La La Land

La La Land

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

La La Land 2016 2160p 4K BluRay x265 10bit AAC5 1-[YTS MX]
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian La La Land 2016 زیرنویس فارسی فیلم

ടാഗുകൾ

bluray
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-12-28
ഡൗൺലോഡുകൾ: 132
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

یه روز گرم و آفتابیِ دیگه، اینجا در جنوب کالیفرنیا

دما در مرکز شهر لس‌آنجلس ۲۹ درجه‌ست

و حداقل دمای امشب ۲۴ درجه

به اون روز فکر می‌کنم

اون رو توی ایستگاه اتوبوس، غربِ سانتافه جا گذاشتم

هفده سالمون بود، اما اون خیلی مهربون بود و عشقِ بینمون واقعی

با این حال، می‌دونستم که باید چیکار کنم

چون قلباً می‌دونستم

شب‌های یکشنبه‌ی تابستون

درست وقتی چراغ‌ها خاموش می‌شد، روی صندلی‌هامون لم می‌دادیم

یه دنیای رنگارنگ، ساخته شده از موسیقی و ماشین

صدام می‌کرد تا منم روی اون پرده باشم

و توی تک‌تکِ اون صحنه‌ها زندگی کنم

بدون یه قرون پول، پریدم توی اتوبوس و اومدم اینجا

شجاعت بود یا دیوونگی، باید دید چی می‌شه

چون شاید توی اون شهر خواب‌آلود

یه روز که چراغ‌ها خاموش شدن، اون یه جا بشینه

چهره‌ام رو ببینه و با خودش فکر کنه که چطور منو می‌شناخته

از این تپه‌ها بالا می‌رم و دارم به اوج می‌رسم

و دنبال همه‌ی اون نورهایی می‌گردم که می‌درخشن

و وقتی ناامیدت می‌کنن، باز هم یه روزِ

از زمین بلند می‌شی، باز هم یه روزِ

چون صبح از راه می‌رسه

و باز هم یه روزِ آفتابیِ دیگه است

هر روز اون‌ها رو می‌شنوم

ریتم‌هایی توی دره‌ها که هرگز از بین نمی‌رن

آوازهایی توی کافه‌ها که از قبلی‌ها به جا مونده

می‌گن: «باید بیشتر از این‌ها بخوایدش.»

پس به هر دری می‌کوبم

و حتی وقتی جواب «نه» می‌شنوم

یا وقتی پولم داره تموم می‌شه

اون میکروفون خاکی و درخششِ نئون، تمام چیزیه که لازم دارم

و یه روز وقتی دارم آوازم رو می‌خونم

یه بچه‌ی شهرستانی از راه می‌رسه

و همون آواز باعث می‌شه که راهش رو ادامه بده

و بره و بره

از این تپه‌ها بالا می‌رم و دارم به اوج می‌رسم

و دنبال همه‌ی اون نورهایی می‌گردم که می‌درخشن

و وقتی ناامیدت می‌کنن، باز هم یه روزِ

از زمین بلند می‌شی، بله باز هم یه روزِ

چون صبح از راه می‌رسه

و باز هم یه روزِ آفتابیِ دیگه است

وقتی ناامیدت کردن

و صبح از راه رسید

باز هم یه روز آفتابیِ دیگه است

یه روز آفتابیِ دیگه است

یه روز آفتابیِ دیگه، آفتاب، آفتاب، آفتاب، آفتاب، آفتاب

یه روز آفتابیِ دیگه است

فقط یه روز آفتابیِ دیگه

یه روز آفتابیِ دیگه است

یه روز تازه شروع شده

و باز هم یه روزِ آفتابیِ دیگه است

یه روز آفتابیِ دیگه است

همین حالا هم سه تا اسکار برده

۱۹۹۸ از جمله برای فیلم «شکسپیر عاشق» محصول

منظورم اینه که، اصلاً باورمون نمی‌شد چی داره پیش می‌آد

و به خدا قسم می‌خورم که داغون شده بود

کاملاً داغون شده بود

می‌دونم. می‌دونم یه دیوونگیِ محض بود

دیوونگیه

آه

«حماقت! یه حماقتِ محض بود.»

