처음 187줄입니다.
منطقه متروپولیتن تنما سیتی 9 شب
!اوضاع چطوره؟
یه گزارش ناشناس بدستمون رسیده .که می گفت یکی مرده
.بازرس مگور، عصر بخیر
نهم جولای
گواهینامه رانندگی
ایوائو
تاریخ انقضا
از روی گواهینامه پیدا شده فهمیدیم ،که مقتول یاماکابه ایوائو سان
یاماکابه ایوائو (56 سال) توزیع کننده کالاهای وارداتی
.56ساله هست که توی هیکاریدای زندگی میکرد
علت مرگ احتمالاً بخاطر ضربه ای که
!با جسم سخت به پشت سرش وارد شده
زمان تخمینی مرگ احتمالاً حوالی !ساعت 7 بعد از ظهر برمیگرده
اما از اونجایی که کفش مقتول رو ،نتونستیم پیدا کنیم
.حدس میزنیم یه جای دیگه به قتل رسیده
،پس حدس میزنی اونو توی خونه کشتن
!و جسدش رو به اینجا منتقل کردن؟
.بازرس مگوره
،من سعی کردم با خانواده مقتول تماس بگیرم
.ولی کسی جواب نمیده
.احتمال داره اون تنهایی زندگی میکرد
!اون توی هیکاریدای زندگی میکرد، درسته؟
.پس بیایید با کلانتری اونجا تماس بگیریم
تا وقتی پلیس اون منطقه خونه قربانی ... رو بررسی میکنه
منطقه شهری هیکاریدای: خانه یاماکابه
من کاوایی از ایستگاه پلیس هیکاریدای به .خونه قربانی رسیدم
.حالا میرم تا داخل خونه رو بررسی کنم
.یاماکابه سان، پلیس
!یاماکابه سان؟
!یاماکابه سان؟! کسی خونه نیست؟
.یاماکابه سان؟! من پلیس هستم
!این دیگه چیه؟
.آثار درگیری به وضوح توی خونه دیده میشه
و این شیء تزئینی با خون و موی باقی مونده روش
،کاملاً با جای زخم مقتول مشابهت داره ... به عبارت دیگه
این اتاق به احتمال زیاد .صحنه قتله
.احتمالا حدسیاتمون درست بوده
ولی هرگز فکر نمیکردم که دچار همچنین .اشتباه بزرگی بشم
!ابرهای مرموز بدون شک جلوی دیدت رو میگیرن
پس با استفاده از استدال قیاسی .آسمون افکارت رو پاک و تمیز کن
!بازرس مگورو مرتکب یه اشتباه تاسف بار میشه
تحقیقاتی که منجر به استعفاش میشه !چجوری خاتمه پیدا میکنه؟
،فردی که همیشه حقیقت هارو برملا میکنه
،با بدنی بچه گانه ولی با ذهن فردی بالغ
!اون کسی نیست جز کاراگاه کونان
اشتباهی که شغل پلیسی مگوره رو تهدید میکند
!اشتباهی که شغل پلیسی مگوره رو تهدید میکند
ایستگاه پلیس ام پی دی تنما
ایستگاه تنما
.دو روز بعد از تشکیل پرونده قتل
بازرس مگورو! ما توی تحقیقات تونستیم .یه فرد مشکوک رو شناسایی کنیم
!چی؟
با وجود اینکه قربانی ازشون دوری میکرد .اونا بی امان تعقیبش میکردن
.ظاهراً اونا مشکلات مالی زیادی باهمدیگه داشتن
.که اینطور
ما متوجه نکات نگران کننده ای در مورد ،تموکای کیوسوکه شدیم
.که توی شهر تنما زندگی میکنه
!تموکای کیوسوکه؟
... بله
!طرفُ میشناسید؟
حدود سه سال پیش، یکی از مظنونان یه پرونده قتل خاص
تموکای کیوسوکه بود که .توی یه اداره دولتی کار می کرد
،وقتی ازش خواستم تا همراهم کلانتری بیاد
،و در مورد اینکه موقع قتل چیکار میکرد توضیح بده
