ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...من''
...وارد
.باغم شدم
.خواهرم
.همسرم
...من
...جمع کردهام
...از درخت مر مکيام
...با
...از
.ادويههايم
...من
...خوردهام
...از
...شانهي عسلم
...با
.عسلم
...من ميخوابم
...ولي
...قلبم
.ضعيف ميشود
...محبوب من
...ميگذارد
...دستش را
...کنار
...سوراخ
.در
.خواهرم
.عشقم
.کبوترم
.محبوبم
...من
...اگر مرده باشد، زنده گردد
...و هر كه زنده بود و به من ايمان آورد
.تا به ابد نخواهد مرد
چرا که خداي متعال را از رحمت بزرگ ...خود خشنود ساخته
...تا روح برادر ما را به سوي خود فراخواند
.ما بدن او را به زمين ميسپاريم
،خاک به خاک، خاکستر به خاکستر .غبار به غبار
.به اميد قطعي معاد به زندگي ابدي
.ونوس حتماً درخواست مرا شنيده است
...او کسي را فرستاده
...همراه من
حالت خوبه؟ - .خوبم -
.نبايد زياد سخت بگيري .وگرنه مست ميشي
.ميدونم، ميخوام مست بشم
.مريض ميشي
.نه، نميشم
فکر نميکني احتمالاً بايد به مادرت کمک کني؟
.آره
.من خوبم، نيکي
کاري هست که من بتونم انجام بدم؟
...اگه کمي غذا
.واسه خوردن ببري
بايد يه چيزي بخورن .قبل از اينکه زيادي مست بشن
.اينکارو ميکنم، ممنون - .درسته -
.پدرت مرد فوقالعادهاي بود
.ميدونم
،من زياد اونو نميشناختم ...ولي همه ميگن که اون
.آدم خوبي بود
چي مينوشي؟ - .شراب -
شراب؟ يه چيز قويتر ميخواي؟
قويتر؟ - .آره، ويسکي -
.اين چيز خوبيه .باور کن
خب چيکار ميکني؟ - .مدرسه ميرم -
خداي من، واقعاً؟ .فکر ميکردم 22 يا 23 سالت باشه
هي، تا حالا توي تراپيکوکو بودي؟
.نه - خب، حيوانات رو ميشناسي؟ -
چاز چندلر، تا حالا اسمشو شنيدي؟ .من و اون اينطوري هستيم، باور کن
.هرموقع بخواي ميتونيم داخل بشيم - .واو -
.اگه بخواي ميتونيم امشب بريم - .از مامانم بپرس -
اين کراوات رو از کجا آوردي؟ - .از خيابون کارنابي گرفتمش -
.نيکي... نيک، بيا اينجا
.بيا اينجا، زودباش
.خب... اين مامان باب هست، گريس .اينم نيک هست
.سلام، گريس - دوست پسر سوزان ما، ميدوني؟ -
.و آرتور، پدرش - .سلام، باب، از ديدنت خوشحالم -
.پسر خوبيه
واسه گذران زندگي چيکار ميکني، باب؟
.اين نيک هست، مرد - .اوه، ببخشيد -
."نيک با "ن - .با "ن". اه -
باب، واسه گذران زندگي چيکار ميکني؟
.ام، هيچي
.گيتار ميزنه، آهنگهاي باب ديلن - !خيلي بد -
توي شستشو به ما کمک ميکني؟ - .دنبال سوزان ميگشتم -
.نه، بمون و به ما کمک کن. اه، نگاهش کن !نگاهش کن! اينو نگاه کن
.هي، جون، بيا اينجا .اينو ببين
!ببين چه نرمه شروع به اصلاح کردي، پسرم؟
.آره
.هي، ببخشيد، عزيزم
.کمي بيشتر ميخوام - .سوزان -
اون چي؟ - کجاست؟ -
رفت به رختخواب چون ...خيلي مشروب خورده بود
.که نياز به يه شراب ديگه دارم
گفتم: "اگه مريض هستي..." چون انگار ...ميخواست بالا بياره
،روي اون فرش جديد ''.اون بيني لعنتيت رو ميمالم روش''
بعد فرستادمش به رختخواب و بايد الان خواب باشه، خب؟
...پس اگه
.گريس، فقط بس کن
.پس اگه خوابه بذارش بخوابه - .باشه، ممنون -
.شب بخير
.آخرش منو ميکشه .اوه، نگاه کنين، نگاه کنين
به نحوه راه رفتنش توجه کردين؟ .حتماً جلوي آينه تمرين ميکنه
.گمشو - .نيکي -
