처음 200줄입니다.
آنچه گذشت...
هانا گرگسون
هم اتاقیش رو مرده توی خونش پیدا کرد.
از مجازات قتل فرار کردن حس فوق العاده ای داره.
- مامور ویژه مالیک. - پس تو
بررسی در زمینه مایکل روان رو برای اف بی آی انجام میدی؟
فکر میکنی من مایکل رو کشتم. چرا؟
در یک کلمه - وسواس.
بیشتر امروز رو صرف این فکر کردم که قاتل مایکل
مامور ویژه مالیک هست.
نه. قاتل هانا هست.
دخترت.
باید به اف بی آی بگی.
تو دری هستی که اون روانی ازش وارد شد.
اگه بخاطر تو نبود،
مدی ویلیامز امروز زنده بود،
و دختر من قاتل نبود.
نمیخواستم هیچ کدوم از اینا
به جون صدمه ای بزنه.
اگه کاری نکنیم چی؟ ریسک کنیم
ببینیم چی میشه؟
همکارت به قتل اعتراف کرد.
اشتباهه. شرلوک کسی رو نکشته.
من تنها کسی هستم که میتونه اعتراف کنه بدون این که به زندان بره.
بریتانیایی ها اونو تحویل نمیدن. این قضیه رو برای ما روشن کردن.
اون دیگه مجاز به پا گذاشتن توی ایالات متحده نیست.
شرلوک هلمز دیگه مشکل آمریکا نیست.
برناردو "بپو" پولیازی.
به خیابون بیکر خوش اومدی.
هر دومون میدونیم که چرا اینجا هستی، پس بفرما.
مروارید سیاه بورجیا.
مهره اصلی گردنبند مورد علاقه لوکریشا بورجیا.
حدود یه سال پیش از یه مجموعه دار توی رم دزدیدیش.
کارت تمیز بود.
فقط کاش یه جرم کاملا غیر مرتبط
یه روز بعدش انجام نمیدادی.
تو دعوای داخل بار به یه مرد چاقو زدی.
و وقتی که پلیس رد تو رو
تا کارخونه سرامیک برادرت گرفت،
مروارید رو داخل یکی از 1000 مجسمه ای که
برادرت قصد داشت توی عروسی سلطنتی پیش رو بفروشه مخفی کردی.
البته اونا خیلی زشت بودن، فقط تونست 6 تا بفروشه.
چطور اینقدر راجب من میدونی؟
تو دزد پرآوازه ای هستی.
به مدت زیادی مشکوک به دزدیدن مروارید بودی،
اما هیچ کس نمیتونست ثابتش کنه.
چند هفته پیش وقتی که یه نفر
شروع کرد به دزدکی وارد شدن به خونه ها اما هیچی نمیدزدید
فقط یه ردی از خرابی سرامیک به جا میزاشت،
قضیه روشن شد.
برادرت 6 تا مجسمه فروخت.
بعد از عفو مشروطت 5 تا از اونا رو نابود کردی.
البته مطمئن نبودم که مروارید توی اون یکی هست.
ممکن بود توی توقف قبلیت اون رو بدست بیاری.
اما اون رو هم خریدم.
کاملا این قضیه رو آشکار جلوه دادم.
فرض میکردم که تو مراقب زنی که صاحبشه هستی.
تو کی هستی؟
من کسی هستم که تو رو به دست عدالت میسپاره.
معمولا،
من مجرمایی مثل تو رو در حدی نمیدونم که ارزش وقتم رو داشته باشن.
اما وقتی که صاحب پنجمین مجسمه تو رو پیدا کرد
توی خونش، تو خفش کردی.
بد کاری کردی بپو.
فکر میکنی واقعا میتونی جلوی من رو از خارج شدن بگیری؟
میدونم که میتونم.
البته ترجیح میدم که تو
به طور صلح آمیز تسلیم بشی.
من دچار
سندرم پس از ضربه مغزی هستم.
یه ضربه به سرم ممکنه آسیب زیادی به مغزم وارد کنه.
خب، مساله اینجاست که...
فکر نمیکنم بتونی به من یه ضربه بزنی.
موی بلوند خیلی بهش میاد (^^)
شرط میبندم که صاحبش خوشحال میشه
که این بهش برگشته.
این تنها بخش پرونده بود که ازش خوشم نمیاد.
جاکاپو کرمنیزی مافیای کالابریا رو اداره میکرد (ناحیهای در جنوب ایتالیا و به مرکزیت شهر کاتانزارو)
توی دهه 80.
پول این مروارید با خون پرداخته شده.
واتسون.
خوبه که به ما ملحق شدی دکتر.
امروز توی وایت هال کار میکردم یادت رفته؟
قتل لوکاس؟
با این حال.
همکارت مشخصه که امشب کمکی لازم نداشت.
به نبود جای گلوله دقت کن.
وقتی که به مظنون شلیک نکنی،
میتونی بفرستیش به زندان.
یه بار دیگه میگم، چون فقط من آمریکایی هستم
به این معنا نیست که عاشق تفنگم.
که این طور. پس فکر کنم به فوتبال هم "ساکر" نمیگید.
فقط یه شیشه رنگی بود.
- جعلی بود؟ - نه، نه دقیقا.
مروارید سیاه بورجیا همیشه از شیشه ساخته شده بود.
دیگه چطور لوکریشا بورجیا این رو داخلش قایم کنه؟
مورخان به مدت مدیدی به اون مشکوک بودن که
دشمنان خانوادش رو با مسموم کردن به کام مرگ میفرسته.