با اکراه اعتراف کرد که مخفیانه .با یه پیمانکار ملاقاتی داشته
،اعترافش باعث حذف تمام سوء ظنها شد
.ممنون از خریدتون
ولی اداره دولتی از ملاقات خارج از عرفش .با پیمانکار مطلع شد
.من امروز اخراج شدم
اگه مظنون به قتل نبودم .هرگز این اتفاق نمیفتاد
.هیچ وقت این لطفتت رو فراموش نمیکنم، بازرس
ولی اون به چیزی که لایقش بود رسید .و شما هیچ کار اشتباهی انجام ندادید
.خب، مشکل دقیقاً همینجاست
!خب، گفتی الان توی انتشارات کار میکنه؟
به نظر میرسه اون با نزدیک شدن به افراد موفق جامعه .ازشون میخواد راز موفقیتشون رو به تحریر دربیارن و چاپ کنن
ولی از اونجای که بازار علاقه ای به همچین .چیزای نداره سخت میدونم به فروش برسه
.بنابراین این تجارت حسابی شک برانگیزه
اون یاماکابه رو تحت فشار قرار داد تا زندگی نامهش رو با عنوان
.راز موفقیت در واردات کالا رو چاپ کنه
.ولی یاماکابه ازش دوری میکرد
انتشارات تمکای
.ببخشید
.ما پلیس هستیم
!پلیس ازم چی میخواد؟
.خیلی وقت که ندید بودمت، تموکای کون
... تو
.به هر حال، حسابی جا خوردم
اصلاً تصور نمیکردم که تو مسئول این .تحقیقات بشی، بازرس
کیوسوکه تموکای (38 ساله) اپراتور شرکت انتشارات
!دو روز پیش حوالی ساعت 7 عصر چیکار میکردی؟
.تنهایی توی دفترم کار میکردم
.به عبارت دیگه، تو هیچ عذر موجهی نداری
.ولی من این کارو انجام ندادم
یاماکابه سان توی خونهش در !هیکاریدای کشته شده، مگه نه؟
.و جسدش رو به این شهر تنما آوردن
.با ماشین یک ساعت طول میکشه اونجا رفت
آخه کدوم قاتل احمقی زحمت انتقال
!جسد به شهر خودش رو به تن میخره؟
احتمال جابجایی عمدی جسد برای بهره بردن .ازش خیلی زیاده
.اگه به حدسیات ادامه بدی هیچ پایانی در کار نخواهد بود
.ظاهراً تو ماشینت رو توی یه تصادف نابود کردی
.اونم درست صبح روز بعد کشته شدن یاماکابه
.این موضوع هیچ ربطی به قتل نداره
از ماشینی که برای جابجایی جسد استفاده شده
.میشه کلی سند و مدرک پیدا کرد
و برای خلاصی از شر این شواهد احتمالاً
.از روی عمد زدی ماشین رو نابود کردی
.تو دیگه زیادی داری فرضیه بافی میکنی، بازرس
.به هر حال، من یاماکابه رو نکشتم
.با اجازه
درسته که رئیس بخش از شواهد قاطع ،ارائه شده مخالفت کرده
ولی من حاضرم شغلم رو به خطر بندازم .و تموکای کیوسوکه رو دستگیر کنم
،وقتی امروز صبح
،حکم بازداشتش صادر شد
.زنی با اسم چیکابا یاسوکو به ستاد تحقیقات اومد
چیکابا یاسوکو (57 ساله) صاحب سوپرمارکت
!منظورت چیه که اون مجرم نیست؟
.من مدیر یه سری از سوپرمارکتهای ارزان قیمت هستم
و به توصیه تموکای تصمیم گرفتم که .کتاب زندگی نامه خودم رو منتشر کنم
.و روز هفتم که قتل اتفاق افتاد، با تموکای ملاقات داشتم
و این ملاقات توی خونه خودم توی شهر تنما .تا ساعت 9 شب طول کشید
.یاماکابه حوالی ساعت 7 عصر توی هیکاریدای کشته شده
