ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
قسمت 9
چطور شد که اينطور شد؟
وقتي زنگوله زنگ خورد اون اونجا بود
جفت آسموني؟
واقعاً اون شوهريه که تو سرنوشتمه؟
مي تونم به زنگوله اعتماد کنم؟
اون واقعاً جفت آسمونيمه؟
چرا يهو ميخ شدي؟
داشتم روحه رو گم مي کردم
ماوانگ ديگه پيانو نزن تموم شد
ماوانگ گفتم بس کن
!ماوانگ
ماوانگ ، خل شدي؟
اصلاً بلد نيستي بزني بهت گفتم يه سي دي بذار بره
خيلي وقت بود پيانو نزده بودم از خود بي خود شدم
گفتي اولين بارته که
تابلو بود؟
بايد لباس رو برش گردونيم زودتر درش بيار
باشه
چرا انقدر پف پفيه؟ آدم تو اينا راحت نيست
هي ، منشي ما ، اين لباس عهد بوق چيه بهش دادي؟ اين روزا کسي اين مدلي نمي پوشه
سام جانگ خودش انتخاب کرد
بنظرم اين خوشگل ترينش بود
اگه آستينات رو باد کنيم که صاف ميري هوا
اين مدل مال سي سال پيشه
اگه جدي بخواي عروس بشي بايد خودم لباستو انتخاب کنم
اين لباس عهد بوق چيه ديگه اصلاً مد نيست
اين روزا لباس اندامي و راسته مد شده
ديگه اين روزا کسي اين مدلي نمي پوشه
چتونه شماها؟ بازم با اين لباس عهد بوق خوشگله
خوشگلي ، خوشگلي مهم نيست چي بپوشي کلاً خوشگلي
عروسي واقعي نبود که کي اهميت ميده چي تنمه
بي خيال ، عروسيـمون تموم شد پاشيم بريم غذا بخوريم
تو عروسي سوپ دنده گاو مي چسبه ماوانگ ، بيا بريم دنده گاو بخوريم
من خودم گاوم ، چطور جرات مي کني بگي بريم گاو خوري؟ - تاس کباب گاو چي؟ -
نخواستيم - سوپ گاو؟ -
اونم که گاوه - باشه بابا باشه -
کله پاچه گاو بزنيم ، تصويب شد - !برو خودت بخور -
بريم
يه رستوان سنتي رزرو کردم
از دستِ اين ميمون بي تربيت
بابا سوپ گاو که خوبه - واقعا که -
اگه عروسي واقعي بود چي؟
چيه؟
انقدر از اون لباس خوشت اومده؟
دلت مي خواد عروسي کني؟
نه ! چه عروسي اي؟ اصلاً با کي بيام عروسي کنم؟
همين جوريشم دوبار عروسي کردي با من
يه بار امروز يه بار هم اون دفعه
اون دفعه؟
اون کجاش عروسي بود؟
بازم بکنيم من خوشم مياد
زودي بيا
نميام کي خواست باتو عروسي کنه؟
عروسي چيه؟ ميگم زود بيا بريم غذا بخوريم
عروسي هم مي تونيم بکنيم مهم نيست چندبار قراره عروسم بشي ، من قبول مي کنم
زود باش ديگه
حتماً ديوونه شدم
حس مي کنم زنگوله داره صدا ميده
ماوانگ ، پس ديگه درد و رنج سام جانگ تموم شد؟
آه ، گفتش ديگه به خودش اومده
نگراني هام در مرود اين که بعد از درآوردن گوم گانگ گو چه اتفاقي ميفته تموم شدن
هيچ انتظاريم ندارم ، خيالم راحته
حالا که ديگه هيچ انتظاري از اون ولگرد نداره خيالش راحته
واسه همين همچين لباسي انتخاب کرده بود
اگه يه لباس خوشگل انتخاب کرده بود قضيه بو دار ميشد
حتي با اون لباس عهد بوقي که انتخاب کرده بود به چشم عقل کل خوشگل اومد
چونکه گوم گانگ گو يه عشق بي پايان به جونش انداخته
چيزي که جهان رو به اون شخص" و خداي خودش تبديل مي کنه
"اين اسمش عشقه ويکتور هوگو اينو فرموده
براي عقل کلي که گوم گانگ گو رو به دست داره سام جانگ تنها خدا و تموم دنياشه
درسته ويکتور هوگو هم گوم گانگ گو دستش بوده؟
چطوري دقيق اينو فهميده؟
حتماً خودش عاشق بوده
مگه خودتونم با عاشق شدن اينو نفهميديد؟
چون يه نفر تمام دنيا و خداتون بود؟
اون زني که تمام دنيا و خداي من شده بود حتماً يه جايي تو اين دنيا زندگيش رو مي کنه
يعني تو همچين موقعي داره چه دردي رو تحمل مي کنه؟
پليس
خوک ، اين اولين قرارمونه؟
حالا که رابطه مون لو رفته مي خواي وسط جمع باهام لاس بزني؟ ها؟
اختاپوس ، همينجا بهم مي زنيم
هر مردي اينجا مي خواي بردار باهاش قرار بذار
اگه انرژي بيشتري مي خواي بهت کمک مي کنم
فقط از اين بدن بزن بيرون
چرا؟ از اين بدن خوشت نمياد؟
خوشم مياد منم از هيکل آليس خوشم مياد
خب حتي مي تونستم باهاش قرار بذارم
ولي هيچ وقت تاحالا رسوايي نداشتم
مي ترسي رابطه ت با يه زن ديگه از محبوبيتت کم کنه؟
