ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه گذشت
اون اینجا رو از کجا بلد بود؟
من همهچی رو بلدم
فعلا باید کاری رو بکنیم که اون میگه
واسه من مهم نیست که اون هانیبال لکتر صربستانی چی میگه گوست
من با روش خودم حلش میکنم
نمیشه که توی کلوب من مواد بفروشی
من توی خونت پیش خونوادتم
دفعهی بعدی که خواستی بهم خیانت کنی به اونا فکر کن
تو خیلی چیزا واسه از دست دادن داری رفیق
تو ارزش بالایی داری
بهترین زمان واسه زنده بودنته
پس هیچی درمورد تلفنی که
پیش لوبوس پیدا شده نمیدونی؟
- نه - نه
- نه - نه
همش میگی که یه نفوذی اینجاست
شاید خودت باشی
آنجلا رو بررسی کنید اون دست داره
باید با جیمز سنتپاتریک حرف بزنیم
تو لوبوس رو کشتی
و دادگستری فکر میکنه که منم دست داشتم
تو میخوای بذاری من بهخاطر کاری که نکردم
اعدام بشم
همه میگن که اینجا یه شهر بزرگ و ثروتمنده
شانس منه که توی فقیرترین بخشش بودم
چراغای روشن، زندگی شهری، باید موفق بشم
اینجا جاییه که همهی اتفاقا میفته
فقط منم که باید به سختی موفق بشم
قانونی یا غیرقانونی...باید موفق بشم
تا حالا نشده که یه مسیر رو مستقیم برم
همیشه زندگیم پر از پیچ و تاب بوده
پر از دستانداز و زمین خوردن
زنده موندم و یاد گرفتم
من از شهریم که پر از تاکسیهای زرد و آسمونخراشه
سخته که بخوای بی پول توی همچین جایی زندگی کنی
رفیق، من توی جهنم بزرگ شدم
یه خیابون بالاتر از بهشت
توی اون خیابونی که هر 15 دقیقه 7 گرم فروختم
کوکائین خالص، بپیچش و رفتنش رو نگاه کن
هرکاری بخوای، مواد یا دختر بفروش
برو بسکتبال بازی کن یا اسلحه دست بگیر
یاد بگیر بری دزدی یا رپ کنی
اصن کون لقش، تا اون موقع چندتا خط بزن
این راه پادشاهی منه، نیروی منه
من مثل 007ام و این تازه شروع منه
من یه دروغگوی تحت پوششم
زیر ملافهی تختم دراز میکشم
توی چشمای دختره نگاه میکنم
و بهش میگم عزیزم کارت حرف نداشت
الهام من تویی، انگیزهی من تویی
تویی که باعث میشی بدون درنگ جنس جابهجا کنم
همه میگن که اینجا یه شهر بزرگ و ثروتمنده
شانس منه که توی فقیرترین بخشش بودم
چراغای روشن، زندگی شهری، باید موفق بشم
اینجا جاییه که همهی اتفاقا میفته
فقط منم که باید به سختی موفق بشم
قانونی یا غیرقانونی...باید موفق بشم
ترجمهای از مصـطـفــی .:: ElSHEN ::.
ریشکا
اون دوستمونه
اگه میخوای بابت من باجی چیزی بگیری
گوست از اون آدمایی نیست که بهت پول بده
نه، من نمیخوام تو رو علیرغم خواست خودت نگه دارم
...بعد از جلسهی دیشب
من یه آدم با شرایط تو رو تنها نمیذارم
خیلیخب
روحمم خبر نداره که چی به تو میرسه
اما اگه نمیخوای منو نگه داری
خیلی دوست دارم که زودتر گورم رو گم کنم
چشم
تاتیانا بخیهت میزنه و پتار هم میرسونتت خونه
و میتونی استراحت کنی
بعدا میایم دنبالت
باید درمورد کارمون بحث کنیم
باشه
مرد سرشناسی هستی، آقای ایگان
بیا ریشکا
لوبوس کجاست؟
نمیدونم
من کارم رو انجام دادم
لوبوس با افراد تو رفت ازشون خبری نشنیدی؟
نـه
بهتره که منو بازی ندی ساندووال
بازی نمیکنم
فدرال دربهدر دنبال
یه نفوذی با همدستش میگرده
دنبال من میگرده با تو
بنابراین دیگه نمیشه ملاقات کنیم
گوشیای رو که باهاش بهم زنگ میزدی رو بهم بده
باید نابودش کنم
من باید از کشور خارج بشم
بلیط هواپیما میخوام پول هم لازم دارم
بیست هزار دلار
نمیتونم کمکت کنم گیر میافتم
درسته
اما اینجوری دخترت و زن سابقت کشته میشن
