처음 200줄입니다.
کاري که شروع کردم را تمام خواهم کرد
.آخرين تبر رو هم به دست گرفتم
.خب بچه ها، وقت برنامه امروزمون تموم شد
...دوست دارم که از "مل" تشکر کنم
،همين طور از کتک زن ...تيناي رقاص
،و خانم دانا ميلز .از هواپيمايي ناتز
.اون دختر خوشگليه
!تا ديدار بعدي خداحافظ
.برنامه فوق العاده اي بود، کراستي
...کلي خنديدم وقتي که
...آدامس نيکوتين دارم کوش
.آخيش... همينو ميخواستم
.يه قرار ملاقات تجاري داري
!کنسلش کن - وقت دکتر رو چي؟ -
!کنسلش کن
.شرط بندي براي مسابقه فوتبال
.ده سنت شرط ببند
قرار شام به عنوان تشکر از بارت سيمپسون؟
.من بارت سيمپسون رو نمي شناسم
.همون پسري هست که تو رو از زندان نجات داد
.خب ما يه اشتباه خيلي خيلي بزرگ مرتکب شديم
.ديگه همچين اتفاقي نميافته
.اين وسط فقط يه پسر بود که تمام مدت به من اعتماد داشت
بارت؟ - بله آقا؟ -
.ازت متشکرم
.اوه، آهان
!کنسلش کن
الو؟
خانم سيمپسون؟
،من "لوئيس پني کندي" هستم .دستيار کراستي دلقک
.سلام خانم پني کندي
.بهتره بودنيد دوشيزه پندي کندي هستم، نه خانم
...متاسفم که به اطلاعتون برسونم
که کراستي نميتونه امشب براي .مهماني شام پيش بارت بياد
.اين پنجمين بار هست که قرار رو کنسل ميکنه
چطور ميتونه دل کسي که انقدر دوستش داره رو بشکنه؟
...اوه، خانم سيمپسون
.من تمام دوران زنانگي ام رو صرف پرسيدن اين سوال کردم ازش
.از جانب اون از شما معذرت ميخوام
.يه کار خيلي واجب براش پيش اومده بود
!کپک هاي نکبتي
.خوب شد ديگه
.خب، ممنون که اطلاع دادين
.خداحافظ
چند تا امضا از کراستي ميخواي؟
.هزارتا
.حله
...عزيز دلم، متاسم
.اما کراستي باز هم نميتونه براي مهموني بياد
.اي بابا
،کراستي عزيز " ...من بارت سيمپسون هستم
رفيق شماره 16302 کراستي"
.با احترام، از داشتن اين عنوان منصرف شده ام"
.هميشه شک داشتم که هيچ چيز در زندگي اهميت نداره"
.اما حالا مطمئن شدم"
".برو بمير... بارت سيمپسون
!گفتگوي سکسي
.با خط ويژه پارتي تماس گرفته ايد
تا لحظاتي ديگر به مهماني داغي با .زيباترين زنان جهان متصل خواهيد شد
.همين حالا وارد مهماني شويد
الو؟
الو؟
الو؟
هيچ زني اونجا نيست؟
!الو؟
تو همون خوشگله هستي؟
!صداي من شبيه حوشگلاس؟
.اونقدرها هم که انتظار داشتم هات نبود
!اينو بخون
...عزيـ"
...عزيـ"
...عزيز"
..کـ..ر.ا.سـ.تي"
"...چرا؟
...تو نامه نوشته که اون پسر کوچولو
که هيچ وقت وفاداريش رو به تو از دست .نداده بود، حالا از دست داده
.همين امشب به مهموني شام بارت سيمپسون ميري
.اما کارهاي ديگه اي دارم
!هي! تو صورت نزن
!چرا انقدر اعصاب آدمو خرد ميکني
...اگر امشب نري اونجا
.ديگه از فردا نميام اينجا
.اوه، باشه. ميرم
!اوه، کراستي
ولي به شدت اعصابم خرد ميشه که امشب .نميتونم توي کلوب مشروبم رو بخورم
.بارت، پاهات رو خشک کن
چرا خودم رو به دردسر بندازم؟
.دوباره چند لحظه ديگه اينجا کثيف ميشه
.خبرهاي خوبي دارم برات
.کراستي امشب شام مياد اينجا
مياد؟ مطمئني؟
.آره
.خدا به اون دلقک عمر بده
فکر ميکنيد خودش باشه؟
.کوچولوي ناز
.سلام بارت
-همين نزديکي ها بودم که
!چي؟ کراستي دلقک
!عجب سورپرايزي
ميلهاوس، ميتوني بياي تو .ولي دست از اين ادا اطوارها بردار
.لازم نيست امشب از اين کارا بکني
چي داري ميگي؟
.معلومه که بايد بکنه
.نه. کراستي مهمون ما هست
