Torchwood

Torchwood

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 2

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Torchwood S02E09 WS DVDRip XviD-RiVER
കമന്ററി എഴുതിയത് mehdi2008
RapidBaz.Orgمـهـدی از

ടാഗുകൾ

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2011-03-12
ഡൗൺലോഡുകൾ: 48
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: Yes

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

تورچوود

جدا از دولت، فراتر از پليس

در حال مبارزه براي آينده به نيابت از نوع بشر

قرن 21 وقتيه که همه چيز تغيير خواهد کرد

و تورچوود آماده ست

اين چيه؟

اين حلقه نامزديه

داري ازدواج مي کني؟

آره ريس درخواست کرد

و تو گفتي بله؟

خب، کس ديگه اي من رو نمي خواد

من به ثبات نياز دارم جک يکي که بتونم روش حساب کنم

موقع عقد باید دیر کنه .نه واسه جشن مجردیش

پس کجاست؟

!اوناهاشش

عروس خانم اومده* *دنبال سواري مي گرده

عروس خانم اومده و* *!قراره تو کلیسا کونش بذارن

.فکر کردیم از عروسی منصرف شدی

.نه، سر کار بودم

مراقب باش گويين

اين موجود آدما رو مي خوره

اوه، متاسفم عزيز، به راهت ادامه بده

جک اين يه "تغيير شکل دهنده" ست

معلوم نیست الان چه شکلی باشه ولي پشت سرش ردي از خونِ سياه به جا گذاشته

اون تغيير کرده ولي قطعاً خودشه

به سمت خيابون "ترينيتي" داره ميره

خب امشب چيزي واسه خوردن پيدا ميشه يا کلاً مشروب خوريه؟

!مشروب، پسربازي، رقص و مشروب

!گويين کوپر، شما بازداشتی

اوه، نه

اين فکر خیلی بديه

من مثلاً قراره حدود سیزده ساعت دیگه ازدواج کنم

!اوه، نگام کن

تو زیبایی، ريس خيلي خوش شانسه

!مي دونم، در مورد کيرش شنيدم

چه بلايي سر دستت آوردي؟

حالت خوبه؟ - آره -

اوون بايد يه نگاهي بهش بندازه

آ ... هيچي فقط خراشيده شده

اوه، گويين

ترجمه و زيرنويس:م. اهورا EraZer Head :ويرايش از

گويين تو حامله اي تقريباً آخراشه

!حامله؟ اين غير ممکنه

چطوري، گويين؟

جک، بهم بگو چه خبره؟

اوون ميگه من حامله َم- !غیب میگین؟-

خداي من، با چي؟

این یه تلقیحِ برون زیستی بوده

اون بيگانه، ديشب

ولم کن اون منو گاز گرفت جک، همين

اون تخم ها رو از طريق گاز گرفتن عبور داد

بعضي گونه ها اين کار رو مي کنن يه روش زیر زیرکی براي توليد مثل

پسر، اگه داروین پاش به فضا می رسید از خوشی می مرد

آهان، آره، عاليه

گوش کن گويين، تو حالت خوب ميشه قول ميدم، خب؟

اگه هر جور ناسازگاري زیستی بینتون وجود داشت، تو تا حالا مرده بودي

حالا، طبق اسکن تو حامل یه توده ی غیر هشیارِ بلاستوفری هستی

يه چي؟

اين يه جور تخم بيگانه ست. ولی نگران نباش ولي من مراقبت هستم، قول ميدم

ما دستورالعمل های مناسبی برای موقعیت های اینچنینی داریم

منظورت اينه که اين اتفاق قبلاً هم افتاده؟

مگه داستان"آبستني باکره ي مقدس" رو ...تو انجیل نخوندی؟! خب

خب، ما تو رو برمي گردونيم به مرکز

تو استراحت مي کني، من یه میکروترونِ بیوزنیک برات انجام ميدم، چند روز بعد خوبِ خوب میشی

