ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
زیرنویس اختصاصی موویز مترجم Mrs.NrT
آدمهای سادهلوح
- از جات تکون نخور - باشه
- تکون خوردی؟ - پام خواب رفته
گفتم که حرکت نکن
- خیلی خب خوشگلئه، برو سوار ماشین شو - اما بیل...
زود باش، درست پشت سَرِتم
فرانک، بجنب؛ منتظر چی هستی؟
- چی شده؟ - عاشقمی؟
- آره - خوشگلم؟
آره، خوشگلی
- جُنب نخور - باشه
- مشروب میخوری؟ - نه، ممنون
- مطمئنی؟ - اجازه ندارم حین کار بنوشم
- هِی، قشنگئه - مریم باکرهست
- خوش قیافهست، هان؟ - برام خوششانسی میاره
میتونم داشته باشمِش؟
- اما اون من رو از خطر دور میکنه - توی خطر نیستی
- مطمئن؟ - البته، خیالت راحت. اسلحهام حتی کار نمیکنه
- ممنونم - باهاش مهربون باش،
و اون هم باهات مهربون میشه
متاسفم بیل. همهچی تموم شد
- این چیه؟ - وِرا با منئه
خودم یه فکرهایی کردم که چطور کارها رو پیش ببرم
وِرا؟
هرکاری که حس کنم انجام میدم باید خوشحال باشم
- از کِیئه که خوشحال و راضی نیستی؟ - لیاقت تو بیشتر از منئه، بیل
- این دیگه چیه - سه هزارتاست
سههزار دلار؟
من همه این کارها رو راستوریست کردم
وایسادم تا وقتی این چیزا رو تحویل میدیم دهبرابرش گیرم بیاد
باهاش مهربون باش و اون هم باهات مهربون میشه
چه کاری از دستم برمیاد مرد جَوون؟
گمون کنم پدرم رو اینجا نگهداشتن
پدرت کیئه؟
- ویلیام مککِیب - شوخی میکنی؟
راست میگم قربان
گوش کن بچه
بابات رو تو بازی برگشت با داجرز* که سال 56 بود دیدم
اصلن مهم نیست که مردم دربارهاش خوب میگن یا بد،
بابات برترین مدافعی بود که تا بحال وجود داشت
- میتونم ببینمش؟ - نه
چرا نه؟
توی بازداشتگاه سکته مغزی کرده و اونا بیمارستان بردنش
قهوه
- چه بلایی سرت اومده؟ - تنهام بذار
عجب، بالاخره بعد 23 سال، اونا بابات رو دستگیر کردن
چی؟
یه نگاه به روزنامهها بنداز
- کشتن خودشون رو - واقعا هم شقالقمر کردن
اینجا نوشته اون مسئول بمبگذاریئه بوده
- بمبگذاری؟ کدوم؟ - باباش، 23 سال پیش
جلوی پنتاگون* بمب پرتاب کرده
- هنوز اون قضیه ثابت نشده - فعلا که قسِر در رفته
اون باباتئه، ویلیام مککیب، مدافع دوآتیشه؟
- قهوهام چی شد؟ - اون یه قهرمانئه
بابام یه پیرمرد دیوونهست
اینجا نوشته مسئول مرگ 7 نفرئه
اینجور که معلومئه هر کوفتی اونجا نوشتن رو باور میکنی، آره؟
بمیر بابا!
بیا. یه مدت میتونی باهاش سر کنی
- من ازدواج کردم - واقعا؟ با کی؟
اون
- بچه چطورئه؟ - خوبه
پول واسه اونئه
گمان بد بهم نداشته باش، بیل
- آهای، تو شهر چکار داری؟ - دارم کار میکنم
- دربارهی بابا شنیدی؟ - آره
اون بیمارستانئه
میتونم کمکتون کنم؟
آره، اومدیم اینجا ترتیب کارای بیمار، ویلیام مککیب رو بدیم
- از بستگاناش هستین؟ - گمونم همینطورئه
- پدرمونئه - حالش خوبه؟
بنظرم پدرتون مرد فوقالعادهایئه
مهم نیست برام که روزنامهها دربارهاش چی میگن
لوئیز، برگرد سرِ کار خودت
اگه میدونست اون آدما اونجا هستن، اون ساختمون رو منفجر نمیکرد
- اون مرد فوقالعادهایئه، الکی متهم شده! - لوئیز!
