처음 200줄입니다.
آنچه در المنتری گذشت...
اگر یه لحظه وقت داری میخوایم
راجع به خواهرزادت صحبت کنیم آقای رایکنبک
خب میتونین اودین صدام کنین همهی دوستام اینکارو میکنن.
هنوز تصمیم نگرفتم که میتونیم دوست باشیم یا نه
تو مارو فرستادی دنبال نخودسیاه دوست داریم بدونیم چرا
یه آزمون بود
شما قبول شدین.
اصلا نیازی به امتحان کردن مهارتهامون نبود.
مهارتتون چیزی نبود که امتحان میکردم،
خودتون بود.
دوستمون تیر خورد و تقریبا کشته شد
و تو اعتراف کردی که توش دست داشتی
تمام کاری که من کردم این بود که به پاتریک
راجع به تیم بلدزو خبر دادم.
ما دائما با قاتلها سر و کله میزنیم
آقای رایکنبک، فکر میکنین تا حالا کسی از اونا تونسته
مارو قانع کنه که کار درست رو انجام داده؟
شاید باید این احتمال رو در نظر بگیرین که من
از اون کسایی نیستم که معمولا باهاشون سر و کله میزنین.
وید آلن هینز رو یادتونه؟
تیرانداز مدرسه تو آیووا
3 سال پیش همه جای اخبار بود.
نباید هرگز اسمش رو میفهمیدین
هیچکس نباید میفهمید
17 تا از همکلاسیهاشو کشت
حالا بعدش معلوم شد
قبلش بارها توی ویدئوهایی که
با پلتفورم من پست کرده، اشاره کرده بود.
احساس گناه میکنی چون کمپانیت نتونست جلوی جمله رو بگیره؟
نه...احساس گناه میکنم
چون اصلا نمیدونستم قراره چنین اتفاقی بیوفته
هرروز اخبار رو نگاه میکنم توشون غرق میشم
و آخر خودم قوانین خدمات خودمون رو زیر پا گذاشتم
اودکرمیل پسررو باز کردم
با فایلهای کلاودش.
تمام نشونهها اونجا بود.
رو سرورهای من.
دقیقا همونجا، همون لحظه تصمیم گرفتم که
دیگه هرگز چنین اتفاقی نیوفته.
و شروع کردم به گشتن دنبال تیرانداز بعدی...
همون روز.
و موتورهای جستجوت، سرورهای ایمیلت
پلتفورمهای شبکات اجتماعی همشون اطلاعاتی از کاربرات
جمع میکنن تا به تبلیغکنندهها بفروشن.
زیر پا گذاشتن قوانین خودمون برای شناسایی یه سری مجرم...
اصلا کار سختی نبود.
سوال بعدی این بود:
چه کاری با این اطلاعات میکنی؟
تیم بلدزو و اون کشتی، اون اولین باری
نبود که کاری انجام دادی؟
سه تا دختر تو شهر تمپه زندگی میکنن
که ممکن بود با اون کشتی غرق بشن.
50 دانشآموز از کنتاکی
از یه پل به پایین پرت میشدن
چون رانندهی اتوبوسشون تمایل به خودکشی داشت.
یه کلیسا تو اوهایو مراسم خیریهشو با آرامش تموم کرد
بدون اینکه یه تیراندازی اتفاق بیوفته.
من جون صدها نفر رو نجات دادم
ولی آدمایی مثل پاتریک میرز رو تبدیل به یه قاتل کردی.
تو تحریکشون میکنی تا کسایی که پتانسیل قاتل بودن دارن رو از بین ببرن.
چرا فقط به مقامات خبر ندادی؟
نمیتونه اینکارو بکنه
نمیتونه اعتراف کنه که حریم خصوصی کاربراش رو زیر پا گذاشته
نه چون کارش رو از دست میداد، خوشبختیش رو
و احتمالا آزادیش رو.
چه چیزی باعث شده یه درصد با خودت فکر کنی ما
طرف تو و قاتلهات رو میگیریم؟
خب این...چیزی نیست که ازتون میخوام.
میرز یه چکش بود
چیزی که الان نیاز دارم یه چاقوی جراحیه.
شما ذهن مجرمین رو درک میکنین
نیاز دارم که بهم کمک کنین سیستمم رو پاکسازی کنم
با هم، میتونیم جلوی خیلی از اتفاقات ناگوار رو بگیریم.
فعلا انتظار ندارم جواب بدین
ولی بهش فکر کنین.
شاید آخرش فکر کنین
"شاید خوب باشه برای یه تغیری هم که شده کمک کنیم جلوی چندتا قتل رو بگیرن."
مرسی که اینقدر سریع اومدی
حرفشو نزن.تا برسم اینجا چیزی تغیر نکرد؟
دیویس زنگ نزد؟ که بهت بگه کجاست؟
دارم بهت میگم مارکوس، یه اتفاقی افتاده.
هی
پلیس نیویورک هوای آدمای خودشو داره.پیداش میکنیم.
از جمله کسایی که بخاطر سلامتی بازنشسته شدن.
آخرین بار کی دیدیش؟
دیشب
داشتم میرفتم بخوابم دیویس تا دیروقت بیدار موند
توی گاراژ رو یکی از پروژههاش کار میکرد.
وقتی بیدار شدم، رفته بود.
به دفتر کارش زنگ زدی؟
گفتن ندیدنش.
وقتی به گوشیش زنگ زدم
صدای ویبره تو ساک باشگاهش شنیدم.
گوشیش بود
جا گذاشته بود.
آخرین باری که باهاش صحبت کردم
به نظر حالش خوب میومد.
