Elementary

Elementary

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 7

릴리스 정보

Elementary S07E06 720p HDTV x264-KILLERS
Elementary S07E06 HDTV x264-KILLERS
Elementary S07E06 720p HDTV x264-mSD
다음의 해설 NegarFD
█► Negar FD| Film2Movie ارائه ای از وبسایتِ ◄█

태그

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
게시일: 2019-07-01
다운로드: 53
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‫آنچه در المنتری گذشت...

‫اگر یه لحظه وقت داری میخوایم

‫راجع به خواهر‌زادت صحبت ‫کنیم آقای رایکنبک

‫خب میتونین اودین صدام کنین ‫همه‌ی دوستام اینکارو میکنن.

‫هنوز تصمیم نگرفتم که میتونیم ‫دوست باشیم یا نه

‫تو مارو فرستادی دنبال نخود‌سیاه ‫دوست داریم بدونیم چرا

‫یه آزمون بود

‫شما قبول شدین.

‫اصلا نیازی به امتحان کردن مهارت‌هامون نبود.

‫مهارتتون چیزی نبود که امتحان میکردم،

‫خودتون بود.

‫دوستمون تیر خورد و تقریبا کشته شد

‫و تو اعتراف کردی که توش دست داشتی

‫تمام کاری که من کردم ‫این بود که به پاتریک

‫راجع به تیم بلدزو خبر دادم.

‫ما دائما با قاتل‌ها سر و کله میزنیم

‫آقای رایکنبک، فکر میکنین تا حالا ‫کسی از اونا تونسته

‫مارو قانع کنه که کار درست رو ‫انجام داده؟

‫شاید باید این احتمال رو در نظر ‫بگیرین که من

‫از اون کسایی نیستم که معمولا ‫باهاشون سر و کله میزنین.

‫وید آلن هینز رو یادتونه؟

‫تیرانداز مدرسه تو آیووا

‫3 سال پیش همه جای اخبار بود.

‫نباید هرگز اسمش رو میفهمیدین

‫هیچکس نباید میفهمید

‫17 تا از همکلاسی‌هاشو کشت

‫حالا بعدش معلوم شد

‫قبلش بارها توی ویدئو‌هایی که

‫با پلتفورم من پست کرده، اشاره کرده بود.

‫احساس گناه میکنی چون کمپانیت ‫نتونست جلوی جمله رو بگیره؟

‫نه...احساس گناه میکنم

‫چون اصلا نمیدونستم قراره چنین ‫اتفاقی بیوفته

‫هرروز اخبار رو نگاه میکنم ‫توشون غرق میشم

‫و آخر خودم قوانین خدمات ‫خودمون رو زیر پا گذاشتم

‫اودکرمیل پسررو باز کردم

‫با فایل‌های کلاودش.

‫تمام نشونه‌ها اونجا بود.

‫رو سرور‌های من.

‫دقیقا همونجا، همون لحظه ‫تصمیم گرفتم که

‫دیگه هرگز چنین اتفاقی نیوفته.

‫و شروع کردم به گشتن دنبال ‫تیرانداز بعدی...

‫همون روز.

‫و موتور‌های جستجوت، ‫سرور‌های ایمیلت

‫پلتفورم‌های شبکات اجتماعی ‫همشون اطلاعاتی از کاربرات

‫جمع میکنن تا به تبلیغ‌کننده‌ها بفروشن.

‫زیر پا گذاشتن قوانین خودمون ‫برای شناسایی یه سری مجرم...

‫اصلا کار سختی نبود.

‫سوال بعدی این بود:

‫چه کاری با این اطلاعات میکنی؟

‫تیم بلدزو و اون کشتی، ‫اون اولین باری

‫نبود که کاری انجام دادی؟

‫سه تا دختر تو شهر تمپه زندگی میکنن

‫که ممکن بود با اون ‫کشتی غرق بشن.

‫50 دانش‌آموز از کنتاکی

‫از یه پل به پایین پرت میشدن

‫چون راننده‌ی اتوبوسشون ‫تمایل به خودکشی داشت.

‫یه کلیسا تو اوهایو ‫مراسم خیریه‌شو با آرامش تموم کرد

‫بدون اینکه یه تیراندازی اتفاق بیوفته.

‫من جون صدها نفر رو نجات دادم

‫ولی آدمایی مثل پاتریک میرز رو ‫تبدیل به یه قاتل کردی.

‫تو تحریکشون میکنی تا کسایی ‫که پتانسیل قاتل بودن دارن رو از بین ببرن.

