Romeo and Juliet

Romeo and Juliet

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Romeo And Juliet 2013 LiMiTED 720p 1080p BluRay x264-GECKOS
Romeo And Juliet 2013 LiMiTED 480p BluRay x264-mSD
Romeo And Juliet 2013 BluRay 720p 1080p-Ganool
Romeo And Juliet 2013 720p 1080p BluRay x264 YIFY
Romeo And Juliet 2013 BRRip X264 AC3-PLAYNOW
കമന്ററി എഴുതിയത് 3OLiCON
BaranMovie.tv

ടാഗുകൾ

BluRay
x264
480p
480
brrip
AC3
720p
720
1080
ganool
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2014-01-30
ഡൗൺലോഡുകൾ: 46
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: Yes

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

،‏دو خانواده

،‏در شکوه و جلال هم‌تراز هم

،‏ساکن شهر زیبایِ ورونا داستان از جایی آغاز می‌شود که

نزاع و خصومتی قدیمی باز از سر گرفته شده

و کشتار و خونریزی بسیاری به وقوع پیوسته است

به همین دلیل پادشاه، ترتیب مسابقه‌ای را می‌دهد تا

‏از جنگ و خشونت در خیابان‌های شهر جلوگیری کند

‏حال رقابت بین دو خانواده، "کپیولت و مونتاگیو" با

قدرت‌نمایی برسر تصاحب حلقه‌ی سلطنتی شکل می‌گیرد

!بتاز پسرعمو

‏و اینک مرکوشیو

از خانواده‌ی مونتاگیو، به‌عنوان قهرمان این مسابقه معرفی می‌شه

برای همین ‏همه رو به جشن و پایکوبی دعوت می‌کنم

‏جولیت؟ جولیت، خواهش می‌کنم

بزودی ‏خانوم و آقا با خبرهایی از

‏مسابقه میان خونه

‏پس بجنب دایه، چرا انقدر دست‌دست می‌کنی؟

باید انقدر عجله کنم تا قلبم از حرکت بایسته

‏قلب تورو از سنگ ساختن

‏قلب خودت از سنگه

بله بایدم اینجوری به نفس‌نفس زدن من بخندی

سرعتت رو زیاد می‌کنم تا جوون و قوی بمونی

‏بگیر، این چطوره؟

‏ حالت بهم نخورد دیدی لرد تیبالت به یه سگِ مونتاگیو باخت؟

ولشون کن، دعوا بین ارباب‌هاست

‏قضیه بین ارباب‌ها و ما مردهاست

!‏کافیه

!‏بس کنین

‏شمشیرتون رو بندازین نمی‌دونین دارین چه اشتباهی می‌کنین

‏همونجا وایسا

برگرد بنوولیو، تو چشم‌های مرگ نگاه کن

‏تیبالت، می‌دونم ولی می‌خوام جلوی دعوا رو بگیرم

‏شمشیرت رو بذار کنار یا کمک کن این مردها رو از هم جدا کنیم

چی؟ می‌خوای با اون شمشیر قلاف نشده از صلح حرف بزنی؟

‏به همون اندازه که از جهنم و تمام مونتاگیو‌ها و

خودِ تو متنفرم از این کلمه هم متنفرم

‏کافیه تیبالت! با یه بچه در میوفتی؟

حالا اگه جراتش رو داری با من مبارزه کن

!‏مونتاگیوی خرفت شمشیرش رو طرف خانواده‌ی من گرفته

!‏- نه !‏- کافیه

!‏پادشاه! پادشاه

!‏یاغی‌های سبک سر! تمومش کنین

با دشمنی و کینه می‌خواین شیرینی مسابقه رو

‏ به کام همه تلخ کنین؟

‏سلاح‌های خودکامگی‌تون رو بندازین و

‏به حرف‌های پادشاه خشمگین‌تون گوش کنین

تاحالا ‏سه مرتبه تمام شهر رو با

حرف‌های احمقانه خودتون به جنگ و خونریزی کشیدید چه شما لرد کپیولت و چه شما لرد مونتاگیو