لوبوس بهم گفته که اونا کجان
پول و بلیط رو بدستم برسون
هم گوشی رو بهت میدم
هم اونا زنده میمونن
تامی میخوای بگی که کدوم گوری بودی؟
انگار که دود شدی رفتی هوا
قیافت چی شده؟
کالاهان هنوز زندست
اما دوست صربستانیمون از !وفاداری من به کلیسا خوشش نیومده
آره، یه سرم اومد آپارتمان
بچهها رو تهدید کرد
!بچهها رو؟
لعنتی
میلان خودش کم بود
پلیسا هم جسد لوبوس رو پیدا کردند
من که تعجب نکردم !تو کردی؟
بهخاطر اینه که خودت گوه زدی به نقشه
میدونن هرکسی که لوبوس رو کشته نفوذ داشته
فکر میکنن که آنجلا نم پس داده
هوگو اسم آدمش رو بهت نگفته بود؟
نه، و منم نمیخوام برم پیداش کنم و ازش بپرسم که کی بوده
خیلی بهم زنگ زده احتمالا میخواد قرار ملاقات بذاره
!تا بتونه یه گلوله حرومم کنه
باید باهاش قرار بذاری
باید بفهمیم
واسه آنجلا؟
نه گوست کس خارش
نه، واسه خودمون ماها بهم مرتبطیم
اگه اون بهعنوان یه نفوذی بازداشت بشه
ما رو هم به چشم قاتل لوبوس میبینن
اون غرق بشه !ما هم رفتیم زیر آب
دقیقا باید به هوگو زنگ بزنی
لعنتی
بله، ممنون بابت فیلمهای نظارتی
بدستم رسیدن
عالیه
خدافظ
پس اینجایی
باریکلا جیمی
متاسفانه نمیتونیم چشممون رو رو به این حقیقت که
آقای روئیز چندین ساله قانونشکنی کردن ببندیم
و میخوایم که یه پیشنهاد سخاوتمندانه بدیم
گرچه شامل زندان رفتن هم میشه
موکل من مدارکی از
دال بر مجرم بودن خودشون رو برملا کردند
برای اینکه مصونیت بگیرن
توافقمون این بود که
کمکمون کنن لوبوس رو متهم کنیم
لوبوس نباشه، مصونیتی نیست
پس معامله فسخ شده؟
شاید بشه یهجور دیگه به قضیه نگاه کرد
تو میدونی که گوست واسه من مهمه
و تو هم با اینکه من قبول کردم کمکت کنم میخوای منو بفرستی زندان؟
شماها نتونستید از لوبوس حفاظت کنید
از من چجوری میخواید محافظت کنید؟
...یه روزه سرمو زیر آب میکنن بنابراین
کون لق تو و تو هم برو کونتو بده
بیا بریم
اون دختره تاتیانا زندهست؟
و اومده خونهی تو انگار نه انگار؟
فک کنم میلان درمورد سرنخ میدونسته
آره، میدونست
اما نمیدونست که تو بودی که خبر دادی
میذاریم بیخبر هم بمونه
خب حالا میخوای چیکار کنی؟
اون همهچیزو درمورد من میدونه آندره
بنابراین منم باید همهچیزشو بفهمم
دارم روش کار میکنم
فعلا...وقتی که اینجا حرفی میزنی فقط باید مربوط به کارای کلوب باشه
حالا که حرف کلوب شد اصلا
وضع خوبی نیست رفیق
اون دوتا عوضی اونطرف خیابون
اندی و آلبی
اومدن پیش و با کارن معامله کردند
توی روزنامهی امروز چاپ شده
خیلی زود دست به کار شدند
لعنتی
به کنان: حق با تو بود میلان حسابی گوست رو ترسونده
من مسلح نیستم
همونجوری که توافق کردیم
تو دورمون زدی
قرار بود که اونو بکشی
!فک کنم یادم رفت
فکر میکنیم که خبرچینت لوبوس رو لو داده
اسمش رو بهمون بده
وقتی که پیداش کنیم باهاش تسویه میکنیم
تا حالا آتیش گرفتی هوگو؟
خیلی جالبه بوی گوشت سرخکرده میگیری
فقط بیشتر...بوی آدم میده
میدونی که اون میتونه شناساییت کنه، آره؟
اون یه سرنخه
اسمش رو بگو
من اسمش رو میخوام
هنوز کارم باهاش تموم نشده
باشه
تامی، بیارش توی ماشین شب درازی داریم
یالا عتیقه شنیدی که
تکون بخور
وقتی که لوبوس بشنوه چیکار کردید سر به تنتون نمیذاره
جدی؟ من نگران لوبوس نیستم
آهان نه، تو نگران جون خودت نیستی
اما واسه یه سگ احمق حسابی گریه کردی
وقتی که دختره پیداش کرد چی گفت؟
No comments yet. Be the first to leave one.