La Brea

La Brea

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

La Brea S01E07 1080p WEB h264-GOSSIP
La Brea S01E07 720p WEB h264-GOSSIP
La Brea S01E07 The Storm 1080p WEBRip HEVC x265-RMTeam
La Brea S01E07 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
La Brea S01E07 The Storm 480p WEBRip x264-RMTeam
La Brea S01E07 The Storm 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
La Brea S01E07 480p WEB x264-RMTeam
La Brea S01E07 720p WEB HEVC x265-RMTeam
കമന്ററി എഴുതിയത് HosseinTL
🅱️2️⃣ HosseinTL حسین رضایی | Bia2Movies.bid ◄Ⓜ️

ടാഗുകൾ

webrip
web
x264
BRip
480p
480
1080
x265
HEVC
720p
720
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2021-11-10
ഡൗൺലോഡുകൾ: 48
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫ورونیکا

‫میشه یه لحظه بهم فرصت بدی ‫خداحافظی کنم؟

‫اوناهاشن

‫دست نگه دار. بذار برن سایلاس

‫در مورد قضیه پدرت، ‫من چاره‌ای نداشتم

‫تو ماشه رو کشیدی

‫نمی‌خواستم اون اتفاق بیفته

‫این آخرین فرصتته گوین

‫بهت شلیک میکنن بابا

‫مارکمن، شلیک نکن. ‫دارم میام پایین

‫لیوای، نمیتونم بذارم بری

‫همه مسافرای اون هواپیما میمیرن

‫ما هیچ جا نمیریم

‫- دایانا! ‫- مُرده

‫بهت گفتم بابا نمیاد

‫حالا بخاطر تو این پایین گیر کردیم

‫ « بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » ‫:.: Bia2Movies.bid :.:

‫سلام

‫چیکار داری میکنی؟

‫صبح قراره خاکسپاری دایانا برگزار بشه

‫با خودم گفتم این کمترین کاریه که ازم برمیاد

‫میدونم حالت خوب نیست، ‫ولی تقصیر تو نیست

‫ببین، هیچکدوممون نمی‌خواستیم ‫این اتفاق بیفته

‫ولی اول اون شلیک کرد

‫آره، بعد از سه سال اینجا موندن

‫بهش حق نمیدی؟

‫اگه اون کارو نمیکردیم

‫الان باید پسرهامون رو خاک میکردیم

‫به همراه همه مسافرهای اون هواپیما

‫نظر اونا این نیست

‫نه، گمونم نیست

‫هیچ کاریش هم نمیتونی بکنی

‫طبق تجربیات من، ‫وقتی کسی تصمیم بگیره

‫تو رو آدم بده بدونه، ‫نمیتونی نظرش رو عوض کنی

‫ما رو کجا میبری؟

‫میدونم الان همه بابت بسته شدن ‫پورتال وحشت کردیم

‫ولی باور کنین ‫این حالتون رو سر جاش میاره

‫اگه راه برگشتن به خونه رو ‫پیدا کردی که هیچی

‫وگرنه هیچی خوشحالمون نمیکنه

‫حالا وایسا ببین

‫- این طلائه؟ ‫- دقیق‌تر بگیم

‫این طلای جنگ داخلی آمریکاست از سال 1863

‫من و لوکاس پیداش کردیم

‫چطور از اینجا سر درآورده؟

‫فرضیه من، ‫که بنظرم فرضیه خوبی هم هست

‫اینه که از یه فروچاله دیگه ‫تو دهه 1800 افتاده پایین

‫هنوز منتظر اون قسمتشم

‫که قراره حالمون رو خوب کنه

‫یکم بهش فکر کن

‫اگه تو سال 1863 هم یه فروچاله بوده

‫به جز فروچاله‌ای که دایانا ازش افتاد

‫شاید بازم باشن

‫پس ممکنه یه راه دیگه هم باشه

‫خیلی‌خب، شاید از روی ناامیدی حرف میزنم

‫ولی بنظرم حرفش جدی جدی جور درمیاد

‫نه، جور درنمیاد

‫قرار نیست از اینجا خلاص شیم. ‫مامانم باعثش شد

‫هر چی زودتر جفتتون اینو قبول کنین

‫راحت‌تر ادامه میدین

‫جاش

‫هی

‫میشه دربارش حرف بزنیم؟

‫هی، میدونم ازم عصبانی هستی

‫ولی من فقط خواستم ‫تو در امان باشی

‫پای منو نکش وسط

‫ما اینجاییم چون تو خواستی ‫حرف بابا رو باور کنی

‫ببین نتیجه‌ش چی شد

‫جاش، تو اون هواپیما میمردی

‫جدی؟ خب، حاضر بودم ریسکش رو بکنم

‫بقیه هم همینطور

‫تو این گزینه رو ازمون گرفتی

‫بالاخره باید یه جوری ‫این قضیه رو فراموش کنیم

‫فکر نکنم بتونیم

‫آهای؟

‫ورونیکا، تویی؟

‫خواهش میکنم، به کمکت نیاز دارم

‫نه، نه، نه. ‫نه، نه، وایسا!

‫ممنون

‫نه وایسا. نرو

‫دستام

‫باید برم

‫نه، صبر کن

‫خواهش میکنم

‫قبل از مرگش...