.لازم نيست اينجا دلقک بازي و شيرين کاري بکنه
جدي؟
.آره. راحت باش و خودت باش
.خدا خيرت بده
.برو تو ماشين منتظر بمون
.اه! ميتونستيم شيرين کاري ميمون رو ببينيم
کي ميخواد دعا بخونه؟
.اجازه بده مهمونمون بخونه
-خداي بزرگ، تو را شکر
!هي
.کراستي، افتخار بده به ما
.خب، باشه
.زياد بلد نيستم، اما سعي م رو ميکنم
.چقدر باحال حرف ميزنه
.نه پدر، زبان عبري بود
.کراستي بايد يهودي باشه
کُمدين يهودي؟
!گمشو برو بيرون
...بابا، کُمدين هاي يهودي بسيار ارزشمندي وجود دارن
...مثل لورن بکال، داين شور، ويليام شتنر
.و مل بروکز
!مل بروکز يهودي هست؟
کراستي حالت خوبه؟
آره، فقط با گفتن اين حرفها، ياد .کلي خاطرات درد آورم افتادم
...اون قديما
.پدرم
هي کراستي، بقيه اون گوشتت رو ميخوري يا ديگه ميل نداري؟
.کراستي بيچاره
.مثل يه نقاشي مخملي ميمونه که زنده شده
کراستي، چرا بهمون نميگي چي شده؟
.حرف دلت رو بگو
.آره. بجنب
.کراستي، به ما بگو
.خب، باشه
...اول از همه بايد بگم که
.اسم واقعي من کراستي دلقک نيست
.من هرشل کراستوفسکي هستم
.پدر من يه خاخام بود
.پدر اون هم خاخام بود
-پدره پدر اون هم
.فکر کنم فهميدين ديگه
پدر من در پايين ترين بخش شرقي .اسپرينگفيلد، آدم بسيار معتبر و محترمي بود
مردم از کيلومترها دورتر ميومدن .پيشش تا باهاش صلاح مشورت کنن
خاخانم کراستوفسکي، به نظرت بايدم دانشگام رو تموم کنم؟
.بله. هيچ فقري وجود ندارد، الا فقر دانايي
خاخام، خوبه يه بچه ديگه داشته باشم؟
.بله. بچه ديگه ميتونه باعث خير و برکت بشه
خاخام، کرايسلر بخرم؟ کرايسلر نام ماشيني امريکايي است
ميتوني مودب تر بپرسي؟
خوب هست که کرايسلر بخرم؟
.آره-- فرمون و قدرت ايست خيلي خوبي داره
بابا؟
ميتونم وقتي بزرگ شدم، دلقک بشم؟
.نه! دلقک ها محترم نيستن
.کاري ميکنم که مردم بخندن
.هرشل، زندگي مسخره بازي نيست، جدي هست
.آب معدني براي خوردن هست، نه گلدون آب دادن
.کلوچه براي خودن هستن، نه براي پرت کردن
-اما، بابا
!اما بي اما
...همون کاري که ميگم رو ميکني
.وگرنه همچين ميزنمت که نفهمي از کجا خوردي
...بابام ميخواست جا پاي اون بذارم
.اما جذابيت دلقکي خيلي قوي تر از اين حرفها بود
...اولين نمايش خنده دارم رو تو يشيوان انجام دادم يشيوان نام مدرسه يهودي ها است
.و اداي پدرم رو در آوردم
.پسر، تو لازم نيست جا پاي من بذاري
.نگران نباش
.من اصلا بعد از توالت رفتن تو، توالت نميرم
-چرا تو نيم وجبي
.کراستي، لطفا ادامه بده
.باشه
پدرم تلاش ميکرد تا ويروس ...کُمدي بودن رو در من از بين ببره
.اما هيچ فايده اي نداشت
داري چيکار ميکني؟
.ولم کن
!درو باز کن
!در رو ببند
.نوبت اجراي يه برنامه بزرگ نسيبم شد
.تو يه کنفرانس يهودي در شهر کتاسکيل
.اونجا برنامه کُمدي اجرا ميکردم
.اما اتفاق باورنکردني اون روز افتاد
...پسرم، هرشل
.تو کلاس يشيوان شاگرد ممتازه
.واقعا به دروس مذهبي علاقه نشون ميده
.بس کن هايمن، باز داري بزرگنمايي ميکني
.يه خاخام هيچ وقت بزرگنمايي نميکنه
...خاخام توصيف ميکنه، به افکارش شکل ميده
...داستان هايي تعريف ميکنه که شايد هرگز اتفاق نيافتاده باشه
.اما بزرگنمايي نميکنه
...پدر من شايد هرگز همچين حدسي نميزد
.که من خاخام بشو نيستم
!هي، آقاي بامزه
!نه، نه، نه
هرشل؟
.تو باعث شرمساري خانواده هستي
No comments yet. Be the first to leave one.