سه بار آرامش این شهر رو بهم ریختین

،‏اگه یک بار دیگه بلوایی در این شهر ببینم

زندگیتون رو بابت اون تمرد از دست میدین

،‏تو کپیولت ‏دنبال من میای

و تو مونتاگیو، بعدازظهر میای پیش من

‏دیگه هم نمی‌خوام دعوایی ببینم وگرنه پوستتون رو می‌کنم

‏- عصربخیر پسرعمو ‏- واقعا عصره؟

‏فکر کردم شب شده

‏خیلی از ساعت 4:00 نگذشته

وقتی ناراحتم زندگی طولانی‌تره

‏کدوم ناراحتیِ که زندگی رومئو رو طولانی کرده؟

‏چیزی رو کم دارم که اگه بود زندگی برام راحت‌تر می‌گذشت

فهمیدم، عاشق شدی

‏- مسابقه چطور بود؟ ‏- حقش بود یه

مبارزه حسابی با کپیولت‌ها می‌کردیم

‏پس ذهنِ تو پر از نفرته و ذهنِ من پر از عشق

‏جاییکه عشق فرصت حکومت پیدا کنه حاکم ظالمی میشه

عشق اون دودیِ که از آتش

،غم و افسوس بلند میشه

جنون خوشایندی که با شور و شوق تو دلت میمونه

‏میشه بدونم عاشق کی شدی؟

یه زن

‏- پس نمی‌تونم کمکی بهت بکنم ‏- کی منو دوست نداره

‏پسرعمو جان انقدر کشش نده، اسمش چیه؟

‏رزالاین

‏رزالاین؟

‏- خدمتکار لرد کپیولت؟ ‏- خودشه

به ‏حرف منو گوش کن و فکر اون دختر رو از سرت بیرون کن

بفرمایید چطوری باید فراموش کنم؟

‏عشق همینجوری سراغ آدم نمیاد

وقتی هم که اومد برای همیشه میمونه

‏چشماتو باز کن و خوشحال باش که اون دختر ‏به این چیزا اهمیت نمیده

‏- این‌همه دختر زیبای دیگه ‏- که چی بشه؟

پسر عمو خواهش می‌کنم تجدید نظر کن

این دنیا هنوز برای دختر من ناآشناست

‏قبل ازاینکه متوجه بشیم اونم حق داره که ازدواج کنه

‏دوسال از بهترین سال‌های عمرش رو به خاطر این غرورمون تلف کردیم

‏دختران جوانتر از ایشون الان مادرای خوشبختی هستن

‏جولیت تنها فرزند منه

تنها امید زندگیم

‏اما بهش ابراز عشق کن، جناب پاریس

‏قلبش رو بدست بیار

‏پیتر، زود بیا لطفاً

لیسته

،‏آخرین اسامی رو بگیر

‏پیداشون کن و ازشون

دعوت کن به ضیافتی که امشب در منزل من برپاست تشریف بیارن

برو

‏باید بفهمی اسم کیا رو اینجا نوشته

‏باید اولین کسی باشی که اینو می‌فهمه

‏ببخشید قربان، شما خوندن بلدی؟

‏اگه بدونم اون نامه به چه زبونی نوشته شده، خوندن هم بلدم

‏وایسا رفیق، می‌تونم بخونم

،‏جناب مارتینو همراه با همسر و دخترانشان

،‏کنت انسلم و همسر زیبایشان

،‏بیوه جناب ویتراویو

،‏جناب پلچنتیو به همراه همسر مهربانش

،‏برادرزاده‌م، کنت تیبالت

،‏و لوسیو به همراه هلنا

،‏و رزالاین دوست داشتنی خودم ‏این اسمها برای چیه؟

‏مهمانی بالماسکه امشب در عمارت ما برگزار میشه

‏- عمارت کی؟ ‏- اربابم، لرد کپیولت بزرگ

،‏اگه یه مونتاگیو نیستی

‏اجازه داری برای کمک بیای

‏ازت ممنون میشم

‏پس امشب رزالاین شام مهمون کپیولت‌هاست

،‏خوب می‌دونم عشقت چه شکلیه

‏بهت نشون میدم به جایِ قو رفتی سراغ کلاغ

‏اگه اینجوری باشه که همونیِ که میخوام

،‏امشب میرم

‏اما فقط برای جشن و شادی به افتخار انتخابم

هوم؟

‏وایسا کجا؟

‏عالی شدی دخترم

‏- به چی فکر می‌کنی؟ ‏- برین، برین

‏دست بجنبونید، تا تو حاضر شی و به مهمونا خوش آمد بگی

اونا دیگه رفتن

‏چی شده مامان؟

‏جولیت

‏- تو دیگه زن کاملی شدی ‏- هنوز که زن نشده

‏اما خب، دیگه نزدیکه

‏نزدیکه، اما هنوز زوده

‏دایه، من خودم می‌دونم دخترم چند سالشه

‏روزی که به دنیا اومد رو یادمه، انگار همین دیروز بود

‏منم یادمه

،‏یه روز که خورده بود زمین و ابروش زخم شده بود

‏شوهرم، خدا رحمتش کنه، از زمین بلندش کرد

"‏بهش گفت: "آخه برای چی با صورت خوردی زمین؟

"اگه حواست جمع بود از پشت سر میوفتادی"

