처음 200줄입니다.
مانند قرار داشتن در یک کابوس بود
ناگهان متوجه شدم که این رؤیا نیست
یک جورایی مانند
نفوذ به داخل یک جامعه بود
من فکر میکنم که تمام این داستانهای ربایش
قسمتی از یک برنامهی بزرگتری است
حتماً دلیلی وجود دارد که چرا این افراد را برگرداندهاند
افرادی وجود دارند که امشب در حال رفتن به تختخواب هستند
بدون این که متوجه باشند
در حال انجام کاری هستند که برای آن برنامهریزی شدهاند
این موضوع تا حدی ترسناک است
از زمان ظهور تمدنها
نوع بشر خاستگاه خود را به خدایان
و دیگر بازدیدکنندگان از ستارهها نسبت میدادند
اما اگر این موضوع حقیقت داشته باشد چه؟
آیا حقیقتاً فرازمینیها
در شکلگیری تاریخ ما نقش داشتهاند؟
و اگر چنین باشد آیا این امکان وجود دارد که
حقیقت در بطن گفتههای کسانی باشد که دزدیده شدهاند و بازگشتهاند؟
بيگانگان باستاني "S11E14"
بازگشت مترجم: ضمیر ویرایش: موسوی
الیستا، کالمیکیا، روسیه
17جولای 2007
نخستوزیر جمهوری کالمیکیا
کیرسان ایلایاومزنوف
در یک مصاحبهی تلویزیونی سراسری در شبکهی الجزیره
در پربازدیدترین ساعات پخش آن
از دزدیده شدن خودش توسط فرازمینیها در یک دهه قبل صحبت کرد
من ... من از آپارتمانم در مسکو
به این فضاپیما برده شدم
و ما به بعضی از ستارگان رفتیم
و بعد از آن از آنها خواهش کردم که مرا برگردانند
ایلایاومزنوف ادعا کرد که
توسط فرازمینیهایی که لباسهای زردی پوشیده بودند
به عرشهی فضاپیمایی برده شده
و از این فضاپیما بازدید کرده است
دقیقاً مشخص نیست که چه مدت
او را برده بودند اما به گفتهی او تقریبا یک روز کامل را
در جایی در دوردستها سپری کرده است
او با این سفینهی عظیم
به ستارهی دیگری رفته بود
البته این ادعای او بود
البته منظورم این است که یک ادعای بسیار تکاندهنده است
اما مشکل اینجاست که این مرد شخصی است که
از لحاظ شخصیتی بسیار آدم ماهر و سخنوری است
و هنگامی که به او، وقتی که در حال صحبت در مورد این موضوع است، گوش میدهید
کاملاً به موضوع مسلط است
اصلاً احمق به نظر نمیرسد
البته به جز در مورد محتوای موضوعی که صحبت میکند
آنها همان ذهنیت
و همان تصور را داشتند و الی آخر
من با آنها صحبت کردم
من درک میکنم که ما در کل کیهان تنها نیستیم
نظریهی جالبی در مورد داستان او وجود دارد
با توجه به جایگاه اجتماعی و موقعیت او در دولت
هنگامی که شخصی مانند او صحبت میکند
در واقع به موضوع بشقابپرندهها اعتبار خاصی بخشیده میشود
بنابراین اینجور استدلال میشود که
شاید فرازمینیها با ربودن وی
این امید را داشتهاند که این داستان عمومی شده
و مردم بیش از پیش به وجود
پدیدهی بشقابپرنده اعتقاد پیدا کنند
ایلایاومزنوف بالاترین مقامی است
که به این موضوع که توسط فرازمینیها
دزدیده شده و سپس
به زمین بازگردادنده شده است اعتراف کرده است
با این حال او یکی از هزاران نفری است
که اینچنین ادعاهایی را کردهاند
این ادعاها از زمان بتی و بارنی هیل شروع شد
کسانی که به نظر میرسد از داخل ماشینشان
در جادهی نیو همپشایر در سال 1961 توسط فرازمینیها ربوده شدند
ادعای دزدیده شدن توسط فرازمینیها شامل مردان
زنان و کودکان با فرهنگها
و پیشینهی مذهبی گوناگون میباشد
این یک پدیدهی جهانی است
مردم زیادی در سراسر جهان وجود دارند که در مورد واقعهی دزدیده شدن
توسط فرازمینیها، برای من نامه نوشتهاند
این موضوع هیچ ربطی
به کشورها ندارد و همه چیز به انسانها مربوط میشود
در تمام این داستانهای ربایش بعضی موضوعات وجود دارد
که مشابه است و یا تکرار میشود
گروهی گزارش میدهند که بیحرکت شدهاند
بسیاری از جابجایی زمانی (سفر در زمان .م) صحبت میکنند
گروهی به زمان گمشدهی زیادی اشاره میکنند
اگر فقط
ده و یا بیست داستان ربایش در سراسر دنیا وجود داشت میشد گفت که فقط یک موضوع است
اما واقعیت این است که
صدها هزار گزارش ربایش
در سراسر دنیا وجود دارد
سؤال اصلی که ما باید از خودمان بپرسیم
این نیست که آیا ربایش اتفاق افتاده است یا نه
کاملاً مشخص است که این اتفاق افتاده است
ما باید سعی کنیم این راز را بفهمیم
که چرا این اتفاق رخ میدهد
چه چیزی ما را برای این افراد قابل توجه میکند
که دوست دارند ما را بالا برده
و کاری شبیه به آزمایشات پزشکی بر روی ما انجام بدهند
و سپس ما را به زمین برگردانند؟
آیا این امکان وجود دارد که صدها هزار نفر از مردم
سراسر دنیا را فقط از زمین برده باشند
و آنها را دوباره به جامعه برگردادنده باشند؟