‫دایانا بهم گفت تنها خواسته‌ش

‫اینه که دوباره یارش سوفیا رو ببینه

‫خیلی متأسفم که نتونستم ‫برت گردونم خونه، دایانا

‫روحت در آرامش

‫هی، در چه حالی؟

‫خوب نیستم. تو چی؟

‫جالب نیستم

‫تای رو دیدی؟

‫لیلی گفت دیشب برنگشته

‫نه. باید تا الان برمیگشت

‫- باید بریم دنبالش ‫- آره

‫مری‌بث، باید حرف بزنیم

‫خب

‫گروه تصمیم گرفته که ‫حس آرامش بیشتری پیدا میکنیم

‫اگه تفنگت رو تحویل بدی

‫هی، خنده نداره

‫اشتباهت همینه

‫فکر کردی تو همچین جایی

‫تفنگم رو تحویل میدم؟

‫دایانا رو کشتی

‫داشتم از خودم دفاع میکردم

‫قبلا هم اینو شنیدم

‫این اولین باری نیست که کسی رو کشته

‫و گفته دفاع از خود بوده

‫قبلا هم کسی رو کشته؟

‫اینجوری نبود

‫اینطور که فکر میکنین نیست

‫شاید

‫ولی اگه تفنگت رو بیرون نمی‌کشیدی

‫هیچکدوم این اتفاقات نمیفتاد

‫لیوای، هیچکس نمی‌خواست ‫دایانا آسیب ببینه

‫خودتم میدونی

‫اگه اون هواپیما بلند میشد ‫همه مسافرهاش می‌مردن

‫ما نجاتتون دادیم

‫نه، شما دو تا ما رو اینجا به گل نشوندین

‫کی میدونه دیگه میخوان چیکار کنن

‫جفتتون باید برید

‫کجا بریم؟

‫هر جا جز اینجا

‫- آره ‫- آره، بزنین به چاک

‫نه. تک و تنها نمی‌فرستیمشون اون بیرون

‫خیلی خطرناکه

‫بیخیال حاجی. جدی نمیگی که

‫نه، جدی میگم

‫مسخره‌ست. اون بیرون میمیرن

‫یه چیزی بگو

‫ببینین، ما از تبعید کردن حرفی نزدیم

‫موضوع فقط تفنگ بود

‫هیچکس با من از چیزی حرف نزد

‫و من میگم تا وقتی اینا اینجا باشن ‫هیچکدوممون در امان نیستیم

‫راست میگه

‫خیلی‌خب، همه آروم باشین

‫باید منصفانه به این ماجرا رسیدگی کنیم

‫پس بیاین رای بگیریم

‫آره، رای‌گیری کنیم

‫- باید برن ‫- کی میخواد اینا از اینجا برن؟

‫اینم از این

‫خانواده‌ام چی پس؟

‫برای نجاتشون یه راه دیگه هم هست

‫برگرد به شروع، گوین

‫16 نوامبر سال 1988. ‫این تاریخ رو یادت باشه

‫این چیه؟

‫"ان‌دی‌ای"ـه ‫(پیمان‌نامه عدم افشا)

‫که چی؟

‫که بیخیال این قضیه میشی

‫و هیچوقت چیزی از اون فروچاله به زبون نیاری

‫خانواده‌ام هنوز اون پایینه. ‫بعد میخوای بیخیال شم؟

‫تو به محدوده هوایی ممنوعه وارد شدی

‫دستورات دولت رو نادیده گرفتی

‫جون میلیون‌ها نفر رو به خطر انداختی

‫حالا داری قسر در میری ‫چون همه میخوان این قضیه

‫درز نکنه

‫پیشنهاد میکنم قبولش کنی

‫بابا!

‫سلام. سلام

‫خیلی خوشحالم که آزادت کردن

‫آره

‫مجبورم کردن قرارداد ان‌دی‌ای امضا کنم

‫یعنی قول دادم دیگه همه‌چی رو فراموش کنم

‫مامان و جاش چی پس؟

‫بیا قدم به قدم جلو بریم

‫شب سختی بود. ‫چطوره بری یکم بخوابی؟

‫باشه؟

‫باشه

‫مرسی که اومدی

‫اون بالا با آلدریج چه اتفاقی افتاد؟

‫امیدوار بودم تو اینو بهم بگی

‫خبر داشتی میخواد بپره؟

‫و وقتی برسه اون پایین میخواد چیکار کنه؟

‫نه. راستش منم به اندازه تو غافلگیر شدم

‫تو هواپیما چیزی بهت نگفت؟

‫گفت ممکنه یه راه دیگه باشه

‫برای نجات ایو و جاش

‫چطوری؟

‫گفت برگرد به شروع

‫بعد یه تاریخ بهم داد... ‫16 نوامبر 1988

‫همون موقع‌ها بود که ‫منو به سرپرستی گرفتن

‫نمیدونم چجوری ولی گذشته‌ام ‫به این قضایا گره خورده

‫فقط باید بفهمم چجوری

‫بعدش شاید بتونم برشون گردونم خونه

‫- حالا میخوای چیکار کنی؟ ‫- خب

‫پدر و مادرم همیشه میگفتن ‫من بطور ناشناس

‫به بهزیستی تحویل داده شدم

‫باید بفهمم اون آدم ناشناس کی بوده

‫مشکل اینه که سوابقم مختومه شده

‫برای همین گفتم شاید ‫تو یه آشنایی داشته باشی

‫- که بتونه کمکم کنه ‫- نه، گوین

‫حتی اگه دلم بخواد، ‫منم همون ان‌دی‌ای رو امضا کردم

‫ممکنه جفتمون بریم زندان

‫آره. ولی توش ننوشته

‫به دوستت کمک نکن که خانواده‌ی

‫خونیش رو پیدا کنه که، درسته؟

‫میخوای دایانا رو برگردونی خونه؟

‫ممکنه این تنها شانسمون باشه

‫منو بخیه زدی

‫ممنون

More Farsi Persian subtitles for La Brea

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left