ആദ്യത്തെ 134 വരികൾ.
تقدیم میکند opus-sub تیم ترجمهی
«ناکجاآباد موعود»
🔥آتش🔥
🔥آتش گرفته🔥
🔥آتش گرفته🔥
.یه پرتگاه بود
یه پرتگاه؟
.ارتفاعش به اندازهای نبود که بتونیم از روش بپریم
،خواهر دروغ نمیگفت
.و شیاطین هم ما رو دست کم نگرفته بودن
با وجود اون پرتگاه .دیگه نیازی به سیستم امنیتی نیست
پس این یعنی ما نمیتونیم از دیوار فرار کنیم؟
...خب
.یه راهی هست
.برای همین سعی کردم تا لبهی دیوار برم
.اونجا به دو دیوار دیگه تقسیم شد
.یکیشون در امتداد پرتگاه ادامه داشت
.اون یکی دیوار هم کنارهی خونهی خودمون رو تشکیل میداد
.زاویهها هرکدوم تقريباً ۶۰ درجه بود
،داخل هر دو دیوار، جایی که جدا میشدن .تقريباً تقارن داشتن
.از هر طرف یه منظره رو دیدم
این یعنی یتیمخونهی گریس فیلد روی یه زمین شیش ضلعی قرار داره که .توسط یه پرتگاه احاطه شده
و بخشی که در غرب مزرعه سوم خودمون قرار داره .احتمالاً مرکز فرماندهیـه
.اون تنها بخشی بود که پُل داشت
اگه اطرافمون توسط پرتگاه احاطه شده باشه .پس تنها راه فرارمون عبور از اون پُل خواهد بود
!نورمن
.ماما داره صدات میزنه
.بهش بگو که الان میام - !باشه -
.خب، دیگه باید برم
!یـ-یه لحظه صبرکن
!نورمن
.اینم بهت پس میدم
.ازش استفاده نکردم
...تو
پس از اولش هم قصد داشتی برگردی، ها؟
خودت گفتی، مگه نه؟ که همهمون با همدیگه زنده میمونیم
...ولی تو از قبل قصد داشتی که
آره. شرمنده، دروغ گفتم
.نمیتونم ریسک اشتباه کردن رو بپذیرم
.چون نمیتونم بذارم کسی بمیره
.اگه من فرار کنم، نقشه از مسیر اصلیـش منحرف میشه
اگه حتی یه ذره هم دچار انحراف بشه .قضیه دشوارتر و گیج کننده میشه
.حتی نمیخوام احتمالی از شکست خوردن وجود داشته باشه
.جر و بحث کردن بیفایدهست .نظرم عوض نمیشه
.امروز هرکاری از دستم برمیومد انجام دادم
.بقیهشو میذارم به عهدهی شما
...مطمئن بشید که فرار با موفقیت
.صبرکن، نورمن
...آغوشتون خیلی گرمه
.بابت همهچیز ازتون ممنونم
.بخاطر شما دوتا، من زندگی خوبی داشتم
.بهم خوش گذشت
.خوشحال بودم
.خوشبخت بودم
.لعنت
.لعنتی
!لعنتی
.هی، نورمن
.هنوزم برای فرار کردن دیر نشده.
.فرار کن و داخل جنگل مخفی شو
همونطور که گفتم .نظرم عوض نمیشه
.میبینمتون
.دوباره سرما خوردی
دیگه از برفبازی خبری نیست، باشه؟
نمیتونیم با نورمن بازی کنیم؟
.نه تا وقتی که حالش بهتر بشه
پس همگی گوش کنید برای یه مدت وارد درمانگاه نشید، باشه؟
.باشه
!اِ-اِما
!اومدم عیادتت
.چرا؟ تو نمیتونی بیای اینجا
ولی نورمن، تو همیشه هروقت مریض میشی .احساس تنهایی میکنی
.نمیخواستم ناراحت باشی
خودم کلاً حرف میزنم تا تو دیگه مجبور نباشی حرف بزنی !پس بیا باهم وقت بگذرونیم
.نه، نمیتونیم. ازم سرما میخوری
.نمیخورم
.بهم گفتن که من مریض نمیشم
!اوه، اِما
کِی دزدکی اومدی داخل؟
اگه تو هم مریض بشی چی؟
.ولی رِی گفت طوریم نمیشه
رِی؟
.این کتاب میگه که احمقها مریض نمیشن
...به هر حال
.نمیتونی اینجا باشی
.دیگه نزدیک درمانگاه نشو
فهمیدی، اِما؟
.باشه
!من برگشتم
...اِما، تو نمیتونی - بیا، این برای توئه -
یه لیوان؟
.رِی بهم یاد داد چجوری درستش کنم
!اِما
ای بابا، تو بیخیال بشو نیستی، نه؟
!اون گفت با استفاده از اینا میتونیم حرف بزنیم
الو؟
نورمن، صدامو میشنوی؟
آره، صداتو میشنوم
!رِی
فوقالعادهست! الان دیگه میتونیم باهم حرف بزنیم !حتی با اینکه بیرونم! ایول
،اگه اینجوری داد بزنی .دیگه حتی لازم نیست از تلفن نخی استفاده کنی
.اوه آره
.ممنون که منتظر موندی، ماما
البته. بیا بریم، نورمن
.همه منتظرن
مریض نشو، باشه؟ - .موفق باشی -
!نورمن
.شری، لطفاً گریه نکن
به جای گریه کردن، منو با لبخند بدرقه کن، باشه؟
.باشه
...نورمن
.فیل
میتونم روت حساب کنم که بهجای من به اِما کمک کنی؟
.آره
اِما، رِی کجاست؟
.درمانگاه
.اون گفت که نمیخواد نورمن رو بدرقه کنه
.که اینطور
.دُن. گیلدا
مراقب اِما و رِی باشید، باشه؟
!خـ-خیالت راحت. بسپارش به ما
.اِما
مراقب همه باش، باشه؟
.خیلیخب، بچهها. خداحافظ
!نورمن
.بابت همهچیز ممنون
!بعداً میبینمت - !موفق باشی -
!نورمن - !خداحافظ -
!نورمن
.اِما
!من حواس ماما رو پرت میکنم
!خواهش میکنم، فرار کن
احمق! میدونم آدم بی ملاحظهای هستی !ولی این دیگه زیاده رویـه، اِما
!این کاری نیست که تو الان باید انجام بدی
No comments yet. Be the first to leave one.