最初の200行です。
یه بار یکی ازم پرسید که اینجا چجور دنیاییـه؟
سؤال عجیبی که
بعد از این همه سال هنوز هم یادم نرفته
تنها چیزی که ازش مطمئن بودم این بود که
این تنها دنیاییـه که میشناسم
چیزی که هم اون روز صدق میکرد، هم امروز
« استمرار ممنوعیت؛ سود کلان در جیب سیلورمین »
آیا من آدم خارقالعادهایم؟
آره
آیا من یه آدم معمولیام؟
آره
هم جفتشم. هم هیچکدوم
ولی مگه همه اینطور نیستن؟
نیویورک
توی این شهر بزرگ شدم
جنگیدن رو توی همین شهر یاد گرفتم
!بزنش
توی همین شهر هم عاشق شدم
اشتباهی که دوباره تکرارش نمیکنم
،قبلاً «عنکبوت» بودم
قهرمانِ شهر
،همیشه گوشبهزنگ بودم
همیشه آماده بودم تا سر برسم و ملت رو نجات بدم
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
ولی همه چی با مرگِ روبی تموم شد
« ترجمه از علی محمدخانی » .:: AliMK_Sub ::.
میخواستیم توی بهار ازدواج کنیم
حتی حلقه هم خریدم که رسمیش کنم
حلقهای که هیچوقت فرصت نشد بدم بهش
« روبی جیم. ویلیامز »
@AliMK_Sub :در تلگرام
:روبی یه بار بهم گفت
،قدرت زیاد» «مسئولیت زیاد به همراه داره
خب، اون بزرگترین مسئولیتی بود که
به گردنم بود
و من نتونستم مراقبش باشم
عنکبوت نتونست ازش محافظت کنه
بعد از اون، دور قدرت و مسئولیت رو خط کشیدم
برای همین برگشتم به همون زندگی عادی خودم
این قضیه برمیگرده به پنج سال قبل
« عنکبوت نوآر » « فصل اول » « قسمت اول: بیا توی دفترم »
نظرت چیـه؟
به نظرم زدی توی خال
راستی، بگینگی خوشتیپی ها
دیگه دارم به بیناییت شک میکنم
بامزه هم هستی
بگو ببینم، زن داری؟
نه - چه حیف -
من شوهر دارم
البته باعث نمیشه خوش نگذرونم
میگیری چی میگم؟
یه حدسایی میزنم
،شوهرت هم که به همین نتیجه رسید بگو یه زنگ بهم بزنه
« دفتر تحقیقاتِ بن رایلی »
خیلیخب
!ببخشید، آقا؟ آقا
کلاهتون رو جا گذاشتید
ممنون
،اگه دست از سرم برنداری عاقبت خوشی نداره ها
همیشه همینـه
!اَدیسون
شرمنده، رفیق. آهای
فکرش هم نکن، اَدیسون
،حوصلهی تعقیب و گریز ندارم فرار کنی یه تیر حرومت میکنم
!گندش بزنن
خدای من، مُرده؟
…آقا، آقا، شما نباید
…نباید از جاتون - کجا رفتن؟ کدوم طرفی؟ -
« پالایشگاه استاندارد اویل »
تقصیر من نیست که با دم شیر بازی کردی، اَدیسون
.یالا، بیا بریم .دیروقتـه و اینجا هم بوی گند میده
سعی کردم بهت هشدار بدم
چی؟
وای
حالا قراره بسوزی
!پناه بر خدا
…وای، نه. خدایا! وای
!وای، وای
که اینطور
« پاتریک دانگال؛ کارآگاه و بازرس خصوصی »
خیلیخب
طرف سر تا پاش آتیش گرفته بود
تابحال همچین چیزی ندیده بودم
همونجا که واسه پیدا کردنِ ،یه بیسر و پا بهم ۵۰ دلار دادن
باید میفهمیدم یه جای کار میلنگه
کی اجیرت کرده؟ یکی به اسم وینستون؟
آره - لاشی به من گفت ۳۰ دلار -
مشروبلازمم. پایهای؟
…چرا که نه؟ فقط یه چیز ارزون باشه. کلاً
سه دلار داری
یالا، دانگال. یه جای خوب سراغ دارم
.شاید یه کیس هم برات جور کردم .البته اگه از آدمای داغون خوشت بیاد
،لابد خوشم میاد
چون چپ و راست باهاشون ازدواج میکنم
صبح بخیر
صبح بود
الان دیگه یه بعد از ظهر معمولیـه که
داره به یه عصر نکبتی ختم میشه. قهوه؟
یه چیز قویتر نداری؟
من هم هی همین رو از شوهرم میپرسم
میتونی بریزیش داخل قهوهام - ،مسئله همینـه -
نمیشه
تماسی نداشتیم؟ - ،واسه اینکه کسی زنگ بزنه -
باید قبض تلفن رو پرداخت کنی
تا اون موقع، اون با وزنهی کاغذ فرقی نداره
قضیهی اَدیسون به کجا رسید؟
عجب. اینقدر خوب بود، ها؟
اَدیسون مُرده
…تو - نه -
…یکی دیگه. این شهرِ وامونده
بازید؟
