Tuner

Tuner

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Tuner 2026 1080 web dl-Fa
കമന്ററി എഴുതിയത് Srt_hub

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-06-23
ഡൗൺലോഡുകൾ: 148
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫" تقدیم به جانفدایان راه آزادی "

‫«خوبه، ادامه بده.»

‫«خوبه، ادامه بده.»

‫«- برو روی رِ. - چی؟»

‫«برو روی رِ.»

‫«نه هنوز، سُل‌ش میزون نیست.»

‫«سمعکت رو گذاشتی؟»

‫«نگران سمعک من نباش.»

‫«داری خیلی تند می‌ری، صداش ناهنجار شده. قشنگ حسش می‌کنم.»

‫«ببخشید، آقای تعمیرکار؟»

‫«لعنتی...»

‫«بله خانم؟»

‫«توالت نشتی داره. می‌تونی تعمیرش کنی؟»

‫«چی گفت؟»

‫صدتا دیگه هم بهت میدم.

‫چی؟

‫ازمون می‌خواد توالت رو تعمیر کنیم.

‫تعمیرِ... چی؟

‫صد دلار میده که توالت رو درست کنیم.

‫باشه، ۱۵۰ تا.

‫شبیه لوله‌کش به نظر میایم؟

‫نه، ما توالت تعمیر نمی‌کنیم، ما کوک‌کننده پیانو هستیم.

‫ما پیانو تعمیر می‌کنیم.

‫خیله‌خب، ۲۰۰ تا.

‫پانصدتا، اونوقت تازه می‌تونیم با هم حرف بزنیم.

‫این زشت‌ترین سگیه که تا حالا دیدم.

‫اونجا ایستاده. صداتو می‌شنوه.

‫روی نُتِ «ر» نگهش دار.

‫می‌خوام یه چیزی در مورد ماهی تن بگم، خب؟

‫چی می‌خواستی درباره ماهی تن بگی؟

‫تن‌ماهی‌های بزرگ جیوه زیادی دارن.

‫چی؟ ممکنه مریض بشی

‫چون جیوه‌ی زیادی توی بدنت جمع می‌شه.

‫اینو می‌دونستی؟

‫واسه همین دیگه تن‌ماهی بزرگ نمی‌خورم.

‫ولی همین الان یه ساندویچ تن‌ماهی خوردی.

‫آره می‌دونم، ولی خب آدم بعضی وقتا بی‌خیال می‌شه.

‫بیا بریم.

‫کلسترول اون چیزی نیست که باید نگرانش باشی.

‫اسمش، اوم... با حرف «آی» شروع می‌شه.

‫نگران کلسترول نباش، نگران...

‫اوم، ببخشید، کمکی از دستم برمی‌آد؟

‫روز بخیر خانم... بانو.

‫هری هوروویتز هستم از شرکت هری هوروویتز فاین...

‫...پیانو، اوم، کوک و تعمیر.

‫ناهار چی می‌خوری؟

‫نمی‌خوام زوال عقل بگیرم.

‫چرا مردم عاشق همبرگرن؟

‫وقتی بچه بودی همبرگر بود؟

‫اوه، مرتیکه‌ی عوضی.

‫کسی پیانو نمی‌زنه.

‫رقت‌انگیزه. هنوز باید کوک بشه.

‫- می‌تونم بگم که... - بابی!

‫بابی! یه چند نفری اومدن اینجا واسه تعمیر پیانو.

‫هری، داری چی می‌گی؟

‫منظورم اینه که، باید نگرانِ...

‫کلمه‌ش یادم رفت.

‫- التهاب. - التهاب. التهاب.

‫این‌طوری می‌گن. چیزی که آدم رو می‌کشه، التهابه.

‫بگیرش.

‫نه، این‌جوری.

‫- چی؟ - دستم درد می‌کنه.

‫نزدیک‌ترین دستشویی کجاست؟

‫روی چمن‌ها نرو! داری چیکار می‌کنی؟

‫این چمن‌ها خیلی داغونن.

‫یه سیب می‌خوام. مرسی.

‫ممنون که با این‌که یهویی شد، اومدی.