‫چرا فقط به مقامات خبر ندادی؟

‫نمیتونه اینکارو بکنه

‫نمیتونه اعتراف کنه که حریم ‫خصوصی کاربراش رو زیر پا گذاشته

‫نه چون کارش رو از دست ‫میداد، خوشبختیش رو

‫و احتمالا آزادیش رو.

‫چه چیزی باعث شده یه درصد ‫با خودت فکر کنی ما

‫طرف تو و قاتل‌هات رو میگیریم؟

‫خب این...چیزی نیست ‫که ازتون میخوام.

‫میرز یه چکش بود

‫چیزی که الان نیاز دارم ‫یه چاقوی جراحیه.

‫شما ذهن مجرمین رو درک میکنین

‫نیاز دارم که بهم کمک کنین ‫سیستمم رو پاکسازی کنم

‫با هم، میتونیم جلوی خیلی ‫از اتفاقات ناگوار رو بگیریم.

‫فعلا انتظار ندارم جواب بدین

‫ولی بهش فکر کنین.

‫شاید آخرش فکر کنین

‫"شاید خوب باشه برای یه تغیری هم که شده ‫کمک کنیم جلوی چندتا قتل رو بگیرن."

‫مرسی که اینقدر سریع اومدی

‫حرفشو نزن.تا برسم اینجا ‫چیزی تغیر نکرد؟

‫دیویس زنگ نزد؟ ‫که بهت بگه کجاست؟

‫دارم بهت میگم مارکوس، ‫یه اتفاقی افتاده.

‫هی

‫پلیس نیویورک هوای آدمای ‫خودشو داره.پیداش میکنیم.

‫از جمله کسایی که بخاطر ‫سلامتی بازنشسته شدن.

‫آخرین بار کی دیدیش؟

‫دیشب

‫داشتم میرفتم بخوابم ‫دیویس تا دیروقت بیدار موند

‫توی گاراژ رو یکی از ‫پروژه‌هاش کار میکرد.

‫وقتی بیدار شدم، رفته بود.

‫به دفتر کارش زنگ زدی؟

‫گفتن ندیدنش.

‫وقتی به گوشیش زنگ زدم

‫صدای ویبره تو ساک ‫باشگاهش شنیدم.

‫گوشیش بود

‫جا گذاشته بود.

‫آخرین باری که باهاش صحبت کردم

‫به نظر حالش خوب میومد.

‫چیزی اذیتش نمیکرد؟

‫نه

‫ولی میدونی PTSD چطوریه که... ‫"اختلال استرس پس از سانحه"

‫بعضی روزا خوبی ‫بعضی روزا بد

‫این چند هفته‌ی اخیر... ‫نمیدونم

‫فکر کنم سخت‌تر بودن.

‫کار باعث استرسش میشد

‫تو خوابیدن مشکل داشت

‫مارکوس، اگر تصمیم گرفته باشه که دیگه ‫نمیتونه تحمل کنه چی؟!

‫هیچکدوم از اسلحه‌هاش گم نشدن؟

‫اصلا سلاحی نداره ‫دیگه نه.

‫وقتی مرخصی پزشکی گرفت ‫همشون رو فروخت.

‫گفتی دیشب تو گاراژ کار میکرد

‫نشونم میدی؟

‫اینارو میفروشه، ‫درسته؟

‫شغل جدیدش زیاد حقوق نداره

‫و هنوزم مجبوره ‌به‌خاطر ‫جراحتی که داره

‫دکتر‌های زیادی رو ببینه.

‫بعضی‌هاشون آنلاینن ‫ولی اکثرشون نه.

‫قبض‌هامون واقعا سنگین شدن.

‫گفتی دیویس تمام اسلحه‌هاشو فروخت؟

‫بعد از اینکه تیر خورد ‫نمیتونست دیدنشون رو تحمل کنه.

‫از اون موقع به یکیشون دست هم نزده.

‫راجع به اون مطمئن نیستم کارلا

‫اینجا بخش‌هایی از یه رایفل پیدا کردم

‫مثل اینکه دیوس پشتش ‫رو عوض کرده

‫و برای خودش سر همشون کرده.

‫میخواسته تبدیلش کنه ‫به اسنایپر رایفل.

‫ولی اینجا نمیبینمش.

‫قضیه اینجاست که ‫یه اسنایپر رایفل

‫معمولا سلاحی نیست ‫که برای خودکشی استفاده کنی.

‫چیزیه که برای کشتن یه نفر دیگه ‫ازش استفاده میشه.