- نگاه کن خانم، میتونیم ببینیمش یا چی؟ - نه، نمیشه
- چرا نمیشه؟ - چون اون رفته
کجا رفته؟
فرار کرده
مامان، چهخبر شده؟
دنیس من دارم میرم. میرم فلوریدا
میترسم پدرت سروکلهاش پیدا شه و دیگه نمیخوام دوباره ببینمش
- توی شهر چکار میکنی، بیل؟ - چیزی واسه خوردن داریم؟
مری رو دیدی؟
بطری اسکاچ* رو میبرم
میدونی، میذاره بچه خیابونا رو روسرش بذاره و همینجوری رهاش کرده
مامان، میدونی اون ممکنه کجا بره؟
- کی؟ - بابا
مراقب دنیس باش. نذار کار احمقانهای بکنه
بیا این رو بگیر
از کجا آوردیاش؟
مهم نیس از کجا اومده. میشه فقط بگیریش؟ لازمت میشه
پول حرومئه؟
همهی پولها کثیفن مامان
میشه هیچی نگی و بگیریش قبل اینکه نخوام دیگه بهت بدم
آخرینبازی که دیدمش، مجبورم کرد این شمارهتلفن رو حفظ کنم
اون گفت هروقت لازم شد دنبال تارا بگردم
- نمیخوای زنگ بزنی؟ - دیگه کاری به هم نداریم دنیس
سالهاست همینجورئه. تو باید به مدرسه برگردی
هنوز وقت دارم
- پول بورسیه رو گرفتی؟ - آره
آفرین
چهارچشمی مراقب بیل باش. از دردسر دورش کن
باشه
شمارهی مورد نظر در دسترس نمیباشد
- کد کدوم منطقهست؟ - فکر کنم لانگ آیلند*
- یعنی چی؟ - نمیدونم؛ شاید جاییئه که بابا اونجاست
- زنگ زدی؟ - قطعئه
دنیس، باید بیخیال اینجور چیزها بشی
بابا بدجور توی لجنئه. باید برگردی مدرسه
- نمیخوام برگردم مدرسه - احمق نشو
- من برنمیگردم - پس میخوای چکار کنی؟
- میخوام بابا رو پیدا کنم - دنیس، این کار رو نکن
من ازَت نمیخوام که بیای
خب، خیلی هم عالی، چون نمیام. فقط بهت بگم که کار احمقانهایئه
ببین صددلار بهم قرض بده، میتونی؟ میخوام از شهر برم
هیچ پولی ندارم
- خب برو عابربانک - پولی تو حسابم ندارم
- هزینهی کمکتحصیلیات چی پس؟ - دادمش به مامان
- که دادی به مامان؟! - آره، خودم میخواستم ازَت پول بگیرم
یه قرون پول ندارم
فقط 20 دلار دارم اگه بخوای
20 دلار؟ با 20 دلار میتونم چکار کنم؟
توی دردسر افتادی؟
- مطمئن نیستم - چی شده؟
چندتا کامپیوتر دزدیدم
- گیر که نیفتادی؟ - رکَب خوردم
خب منظورت چیه؟
نمیدونم یعنی چی. فقط میخوام از شهر بیرون برم
- با من بیا - کجا؟
- بابا رو پیدا کنیم - چهجوری؟
دقیق نمیدونم. فکر کنم بشه رد این تارا رو بزنم
با 20تا آخه
باید ما رو تا لانگآیلند برسونئه، بنظرت میرسیم؟
از کجا بدونم؟
تابحال لانگآیلند نبودم
- آره، بودی - بودم؟
آره، کوئینز* بودی. همون لانگآیلندئه
کوئینز بخشی از نیویورکئه. گمون نکنم واقعا لانگآیلند حساب بشه
بخشی از نیویورکئه اما تو لانگآینلدئه
- کوئینز یه بخشئه - بخشی توی لانگآیلند
- بخشی از نیویورک - درستئه
لانگآیلند نهایت پیشرفت یخرفتئه
چی؟
انتهای یخرفت. جایی که زمین با عقبنشینی یخچال طبیعی رسوب گرفته
خب، لعنتی. منتظر چی هستیم؟ زود باش
خب، مثلا دو نفر با 15 دلار تا چقدرئه لانگآیلند میتونن برن؟
اونقدر زیاد نمیشه
ما رو تا محدوده کد 516 میرسونه؟
آره
هیچکار مشکوکی نکن
- مثل چی؟ - میدونی منظورم چیه
اهل کجایین؟
نیویورک
ایول
با این موتور داری چه غلطی میکنی؟
گوش کن رفیق، سخت نگیر
کلاچ لعنتیاشئه
تو دنده نمیمونه
بازئه
چی؟
- هی، اسمت چیه؟ - نِد
گوش کن ند. چقدر بهم میدی که این موتور رو تعمیر کنم؟
- درستشدنی نیست - میشه تعمیر کرد
- دیگه راه نمیره - چرا. راهش میندازم، بهت قول میدم
هیچی مثل یه ماشین نیست که یه مرد رو حقیر و ناچیز کنه
- قبلا، مامان و بابای نِد صاحب این کافه بودن - اوه، واقعا؟
الآن دیگه مُردند
متاسفم که این رو میشنوم
پیمان خودکشی بسته بودند
چی؟
وحشتناک بود. خون همهجا رو گرفته بود
فکر میکنی این واسه کدوم منطقهست؟
هشت هشت چهار
نمیدونم
بذار به اپراتور زنگ بزنیم
سکه (25 سِنتی) داری؟
الو، اپراتور. میخوام بدونم
کدوم منطقهی لانگآیلند پیششماره 884 داره
آها، فهمیدم درخواست عادیای نیست
اما دوستپسرم داره از خونریزی میمیره
ممنون. داره میگرده
سَگاپانِک*
کیم؟!
اینجا چهخبرئه؟
امم...
هیچی
برگرد و برو سوار اتوبوس شو
و شما کی باشین؟
دوستِ ند هستم
- قیافهات آشنا نیست - واسه این اطراف نیستم
مشخصئه
- سَگاپانک - مهم نیست
- چه فرقی میکنه؟ - یعنی اون بیگناهئه
یه آدم افراطی و کوتهفکرئه. یه افراطی خطرناک. چه گناهکار باشه یا بیگناه
افراطی بود. این مسئله اون رو متعصب و کوتهفکر نمیکنه
قبلاها یه عالمه از مردم متعصب بودن
No comments yet. Be the first to leave one.