‫«هربى هنکاک» فردا میاد.

‫به «هرب» بگو «هرى هوروویتز» گفت

‫که دور ماهی تن رو خط بکشه، باشه؟

‫خودش می‌فهمه منظورم چیه.

‫به‌خاطر جیوه‌شه.

‫دوباره شروع نکن.

‫قبلاً درباره جیوه بهش گفته بودم.

‫التهابه.

‫خیلی باهوشی. دقیقاً مثل باباتی.

‫دو دقیقه وقت‌مون تلف شد، هری.

‫راستی، واسه تولد ۱۶ سالگیم،

‫منو برد «بردلند»،

‫و «اسکار پترسون» داشت اونجا اجرا می‌کرد.

‫و از همون جایی که نشسته بودم می‌تونستم ببینمش.

‫و نمی‌دونم چرا، ولی یه چیزی...

‫تا حالا ندیده بودم کسی اون‌طوری ساز بزنه.

‫هوم.

‫البته به جز تو. دستای تو فوق‌العاده‌ان.

‫چرا نمی‌زنی؟

‫چرا یه چیزی واسم نمی‌زنی؟

‫آه، خسته‌ام هری.

‫بی‌خیال دیگه، یه چیزی واسه این پیرمرد بزن.

‫خیلی خسته‌م.

‫دیگه تمومه، هری. من... من دیگه کارم تمومه.

‫یه چیزی برام بزن.

‫آهان، همینه. تولدت مبارک.

‫اون‌طوری بهم زل نزن.

‫لعنتی.

‫این آهنگ موردعلاقه‌ی پدرمه.

‫این اولین آهنگی بود که از روی نُت زدم.

‫لعنت!

‫آرتروزِ لعنتی، نمی‌تونم بزنم.

‫اشکالی نداره عزیزم.

‫بخور، بخور، بخور.

‫سوپت داره سرد می‌شه.

‫نیکی، نمک رو بده.

‫تو نمک لازم نداری.

‫می‌خوای دوباره سکته قلبی کنی؟

‫هر دفعه که ازت می‌خوام... ‫سدیم.

‫...نمک، بهم می‌گی: ‫«تو نمک لازم نداری.»

‫می‌دونم به خاطر صلاح خودم می‌گی. ‫ممنون.

‫امروز رفتی برگر خوردی؟

‫- چی؟ ‫- امروز رفتی برگر خوردی؟

‫معلومه که نه! ما سالاد و ‫آب هویج خوردیم.

‫خودم آبشو گرفتم.

‫- خودت ریختی تو مخلوط‌کن؟ ‫- آره.

‫درست تو خودِ مغازه؟ ‫آره.

‫رفتی اون پشتِ ‫میز و گفتی:

‫- «بذار خودم هویج‌ها رو مخلوط کنم؟» ‫- نه، خودم آبشون رو گرفتم.

‫- سمعکت کجاست؟ - چی؟

‫سمعکت...

‫ببخشید نیکی، امروز سمعکشو گذاشته؟

‫جوابشو نده، فقط نمکو بده من.

‫نه، نه.

‫تو نمک لازم نداری، چیزی که لازم داری...

‫اینه که بری سمعکتو پیدا کنی،

‫چون اگه یکی دیگه بخوای، باید پولشو از جیب خودمون بدیم.

‫شیرفهم شدی؟

‫می‌دونم کجاست. توی گاوصندوقه.

‫چی؟ واسه چی گذاشتیش توی گاوصندوق؟

‫اشتباهی ساعتمو گذاشتم تو حموم،

‫سمعکمو گذاشتم تو گاوصندوق.

‫- اشتباه شد. - خب، برو بیارش.

‫- نمی‌تونم. - چرا؟

‫- گاوصندوق باز نمی‌شه. - گاوصندوق؟

‫رمزش یادم نیست.

‫اون که تاریخ سالگرد ازدواجمون بود!

‫عوضش کردم.

‫عوضش کردی؟ آره.

‫خیله‌خب، حالا به چی تغییرش دادی؟

‫- نمی‌دونم. - نمی‌دونی؟

‫یه جوری می‌گی انگار عمداً این کارو کردی.