و اگر درست باشد، به چه دلیل؟
شاید بتوان شواهدی از این موضوع را در بررسی داستانهای قدیمی
از آدمربایی انسان توسط دیگر موجودات
که آن هم تقریباً در هر فرهنگی یافت میشود
در سراسر دنیا پیدا کرد
داستانهایی از نمایندگان انسانهایی
که جهت انتشار دانش و فرهنگ باستانی به مکان دیگری برده شدند
این یک داستان وسیع جهانی است
ما موسی را داریم که از کوه بالا رفت
و دستورات را دریافت کرد و به پایین کوه بازگشت
و ما فکر میکنیم که آنها
بر روی لوحهایی بودند که تا حدودی راهنمایی برای آیندهی مردمان بودند
(حضرت خنوخ (پسر قابیل .م
حزقیل نبی که به بهشت رفت
و تمام چیزهای بهشت را یاد گرفت
جن و یا ساحره در اساطیر سلتیک وجود دارد
که شما را دستخوش حوادث و ماجرا میکنند
این موارد در اغلب اوقات فریبخوردگی است
گاهی یک شیطان وجود دارد که شما را مجبور میکند
از مسیر خود خارج شده و به سوی یک چیزی کشیده شوید، به نوعی جهنم
اما به طریقی شما فرار کرده
و با تجربهای جدید و مهارتی جدید
و توانایی جدید باز خواهید گشت
چیزی که بسیار عجیب است این است که هنگامی که ما
به موقعیتهایی که اشاره میشود نگاه میکنیم، داستانهایی که
در ادبیات گذشته ذکر شده (و همچنین تجربههای عصر مدرن (حال حاظر .م
که از آنها به عنوان آدمربایی بیگانهها یاد میشود به نظر میرسد که این موارد یکسان است
این داستانها و افسانهها
برای قرنها وجود داشته است
همهی آنها نمیتواند به یکباره ساخته شده باشد
تعداد زیادی از آنها وجود دارد
آنها بسیار زیاد هستند آنها بسیار گسترده هستند
حتماً باید اساسی برای آنها وجود داشته باشد
که برای چه هدفی این وقایع در طول تاریخ
اتفاق افتادهاند؟
کسی چه میداند؟
شاید مهمترین خطری
که در تمام این داستانهای آدمربایی اتفاق افتاده
این باشد که این افراد برگشتهاند
آنها را نگه نداشتند
به آنها اجازه داده شده که برگردند
آنها برگشتهاند
حال سؤال این است که چرا؟
آیا این امکان وجود دارد که بتوان از چیزی که ما امروز
از آن به عنوان آدمربایی فرازمینیها یاد میکنیم شواهدی در هزاران سال پیش نیز پیدا کنیم؟
اگر جواب مثبت است آیا آنهایی که برگشتهاند
بخشی از یک برنامهی بزرگتر بین سیارهای بودهاند؟
شاید بتوان شواهد بیشتری را
با بررسی آدمربایی باستانی
که در جنگلهای آسیای جنوبی اتفاق افتاده است پیدا کرد
کرون سییِم رییَپ، کامبوج
گروهی از مبلغین مذهبی
که در جنگلهای کامبوج در حال حرکت بودند
به صورت اتفاقی با بزرگترین
و پر جزئیاتترین سازهی مذهبی جهان روبرو شدند
انکور وات
مردمان خِمر این مکان باستانی را به صورت اسرارآمیزی
در قرن15 رها کردند
این مکان که کاملاً توسط گیاهان احاطه شده بود
برای قرنها به دست فراموشی سپرده شده بود
باستانشناسان معتقدند که ساخت این سازه
در زمان فرمانروایی شاه سوری آوارمن دوم
در سال 1116 قبل از میلاد شروع شده است
افسانههای کامبوجی طراحی آن را
به پریاه پیسنوکار یک مهندس نیمهانسان نیمهخدایی
نسبت میدهند کسی که گفته میشود از زمین برده شد
و دوباره به زمین بازگشت
با نقشهای برای ساختن این سازهی پیچیده
افسانهی پریاه پیسنوکار یکی از بهترین داستانهایی است
که میتوانید از آن به عنوان تئوری فضانوردان باستانی یاد کنید
زیرا در افسانه
او به جایی به نام بهشت ایندرا برده شد
که به دور زمین در حال حرکت بود
همان طور که در متون باستانی ودا آمده است
هنگامی که برای اولین بار قرار شد که پریاه پیسنوکار
به بهشت ایندرا برود
با یک نور آبی مواجه شد
که آن طور که خودش شرح میدهد
آن طور که خودش احساس کرد در سرتاسر بدن احساس جوانی کرد
و سؤال این است که
آیا این میتواند به نوعی
یک پوشش ضدآلودگی باشد؟
این تقریباً واقعهی جالبی است
که یک افسانهی کامبوجی قدیمی مانند این
حاوی صحنهای باشد که در آن شخصیت اصلی آن
در یک پروسهی ضدآلودگی قرار گرفته است
پروسهای که آن هم در فضا انجام شده است
این عمل در خانهی آسمانی خدایان انجام شد
او تحت این برنامهی آموزشی سخت قرار گرفت
و چند هفتهی بعد به سوی مردم برگشت
و تمام اطلاعاتی را که فرازمینیها به او داده بودند
با مردم به اشتراک گذاشت
به محض بازگشت او
پیسنوکار اعلام کرد که طرح ساخت آنکور وات را دارد
این سازه را به عنوان یک ماکت از آسمانی
برای بازگشت خدایان بنا کرد
او به زمین برگشت
تا این اطلاعات شگفتانگیز را به مردم داده
و به پیشرفت انسانها کمک کند
No comments yet. Be the first to leave one.