چیزی اذیتش نمیکرد؟
نه
ولی میدونی PTSD چطوریه که... "اختلال استرس پس از سانحه"
بعضی روزا خوبی بعضی روزا بد
این چند هفتهی اخیر... نمیدونم
فکر کنم سختتر بودن.
کار باعث استرسش میشد
تو خوابیدن مشکل داشت
مارکوس، اگر تصمیم گرفته باشه که دیگه نمیتونه تحمل کنه چی؟!
هیچکدوم از اسلحههاش گم نشدن؟
اصلا سلاحی نداره دیگه نه.
وقتی مرخصی پزشکی گرفت همشون رو فروخت.
گفتی دیشب تو گاراژ کار میکرد
نشونم میدی؟
اینارو میفروشه، درسته؟
شغل جدیدش زیاد حقوق نداره
و هنوزم مجبوره بهخاطر جراحتی که داره
دکترهای زیادی رو ببینه.
بعضیهاشون آنلاینن ولی اکثرشون نه.
قبضهامون واقعا سنگین شدن.
گفتی دیویس تمام اسلحههاشو فروخت؟
بعد از اینکه تیر خورد نمیتونست دیدنشون رو تحمل کنه.
از اون موقع به یکیشون دست هم نزده.
راجع به اون مطمئن نیستم کارلا
اینجا بخشهایی از یه رایفل پیدا کردم
مثل اینکه دیوس پشتش رو عوض کرده
و برای خودش سر همشون کرده.
میخواسته تبدیلش کنه به اسنایپر رایفل.
ولی اینجا نمیبینمش.
قضیه اینجاست که یه اسنایپر رایفل
معمولا سلاحی نیست که برای خودکشی استفاده کنی.
چیزیه که برای کشتن یه نفر دیگه ازش استفاده میشه.
.:.:. با دنبال کردن اينستاگرامِ ما بروزترين باشيد .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
«: مـتـرجـم: نگار :» .:: Negar FD ::.
گوشیهای جدید گرفتیم
اینجا چه خبر شد؟
کارم تموم شد
اگر روشهای اودین رایکنبک اینقدر افراطی نبود
مجبور نمیشدم تمام وسایل
الکترونیکیمون که مال اودکره نابود کنم.
و کاپیتان هم بهخاطر جراحت چندتا گلوله
تقریبا نمیمرد. برای شفافسازی میپرسم
قرار نیست با این یارو همکاری کنیم، درسته؟
نه
شاید برای پول کسی رو نکشته باشه، ولی هنوزم قاتله.
خوبه.فکر کردم شاید حرفاشو
برای قانع کردنمون باور کردی.
البته که نه
منظورم اینه، تو تئوری واقعا احمقانست
و اگر واقعا عمل میکردم ، الان مرده بودم.
حداقل دوباری تمایل داشتم کسایی رو به قتل برسونم
پس با استانداردهای اودین
تاحالا اعدامم میکردن.
باورم نمیشه فکر میکنه بهترین راه برای جلوگیری از وقوع جرایم
اینه که همه حرفا و بازدیدهای بقیه تو اینترنت بررسی بشه.
منظورم اینه، هیچکس تو اینترنت رفتار خوبی نداره.
یعنی مادرم آدما رو تو قسمت نقد
رستورانشون تهدید کرده.
پس موافقیم باید جلوش گرفته بشه
وگرنه قربانی بعدی مادرته.
ولی چطور جلوی مردی رو میگیری
که خودش رو مثل یه عنکبوت به
اینترنت جهانی چسبونده؟
نمیدونم
فکر میکنم این برای پلیس نیویورک زیادی بزرگه
موافقم، منابع و صلاحیت قضایی
برای گرفتن چنین پروندهای
راجع به شرکت جهانیمثل اودکر رو ندارن.
که یه دلیل دیگست برای اینکه فعلا به
مارکوس یا کاپیتان چیزی نگیم، نباید بفهمن.
هنوز نه
اگر خبرش پخش بشه، رایکنبک تو چند ساعت متوجه میشه.
نمیخوام حالت تدافعی بگیره ممکنه همهچیز رو خراب کنه
به کسه دیگهای صدمه بزنه.
یا تمام مدارک کارشو نابود کنه.
پس اینو پیش کی میبریم؟
یعنی الان افبیآی دوست صمیمیمون نیست
NSA تنها سازمانیه که وسایل فنی کافی
برای باز کردن این گره رو داره.
مامور مکنالی
میرم که ببینمش...تنهایی.
باید به مارکوس کمک کنی.
که گمون نکنه اتفاقی افتاده.
به کمک نیاز داره؟ از کی تاحالا؟
از قبل اینکه اینکارو بکنم
پیام داد
تو پروندهی خودش به کمک نیاز داره.
تکتیرانداز ESU سابق با یه رایفل بزرگ.
متاسفم، نمیدونم دیویس میخواسته با اون رایفل
چیکار بکنه، ولی مردی که من میشناسم قاتل نیست.
تا همین الان، همه همین رو گفتن.
دیویس هیچ بدیای با کسی نداشت
مطمئنا با کسی از اینجا نداشته.
یه جور گفتی "اینجا" یعنی با کسی
جای دیگهای مشکل داشت؟
احتمالا هیچی نیست
ولی هفتهی پیش شنیدم پای تلفن صحبت میکرد
خیلی عصبانی بود
چیزایی میگفت مثل: "من اون فیلم رو میبرم
پولمو میخوام، دلت نمیخواد با من در بیوفتی."
من گیج شدم
دیویس متخصص فنی ویدیوئه ویدیوهارو نمیبره
No comments yet. Be the first to leave one.