‫یادم می‌آد. عدد خوبیه.

‫از تاریخ سالگرد ازدواجمون بهتره؟

‫هی، چطوری بدون سمعک کار می‌کنی؟

‫بحث شنیدن نیست، بحثِ...

‫...احساسه.

‫اوه، ببخشید. نزدیک بود یادم بره.

‫- بحث احساسه. این... - آره.

‫همه‌ش به حس آدم بستگی داره.

‫آره، حس و حال. با اجازه.

‫سمعکت رو لازم داری. بذار یه نگاهی به گاوصندوق بندازم.

‫نیکی، من تولد «مارلا» رو امتحان کردم،

‫تولد خودم رو زدم، تولد تو رو زدم،

‫تولد بابات رو زدم، حتی تولد «دیزی گیلسپی» رو هم امتحان کردم.

‫داری آلزایمر می‌گیریا!

‫چرا همه‌ش منو مقصر می‌دونی؟ من فقط یه اشتباه کردم.

‫باید زنگ بزنیم کلیدساز بیاد.

‫کی؟ «مارتی فیتزجرالد».

‫«مارتی فیتزجرالد» که ریق رحمت رو سر کشیده، ولی اگه می‌خوای زنگ بزن بهش.

‫باشه نیکی، اصلاً بشکنش. داغونش کن بره.

‫نه، نشکنش!

‫عزیزم، این دیگه هزار سالشه. بی‌خیال، بشکنش بره دیگه.

‫این گاوصندوق هنوز سالمه!

‫دیگه به درد نمی‌خوره.

‫این فولادِ دو اینچیه. ‫به این راحتی‌ها از بین نمی‌ره.

‫- می‌تونم ببرمش خونه... ‫- آره!

‫ببریش خونه؟ ‫بی‌خیال شو، خیلی سنگینه.

‫- بذار ببرتش خونه. ‫- خیلی سنگینه!

‫- هری! ‫- اون هر چیزی رو می‌تونه تعمیر کنه.

‫نیک، «هری» واسه فردا ظهر

‫توی شهر وقت دکتر داره،

‫واسه همین باید تنهایی به کارای «شافیتز» برسی.

‫هر چی هم فردا تموم نشد، ‫نگران نباش.

‫می‌تونی... می‌تونی چهارشنبه تمومش کنی.

‫باشه.

‫اوه، راستی یه سرویس حضوری هم توی «آلپاین» داری.

‫آره، آره، ‫ساعت ۴ اونجام.

‫بهشون خبر می‌دم. ‫بیا اینجا.

‫نیک؟

‫سیگار می‌کشی؟

‫نه.

‫اوه، چطوری بازش می‌کنی؟

‫می‌تونی بشنوی که نقطه‌ی تماسش کجاست،

‫حتی اگه گاوصندوق قفل باشه، مگه نه؟

‫پس واسه یه گاوصندوق‌باز حرفه‌ای،

‫این در واقع قابل تشخیصه

‫اونم با استفاده از لامسه و شنوایی.

‫تفاوتش توی صدا و حسیه که میده.

‫وقتی ضامن به این نقطه‌های تماس برخورد می‌کنه،

‫اون‌قدر نامحسوسه که در واقع اصلاً حس نمی‌شه

‫بدون تجهیزات خاص.

‫واسه همینه که یه متخصص با حوا... لازم داره...

‫...ولی با صبر و تمرین.

‫چیزی که داریم می‌شنویم صدای دریچه و چرخاننده‌ست.

‫کوچک‌ترین تماسی با قلابش پیدا می‌کنه.

‫و حالا تنها کاری که باید بکنیم اینه که به همین کار ادامه بدیم.

‫و باید آروم و پیوسته انجامش بدی.

‫دانشجوهای آهنگسازی دارن آماده می‌شن

‫واسه اجرای آخر سال.

‫وقتی پیانو کوک نباشه،

‫اونم به بهترین شکل، همه شاکی می‌شن.

‫از روی سن اصلی شروع کن.

More Farsi Persian subtitles for Tuner

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left