ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
.::. ایـرانفـیـلـم تـقـدیـم مـیکـنـد .::.
اصلاً خیلی زنونه یعنی چی؟
این باکلاسه، "لیس"؟
...نه، وقتی جنازهی یه نفرو توی
.هتل پیدا میکنن، همچین لباسی تنشه...
.اون خوب نیست
.میدونی، یه نصیحت کوچیک
مردها یه جورایی بدشون میاد که .توی اولین قرارت، با خودت چمدون ببری
.چمدون که نیست، یه کیفه
.فقط یه کیف اضافیه
.نمیدونم قراره چیکار کنیم
این زنونه و باکلاس هست؟ این خوبه؟
.نه، اون مثل لباسهای "هولی هابی"ـه
.متوجه نمیشه این "خیلی زنونه" چیه
.ببین، من زیاد زنونه نیستم .من. زنونه نیستم
درسته؟ - خیلیخب، پس من چیام؟ -
.تو مثل زنهای سرزمین میانهای - یعنی عین هابیتها؟ -
.نه، مثل کسایی که زیر مترو زندگی میکنن
.مثل زنهای بیخانمان
خیلیخب، اینجوری؟ - .اوهوم -
.خیلیخب، نمیخوام بهت صدمه بزنم
.خوبه
.واو. عجب ممهای
درسته؟ - .انگار داره میزنه بیرون -
.چاک سینهات خیلی خفنه
.آره
.خیلیخب. یوهو
.ازش خوشم میاد
.ازش خوشم میاد
.خیلیخب، شکمتو بده تو
."بدجور سکسی شدی، "ال
.اینو ببین. عین مجازات میمونه
.انگار این لباس، مجازاتته
...انگار، فقط میخوام... انگار
.یه طناب دار بهم بدین راحتترم
.من این جشن تکلیف رو نمیرم
چی داری میگی؟ .این که لباس قشنگیه
.این لباس افتضاحه - .موافق نیستم -
راستشو بگو، تو واقعاً به خدا اعتقاد داری؟
،این قضیه ربطی به جشن تکلیفت نداره
...ولی، میدونی
.بعضی وقتا یکم درگیرش میشم
...میدونی، بعضی وقتا
...به این فکر میکنم که، آم
...میدونی، باوجود این همه درد و رنج
.بهش شک دارم دیگه
،پس اگه خدایی وجود نداره
،یعنی هرکاری که بکنیم
.کسی اونو نمیبینه
.به نظرم این صاحابمُرده رو کنسل کنیم
میدونی چقدر از پولمون هدر میره؟
،پول به تخمم نیست
.مهم اینه که چی درسته
فقط یه هفته مونده. یعنی میگی چیکار کنم من؟
همین الانشم موجودی سپردههامون .تموم شده، همهشون
...اگه این دختر خانم کافرمون
... چند ماه پیش این چیزا رو بهمون میگفت...
نلی"، اگه همین الان کنسلش کنیم" .پول کمتری رو از دست میدیم
لطفاً؟ - میدونی چیه؟ -
من همین الانشم سههزار دلار ،واسه دعوتنامهها خرج کردم
.فقط برای هزینهی پستشون چیکار باید بکنم دیگه؟
.قرار نیست کاری بکنی
.جشن تکلیف تو که نیست
.دقیقاً برعکسشه
از من چی میخوای؟
،ازت میخوام که یه مرد باشی
.و این مشکل تخمیمون رو حل کنی
Transparent الگوی سمبولیک
:ترجمه و زیرنویس رضــــا
.خب، خب. خیلی خوبه
.لطفاً اونا رو سوار کامیون کنید
.سلام عزیزم - !سلام -
.اوه، خدای من - میدونم، دیدی؟ -
.واو
.میدونی، دیوار اُپن نیستش
اُپن؟ دیوار اپن چیه؟
...مامانم بهش میگفـ مگه اسمش اپن نیس؟
...نمیدونم، ولی الان دیگه اسمش میشه
.دیوار خوارکسه باز شده...
.همینطوره. فضا رو باز میکنه
.خوشگذرونی آخرهفته
چی؟ - .آره -
.اوه، درسته - .یه معجزهی کوفتی -
.بالاخره برنامهی مسئولیتمون ردیف شد
.بچه، بی بچه - ،آره، ولی یادت نره -
.امشب باید مسابقه استعدادیابی هم بریم
.اوه، درسته - .اوه، خدا جون -
چیه؟ - ."دستکش "مایکل جکسونِ" "جاشی -
واقعاً؟ - ...هَی وای -
.کلی دنبال این گشتیم. اون گریه کرد
.آهان - ...عادت داشت قبل خواب برای من رقصِ -
.مون واک" اجرا میکرد"...
.صندوقچهی گنج دزدهای دریایی
این خیلی خفنه. اینو دیدی؟
چی؟ - میخواستی بندازیش دور، نه؟ -
.عزیزم، اینجا رو ببین میبینی چطور بسته میشه؟
.عاشق اینم
.سلام
.خوشگل شدی
.ممنون
Don't Go to Strangers آهنگ J.J. Cale از
.وای، چقدر دوره
.الان میرسیم، خانم کوچولو
.خیلیخب، رسیدیم خونه
.وای، خونهات خیلی باحاله - .مرسی -
.کسی نگفت میتونی بشینی
...به نظرت اگه خیلی از اینا رو
علامت بزنم، شک نمیکنن؟...