نه ، چون يه فرصت خوب رو خراب کردي از دستت عصباني ام
فرصت؟
يه دختري هست که مثل خواهر کوچيکمه واسه معروف کردنش دليل دارم
ولي... تو گند زدي به فرصتي که گيرش اومده بود
يه دختر؟
زامبي؟ مي خواستي با يه زامبي رسوايي داشته باشي؟
به هر حال اول مي خوام ترتيب تو رو بدم
يه مرد واسه خودت انتخاب کن
يه مرد خيلي بهتر از اون خوک پيدا مي کنم يه حالي به بدنش ميدم
زودي ميام بيرون
دلم نمي خواد اينکارو کنم
فکر کنم بهتره اوگونگِ ما اين دفعه خودش رو قاطي نکنه
بايد کنارم بموني
اِ ... دارن ميان بيرون
جاي پدر هان بيول اومدم دنبالش
بله ، بهم گفتن
بچه ها ، سلام
شنيده بودم عمو جاناتان مياد که
من ميرم
آها ، عمو جاناتان مي خواست بياد
ولي بجاش خاله بنگاهي اومد - باشه -
اينم عمو اوگونگه
کي گفته من عمو ام؟ نمي خوام عمو باشم
بچه ها ، عمو صدام نکنينا
باشه - باشه -
نونا ، پس چي صداش کنم؟
منشي سون
يه ساعت مراقب بچه ها باش من بايد برم بانک
پس ميشه يه ساعت دهن بچه هارو از جاشون در بيارم؟
جرات داري بکن - پشيمون ميشي -
شايد تنها کارمند شرکتت دوباره بفرستت و از کارش بزنه بيرون
اونجوري من خيـــلي ناراحت ميشم
فقط يه ساعتا
زود برميگردم
من فقط اينجا حواسم بهتون هست
هيچي ازم نخواينا
مي دونم مراقبت کردن از بچه هاي مردم مايه زحمته
ما هم هيچي ازتون نمي خوايم منشي ما
هوي ، چي مي کشي؟
خياره؟
دايناسوره
اين کجاش دايناسوره؟ بيشتر شبيه خياره
دايناسور گياه خواره
برونتوسور
پس حتماً يه خياره که برونتوسور داره مي خورتش
بيا دوباره بکِشيمش
باز داري چي مي کشي؟
حواست به کار خودت باشه منشي سون
بازم دايناسوره؟ اي داد
خب اين يکي چه جور دايناسوره؟
برونتوسور
باز؟ هي ... فقط از دار دنيا يه برونتوسور بلدي ، نه؟
جور ديگه بلند نيستي
!اگه بلدي پس بگو ، بگو ، دِ بگو
اوي ، بچه کناري
آبجيت جز برنتوسوري که بيشتر شبيه خيار درازه چيز ديگه اي بلد نيست ، مگه نه؟
نه؟ تو مهد کودک فقط همينو بهتون ياد دادن؟
قشنگ درس نمي خونين ، نه؟
چرا آبغوره مي گيرين؟
بسه گريه نکن
باشه ، باشه الان بهت دايناسور نشون ميدم ، دايناسور
اگه بهت دايناسور نشون بدم ديگه گريه نکنيا
خب ، بيا - واي -
خوبه؟
حتماً بچه هاي همون مهدکودکن
بريم
کجا رفتن؟
اِ ... شما اينجا چيکار مي کنين؟
خان داداش گفتن بيام واسه بچه ها يکم خوراکي درست کنم
پس اينطور؟
حالا که اينجام مي خواين يخچالم براتون تميز کنم؟
اگه همينطور ولش کنم فکر نکنم شب خوابم ببره
باشه - ممنون -
رئيس شرکتي که خودش يخچال ميسازه
مي خواد يخچال منو تميز کنه؟
اوه ، جو پالگه
امروز به عنوان پي کِي اومدم
داداش اوگونگ گفته بيام به بچه ها امضا بدم و براشون آهنگ بخونم
بايد برم کنسرت سنگاپورم ولي ديرم شده
من برم
پي کِي اومده خونم آهنگ بخونه؟
بوجا ، تو هم اومدي - آره -
سون اوگونگ خان گفت بيام واسه بچه ها نقاشي بکشم
ممنون
ولي خودش کجا رفته؟
با بچه ها اصلاً نمي سازم
چرا يهو زدن زير گريه؟ منِ ميمون گرخيدم
اصلاً تو کتم نميرن
الان ديگه جلدي ميرم خونه
هان بيول ديگه بايد بريم خونه
نمي خوام نميام
منم نميام
برونتوسور ديدم
رئيسم ديديم تازه پي کِي هم ديديم
همش داشتي تلويزيون ميديدي مگه نه؟
تلويزيون نبود ، واقعي بود تازه يه خاله ديديم که چشماش از کاسه درميومد
بچه ها ، بايد برين خونه مامانتون منتظره
ما نميريم
نميريم
اي بابا ، هان بيول بايد لجبازي نکنه و برگرده خونه
اين خاله بنگاهي خيلي ترسناکه ها
دردسر ميشه ها بسه بيا
مي خوام با منشي سون ازدواج کنم و همينجا زندگي کنم
هان بيول بايد با جفت خودتت ازدواج کني
مي خوام همين کارو کنم
نه عمراً نمي توني
يکي ديگه جفتته
تو با اون آقاهه نمي توني ازدواج کني عمراً
وا ، واسه چي انقدر جدي با ازدواج يه بچه مخالفت مي کنين حالا؟
ناسلامتي من باباشم که مخالفم
No comments yet. Be the first to leave one.