مشکلش چیه؟ من دیگه باید برم

یه کاپوچینو، لطفاً

بله. البته. مهمون ما باشید

اوه، نه، ممنون. اصرار می‌کنم

دیدی اون کی بود؟

لعنتی

میا، فکر کردی کجا داری می‌ری؟ اوه، پنج دقیقه گذشته

فردا بهتره زود اینجا باشی. باشه

شب خوش

اوه

داغون شده بود! یه حماقتِ محض بود، واقعاً

خیلی عجیب بود، و من فقط... اوه، اگه بودی سکته می‌کردی

نه، حالِ ترنر خوبه. ترنر خوبه. من فقط، اوم

می‌خوای تا دنور صبر کنی تا بهش بگی، یا...؟

چی؟

خیلی خب

نه، برات خوشحالم

واقعاً هستم. برات خوشحالم، فقط

فقط فکر می‌کردم

نمی‌دونم چی فکر می‌کردم

حدس می‌زنم فکر می‌کردم... یه لحظه

چیه روبی؟ جسیکا پشت خطه

اوم، بهش بگو تا دو دقیقه‌ی دیگه بهش زنگ می‌زنم. باشه؟

کمتر از دو دقیقه. می‌رم ناهارت رو بگیرم

تقریباً تموم شده. ممنون

اوه، می‌دونی چیه؟ فکر کنم کافی باشه. ممنون که اومدی

واو! گندش بزنن! نمی‌خوای یه پنجره‌ای چیزی باز کنی؟

داشتم سعی می‌کردم برات یه «ورودِ باشکوه» درست کنم. ممنون

میا! تست بازیگری چطور بود؟

ای، بدک نبود

ای، منم همین‌طور. جِن اونجا بود یا ریچل؟

نمی‌دونم جِن و ریچل کی هستن. اونا بدترینن

خب، نمی‌دونم اونجا بودن یا نه. ولی شرط می‌بندم که بودن

چرا توی دستشویی میتینگ گذاشتید؟

بچه‌ها، دو دقیقه دیگه راه می‌افتیم. میا، تو هم می‌آی دیگه، نه؟

نمی‌تونم! سرِ کارم

چی؟

الان گفت «سرِ کارم»؟

چی؟ متأسفم که امروز خوب پیش نرفت

توی ایمیلم حدود چهارتا مورد هست که دقیقاً برای تو ساخته شدن

اسمت رو رد می‌کنم. اما الان، داری با ما می‌آی

خوش می‌گذره

خوش نمی‌گذره. شاید هم بگذره

نمی‌گذره. یه مشت آدمِ فرصت‌طلبِ نون‌به‌نرخ‌روز‌خور

توی یکی از اون خونه‌های شیشه‌ایِ بزرگ جمع شدن

این آشنا به نظر می‌رسه

می‌خواستم پسش بدم. مگه چند وقته این پیشته؟

خیلی وقت. بیخیال میا

دیگه کی فرصت می‌کنی

همه‌ی کلیشه‌های هالیوود رو که توی یه اتاق چپیدن، ببینی؟

با هم به همه‌شون می‌خندیم

از دستت ناامید شدم لِکس. چیزی برای خندیدن وجود نداره

این مهمونی قراره اوجِ شکوهِ بشریت باشه

دعوتنامه که داری

آدرس هم که درسته

داروی اعصاب لازم داری؟

جواب همیشه «بله» است

یه ملاقاتِ اتفاقی و کوچیک

می‌تونه همونی باشه که منتظرش بودی

فقط کمی بیشتر تلاش کن

امشب توی ماموریتیم، امشب وقتِ انتخابه

اگه این تستِ واقعیِ زندگی باشه

ای خدا، خودت به داد همه‌مون برس

اگه بتونی تاثیر خوبی بذاری

اون وقت همه اسمت رو می‌فهمن

می‌افتی توی لاینِ سرعت

یه نفر توی اون جمعیت می‌تونه همونی باشه که باید بشناسی

همونی که بالاخره تو رو از روی زمین بلند کنه

یه نفر توی اون جمعیت می‌تونه تو رو به جایی که می‌خوای ببره

اگه تو همون کسی باشی که آماده‌ی پیدا شدنه

همونی که آماده‌ست تا

هر کاری لازمه بکن تا کشفت کنن

و تو رو به چیزی فراتر از اینی که الان هستی تبدیل کنن

حالا که ستاره‌ها با هم جفت‌وجور شدن