!نه - !آره -
خواستم زنگ بزنم اما
انگار خطتون قطع بود - آقای رایلی معتقده که -
کارها رو در رو بهتر پیش میره
…قبول ندارید؟ آقای
کارمدی
از این طرف، آقای کارمدی
مسئله همسرمـه
پولداری، آقای کارمدی؟
نه. نه خیلی
پس لابد خیلی باهوشی؟
ها؟
صحیح
ببینید، عصر صدای زنم رو پای تلفن شنیدم
امشب ساعت ۸ با فلانفلانشده قرار داره
حتی آدرسش رو هم دارم. ببینید
مشتریهایی که آماده و دستِ پُر میان رو دوست دارم
یعنی قبولـه؟ پرونده رو قبول میکنید؟
،خیلیخب، آقای کارمدی …مزد من روزی ۱۰ دلار به علاوهی
ولی عکس هم میگیرید دیگه؟
چون بدون عکس نمیشه چیزی رو ثابت کرد
،آقای کارمدی، مطمئنم شکتون بیمورده
،ولی غصه نخورید، اگه کار به اونجا بکِشه بن عکاس بینظیریـه
هیچ صحنهای از زیر دستم در نمیره
روزی ده دلار
به علاوهی هزینههای جانبی
جنت اطلاعاتت رو به همراه یه بیعانهی کوچیک میگیره
…پسفردا یه سر بزن تا
چیزی که میخوای رو بذارم کف دستت
ممنون
بفرمایید، آقای کارمدی
بریم سراغ اون اطلاعات و بیعانه، باشه؟
.انفجار در پالایشگاه استاندارد اویل .خبر کاملش رو اینجا بخونید
انفجار در پالایشگاه استاندارد اویل
بفرمایید روزنامه، انفجار در پالایشگاه استاندارد اویل
ببخشید دیر کردم. دنبال یه سوژه بودم
یه تبهکار دیگه
بالاخره علیه «سیلورمین» دست به کار شده
دو شب پیش خونهاش به آتیش کشیده و
،۶تا از افرادش رو کُشته
ولی نمیدونم چطوری اون پیرسگِ هفتخط قسر در رفته
به نظرت فین بِرن خوشش میاد بقیه بهش میگن سیلورمین؟
…فکر میکنه نشونهی… چمیدونم ابهت و جونسختیشـه؟
،اگه من هم اونقدر مایهتیله داشتم
برام مهم نبود چی صدام میکنی - …اون خیارشور دهنیـه. آه -
خب، اونجا چی قایم کردی؟ باز هم پروندهی خیانت زناشویی؟
مگه نگفتی دیگه دور این کارا رو خط کشیدی
.چند ماهـه حقوقت جنت رو ندادم .وقتی جیبت خالیـه حق انتخابی نداری
.به خواستِ خودت به این وضع افتادی، مرد حسابی …محض رضای خدا، بن
رابی، امروز حوصله ندارم، خب؟ شروع نکن
بیرون رو دیدی؟
شهر به گند کشیده شده
،از وقتی عنکبوت غیبش زده
سیلورمین خِرخِرهی این شهر رو چسبیده
جرم و جنایت بیداد میکنه و
پلیسها هم که نونخورهای خودشن
…مردم هم
مردم ناجی میخوان
…خب
امیدوارم یکی رو پیدا کنن
…تو قبلاً - خودم میدونم قبلاً کی بودم -
این هم میدونم که الان کیام
امثال سیلورمین تمومی ندارن، رابی
جنگیدن باهاشون فایده نداره
همش با خودم میگم اگه روبی این حرفات رو میشنید
پیش خودش چی فکر میکرد
روبی خیلی وقتـه مُرده
دیگه برام مهم نیست چه فکری میکرد
« !من به شما ایمان دارم » « دوباره به آلفرد موریس رأی بدید » « قلب تپندهی نیویورک »
سلام، فرانکی، امروز سحرخیز شدی
سلام، رایلی، چطوری؟
راستی، روی جیبزنیم کار کردم
جدی؟ به کجا رسیدی؟
خودت چی فکر میکنی؟
عکس خانمها رو جمع میکنی؟
تو چی میفهمی آخه؟ - خوب هم میفهمم. به قد و قوارهام نگاه نکن -
،با این هوشی که داری چرا نمیری مدرسه؟
مدرسه کیلو چنده؟ الف به علاوهی ب میشه پ
بچه، ریاضی رو که با حروف حساب نمیکنن
دانگال. رایلیام
ببین، به نظرم باید دربارهی دیشب صحبت کنیم
خب، چه پیشنهادی واسم داری؟
دیشب یه نفر رو نفله کردیم
حس میکنم یا برامون شر میشه یا
.یه فرصت طلایی که باید روی هوا بزنیمش ،در هر صورت
به نظرم باید آمار اونی که ما رو استخدام کرده در بیاریم و
بفهمیم چرا اینقدر به خون اون یارو تشنه بوده
نقشهای هم داری؟
یه جورایی. مشروبهایی که زدی تا ۹ صبح فردا میپره؟
No comments yet. Be the first to leave one.