ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
رفتم بیمارستان
احساس میکنم سرطان معدست
ظهر بخیر
دکتر گفت منتظر جواب آزمایشا بمونم
ولی فکر کنم همون سرطان باشه
شما اخیرا بدن دردم داشتید
چطور میتونه سرطان باشه؟
کدوم بیمارستان؟
مامانت مریضه
چطور میتونی اینطور عکس العمل نشون بدی؟
باشه ،چکش میکنم
چیُ میخوای چک کنی؟
همه دختر دارن منم دختر دارم
کلاس دارم
بعدا باهات تماس میگیرم
فعلا - خداحافظ -
میبینمت - روز خوبی داشته باشی مادرِ آینده -
! لعنتی چقدر بانمکِ
خیلی گرمه
دستگاه کپی دوباره خراب شده؟
حتی کاغذم توش نمیره چش شده یعنی؟
تعمیر کار خبر کنم؟ - قدیمی ها همیشه خراب میشن -
وقتی رفتیم جای جدید بیا عوضش کنیم
یه کوچیک تر
یکی از پرینترای کوبا
اما من مجانی گرفتمش و تاحالا خوب کار کرده
چطور میتونی جلوی بچه ها بگی لعنتی؟
باید به عنوان یه معلم حواست باشه
خب لعنتیا خیلی بانمکن
به اندازه کافی سخت هست که جلوی فحش دادن بچه هارو بگیریم
تازشم، تو بارداری
لعنتی که فحش نیست
خدایا
حالت خوب نیست؟
فقط بی حالم، انگار 50 نفر یه دلِ سیر زدنم
مطمئنی مریض نیستی؟
این روزا همش خسته ای
باید یکم از هونجایی که من خریدم
یکم دارویِ گیاهی بگیری
نمیخواد، نیاز نیست
از اونجایی که تنها زندگی میکنی باید مراقب خودت باشی
انقدر بیخیال نباش
دیگه از بس با بچه ها
وقت گذروندم بهشون عادت کردم
حتی اگه بی ادبی کنن
چیزی بهشون نمیگم
ولی احساس میکنم که باید کنترلشون کنم
حتی اگه فقط یه معلم ساده باشم
و چیزی که مسخره تره اینه که
دوستم نادیدشون میگیره
ولی با اینحال بچه ها اونُ بیشتر دوست دارن
این روزا این بیشتر از همه اذیتتون میکنه؟
خب چیزایِ دیگه ای هم هستن
نمیدونم این روزا چم شده
شاید فقط خستم؟
خوب غذا نمیخورم ولی با اینحال اضافه وزن داشتم
نه اصلا، هیو جین شما الان خیلی خوب به نظر میرسید
گوشیُ جواب بدید
مامان، من از خوده دکتر شنیدم
گفت چیز خاصی نیست فقط ورمِ معدست
اگه قرصارو بخوری خوب میشی
پس انقدر نگران نباش
دفعه قبلم کلی ترسیدی
ولی باز هیچیت نبود
ممنون که به حرفام گوش کردید
همینطور برایِ قهوه مجانی
من ممنونم، این تمرینِ خوبی برایِ منه
بعدا حتما برای مشاورهِ روانپزشکی
بهتون پولشُ میدم
ما تازه شروع کردیم
من فقط دارم یاد میگیرم
آخر این هفته برنامتون چیه؟
چیزه خاصی نیست فقط میخوابم
احتمالا به خاطر همینم هست که همیشه خسته ای
میخواید شنبه باهم فیلم ببینیم؟
فیلم؟
جاش عالیه، کلی مدرسه این نزدیکیا هست
ولی خیلی گرونه
عزیزدلم، اینکه گرون نیست
میدونی این روزا اجاره خالیِ چقدر گرون شده
صاحب اینجا از نظم و مرتب بودن خوشش میاد
پس ممکنه اگه بهش بگیم
اینجا برای آموزشگاهه کمتر پول بگیره
بهش بگم؟
ما انقدر فضا احتیاج ندارم
بچه ها تعدادشون زیاد نیست
هرچی بزرگتر بهتر
