처음 200줄입니다.
.رئیس امروز نمیتونم بیام پاسگاه] [.بعدا باهاتون تماس میگیرم
«بازی مرکب»
.آمادهست
.فرآیند بازرسی بازیکنان رو شروع کنید
!آهای تو
.ببخشید
.دریازده شدم
قوانین رو یادت رفته؟
تا وقتی مافوقت بهت .اجازه نداده، نباید حرف بزنی
.برو دم کابین و آماده باش
.آقا
.بیدار بشین آقا
.بیدار بشین. بلند بشین
حالتتون خوبه؟
.تو اینجایی که
.پس بازیکن 456 برگشته
.آره
.منو ترسوندی. فکر کردم مُردی
!بابا من به این سادگیا نمیمیرم
!میدونم
من به خاطر شما دیگه بازی نکردم و .به خاطر حرف شما هم بود که برگشتم
.من یه جورایی طرفدارتم
.خیلیها تصمیم گرفتن برگردند
.آره همینطوره
.آره - گمونم همه درموندهاند -
.عه - چی شد؟ -
اونجا رو ببین. اون زنه که نمیتونست .برای بچهش اسم انتخاب کنه، هم برگشته
.راست میگی
به نظرت برای بچهش اسم گذاشته؟
.نمیدونم
.گیهون
.عه! سانگ وو
.پس تو هم اینجایی. فکر نمیکردم ببینمت
خودم هم همینطور
تو چرا برگشتی؟
مامانت رو دیدی؟
!سلام آقایون
!عه! سلام
.اون فرشته نجاتمه
خوشحالم که هردوتون رو .میبینم. امیدوارم موفق بشیم
.ممنون برای کرایهی اتوبوس .واقعا برام ارزش داشت
چی شد؟ کرایه اتوبوسش رو دادی؟
چون گفت میخواد از .یوئیدو تا آنسان پیاده بره
.چه کار خوشحالکنندهای
ما شبیه یه مشت سرباز تو اردوگاه آموزشی هستیم، نه؟
اردوگاه آموزشی دیگه چیه؟
.مثل ارتشه که یاد میگیرن تیراندازی کنن
آهان! همه سربازها باهم تمرین میکنند؟
.آره
.وایسا ببینم
،حالا که بحثش پیش اومد .بیایین با من یه تیم بشیم
ما باید تیم خودمون رو تشکیل بدیم، نظرتون چیه؟
راست میگی. خدا میدونه دفعه بعد .مجبورمون کنن چه بازیای کنیم
ضرری نداره همگروهی بشیم اینجوری .میتونیم برای هر موقعیتی آماده باشیم
.تو هم باید بهمون ملحق بشی
.در واقع ما میدونیم که اون خیلی قویه
.خودت که دیدی
یه جوری منو با یه دست بلند .کرد که انگار هیچ وزنی ندارم
یعنی میگی... من میتونم بهتون ملحق بشم؟
آره بابا. چرا که نه؟ پس .الان تو میشی سرباز جدید
.این هم سرجوخهی ماهره، منم که گروهبانم
!وای! ممنونم آقا
لطفا اینقدر نگو «آقا» باشه؟ - .ببخشید -
اشکالی نداره منم بهتون ملحق بشم؟
نه بابا. چه اشکالی؟
...شما میتونی... وایسا ببینم
شما میتونی اون سرگرد پیری باشی .که کل عمرش رو در ارتش کار کرده
.خیلی ممنونم
!ایول! عجب تیمِ ردیفی داریم !لعنتی! بیایین بریم تو کارش
من دلخوریها رو کنار میذارم .و بازهم میخوام قبولت کنم
.بیا و به ما ملحق بشو
قبلا اون بیرون با هم تیم خوبی بودیم، مگه نه؟
واقعا جدی میگی؟
.همه اون بیرون هنوز دنبالتن
.نمیخواد نقش بازی کنی
مهم نیست چقدر سرسخت باشی .نمیتونی تنهایی اینجا برنده بشی
متوجه نشدی؟
اون عوضیهای نقابدار اومدن
.و تخت آدمهایی که مُردن رو بردن بیرون
،تو زمین بازی دست از پا خطا کنی .نفر بعدیای هستی که میمیره
نگران این باش که دهن خودت سرویس نشه، خب؟
.با این یارو همگروهی نشین
.اون واقعا کودنه
اون قبلا دوست داشت جیب زیردستهاش رو بزنه
.فقط برای اینکه جیب خودش خالی نمونه
یه روزی اینقدر شجاع شد که جیب رئیسش رو هم زد
.ولی الان که اینجاست
.چون احمق بود و گیر افتاد
میدونی تو شهر ما به آدمهایی مثل تو چی میگن؟
.میگن عوضی یاغی
...ای جندهی کمونیست، میزنم
.ببخشید
مزاحم شدم؟
.شرمنده
چی میخوای؟
!وای
.تو واقعا خوشقیافهای
.بیخیال بابا! بذار منم بهتون ملحق بشم
به چی ملحق بشی؟
.میخوام همگروهیتون باشم
بگو ببینم تو چه کاری مهارت داری؟
!هرکاری! به جز کارهایی که از پسشون برنمیام
.و مطمئنا از این دخترهای نی قلیون هم بهترم
.خیلی بهترم
یعنی میگی اینقدر کارت درسته؟
نظرت راجع به این چیه؟
.کلی تخت خالی داریم اینجا
.توجه کنید! وقت غذاخوردن از الان شروع میشه
...همه بازیکنان - .حالا باشه برای بعد -
.وسط اتاق به صف بشن...