فکر کنم من همین‌جا بمونم

تو باید بری و پیدا کنی

اون یه نفر رو توی اون شلوغی

هی دختر

اون یه نفر توی اون شلوغی

آیا یه نفر توی اون شلوغی

تنها چیزیه که واقعاً می‌بینی؟

تماشا می‌کنی در حالی که دنیا به چرخیدنش ادامه می‌ده

یه جایی هست

که اونجا می‌فهمم قراره کی بشم

یه جایی که فقط منتظره تا پیدا بشه

یه نفر توی اون جمعیت می‌تونه همونی باشه که باید بشناسی

همونی که می‌تونه تو رو از روی زمین بلند کنه

یه نفر توی اون جمعیت می‌تونه تو رو به جایی که می‌خوای ببره

یه نفر توی اون جمعیت می‌تونه تو رو بسازه

یه نفر توی اون جمعیت تو رو می‌بره

و از زمین پروازت می‌ده، اگه تو همون کسی باشی

که آماده‌ست برای

پیدا شدن

نه، نه

اوه، بیخیال! چی؟

آخ

لطفاً دیگه این‌طوری یواشکی نیا توی خونه‌ام

فکر می‌کنی مامان یا بابا به اینجا بگن خونه؟

داری چیکار می‌کنی؟

لطفاً اون کار رو نکن. لطفاً روی اون نشین

داری شوخی می‌کنی؟

لطفاً روی اون نشین. روی اون نشین

روی اون نشین. «هوگی کارمایکل» روی اون نشسته بود

اوه خدای من! رستوران «بِیکد پوتیتو» همین‌طوری انداخته بودنش دور

اصلاً نمی‌تونم تصور کنم چرا. و حالا تو همین‌طوری نشستی روش

برات یه قالیچه آوردم. به اون نیازی ندارم

اگه بگم مایلز دیویس روش جیش کرده چی؟

این دیگه رسماً توهینه. راست می‌گی؟

کی می‌خوای این کارتن‌ها رو باز کنی؟

وقتی که توی کلابِ خودم بازشون کنم

اوه، سباستین! انگار یه دختری باهات به هم زده و تو داری تعقیبش می‌کنی

هنوز که اون طرف‌ها نمی‌ری، می‌ری؟

اون

باورت نمی‌شه. تبدیلش کردن به یه رستورانِ «سامبا-تاپاس»

اوه خدای من، سباستین! سامبا. تاپاس

خب یکی رو انتخاب کن دیگه، نه؟ همون یکی رو درست انجام بده

یه نفر هست که می‌خوام باهاش آشنا بشی. نمی‌خوام با کسی آشنا بشم

نه، نه، نمی‌خوام با کسی آشنا بشم

بابا این رو بهت داد؟ ازش خوشت می‌آد. آره

فکر نمی‌کنم ازش خوشم بیاد. از جاز خوشش می‌آد؟

احتمالاً نه. خب پس قراره درباره‌ی چی حرف بزنیم؟

نمی‌دونم! مهم نیست، باشه؟

چون داری مثل یه زاهدِ گوشه‌نشین زندگی می‌کنی. بدون بیمه رانندگی می‌کنی

«مهم نیست»؟ آره، مهم نیست

خیلی خب. پس... باید جدی باشی

یه پسری رو می‌شناسم که روی صورتش تتو داره، باید ببینیش

خب، این دیگه ضربه‌ی ناجوانمردانه‌ای بود. قلبش از طلاست

جدی باش! «جدی باش»؟

لورا... من یه نقشه‌ی خیلی جدی برای آینده‌ام داشتم

می‌دونم. تقصیر من نیست که گولم زدن

گولت نزدن. سرت کلاه گذاشتن

چه فرقی می‌کنه؟

نمی‌دونم. اون‌قدری که تو فکر می‌کنی رمانتیک نیست

نشین

همه می‌دونستن اون یارو مشکوکه، به جز تو

چرا طوری می‌گی «رمانتیک» که انگار فحشه؟

قبض‌های پرداخت‌نشده رمانتیک نیستن. بهش زنگ بزن

بهش زنگ نمی‌زنم

More Farsi Persian subtitles for La La Land

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left