!خدايا! لعنتي
!روي کت لعنتيم نه
.اوه، خدايا، خدايا، خدايا
!لعنتي! روي بهترين لباسم
خب، جلسه چطور بود؟
.خوب بود، گمون کنم
يعني چي؟
.يعني خوب بود
.يعني گمونم از پروژه من خوششون اومد .دوست دارن باهام کار کنن
.درمورد بودجه يه جلسه دارن .بعداً زنگ ميزنن جواب ميدن
کجا قراره بهت زنگ بزنن؟
کجا قراره بهت زنگ بزنن؟ - .توي کلبه -
فکر کردم توافق کرديم ...اون شماره رو به کسي نديم
.مگر در موارد ضروري
.گمونم اين مهم بود - .همهچيز توي زندگيت مهمه -
.فکر نکنم اين واجد شرايط ضروري باشه
!خفه شو
.من ميرم توالت مايکل هم ميخواد بياد؟
مايکي، ميخواي بري؟ نه؟
...وقتي بزرگ بشين
دوست دارين پليس بشين؟
.بله، آقا
...در واقع تا حالا
جسد ديدين؟
.نه، آقا
دوست دارين جسد ببينين؟
.بله، آقا
.فکرشو ميکردم
...يه جسد که سه هفته توي رودخونهي تاين بوده
.حدود دو برابر خودش باد کرده بود
...با تمام مواد شيميايي، ماهيها
...اونها که از رودخونهي تاين جون به در ميبرن
...خب، اين کار شناسايي ما رو
.کمي سختتر ميکنه
...حالا، پسرها
...اين زن
.با چاقوي آشپزخونه کشته شده
...نود درصد جنايات ...قتلها
توسط آدمهايي انجام ميشه ...که همديگه رو ميشناسن
...همديگه رو دوست دارن
.مثل مامانها و باباهاتون
...حالا اين پسر اينجا
...به ايستگاه مرکزي رفت
...به توالت آقايون رفت
،خودش رو توي يه اتاقک حبس کرد ...کفش و جوراب پاي راستش رو درآورد
...لولهي تفنگ رو توي دهنش گذاشت
.و با انگشت شستش، ماشه رو کشيد
!زودباش! عجله کن
.زودباش، نيک !توي کارخونه حادثه پيش اومده
کمي قهوه ميخواي؟ - .آره، باشه -
.ببخشيد
.بهتره زودتر بري وگرنه از اتوبوس جا ميموني
.سوار بعدي ميشم
.نه - .بذار -
.اونها بيدار ميشن - .نه، نميشن -
.دوستت دارم - .فقط به زبون ميگي -
.نه، واقعا دارم
.اوه، لعنتي
.سلام، بابا
حالت خوبه؟
.سوزان، لطفاً کمي آب بهم بده
.بيا
!يا خدا
.حالت خوبه
.سلام نيک حالت چطوره؟
.خوبم، آقاي براون شما چطورين؟
.اوه، خودت ميدوني
لباس شناي من کجاست؟
.توي کيف ساحلي .گذاشتمش اونجا
.توي کيف ساحلي نيست
کدوم کيف ساحلي؟ .نتونستم پيداش کنم
.خب، ما فقط يکي داريم - .نه، دوتا بود -
.داره گريه ميکنه، چه خوشحال باشه چه ناراحت
چرا بهش گفتي؟
...هي، ببخشيد - !گمشو -
!گمشو
.گوش کن؛ من يه تفنگ دارم
.ببخشيد
!ببخشيد
.زودباش، نيک !توي کارخونه حادثه پيش اومده
!هي
.اين يه اشتباهه، يه گناه
...البته، حق با توئه
،و باهات موافقم .ولي با مادر همدردي ميکنم
پونزده ساله و هيچ خانواده .و پدري هم براش جلو نيومده
...ميگن با تمام اهالي روستا مرتکب گناه شده
چطور ميتونستن بگن پدر کيه؟
.ميگن جيو بوده
،اون دختر پولي نداره ديگه چيکار ميتونه بکنه؟
.اينها رو به ارباب بده .که اينطوري جداشون کنه
.دوقلوها بايد با هم بمونن .ولي يکيشون رو ميفرستن به انگلستان
.اون مکان کفرآلود .بهت ميگم اين گناهه، گناه
...آنها اکنون با مرگ يک مظنون به
تروريست وفادار در زندان مِيز .به عنوان قتل برخورد ميکنند
جسد ديويد کيز اوايل ديروز .در سلولش پيدا شد
در ابتدا تصور ميشد که او خود ...را حلق آويز کرده است
No comments yet. Be the first to leave one.