.اجازه بدین دستورالعملها رو تکرار کنم
.توجه کنید! وقت غذاخوردن از الان شروع میشه
لطفا همهی بازیکنان در .وسط اتاق به صف بشن
.عوضیها
.از 201 نفر، 187تاشون برگشتن
.نرخ ورود مجدد 93 درصده
حواست به اونایی که برنگشتن .باشه و منو در جریان بذار
.بله قربان
.یاد اون قدیما افتادم
شما هم یادته تو همچین ظرفهایی ناهار میخوردیم؟
.معلومه که یادمه
زنم قبلا صبح ها تو آشپرخونه مشغول بود
و غذا رو برای من و بچههامون .تو این ظرفها آماده میکرد
.کاش برنجش داغِ داغ بود
!دستکم میتونست یه ذره گرمش کنن
.الان فقط یه اجاق میخوایم
یادته غذامون رو گرم میکردیم؟
وقتی دبستان بودیم تو کلاسمون .یه اجاق زغالی کوچیک داشتیم
ظرف غذامون رو میچسبوندیم به اجاق
اینقدر داغ میشد که دست خودمون هم میسوخت
.بعد کلی تهدیگ داشتیم
.گیهون
چیه؟
.بیا از بحثمون منحرف نشیم
بهتر نیست وقت بذاری و به این فکر کنی که بازی بعدی قراره چی باشه؟
.هی
.هیچکس نمیتونه بفهمه چه بازیای در پیشه
.وقتی زمانش برسه خودمون میفهمیم
ببینید با توجه به آخرین بازیای که کردیم
فکر کنم بازی بعدی هم یه بازی بچگونهی .دیگه باشه که قبلا پسرا بازیش میکردن
.مطمئنم همینطوره که میگی
به بازیهایی که میتونن .انتخاب کنند، فکر کنید
بازهایی مثل «داکجی»، «دابانگو»، لِیلِی .«بیسوکچیگی»، گرگم به هوا، «دون کاتسو»
بازیهای دختربچهها هم که ...مثل «گونگی»، کشبازی، نخبازی
دیگه چی بود؟
.من این بازیها رو بلد نیستم
یعنی هیچکدوم از بازیهایی که گفتم بلد نیستی؟
.گوش بده ببین چی میگم
.همهی این بازیها رو میشه سریع یاد گرفت
.ما بهت یاد میدیم
.واقعا ممنون میشم
.توجه کنید. برنامهی کاری امروز به پایان رسیده
تمامی کارکنان، لطفا از این فرصت .استفاده کنید و به اتاقهاتون برگردین
.اجازه بدین دستورالعملها رو تکرار کنم
.برنامهی کاری امروز به پایان رسیده
تمامی کارکنان، لطفا از این فرصت .استفاده کنید و به اتاقهاتون برگردین
!آهای! آهای! در رو باز کنید عوضیها
!من واقعا الان باید برم بشاشم
شما عوضیها خودتون نمیرین بشاشین؟
!بذارین برم دستشویی! همین الان باید برم
!بابا بذارین یه دقیقه برم دستشویی !ای خدا! بیخیال دیگه
تو این اتاق پر از مَرده. نکنه میخواین همینجا رو زمین بشاشم؟
!لعنتی! لعنت بهتون پست فطرتها
.امیدوارم به خاطر اینکارت پشیمون بشی
!با ما مثل انسان رفتار کنید لعنتیها فکر کردین کی هستین؟
.آهای مرتیکه مثلثی
.برو مافوقت رو بیار اینجا
برو یکی از اون یاروهایی رو .که نقابشون مربع داره، بیار
.در زمان منع رفتوآمد نباید اتاق رو ترک کنید
لعنتیها! نکنه شما نقابدارها فکر کردین وقت شاشیدن منو هم باید تعیین کنید؟
...وای این دیگه
!حرومزادههای لعنتی
خیال کردی نمیتونم الان همینجا بشاشم؟
!گه توش
.بفرما
میخواین یه کم صدای بارون بشنوین؟
.دنبال من بیایین
این کرهایها هم که تا سرشون داد .نزنی، به حرفت گوش نمیدن
.لعنتی
.من باید برم دستشویی
نه بابا؟
من اینقدر التماسشون کردم تا بذارن برم اون توالت کوفتی
حالا اومدی میخوای به همین راحتی بری؟
.هی
تو خیلی رومخیها! میدونستی؟
!چقدر لوس و گستاخه
.آهای
...وای عجب حس خوبی داره
.اینجوری منو نترسون
چیه؟
میخوای یه کم سیگار بکشی؟
میتونی سرجات بشینی و .یه کم دیگه هم سیگار بکشی
داری چیکار میکنی؟
.وایسا ببینم
میخوای بری اون تو؟
.میخوام ببینم اون بالا چه خبره
یهکم برام وقت بخر بعد اگه .چیزی فهمیدم، برات تعریف میکنم
!قبوله! پات رو بذار اینجا
!وای خدایا
.فکر کنم خیلی اینجا کار داشته باشم
No comments yet. Be the first to leave one.