واي، چند روز؟

پنج ساعت ديگه من بايد توي !راهروي کليسا راه برم اوون

نه، نميري

گويين، از گفتنش متنفرم ولي تو بايد عروسي رو عقب بندازي

نه، عمراً، اصلاً مي دوني یه عروسي چقدر خرج داره؟

گوش کن گويين، تو که ...مسیح رو حامله نيستي

برام مهم نيست، خب؟ نمي تونم با ریس همچین کاری کنم

اون به اندازه کافی تحمل کرده، خب؟ پس من عروسي رو عقب نميندازم

تو درست فکر نمي کني

اون روي سگ منو بالا نيار آقاي جک هارکنس

باشه، آروم باش

اوون گفت اگه اين خطري داشته باشه بايد تا الان مي فهميدم، درسته؟

...تا جايي که من مي دونم، آره

خب، پس من تا بعد از عروسي چیزیم نمیشه

بعدش هر کاري که لازمه انجام ميدم

تا وقتي که بشم خانم ويليامز

قبلش نه

الو؟

ريس؟ - گويين -

صبح بخير جيگر

نگران نباش، "قايق موز" داره تلفني با گلفروشي حرف ميزنه تا گلها رو چک کنه

اوه، پس سر و کله َش پيدا شد؟

آره، آره، پليس "لانزاروت" بهش اجازه داد بره البته با يه اخطار

ريس، من بايد ببينمت

قبل عروسي بد شگونه

چي شده؟

حالش چطوره؟

مي خواد عروسي برگزار بشه

که مشکلي نيست، البته اگه توي !محراب کليسا وضع حمل نکنه

ريس ممکنه حامله بودنش تو روز عروسی رو ببخشه

ولي زاییدن يه هيولاي دندون شمشيري که نصف خانواده َش رو بخوره نه

همچین چیزی ممکنه؟

خب، ببين، حاملگي پیش رفته ست و ما به این گونه ها آشنا نیستیم

که به همين دليل تو، اوون، بايد اون يارو دندون درازه رو کالبدشکافي کني

و مطمئن بشي که غافلگيري ای در کار نخواهد بود

اون با من

.تاش، دعوتت به عروسی جلو افتاد .چشم از گويين برندار

يانتو- جک-

.گويين يه لباس عروس تازه نياز داره .بزرگتر

گويين؟ چه خبره؟

مي خواي منو ديوانه کني

نگو که درباره ی عروسی دودل هستی

نه، نيستم

مي تونم کمکتون کنم؟

آره، من دنبال يه لباس عروس براي دوستم مي گردم

البته که همين طوره آقا

ممکنه متعحب بشین ولی ما عادت کرديم !به مردايي که واسه "دوستاشون" لباس ميخرن

!تورچوود حرومزاده- مي دونم-

!تورچوود حرومزاده- مي دونم-

!حامله! تو حامله اي

متاسفم. بین این همه چیز که ...می تونست برنامه ها رو به هم بریزه

واقعاً نمي دونم چي بگم

نبايدم چيزي بگي، باشه؟

متاسفم

اين تقصير تو نيست

...تقصير اوناست، تقصير جکه

مگه اون نمي دونست تو !امروز عروسي مي کني

چرا اون تو رو ديشب فرستاد بيرون؟

!چون اين کار منه

خب، قراره خوب بشي؟

من خوب ميشم

اونا منو می برن به مرکز

اوون یه دستگاه گنده داره که درستش می کنه- خوبه-

آره

...خب... آ... ببين... من

من به "موز" ميگم که به مردم زنگ بزنه

به همه مي گيم تو مريضي ...آپانديس يا چيز ديگه

ما عروسي رو عقب نميندازيم

عمراً

بيخيال پول شو، من مي خوام تو جايي باشي که اونا بتونن ازت مراقبت کنن، خب؟

امروز ازدواج کردن اصلاً مهم نيست

براي من مهمه

قضيه در مورد پول نيست ريس

