最初の200行です。
راستش تو روزای منتهی به اون مسابقه، منظورم اینه که خیلی بازی بزرگیه
میدونی، کل سال دربارهش حرف میزنی، چون «همون» بازیه
میدونی اون موقع همیشه اینطوریه که
بزرگترین بازی ساله
میدونی، یکی از بزرگترین رقابتهاییه که وجود داره
اگه نگیم بزرگترین رقابت تو کل تاریخ فوتبال
خیلی براش آماده شده بودیم و زحمت کشیده بودیم
حس خوبی نسبت بهش داشتیم
پیش خودم فکر میکردم: «اصلاً راه نداره میشیگان
بتونه اوهایو استیت رو شکست بده.»
اصلاً نمیتونستم تصور کنم میشیگان بتونه
اونقدر امتیاز بگیره
فک کنم همه بهمون میگفتن:
«با چهل تا اختلاف میبرینشون، اصلاً اونا رو
لوله میکنید و از رو زمین محوشون میکنید.»
امروز با اختلاف سه تا تاچداون میبرن
و دنیا رو دوباره به روال درستش برمیگردونن
فک نکنم کسی گول این حرفا رو خورده بود
ولی قطعاً نظرِ اکثرِ مردم همین بود
میدونستیم قراره چه جور بازیای بشه
این بازی کلی تاریخچه پشتش داره
ورودیهای سال ما ۳-۰ عقب بودن، واسه همین
نباید هیچ چیزی رو به شانس واگذار میکردیم
یکی از انگیزههامون وقتی که
تو اون مسابقه بازی میکنیم اینه که
و این تقصیرِ شخصِ خاصی نیست
توی مجموعه
یه جورایی همهمون این حس رو به ارث بردیم
چیزی که از قدیم بهمون رسیده
از تیمهای قبلی، اما موضوع این ایدهست که
از روی کینه و نفرت بازی کنیم
و فک کنم ما هیچوقت واقعاً اونجوری بازی نمیکنیم
اما وقتی به اون بازیِ خاص تو سال رسیدیم
کمکم دوباره برگشتیم به همون حسِ
«ما اونقدر از این تیم متنفریم» که همون شد
عاملِ اصلیِ انگیزهمون
و این یه سری مسابقاته که برمیگرده به
اولین دیدارشون تو سال ۱۸۹۷ در «آن آربور»
میشیگان با ۶۱ برد در مقابل ۵۱ برد و ۶ تساوی جلوئه
«وولورینز» سه بار پشت سر هم برنده شده
اما قبل از اون، «باکآیز»
هشت بار پشت سر هم برده بودن
اوهایو استیت و میشیگان؛ مسابقه شروع میشه، بریم که داشته باشیم
خب، بازی شروع شد و همونطور که
انتظار داشتیم، بازی پایاپای پیش میرفت
تو سریِ اول فک کنم «تری اند اوت» شدیم
«تری اند اوت» یعنی همون اول کار حریف رو از زمین بیرون کنی
فک کنم همون باعث شد روحیه بگیریم
نبرد سنگینی بود، یه رقابت تمام دفاعی
«تریویون هندرسون» از سمت چپ نفوذ میکنه
و اونجا سد راه میشه
توی حمله نمیتونستیم توپ رو پیش ببریم
فقط حس میکردیم همهچیز داره بر علیه ما پیش میره
توپ رو میسپارن به تریویون هندرسون
گامهای کوتاه و سریع برمیداره
میرسه به خط درگیری و
