Still 17

Still 17 (서른이지만 열일곱입니다)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Thirty But Seventeen E17-E18 sunflowermag ir
കമന്ററി എഴുതിയത് Aurora_1995
کاری از تیم ترجمه مجله آفتابگردان . مترجم: سپیده www.sunflowermag.ir

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2018-08-22
ഡൗൺലോഡുകൾ: 55
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

سلام

شما کی هستین؟

شما خودتون کی هستین؟

هیون جونگ- وو جین-

...راستی، اون

!وای، مامان! دلم برات تنگ شده بود

سلام، چان

...اون

...خب، من

...هیون جونگ، چیزه

شما خدمتکار اینجایی، نه؟

بله؟

چی؟

بله، اون خدمتکاره

تو تماس تصویری که با چان داشتم از پشت سر دیدمت

چرا اینقدر جوونه؟ بهم گفته بودن حدود 40 سالشه

...خب، من

چی تو رو کشونده اینجا؟

خیلی یهویی نیست؟

ببین کی داره این حرف رو می زنه

تصمیم گرفتم حالا که دارم برای کنفرانس میرم ژاپن، سر راه یه سرم به شما بزنم

پروازم دو ساعت دیگه ست

وای، مامان. این بیرون خیلی گرمه

بریم تو- چیکار می کنی-

بریم- هی، هل نده

بریم

هلم نده. باید چمدونم رو بیارم

خدایا

وای، کفشم

تو اول برو تو، مامان- چی؟ باشه-

چمدونم

چیکار کنیم؟ فکر می کنه من جنیفرم

من پسر خوبیم. نمی خوام مامانم رو نگران کنم

اگه الان درمورد تو بهش بگیم یه ذره عجیبه

فقط این دو ساعت رو باهامون همراهی کن

فقط همین دو ساعت

...نه. من چطور می تونم

یه مدتیه که خواهرم رو ندیدم

برای همین می خوام احساس راحتی کنه

لطفا همین کاری که چان میگه رو بکن

پس من میرم بیرون- کجا میری؟-

بمون. من حواسم هست

بیا تو

بیا

انگار این خونه به دلایلی تغییر کرده

یه لحظه

عجیبه

مامان. برات آب یخ آوردم

بیا بریم اتاق من بخورش

فکر نکنم این باشه

واقعا خودتی؟

این واقعا دوک گو ـه؟

آره. خودِ خودشه. دوک گو ـه

قبلنا خیلی ضعیف بود

چطوری اینقدر پرانرژی شده؟ جالبه

...حتما خیلی به خاطر کار خونه و

مراقب از این سگ خسته شدی

بله؟

مامان! بیا بریم جوجه کوچولو رو ببین

الان دیگه وقت خوابشه ، بیا زود بریم ببینمش

جوجه ها که وقت خواب ندارن

یالا- وای، خدای من-

چان. چان

بجنب- خدایا-

یالا- باشه-

یه جورایی قیافه اش برام آشناست

چی گفتی؟- نه، چیزی نیست-

تا- دا. اینم جوجه کوچولوی چان

با قلبم متولدش کردم

بامزه نیست؟ شبیه منه، نه؟

اینقدر شبیه همین که فکر کردم دو قلویین

راستی، خدمتکارتون کارش حرف نداره

همه جا برق میزنه

باید ازش چندتا سوال بپرسم

مامان، خسته نیستی؟ باید استراحت کنی

چرا امروز اینقدر عجیب غریب رفتار می کنی؟ ولش کن

!مامان

مامان پیشم بمون. خیلی راحته

چی؟

چرا مثل بچه ها رفتار می کنی؟ دیگه خرس گنده شدی

هیچ خرسی اندازه من بانمک نیست

فقط خوشحالم که بعد این همه مدت می بینمت

بوت رو دوست دارم

دلم برات تنگ شده بود، مامان

هی، خوابی؟

چی؟

مثل من زود خوابش می بره

چان چی شد؟

اینقدر سر و صدا راه انداخته بود که زود خوابش برد

هی، این گیاهه مگه همیشه نیمه جون نبود؟

چطوری اینقدر سرحال شده؟

خیلی سرحال به نظر میرسه، نه؟

ظاهرا این ناحیه می تونه گیاها رو به زندگی برگردونه

نگاه کن. نوری که از اینجا میاد خیلی قویه

لطفا یه ذره میوه بخورین

بیا پیش ما که بتونیم حرف بزنیم

کلی سوال برای پرسیدن دارم

هیون جونگ

چیه؟- خودمم نمی دونم چرا صدات زدم-

آره. باید حرف بزنیم. بریم طبقه بالا

چیه، وو جین؟

بگو. هر چی دلت بخواد می تونی بهم بگی