این شکل میتونی بچه هایِ بیشتری ثبت نام کنی
یه لحظه - باشه -
الو؟
اوه بله، حالتون چطوره؟
بله؟
شما الان چونگ جو هستید؟
من الان خونه نیستم
بله
هیو جین
گوشت بیشتری سفارش بدم؟
نه، مشکلی نیست
واقعا؟
...به نظر میرسید همه رو خودم خوردم
میخواید چیز دیگه ای سفارش بدم؟
ولی،گفتید باید چیزی بهم بگید
آره
راستش چند روز پیش از جون گوپ باهام تماس گرفتن
میدونی که جون اوک با مادربزرگش
زندگی میکنه مگه نه؟
آره
تازگیا متوجه شدیم که
آلزایمر گرفته
به همین دلیل الان خانه سالمندانه
خب؟
...خب
وقتی برادرم زنده بود
مادره زنِ قبلیش
از جونگ اوک نگه داری میکرد
اما مثل اینکه الان
امکانش نیست
...به خاطر همین
...به نظرمون
یه بچه به یه مادر کنارش احتیاج داره
و به جز اینم
جونگ اوک یتیم حساب نمیشه مگه نه؟
...ولی من چطور میتونم
اون بچه ی دردسر سازی نیست
فقط یه بار به دیدنش برید
پسره خیلی خوبیه و همینطور
از وقتی که بچه بوده
یه بارم ندیدینش درسته؟
اگه پسرِ خوبیه
نمیشه شما ازش نگه داری کنید؟
اونم اینطور راحت تره
...نه، ما
همونطور که میدونید ما وضعیت مالیِ خوبی نداریم
اگه ما ببریمش
خانوادم مجبور میشن تویِ خیابون بخوابن
ازتون نمیخوایم که همین الان تصمیم بگیرید
...فقط
لطفا، یه بار ببینیدش
...میتوانید از طریق پیغام گیر
گوشیشُ جواب نمیده و کسی هم خونه نیست
به همون آدرسی که
بهم گفتی اومدم
...بله
ببخشید یه لحظه
تو اینجا زندگی میکنی؟
خونه ی دوستمه
تو دوستِ جونگ اوکی؟
شما کی...؟
ها؟
من یکی از آشناهاشم
میدونی جونگ اوک کجاست؟
منم نمیدونم کجاست
به پیامام جواب نمیده
...مثل یه بچه فرار کرده
فرار کرده؟
اگه بعدا دیدیش
میتونی باهام تماس بگیری؟
بله
آها
من عمه ی جونگ اوکم
لطفا حتما باهام تماس بگیر
اونی
! اوه، هیو جین
چرا قبل از اینکه بیای خبر ندادی؟
داشتم از اینجا رد میشدم
مامانم کجاست؟ - تویِ مرکز توجه -
هر شنبه میره اونجا
چیزی خوردی؟ گرسنت نیست؟
غذا خوردم ولی یکم نوشیدنی بد نیست
الان برات میارم
واو، چی شده سری به ما زدی
این همه راه اومدی اینجا؟
جونگ هیو، اجاره ها اینجا چطورن؟
گرون نیستن؟
آره خیلی گرون نیستن
صاحبخونه ی من پیرِ کلیساست
مامانتم میشناسدش
پس خوبه
کار و کاسبی خوبه؟
بدک نیست
تو چطور؟
داری جایِ آموزشگاهُ عوض میکنی مگه نه؟
...آره، دارم درموردش فکر میکنم
این روزا حسابی درگیرشم
آره، از صورتت خستگی میباره
هی، مامانته
الو؟ هیو جین اینجاست
پس پسرشون الان کسیُ نداره
عروسشون واقعا نوبره که نمیبرتش
فکر کرده کیه؟
! توفو رو اون شکل خورد نکن
چرا؟
برای سوپ باید کوچیک باشن
اونکه خورشت نیست
میخوام به روش خودم انجامش بدم
حالا مگه چقدر فرقشونه؟
چرا یکدفعه انقدر عصبی شدی؟
نمیشه یکم باهات حرف زد
مامان پول داری؟
پولم کجا بود؟
No comments yet. Be the first to leave one.