توی «داون» سوم خیلی به مشکل خوردیم
هم تو دویدن با توپ و هم تو پاس دادن مشکل داشتیم
تو هر زمینهای که فکرش رو بکنی به مشکل خورده بودیم
داون سوم و ۹ یارد تا هدف، روی خط ۴ یارد
«هاوارد» از داخل «اندزون» خودش پاس میده
و توپ قطع میشه! در امتداد خط کناری زمین
میشیگان توپ رو تو ۵ یاردی در اختیار داره
«هال» با توپربایی. آرایشِ مجددِ تیم
«مالینگز». تاچداون برای وولورینز
هاوارد، به دنبالِ اولین «داون»
وقتی یه بلندگو داری، اگه صداشو تا آخر زیاد کنی
صدا خشخش میکنه و دیگه اون کیفیتی که
باید داشته باشه رو نداره
حس کردم واسه اوهایو استیت جلوی میشیگان همین اتفاق افتاد
فشار رو بیش از حد زیاد کردن و همین باعث شد تمرکزشون به هم بریزه
و همین قضیه فلجشون کرد
میشیگان وولورینز دنیا رو
تو فوتبال کالج شوکه کردن. باورنکردنیه
با اینکه میشیگان وولورینز ۲۳.۵ امتیاز شانسِ کمتری داشتن
وارد کلمبوس شدن
اونا «باکآیز» رو برای چهارمین بار پیاپی شکست میدن
اوه، اوه
و دوستان، الان یه اتفاق جالب داره
توی زمین میافته
میشیگان سعی کرد پرچمش رو وسطِ
زمینِ اوهایو استیت بکوبه و باکآیز بلافاصله به سمتشون هجوم بردن
صحنه زشتیه، یه صحنه واقعاً زشت برای چنین رقابت زیبایی
قبلاً هم گفتم و باز هم میگم
که همه توی اون زمین داشتن میجنگیدن
من هم جنگیدم و فکر میکنم آدم
به جایی میرسه، «تری» هم جنگید
و مدلِ جنگیدنِ آدم شاید وقتی که
زندگیشو تسلیمِ مسیح میکنه، کمی فرق کنه
و وقتی اونجا میشینی و جلوی خداوند زانو میزنی
و خودت رو در برابر خدا حقیر میکنی
از نظر خیلیها، این خودش یه جور مبارزهست
میدونی، قطعاً
اصلاً انتظار نداشتم ببازیم
میدونی، باور دارم که همهمون با تمام وجود اومده بودیم
هر چی در توان داشتیم گذاشتیم
اما مهم نیست چی بشه، برد یا باخت
ما باز هم خدا رو شکر میکنیم
میدونی، آخرش باختیم
اشیاء بود که به هوا پرتاب میشد
دعوا و درگیری راه افتاده بود
پلیس هم وارد ماجرا شد
و من خودم رو تو یه گروه با تری
«جی» و راستش، چند تا از بازیکنای تیمِ شمال دیدم
و داشتیم با هم دعا میکردیم
تو زمانهایی که داری امتحان میشی یا به چالش کشیده میشی
باید فروتن و باوقار بمونی
و براشون دعا کنی و
حتی وقتی با نفرت روبهرو میشی، عشق بورزی
درک میکنم چرا بعضی وقتا مردم نسبت به
مسیحیها یا ایمان، شکاک هستن
مخصوصاً وقتی خیلی سطحی بهش نگاه میشه
اینطوری که «اگه من چیزی که خدا میخواد رو بهش بدم
اونم چیزی که من واقعاً میخوام رو بهم میده.»