اونم بالا رو نگاه کرد و بهش گفت: بله

‏لطفاً تمومش کن، خودتو کنترل کن

‏آخه خانوم، خندم می‌گیره وقتی فکر می‌کنم

!‏اون بچه یهو اون گریه‌ش بند بیاد و به خدمتکار بگه: بله

‏دایه، خواهش می‌کنم تمومش کن

‏آرامش، به روی چشم

‏ولی باید بگم تو زیباترین دختری هستی که

‏تاحالا ازش پرستاری کردم

‏از خدا می‌خوام زنده باشم و عروسیت رو ببینم

منم اومدم راجع به همین موضوع حرف بزنم

‏بگو ببینم دخترم، نظرت راجع به ازدواج چیه؟

‏- تاحالا بهش فکر نکردم ‏- پس حالا بهش فکر کن

‏دخترای کوچیکتر از تو الان مادر شدن

‏منم وقتی همسن تو بودم مادرت بودم

‏می‌دونم

‏کنت پاریس تقاضای ازدواج داره

‏کنت پاریس؟

،‏حالا دخترم

‏- دوستش داری؟ ‏- من که چیزی ازش نمی‌دونم

‏پس تو مهمونی امشب سعی کن بشناسیش

ببین چه حسی بهش داری

‏خوب تو چشماش نگاه کن و حرف دلش رو بخون

‏ببین

‏می‌تونی در کنارش خوشبخت باشی یا نه

‏اگه آرزوی پدر مادرم اینه، تلاشم رو می‌کنم

‏باید با حرف زدن به مقصودمون برسیم یا

بی سروصدا لابه‌لای جمعیت دنبالش بگردیم؟

تو ‏هیچی نمیگی، نبینم وراجی کنی

از ترس اینکه باهامون درگیر نشن کاری باهاشون نداریم

،‏میریم تو، آمار خانوم‌ها رو در میاریم

وقتی گیرش آوردیم، میایم بیرون

حرفشم نزن رومئو، باید رقصت رو هم ببینیم

‏من نه مرکوشیو

تو کفشِ رقص پوشیدی و با حرکات پاهات همه رو به تحسین وا می‌داری

‏ذات منو از سرب درست کردن

‏همین باعث میشه بچسبم به زمین و نتونم تکون بخورم

تو یه آدم عاشق پیشه‌ای، بال‌های کیوپد رو فقط کم داری

‏نمیریم تو؟

به دلایلی می‌ترسم، یه حسی بهم میگه امشب

این مهمونی با اتفاق بدی شروع میشه

شاید باید بیشتر رو کارمون فکر کنیم

‏دیشب یه خوابی دیدم

‏منم همینطور

‏خب، بگو ‏چه خوابی دیدی؟

‏آدمای ‏رویاپرداز اکثرشون دروغ تحویلت میدن

‏تو رویاست که همه چیز به حقیقت مبدل میشه

‏پس منم خواب دختر شاه پریان رو با تو دیدم

‏یه فرشته‌ی بالدار که

‏قد و قوارش اندازه نگین انگشتر

‏رو دست یه آدم صاحب منصبه

،‏یه عده آدم کوتوله هم دنبالش راه انداخته

و میره جلوی دماغ مردایی که وانمود می‌کنن خوابیدن می‌ایسته

،‏کالسکه‌ش پوست فندقه

‏و هرشب با اون وضع از وسط

،‏کله‌ی آدمای عاشق چهارنعل رد میشه ،و کاری می‌کنه خواب‌های عاشقانه ببینن

به سرعت ازفراز زانوی دخترهایی رد میشه که دارن خواب تعظیم کردن می‌بینن

به سرعت ازفراز انگشتای وُزرایی رد میشه که دارن خواب مال و املاک می‌بینن

به سرعت ازفراز لب‌های دخترایی رد میشه که خواب بوسه می‌بینن

‏بسه مرکوشیو، تمومش کن

‏داری چرت‌و‌پرت میگی

،همش راسته، دارم از زبان خواب و رویا حرف میزنم

‏از قول ذهن بیکار بچه‌هایی حرف میزنم که

چیزی جز اوهام و خیال‌پردازی بیهوده نیست

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left