ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
در سال 1914 در آغاز جنگ جهانی اول
امپراطوری روس بر بیش از 100 قوم حکومت می کرد
منطقه قفقاز تامین کننده 50 درصد نفت کل جهان است
سرزمینی که در آن شرق و غرب به هم می رسند
ولی ما که دیروز اینکارو کردیم
گفت که دوستش داره
، خیلی خوشحالم که کف زد ... چون اگر نمی زد
پدر, من می خوام ازدواج کنم
ازم می خوای برات زن خوشگل دست و پا کنم ؟
می خوام با نینو کاپیانی ازداج کنم
باسنش خیلی لاغره ، مثل همه گرجی ها
! پدر
باسن یه زن خیلی مهمتر از تحصیلاتشه ، پسرم
یادت بمونه
کی می خوای ازدواج کنی ؟
بزودی
دوست دارم نوه ام حتما تو ماه خرداد به دنیا بیاد
ماه خوش شانسیه
چرا اون دختر رو انتخاب کردی ؟
عاشقشم, پدر
در کل ، عشق به یه زن ، جالب نیست
! پدر
علی خان , فارغ التحصیلی رو تبریک می گم
بخوبی سزاوار همچین جشنی برای شماست
برای ادامه تحصیل به موسکو می رین ؟
تصمیمی ندارم
میشه ازتون برای رقص درخواست کنم ؟
پدر ؟
قطعا
چقدر برای زمین، جناب؟زمینتون چقدره ؟
... خب, گاهی وقتا کاملا خجالتیم, اما
ممکنه ؟
- بله, حتما - ممنون
- من "ملک ناخاریان" هستم - "نینو کاپیانی"
- خوشبختم - خوشوقتم
من یکی از دوستان نزدیک پدرتون هستم
شریک تجاری هم هستیم
ممنون
اما باید اینکارو انجام بدیم
گذشته از این, این ذخایرمونه که باید کنترلش کنیم
خب, حداقل سعیمون رو می کنیم
شاهزاده علی خان ، خیلی خوش آمدین
خیلی شرمندم اما قطارم خیلی دیر کرد
اصلا بیا و به ما بپیوند
- خوش آمدید - ممنون
من نمک پروردتونم اعلیا حضرت
تبریکات صمیمانه می گم
خیلی لطف دارین ، ممنون
ممنون
خدا در شراب های ماست
هیچ ضرری براتون نداره
پدر, علی خان مشروبات الکلی نمی خورند
خلاف دینشونه
در این شرایط من یک استثنا قائل میشم که بتونم به افتخار پرنس کاپیانی بنوشم
ممنون, مرد جوان
شاهزاده کاپیانی
شاهزاده کاپیانی
بعد از شام باید برید و به باغات ما نگاهی بندازین ، علی خان
ما زیباترین درختان کهن رو داریم
ممنونم ، اعلیا حضرت اما اومدم شمارو ببینم, نه درختاتون رو
چیه ، با درختا مشکلی دارین ؟
علی خان از درختان وحشت داره ، آقای ناخاریان
نه دقیقا, اما احساسی که درخت به بقیه می ده, بیایون به من این احساس رو می ده
بیایون ؟
فقط بوته و شن و ماسه است
این چیزیه که من دوستش دارم
سادگیشه
شاید این تفاوت بین شرق و غربه
بیایون خواسته ای نداره قول چیزی رو نمی ده
اما جنگل پر از سواله
علی خان
عقاب ها از کوهستان میان
، و ببر از جنگل
اما هیچی... هیچی از بیایون نمیاد
شیرها و جنگجویان از صحرا میان
شیرها و جنگجویان
، و فراموش نکنید منبع ثروت ما، نفت ماست
علی خان
خیلی خوشحالم که اومدی
ببخشید دیر کردم
داشتم نگران می شدم
اون مردی که کنارت نشسته بود کی بود ؟
ملک ؟
او از یک خانواده بسیار مهم ارمنی است
پدرت الان یه شاهزادست
این ازت یه شاهدخت می سازه ؟
میسازه
فکر می کنم عاشقتم , علی خان
با وجود اینکه من یک شاهدخت هستم
شاید برای یه مدت زیادی دیگه نباشی
منظورت چیه ؟
وقتی ازدواج می کنی مگه القابتو از دست نمی دی ؟
این قرار بود یه درخواست ازدواج باشه ؟
بله
همیشه عاشقم خواهی بود, علی خان ؟
بله
و هر اتفاقی که افتاد با من می مونی و هیچ زن دیگه ای نمی گیری ؟
بله
پدرت نخواست که من یه مسلمون بشم ؟
نه
، من همیشه دلم می خواست برم پاریس
بیشتر از هر جایی تو دنیا
من قول می دم برای ماه عسلمون ببرمت پاریس
... حالا
با من ازدواج می کنی ؟
می کنم
ازواج می کنم ، علی
خان
خان
پیغامی براتون رسیده
پسر عزیزم, تزار اعلام جنگ به
