

هیچکس لیوان آب منو پر نکرد

این رستوران هیچ‌ستاره‌ای نمی‌گیره

امشب براتون مرغ کباب شده به همراه

زردآلو و رازیانه درست کردیم

همم - لقمه اول چطور بود؟ -

... همم

خب، من رازیانه حس نکردم

اصلا خوب نبود

بی‌ادب نباش

!موش روی قفسه‌است

خب، هردوشون جونده‌ان اما این رفیقمون

سنجابه

ترجیح میدم اینجوری تو چشمام خیره نشه

انگار همه گناه‌های منو می‌تونه بخونه

کالوین تاکسی‌درمی می‌کنه این یکی از کاراشه

ستاره تو زمینه با بزرگ‌سال‌ها کلاس داره

حتی نمی‌تونی رد چرخ ماشینی

که اینو زیر کرده رو ببینی

وقت قطره چشمته ایب

اه، این چرت و پرت منو کور تر از چیزی که هستم می‌کنه

خودت که میدونی اجباریه دریادار سرو بده عقب، چشما رو باز کن

باران، باران

!برف پاک‌کن

بفرما عزیزم

ما اون شاه‌بلوطی که دوست‌داری رو درست کردیم

ایب، دوباره داری به ترموستات غذا میدی

!اه لعنت به این قطره چشم

هی، پدربزرگمون، ایب سیمپسون رفته

اما ظرف دندون مصنوعی‌ش رو جا گذاشته

جعبه اشیاء گمشده دارید؟

خواهشا بگو ندارید

اوه، ایب رفته؟

خب، پول اتاقش تا دوهفته دیگه پرداخت شده

اوه راستش اشتباه کردم

ایب هنوز داره از اتاق مثل دیوونه‌ها استفاده می‌کنه

ما تا دوهفته اینجا رو داریم

همم - می‌تونیم روی صندلی دوش بگیریم -

یک میلیون بار سیفون بزنیم - جالبه -

اوه، به مامان و بابا میگی؟

نه، هیچی نمی‌گم

نظرت چیه به‌جاش از این اتاق

برای یه مهمونی خفن استفاده کنیم؟

نه قانونی هست نه محدودیتی

و نه خوابی هست

بیشتر بگو

درضمن، اون پسر برای آشپزی مناسب نیست

مرغ نباید خیلی

آبدار و نرم باشه، میدونی؟

چوب خونمون حسابی از این محصول نخل لذت می‌بره

و آخه کدوم بچه‌ای تاکسی‌درمی انجام میده؟

حیوون‌های مرده باید با یه

چنگال سوراخ بشن ختم داستان

هومر، سه روزه داری درمورد کالوین غر میزنی

چرا انقدر بهش فکر میکنی؟

چی؟ من اصلا بهش فکر نمی‌کنم

اما دیدی چطور عذرخواهی کرد؟

این نشون‌دهنده ضمیرناخودآگاه یه گناهکاره

و یه چیز دیگه

چرا زبونم ورم کرده؟

این جوش چیه؟

اوه خدای من

احتمالا به موم نخل حساسیت دادی

!خب، دیگه ازش استفاده نکن

من مالیدمش به زمین، پنجره‌ها

تمام سطوح چوبی این خونه موم نخلی شده

هفته‌ها طول میکشه تا پاک بشه

خب من کجا برم نفس بکشم؟

ایول اومدی اینجا

داشتم این ستاره‌های شب رنگ رو می‌چسبوندم

میزارم نصف دیگه‌اش رو تو بچسبونی

چون الان یه جورایی مثل برادرمی

برادر؟ من یه مرد گنده ام

نصفشه؟ !این یک سومش هم نیست. این عادلانه نیست

!بابا

خیلی‌خب، کتاب هری‌پاتر رو خوندم بالشت رو تکون دادم

عروسک آلمانی ترسناک رو بچرخون سمت دیوار

آها

و حالا، بوسِ شب‌بخیر

... همم

!پاتو بردار

شب‌بخیر کالوین

پیس، هومر می‌خوای بیست سوالی بازی کنیم؟

باشه سوال اول: خفه شو

خیلی بامزه‌ای

باید فردا با دوچرخه‌هامون بریم بیرون

یه جایی نزدیک نیروگاه هسته‌ای می‌شناسم که بهترین جا برای پَرِش‌ه

اوه، صبرکن تو دوچرخه‌ت رو آوردی؟

من دوچرخه ندارم ماشین دارم

و من نزدیک نیروگاه هسته‌ای بازی نمیکنم

من اونجا کار می‌کنم چون من یه مرد بزرگم

ایب میگه من از سن خودم خیلی بزرگ‌ترم

وقتی میریم تو رستوران

اسم منو به میزبان میگه

پس عملا منم بزرگم

نه نیستی تو یه بچه شاشویی

این کاملا اشتباهه

من کاملا می‌تونم مثانه‌ام رو کنترل کنم

هرچی می‌خواد بشه می‌تونم خیلی زیاد جیش‌م رو نگه دارم

!بچه شاشو

!دروغ نگو

!تو اول شروع کردی

!مدل جهانم !غول گازی بخور

!یه غول گازی بهت نشون بدم

انقدر وول نخور ... بزار روی کله‌ات بگوزم

!نه - رو کله‌ت -

!هیچ‌وقت

!اه

من گذاشتم بیای توی خونه‌ام

توی اتاقم، جایی که عتیقه‌هام رو نگه می‌دارم

اما شما جناب خیلی مغز فندقی هستی

از الان به بعد اعلام جنگ میکنم

ممنون مامان فردا ظهر بیا دنبالم

زود نیا خداحافظ

برو پشت سرت رو هم نگاه نکن

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left