.نه، دکتر "استیو" به تخمش هم نیس .رفیق خودمه
.منظورم اینه که میخوام قانونی باشه
میدونی منظورم چیه؟ - !هی، اوه -
.سلام رفیق
.اینجا رو ببین - .از دیدنت خوشحالم -
حالت چطوره، خوشتیپ؟ - .آره -
.خوشتیپ شدی. اوه، سلام - .سلام -
.چه خانم خوشگلی - .ممنون -
.خواهرمه - .سارا" هستم" -
هی، زنگ زدم به همکارهات ...برای خرید بلیت
.وایزبری پنیک"، ولی گفتن نمیشه"...
چی شده مگه؟ - .میدونم رفیق. شرمنده -
.فعلاً نمیتونم در مورد این قضیه بهت کمک کنم
فقط، آه... سر کارم یه سری .مشکلاتی پیش اومد
.یه جورایی اخراج شده
،ولی وقتی شرکت پخش خودمو راه بندازم .چیز بزرگی میشه
.خب، بذار ببینیم چی داریم .بریم سراغ اصل مطلب
فکر میکنی از این اختلالاتت، کدوم یکی حادتره؟
.چون خیلیهاشو علامت زدی
.اضطراب. سندرُم روده تحریکپذیر
واقعاً؟ برای همچین خانم زیبایی؟
.چه شکم پُرمشکلی - .آره، یه جورایی گفتنش سخته -
مثلاً این آخر هفته که برای اولین بار ،بچههام پیشم نبودن
،یعنی توی کل زندگیشون، اولین باره
...بخاطر طلاقی که اخیراً داشتم و یه جورایی
...ولی انگار... ولی من
واقعاً... منظورم اینه که، واقعاً .حسش نمیکنم. ولی... مطمئن نیستم
...یه جورایی، انگار .روزها خیلی سر حال هستم
،و بعدش، شب که میخوام بخوابم ...نمیتونم بخوابم، ولی
خندهداره، چون توی عمرم .هیچوقت مثل الان شاد نبودم
.خلاصه که این قضیه با عقل جور درنمیاد
.به نظر خیلی مضطرب میای - واقعاً؟ -
.آره. منظورم اینه که جذابی، ولی مضطرب
.اوه، مرسی کِی ماری رو میدن بهم؟
.اوه نه، اسمش ماری نیست .بهش میگیم دارو
مسابقه استعدادیابی؟
چی؟ .و ایشون که تاحالا هیچ استعدادی نداشتن
الان که خوشگل خانوم شده چه استعدادی بدست آورده؟
و چرا بدون حرف زدن با من بهش گفتی که میام؟
اون چندبار بخاطر تو به اون مسابقات تخمیات اومده؟
چند ساعت از عمرش رو هدر داده؟
.تو هم میتونی یه ساعت وقتتو بهش بدی - .به عنوان پدر، این وظیفهشه -
.وظیفهایه که به گردنشه
.اوه خدای من، یادم رفته بود چقدر عاشق اینام
.آره - .این... قانونیه -
.یه کیسه هم دارم .یه کیسه از این کوفتی دارم
این خیلی از اون چیزی که .توی دانشگاه بود، قویتره
!نمیدونی چه فاز خفنی بهت میده
این اسمش... این چیه؟
.مثل "جدای کوش"ـه
.اون موقع که این تخمیها اسم نداشتن
بازنگری؟ این دیگه چه گُهیه؟
.اوه خدا جون، شرمنده، دارم تنهاخوری میکنم
یکم میخوای؟
...من... نه
نمیخوای یعنی؟
همین گیج بودنم بسه، نمیخوام .نشئگی هم بهش اضافه بشه
.تو با کل قضیهی بابا مشکل داری
.اصلاً خودمم نمیدونم
،نمیدونستم اهل ممهای یا کون
...پس - .حرف نزن -
.فقط بذار نگاهت کنم
میخوای برات چیکار کنم؟
،وقتی باهام حرف میزنی
.میخوام که بابایی صدام کنی
.هر دفعه
میخوای چیکار کنم، بابایی؟
.اون دامنت رو بزن بالا
.بذار شورتت رو ببینم
.تا زانوهات بکِشش پایین
بابایی، بطور معمول به استفاده ... از کلمهی "شورت" اعتراض میکنم
.خفهخون بگیر. زیادی زر میزنی
اینا دیگه چه کوفتیه؟
.دخترای گنده پشمالو هستن، بابایی
.نه همهشون
.این کیری رو هم درست میکنیم
،وقتی اومدی داخل
...فکر میکردم اون کلاه یهودی
.سرت باشه...
مسخره نیست؟
.دائم که سرم نیست
.به سرم که دوخته نشده - .نه -
...نمیخواستم توی اولین قرارمون
.با یهودیبازی زیاد، فراریات بدم...
.فقط میخوام یه سرکی بکشم
.فقط یه کوچولو
میشه؟
.اوه، خدای من. اینجا رو نگا
.خیلیخب، میخوام بذارمش سرت
.بفرمایید
.درسته. باید پشت سر باشه
...معمولاً موهام رو میبندم بالا، ولی
No comments yet. Be the first to leave one.