وقتی که چندین عضو از واتیکان
دست از حمایت اون برداشتن، شایعه شد که
از اون خواسته شد که از اسلحه قتل مورد علاقش دست بکشه،
یه حلقه تو خالی
که با استفاده ازش توی
نوشیدنی قربانی هاش سم میریخت.
به نظر میرسه که یه راهی برای حفظش پیدا کرده.
وای خدای من، هولمز.
امروز نه تنها یکی، بلکه دست دو تا قاتل رو برملا کردی.
تو یه احمقی.
- اگه بهت ضربه میزد... - نزد.
- آره، اما اگه میزد... - اما نزد.
وایتهال. قتل ادواردو لوکاس.
به من نگفتی که چی شد.
تموم شد. بستیمش.
فرضیت درست بود.
قاتل لیدی هیلدا نبود. زن ادواردو بود.
اون فکر میکرد که داره بهش خیانت میکنه.
ما خون رو روی یه فرش پیدا کردیم.
چه عالی.
مطمئنم که سرکاراگاه جونز خیلی تحت تاثیر قرار میگیره.
واتسون ما چند بار بحثش رو کردیم.
آتلنی جونز دشمن تو نیست.
دیدی چطوری به من میگه "دکتر"؟ توهین آمیزه.
فقط یکمی آمریکایی ستیزه.
یکم؟
نکته مهم اینه که به کارت احترام میزاره، که عالیه.
به سالی که تا الان داشتیم فکر کن.
ما معمای باسکومب ولی رو داشتیم،
اون ماجراجویی در ابی گرنج.
ما به اندازه نیویورک مفید هستیم،
اگه بیشتر نبوده باشیم.
اگه همینطوری پیش بریم ممکنه شوالیه بشم.
تو ام میتونی یه بانوی سلطنتی بشی.
راستش هنوزم اذیت میکنه.
نه اندازه قبل، اما بازم یه چیزی هست.
امشب؟ نمیتونم.
به یه جشن تولد میرم.
دختر دوستم شیش سالش میشه.
براش یه عروسک خیلی شیک خریدم.
- خانم؟ - ادرار و اینا هم میکنه.
- ببخشید خانم؟ - با من داری حرف میزنی؟
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
بهش هیدرومورفون دادن، (مسکن)
الان خوابیده، نباید مزاحمش شم.
فکر نکنم تونسته باشه خوب به اون مرد نگاه بندازه.
چطور، خودش گفت؟
نه. خانم کویین وقتی اوردنش شکه شده بود،
اصلا حرف نمیزد، اما...
احتمالش کمه چیز زیادی دیده باشه.
دختر زیبایی بود. حیف شد.
نتونستم بشناسمش.
قربانی رو میشناسی؟
احتمالا تو هم بشناسی، مگه این که پیگیر اخبار واقعی باشی نه این خبرای زرد.
اون لولا کویینه.
اون یه سلبریتی محلیه،
یکی از آخرین مدل های مجله ای.
"مترو فلش" هنوز توی صفحه سوم عکسش رو میزنه.
لولا این چند سال اخیر یکی از افراد محبوب بوده.
ببخشید. باید جواب بدم.
ببخشید، یه لحظه وقت دارید؟
- بله. - آتلنی جونز.
اینا هم شرلوک هلمز و جون واتسون هستن.
- شما دکتر خانم کویینز هستید؟ - یکی از دکتراشم.
گارت هالزی. من مسئول جراحی پلاستیک اینجا هستم.
حالش چطوره؟
خب، حالش الان پایداره، اما...
اون دچار سوختگی شیمیایی درجه اول و دوم شده
در تمام نقاط چهرش.
ممکنه چشم چپش رو از دست بده، و خطر
عفونت هم هست. لطفا به من بگید که
یه سرنخی در مورد اون حرومزاده ای که این کار رو باهاش کرده دارید.
متاسفانه خیر.
کل ماجرا توسط دوربین مدار بسته گرفته شد،
اما چیزی توی فیلم نبود که کمکمون کنه شناساییش کنیم.
بخشی از دلیلی که اینجا اومدیم اینه.
امیدوار بودیم بتونه توصیفش کنه.
یه لطفی به ما بکن.
وقتی بیدار شد به ما زنگ بزن.
میخوایم باهاش حرف بزنیم.
با احترام کامل،
باید یه فکری به حال این قضیه بکنید.
این طاعون. هر یکی دو ماه به من خبر میدن
در مورد یه اسید پاشی دیگه.
این یه دیوانگیه.
ما شخصی که این کارو کرده پیدا میکنیم.
بهت قول میدم.
متاسفانه حق با اونه.
شهر نمیتونه بیشتر از این رو تحمل کنه.
بیش از 200 مورد اسیدپاشی
امسال توی لندن رخ داده؟
اول متعصبای مذهبی این کارو میکردن.
بعد گروه های مجرمانه شروع به استفاده از این روش کردن.
حالا ما زورگیر هایی رو داریم
که برای گوشی و کیف دستی به صورت مردم اسید میپاشن.
اعتراضات شدیدتر میشن
حالا که یه چهره مشهور خراب شده.
باید سریع پرونده رو ببندیم.
فکر میکنی میتونی چنین کاری رو برام بکنی هلمز؟
دكتر.
کاراگاه بل، پلیس مورد علاقم.
تونی
No comments yet. Be the first to leave one.