‫ .:.:. با دنبال کردن اينستاگرامِ ما بروزترين باشيد .:.:. ‫ *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*

‫ «: مـتـرجـم: نگار :» ‫ .:: Negar FD ::.

‫گوشی‌های جدید گرفتیم

‫اینجا چه خبر شد؟

‫کارم تموم شد

‫اگر روش‌های اودین رایکنبک ‫اینقدر افراطی نبود

‫مجبور نمیشدم تمام وسایل

‫الکترونیکیمون که مال ‫اودکره نابود کنم.

‫و کاپیتان هم به‌خاطر جراحت ‫چندتا گلوله

‫تقریبا نمی‌مرد. ‫برای شفاف‌سازی میپرسم

‫قرار نیست با این یارو ‫همکاری کنیم، درسته؟

‫نه

‫شاید برای پول کسی رو نکشته ‫باشه، ولی هنوزم قاتله.

‫خوبه.فکر کردم شاید حرفاشو

‫برای قانع کردنمون باور کردی.

‫البته که نه

‫منظورم اینه، تو تئوری واقعا احمقانست

‫و اگر واقعا عمل میکردم ، ‫الان مرده بودم.

‫حداقل دوباری تمایل داشتم ‫کسایی رو به قتل برسونم

‫پس با استاندارد‌های اودین

‫تاحالا اعدامم میکردن.

‫باورم نمیشه فکر میکنه بهترین راه ‫برای جلوگیری از وقوع جرایم

‫اینه که همه حرفا و بازدید‌های بقیه ‫تو اینترنت بررسی بشه.

‫منظورم اینه، هیچکس تو اینترنت ‫رفتار خوبی نداره.

‫یعنی مادرم آدما رو تو قسمت نقد

‫رستورانشون تهدید کرده.

‫پس موافقیم باید جلوش گرفته بشه

‫وگرنه قربانی بعدی مادرته.

‫ولی چطور جلوی مردی رو میگیری

‫که خودش رو مثل یه عنکبوت به

‫اینترنت جهانی چسبونده؟

‫نمیدونم

‫فکر میکنم این برای ‫پلیس نیویورک زیادی بزرگه

‫موافقم، منابع و صلاحیت قضایی

‫برای گرفتن چنین پرونده‌ای

‫راجع به شرکت جهانی‌مثل ‫اودکر رو ندارن.

‫که یه دلیل دیگست برای ‫اینکه فعلا به

‫مارکوس یا کاپیتان چیزی نگیم، ‫نباید بفهمن.

‫هنوز نه

‫اگر خبرش پخش بشه، ‫رایکنبک تو چند ساعت متوجه میشه.

‫نمیخوام حالت تدافعی بگیره ‫ممکنه همه‌چیز رو خراب کنه

‫به کسه دیگه‌ای صدمه بزنه.

‫یا تمام مدارک کارشو نابود کنه.

‫پس اینو پیش کی میبریم؟

‫یعنی الان اف‌بی‌‌آی ‫دوست صمیمیمون نیست

‫NSA تنها سازمانیه که ‫وسایل فنی کافی

‫برای باز کردن این گره رو داره.

‫مامور مک‌نالی

‫میرم که ببینمش...تنهایی.

‫باید به مارکوس کمک کنی.

‫که گمون نکنه اتفاقی افتاده.

‫به کمک نیاز داره؟ ‫از کی تاحالا؟

‫از قبل اینکه اینکارو بکنم

‫پیام داد

‫تو پرونده‌ی خودش ‫به کمک نیاز داره.

‫تک‌تیرانداز ESU سابق ‫با یه رایفل بزرگ.

‫متاسفم، نمیدونم دیویس ‫میخواسته با اون رایفل

‫چیکار بکنه، ولی مردی ‫که من میشناسم قاتل نیست.

‫تا همین الان، همه همین ‫رو گفتن.

‫دیویس هیچ بدی‌ای ‫با کسی نداشت

‫مطمئنا با کسی از اینجا نداشته.

‫یه جور گفتی "اینجا" ‫یعنی با کسی

‫ جای دیگه‌ای مشکل داشت؟

‫احتمالا هیچی نیست

‫ولی هفته‌ی پیش شنیدم ‫پای تلفن صحبت میکرد

‫خیلی عصبانی بود

‫چیزایی میگفت مثل: ‫"من اون فیلم رو میبرم

‫پولمو میخوام، ‫دلت نمی‌خواد با من در بیوفتی."

‫من گیج شدم

‫دیویس متخصص فنی ویدیوئه ‫ویدیو‌هارو نمیبره

More Farsi Persian subtitles for Elementary

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left