چرا اینقدر نگران به نظر میرسی؟

چون خیلی وقته همدیگرو ندیدم فقط می خواستم جویای احوالت بشم

بهت نمیاد که اینطوری رفتار کنی

تازه، این دفعه رفته بودی یه جای دورتر

بیشتر از 6 ماه طول کشید تا برگردی

هیون جونگ، جای واسه نگرانی نیست

دیگه بیشتر از این نگرانت نمی کنم

حتی وقتی اینور اونور دنبالت میومدم هم یه کلمه حرف نمی زدی

وقتی گفتی می خوای یه چیزی بهم بگی از ترس سکته کردم

همیشه خیلی نگرانت کردم؟

این روزا همه چی خوبه. زندگی کردن با چان رو هم دوست دارم

فکر می کردم هنوز بچه ست، ولی خیلی قابل اعتماده

تازه داره برای بردن تو مسابقات ملی حسابی تلاش می کنه

با دوستاشم خیلی جوره. دوک سو! دوک سو رو می شناسی؟

وقتی اولین بار دیدمش فکر کردم مربی شونه

ظاهرا تو خانواده شون همه بیشتر از سنشون نشون میدن

تازه هه بوم هم هست. واقعا بامزه ست

هیچ میدونی اومده بود خونه ما رفته بود تو وان حموم کنه؟

وای، هه بوم

خوب می دونی که چقدر از اینکه آدمای غریبه بیان تو خونه ام بدم میاد

چرا اینطوری نگاهم می کنی؟

چی؟

هیچی

چرا این رو اونجا آویزون کردی؟

می خوای یه چیز باحال نشونت بدم؟

بیا اینجا- من یهو چرا بیام اونجا؟-

نگاه کن

فشارش میدی، و می کشی کنار

چی؟ این پنجره باز میشه؟

خیلی خوبه. وای

خیلی خوبه، نه؟

هیون جونگ، خیلی خوبه، نه؟

این چان، تو و شوهرتی

خیلی تپل کشیدمش؟

فردا که داری میری آلمان اینو با خودت ببر

این کادوی من به توئه- باشه-

خوشحالی؟

خیلی خوبه، نه؟

آره، خیلی خوبه

خیلی خوبه

...اینقدر که عوض شدی

اولش نشناختمت

متوجه شدم دانش آموزای دبیرستانی به اون خونه رفت و آمد دارن

ازدواج کردی؟

نه

...خوشحالم که بعد مدت ها

می بینمت

غیرمنتظره ست

...فکر می کردم

دیگه نمی خوای منو ببینی

!مامان! مامان! مامان

من اینجام. خوب خوابیدی؟

داشتی با کی چیکار می کردی؟

خودت چی فکر می کنی؟ داشتم با داییت حرف می زدم

بهتره من برم

الان؟

بریم. تا فرودگاه می رسونمت

می رسونیم؟

کیفم رو بالا جا گذاشتم. یه لحظه

نشد حرف بزنیم

بفرمایین

کفشتون پاشنه پاتون رو زده و داره خون میاد

وای

می خواستم همون اول که اومدم روش چسب زخم بزنم، ولی یادم رفت. ممنون

حالا که دیدم پسرها اوضاعشون روبراهه خیالم راحت شد

حتما حسابی مراقبشون بودی

نه، من مراقبشون نبودم

اونان که اگه مشکلی پیش بیاد به من کمک می کنن

می تونیم دفعه بعد با هم حرف بزنیم

باید خودم رو به پرواز برسونم

دیگه میرم

هی

کجا؟- به عنوان پسرت، باید رفتنت رو ببینم-

"هدف تو برنده شدنه. " فکر نکن، حس کن

به جاش برو تمرین کن. خداحافظ

!متاسفم، مامان

چه یهویی

چرا متاسفی؟

می دونی که خیلی دوست ندارم، نه؟

خوب آقای گونگ رو بزرگ می کنم، پس نگران نباش

سلام منو به بابا برسون

باشه

خدایا، خیلی خوب بود که بعد این همه مدت دیدمش

جا خوردی؟

هی! کجا میری؟

!صبر کن! صبر کن

ماشین رو همینجا نگه دار- باشه-

چیه؟ چیزی شده؟

متاسفم. من خدمتکار نیستم

...چرا- من با اونا زندگی می کنم-

من قبلا تو این خونه زندگی می کردم

،فکر می کردم خانواده ام هنوز اینجا زندگی می کنن

برای همین اومدم، ولی نتونستم پیداشون کنم

ببخشید که بهتون دروغ گفتم

سعی می کنم در اسرع وقت از اینجا برم

از اونجایی که پروازم الان میره می خوام فقط یه سوال ازت بپرسم

نه، دو تا سوال ازت می پرسم

...تو به وو جین یاد دادی که

More Farsi Persian subtitles for Still 17

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left