برخی از پادشاهان اروپایی رو مناسب دیده
در اولین فرصت به باکو برگرد و آماده انجام وظیفه ات بشو
این جنگ بر علیه چه کساییه ؟
قیصر آلمان ، امپراتور اتریش
پادشاه بایرن، پادشاه پروس، پادشاه مجارستان
... سلطان امپراتوری عثمانی
و کیا متحد روسیه اند؟
پادشاه انگلستان، پادشاه صربستان، پادشاه بلژیک
رئيس جمهور از جمهوری فرانسه، و امپراتور ژاپن
می دونم, وقتی خاندان ما بر این کشور حکومت می کرد
چه تعدادیشون جنگیدند و در زمین نبرد کشته شدنتد
پدرت, پدربزرگت
و این قسمتش رو درک می کنم
اما چرا من باید برای یک پادشاه مسیحی که با دیگری مبارزه می کنه بجنگم ؟
چرا باید برای منافع روس ها بجنگم ، هر چی که هست ؟
ما اینجور بزرگ شدیم که خودمون رو قسمتی از روسیه بدونیم
روسی نیستیم
100سال پیش حمله کردند به ما و قدرت رو از خاندان ما گرفتن
ما یک کشور اشغال شده ایم
باور کن ، پدر ، من زمانی که وقتش برسه من باید افتخار کنم که توی جنگ بمیرم
اما این جنگ ما نیست
تو دیوونه ای
منظورت اینه که می خوای ازین فرصت ناب بگذری ؟
، الیاس، ما اینجا هستیم
... و خط مقدم دوروبر اینجا
2000مایل دورتر در بلژیک
, در کل اگر هم درگیر جنگ بشیم به احتمال زیاد میشه بر علیه ترک ها
برادران ما... چرا باید بخوام اینکارو بکنم ؟
برای شکوه و عظمت
گوش کن, برات مهمه کی این جنگ رو می بره ؟
نه, نه خیلی
- تو فقط می خوای بجنگی - بله, من می خوام یه سرباز باشم
همیشه می خواستم متاسفم, من درک نمی کنم
وقتی منو تو یونیفرم افسری ببینی حسودیت میشه ، علی
من مطمئنم که شما جفتتون افسر های شجاعی میشین ، اما چرا ؟
این یه ماجراجویی میشه
این مسئله مهمه
تو چی فکر می کنی, سید ؟
من با شمام
فکر نمی کنم این جنگ به ما ربطی داشته باشه
حداقل مجبور نمیشم برگردم به مدرسه
زیبا
کی میری به دیدنش ؟
پدرم ؟
به زودی
حضرتعالی می توانید به تزار اطمینان کنین
هیچ اختلالی در عرضه نفت در ماه های آینده وجود نخواهد داشت
حتی امکان افزایش دامنه اش هم هست
شاهزاده علی خان
متاسفانه اینو باید بپذیرم که
جنگ برای کاسبی فوق العاده است
از اونجایی که شما ممکنه بدونید, خاندان ما نزدیک به 700 سال بر این منطقه حکومت می کردند
بله
ما به اندازه کافی مال و اموال در شهر حفظ کردیم که از لحاظ مالی تامین باشیم
شک ندارم
... پس
بله ؟
من افتخار این رو دارم که از جناب عالی اجازه ازدواج با شاهدخت نینو رو داشته باشم
این واقعا یک افتخار، علی خان
نه فقط برای نینو بلکه برای کل خانواده ما
... هرچند
من اینجور حس نمی کنم ،او هنوز نسبتا برای ازدواج ، جوانه
لازم به گفتن تفاوت ها در پیشینه
و در مذهب نیست
... من
مطمئنن این نگرانی پدرت هم هست
نه
من در این باره با او بحث کردم
خب, به هر حال, موضوع اصلی اینه که جهان شروع به یک جنگِ
وحشتناک و غیر قابل پیش بینی کرده
فکر می کنم بهتره منتظر نتیجه اش بمونیم
موافق نیستی ؟
علی خان
خوبی ؟
مشکل چیه ؟
چطور جراتشو داره ؟
100سال پیش یک کاپیانی برای این فرصت پای منم ماچ می کرد
پدرم بهم می خنده
- در حقیقت جواب منفی نداده - پایان جنگ
این جنگ 20 سال طول می کشه
- چکار می خوای بکنی ؟ - با هم فرار می کنیم
منظورت اینه می دزدیش ؟
خب, من مخالف این فکر نیستم
این یک راه سنتی برای حل و فصل مشکلات از این دستِ
اما این باید آخرین راه باشه, نبایست ؟
... فکر می کنم
یک نفر باید به پرنس کاپیانی درباره
اینکه این ازدواج چقدر می تونه
از همه انواع مسائل سیاسی و فرهنگی عالی باشه ، توضیح بده
No comments yet. Be the first to leave one.