و از اونجایی که همون موقع با چیکابا سان ،توی شهر تنما بودن
.احتمالاً نمیتونست این کار رو انجام بده
.به عبارت دیگه، تو یکی رو به اشتباه دستگیر کردی
!چرا بهم نگفتی که یه عذر موجه برای کارت داری؟
خب، حسابی اشتباه کردم .فکر میکردم قرار ملاقاتم با چیکابا سان روز قبلش بوده
.علاوه بر این، وقتی دستگیر شدم حسابی جا خوردم
هر چی نباشه، روی بازرسان بزرگی .مثل شما حساب باز کرده بودم
.کاملاً مطمئن بالاخره یه روز مجرم واقعی رو دستگیر میکنید
.و اون موقعه است که تبرئه و آزاد میشم
که اینطور. پس اون از اول قصد انجام .همچنین کاری رو داشته
!پس توی تلهش افتادی؟
.آره
تموکای با دونستن اینکه تو افسر تحقیقات هستی
.همچنین نقشه ای رو برات برنامه ریزی کرده
اون بخاطر کینه سه سال پیش
تصمیم گرفته با بازداشت اشتباهی سابقهی .کاریم رو به گند بکشه
هیچ وقت فکر نمیکردم کار پلیسیم .اینطوری تموم بشه
!چی؟
.بازرس، شوخیت گرفته
من سر دستگیری تموکای از دستورات .رئیس بخش مخالفت کردم و سابقه کاریم رو گرو گذاشتم
.نه، مطمئنم که رئیس بخش این حرفات رو زیاد جدی نگرفته
!ولی من هرگز از حرفی که زدم برنمیگردم
.و بدون اینکه متوجه بشم به این وضعیت افتادم
ظاهراً شما تنها افرادی هستید که میتونم .باهاتون درد و دل کنم
... بازرس
.بله، مگوره هستم
اونم بدون داشتن حکم رسمی
!اپراتور شرکت انتشارات دستگیر شد
.بله
.باشه
.فهمیدم
.تموکای به زودی آزاد میشه
،من تا وقتی مجرم واقعی دستگیر نشه استعفا نمیدم
.ولی مطمئن نیستم که بتونم پیداش کنم
.بازرس، اصلاً این حرفا بهت نمیاد
!تصمیم گرفتی کارت رو با این فضاحت به اتمام برسونی؟
.من مخفیانه بهت کمک میکنم تا مجرم واقعی رو پیدا کنی
.که اینطور
.ازت ممنونم
!حالا باید از کجا شروع کنیم؟
.هی، اوجیسان
!چیه؟
اگه تایید کنیم که تموکای کیوسوکه
همون مجرم اصلیه بازرس مجبور نیست !استعفا بده، مگه نه؟
.خب آره، همینطوره
.ولی اون اصلاً شواهد قاطعی برای دستگیریش نداره
.ولی یه جای کارش میلنگه
.حق با توئه
... اگه بتونم اثبات کنیم که اون گناهکاره
!میشه بازرس رو نجات داد
.حتی پلیسم اعتراف کرده که به اشتباه دستگیرم کرده
حالا کارآگاه بزرگ موری کوگورو !ازم چی میخوای؟
فقط میخواستم چهره مردی رو ببینم که .بازرس مگوره رو فریب داده
و بهش بگم که به این راحتی .نمیذارم مجرم قسر در بره
.نمیدونم چرا این حرفا رو اومدی به من میزنی
.ولی امیدوارم که بتونی مجرم اصلی رو پیدا کنی
.اون بدون شک احساس گناه میکنه
ولی با همچنین لبخندی کاملاً مطمئن که .میتونه از پسش بر بیاد
.آره
.بله. همه چی حله
.بله. شرمنده که وقتتون رو گرفتم
،امیدوارم بودم پزشک قانونی یه چیزی پیدا کنه
اما تنها چیزی که پیدا کرده .یکم خاک رس زیر یه میز بود
خاک رس؟
No comments yet. Be the first to leave one.