اما تو یه رابطه سالم، چیزی که تو واقعاً میخوای
خودِ اون رابطهست
پس اگه چیزی که واقعاً میخوایم شهرت و ثروت و پوله
و جام و اینجور چیزها
و اینطوریه که انگار میخوایم از خدا استفاده کنیم چون
اون قادرِ مطلقه
اگه همونجوری که اون میخواد عمل کنیم
شاید اون چیزی رو که قلبمان واقعاً تشنهشه بهمون بده
و فک کنم چیزی که اون بچهها نشون دادن این بود که
چیزی که قلب ما واقعاً تشنهشه، رابطه با خداست
«کالین»، جوِّ امروز کلمبوس رو فقط میشه
با کلمه «ویرانی» توصیف کرد
حالا بعد از چهار شکست پیاپی مقابل وولورینز
هوادارای باکآیز خواستار تغییر هستن
«رایان دی» رو اخراج کنید
ای خدای من، هضمِ این یکی واقعاً
سخته
و فک کنم خیلی از هوادارای اوهایو استیت حق دارن بگن
که این بدترین باختِ کلِ عمرشون بوده
ما از سال ۲۰۱۹ تا حالا نبردیم
این دیوانهکنندهست، واقعاً دیوانهکنندهست
برای یه هوادار باکآیز
اونا میدونن که باید
اون بازی رو میبردن و میدونن
که تحقیر شدن
اگه پلیآف ۱۲ تیمی در کار نبود
سرنوشت رایان دی چی میشد؟
فک کنم اخراج میشد
به خاطرِ روشی که تیم بسته شده بود
بازیکنایی که برگشتن، فقط برای یه هدف برگشتن:
شکست دادن میشیگان، ولی نتونستن انجامش بدن
به نظرم میشد حدس زد که ممکنه
تیم از هم بپاشه و گروه متلاشی بشه
وقتی با یه چیزی به این تلخی و سختی
از نظر عاطفی مثل اون باخت روبهرو میشی
بعید نبود که تصور کنیم
این اتفاق واسه اوهایو استیت هم بیفته
تاریکترین ساعتِ شب، درست قبل از سپیدهدمه
و به عنوان یه بازیکن، باید به این ایمان داشته باشی
و باید بفهمی که با وجود تمامِ این بدیها
ما هنوز تمامِ تواناییهای لازم رو داریم
و باید به این باور داشته باشی، نه فقط فردی
بلکه به صورت تیمی
اول، روز یکشنبه جلسه کادر رهبری رو داشتیم
درست روزِ بعد از مسابقه
با باهاشون نشستیم و قضیه رو کالبدشکافی کردیم
که چی شد، چرا اشتباه پیش رفت، میدونی؟
و بعد، روز دوشنبه جلسه فقط مخصوص بازیکنا رو داشتیم
اون شاید یکی از تاثیرگذارترین لحظاتی بود
که توی اون مجموعه اتفاق افتاده
دلم میخواد بگم همهمون اونجا نشسته بودیم و
به هم میگفتیم چقدر همدیگه رو دوست داریم، ولی
یه سری چالشها و درگیریها وجود داشت
بچهها با هم بحث میکردن و حتی یه جورایی
به مربی «دی» هم هجمه میبردن
همهمون داشتیم جروبحث میکردیم و مشکلات رو
رو میریختیم وسط
از هر طرف سوال میشد
بازیکنا همدیگه رو بازخواست میکردن
مربیها بازیکنا رو بازخواست میکردن
اما «امکا اگبوکا» یه حرفی زد، اونا گفتن:
«آره، ما داریم مربیهامون رو بازخواست میکنیم
مخصوصاً وقتی کلِ هوادارا دارن
رایان دی رو بازخواست میکنن.»
ما فقط اجازه دادیم حرفا زده بشه، چون
کینه زیادی تو اون اتاق انباشته شده بود
و باید همونجا حلوفصلش میکردیم
و طوری انجامش دادیم که اگه کسی
توی اون اتاق بود، شاید فکر نمیکرد
که ما همدیگه رو دوست داریم
اما دلیلِ بودنِ ما تو اون اتاق این بود که
همدیگه رو دوست داشتیم
همیشه حس میکردم که نحوه برخوردِ تو با اختلافات
به عنوان یه خانواده، میتونه تو رو قویتر کنه یا بشکنه
ما اساساً درباره این حرف زدیم که
چی اشتباه بود و چی میتونست بهتر باشه
و آره، فقط سعی کردیم
توی اون جلسه راهی برای حلش پیدا کنیم
وقتی برادر و خانواده داری
وقتی از دست برادرت عصبانی میشی
با هم بحث میکنید، اما آخرِ سر همهش از روی عشقه
پس هر چی تو اون جلسه گفته شد از روی عشق بود
و همه این رو درک میکردن
و فکر کنم آخراش بود که
من و تری بلند شدیم و شروع کردیم به
گفتنِ حرفای دلمون و عشقمون
No comments yet. Be the first to leave one.