.من مي خوام باهات ازدواج کنم .امروز

هر اتفاقي که بيفته

اگه آسمون ناگهان پر از سفينه بشه

...يا یه ارتش از شپشوها

.از فاضلاب خيابون "سينت ماري" بالا بيان !احمق

نمي فهمي من چي دارم ميگم ريس ويليامز؟

تمام کاري که مي خوام امروز بکنم ازدواج با توئه

اين تمام چيزيه که مي خوام

آ... اوون؟

چیه؟ اوه... اينو باش- ازش خوشت مياد؟-

حسابی پسر کُش شدی. این رو .از روی تجربه میگم

راستش من زياد موقعيت تيپ زدن برام پيش نمياد. تو چي مي پوشي؟

تاش، حقیقت اینه که، هرگز از عروسی ها خوشم نمی اومد

.دوستشون داشته باش و ولشون کن .این فلسفه ی من بود

.اوون تو بايد بياي ممکنه خوش بگذره

تا حالا ديدي يه مرد مرده برقصه؟

فرد استير" رو توي فیلم" .ايستر پريد" ديدم. دوبار"

برنامه ي آخر شب تلويزيون

خدايا، واقعاً لازم داری یه قرار واست جور کنیم، نه؟

که اين نيست، هست؟

نه، اوون، نيست

من فقط مي خوام تو بياي عروسي

خواهش مي کنم

باشه، من کفشاي رقصم رو بيرون ميارم

مي دونم زمان زیادی گذشته ...اردک کوچولوی من، ولي

ما هيچوقت تو خواب هم نمی دیدیم

ريس و من مي خواستيم سوپرايزتون کنيم

شما هميشه سورپرايز مي کنيد !ولي اين، يه سور به بقيه زده

بخاطر همين نمی اومدي که ما رو ببيني؟

واسه همین قرارهات رو باهامون به هم می زدی؟

نه، نه، بابا، احمق نباش بخاطر شغلمه

اين شغل مرموز

به هر حال "سوانزي" که توي يه سياره ي ديگه نيست

مي تونستي زنگ بزني، اردک کوچولو

متاسفم

اوه، متاسف نباش گويين

دارم می میرم که قيافه ي مادر ريس رو !موقعی که تو رو مي بينه ببينم

خبر شگفت انگيزيه گويين

پدرت بی صبرانه منتظر بود که یه نوه کوچولو گیرش بیاد

من کل ديشب رو با ريس و دوستاش بودم

هيچ کس در مورد حامله بودن گويين چيزي نگفت

خب، احتمالاً به ريس گفته بود چيزي نگه

گويين مي دونه مردش رو چطور کنترل کنه

خانم خانما آموزشش داده

اوه، پدر و مادر ريس اومدن

برندا - گرنت -

بَري - سلام -

چقدر از دیدنت خوشحالم برندا

چه لباس قشنگي

چه انتخاب شجاعانه اي براي تو

و واقعاً همه چیزت به رنگ سبز میاد

بالاخره روز بزرگ رسيد - عروس خانم کجاست؟ -

آم، شايد يه موضوعي باشه که ...بايد در موردش حرف بزنيم

!گويين- اين کار عملي نيست ريس-

.ما درست در موردش فکر نکرديم بعد از عروسي چي؟

منم تو همين فکر بودم

پدر و مادر من فکر مي کنن دارن نوه دار ميشن

پدر و مادر تو هم حتماً همين فکر رو مي کنن

اونا هيجان زده ميشن واسه خودشون نقشه هايي مي کشن

.نمي تونم بهشون بگم بچه َم سقط شده .اونا نابود ميشن

مي تونيم بهشون حقيقت رو بگيم - چرند نگو ریس-

خب، دروغ جواب نميده گويين، يادته؟ .تو قبلاً امتحانش کردی

فکر مي کني حقيقت چه بلايي سرشون مياره؟

More Farsi Persian subtitles for Torchwood

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left