DuckTales

DuckTales

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 3

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

DuckTales S03 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Ducktales S03 720p WEB-DL 30nama
കമന്ററി എഴുതിയത് SubMatrix
🔴 30nama | تمامی قسمت‌ها 🔴

ടാഗുകൾ

webrip
web
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
Download Farsi Persian Subtitle Files for Mobile (22)
Choose the file for your episode
S03E01
DuckTales.S03E01.720p.WEBRip.2CH.x265.HEVC-PSA[Fa].srt 38 KB
S03E02
DuckTales.S03E02.720p.WEBRip.2CH.x265.HEVC-PSA[Fa].srt 42 KB
S03E03
DuckTales.S03E03.720p.WEBRip.2CH.x265.HEVC-PSA[Fa].srt 39 KB
S03E04
DuckTales.S03E04.720p.WEBRip.2CH.x265.HEVC-PSA[Fa].srt 44 KB
S03E05
DuckTales.S03E05.720p.WEBRip.2CH.x265.HEVC-PSA[Fa].srt 43 KB
S03E06
DuckTales.S03E06.720p.WEBRip.2CH.x265.HEVC-PSA[Fa].srt 38 KB
S03E07
DuckTales.S03E07.720p.WEBRip.2CH.x265.HEVC-PSA[Fa].srt 41 KB
S03E08
DuckTales.S03E08.720p.WEBRip.2CH.x265.HEVC-PSA[Fa].srt 39 KB
S03E09
DuckTales.S03E09.720p.WEBRip.2CH.x265.HEVC-PSA[Fa].srt 38 KB
S03E10
DuckTales.S03E10.720p.WEBRip.2CH.x265.HEVC-PSA[Fa].srt 37 KB
S03E11
DuckTales.S03E11.720p.WEBRip.2CH.x265.HEVC-PSA[Fa].srt 34 KB
S03E12
DuckTales.S03E12.720p.WEBRip.2CH.x265.HEVC-PSA[Fa].srt 81 KB
S03E13
DuckTales.S03E13.720p.WEBRip.2CH.x265.HEVC-PSA[Fa].srt 40 KB
S03E14
DuckTales.S03E14.720p.WEBRip.2CH.x265.HEVC-PSA[Fa].srt 39 KB
S03E15
DuckTales.S03E15.720p.WEBRip.2CH.x265.HEVC-PSA[Fa].srt 39 KB
S03E16
DuckTales.S03E16.720p.WEBRip.2CH.x265.HEVC-PSA[Fa].srt 41 KB
S03E17
DuckTales.S03E17.720p.WEBRip.2CH.x265.HEVC-PSA[Fa].srt 44 KB
S03E18
DuckTales.S03E18.720p.WEBRip.2CH.x265.HEVC-PSA[Fa].srt 43 KB
S03E19
DuckTales.S03E19.720p.WEBRip.2CH.x265.HEVC-PSA[Fa].srt 44 KB
S03E20
DuckTales.S03E20.720p.WEBRip.2CH.x265.HEVC-PSA[Fa].srt 35 KB
S03E21
DuckTales.S03E21.720p.WEBRip.2CH.x265.HEVC-PSA[Fa].srt 39 KB
S03E22
DuckTales.S03E22.720p.WEBRip.2CH.x265.HEVC-PSA[Fa].srt 112 KB
Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക
Translate with Pro
Show all subtitles
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2021-09-10
ഡൗൺലോഡുകൾ: 25
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫میراث

‫انتقال دادن مشعل به نسل جدید

‫دانش قدیمی‌ها با اکتشافات ‫افراد جدید ترکیب میشن

‫تا اون فردایی همچون ‫سوپی طعم دهنده رو تشکیل بدن

‫شما اون سوپ هستین

‫به فارغ التحصیلی جونیور وودچاک ‫کالیسوتا خوش اومدین

‫میراث زنده‌ست!

‫چرا دانولد لباس جونیور وودچاکش رو نپوشیده؟

‫اوه، اون اخراج شد چون...

‫در قبال طبیعت رفتار بدی داشت

‫آخ

‫این وودچاک‌ها...

‫که بر صحنه ژست گرفتن

‫جزئی از یه رسم وودچاک تعالی هستن،

‫مثل کاوشگر افسانه‌ای ‫ایزابلا فنچ

‫به سمت نقاشی اشاره کن

‫یادآوری: لانچ‌پد، ‫این قسمت‌ها رو نخون

‫لکه‌ی ژله انگور

‫اومم

‫امروز، جونیور جونیور وودچاک‌ها ‫تبدیل به جونیور وودچاک‌ها میشن

‫جونیور وودچاک‌ها ‫تبدیل به سینیور جونیور وودچاک‌ها تبدیل میشن

‫و البته، با افتخارترین دستاورد ‫یه وودچاک...

‫رسیدن به مقام سینیور وودچاک هستش

‫یه سینیور وودچاک ‫دست به هر کاری میزنه...

‫تا خودش و هرچیزی که ‫اطرافشه رو بهتر کنه

‫این لحظه منه

‫امسال، باعث خوشحالیمه ‫که کاندید ستاره‌مون رو معرفی کنم!

‫تبریک میگم به دوست نزدیکم...

‫- وایولت سیبروینگ! ‫- اوه، آه...

‫ببخشید دیر کردم

‫داشتم به یه زن مُسن کمک میکردم ‫از خیابون رد بشه

‫هـو! اون خواهر من از ‫یه زوجه!

‫ممنون

‫تو یه جونیور وودچاکی؟

‫ولی تا حالا تو هیچ مجمع...

‫یا مراسم فان‌تایم ندیدمت

‫ترجیح میدم وقتم رو روی...

‫کار واقعی وودچاکی تمرکز بدم

‫و امسال یه کاندید دوم ‫واسه سینیور وودچاک داریم

‫برادر دویی!

‫- اون بچه منه! ‫- بدومی بهترینه!

‫چرا که این سنت رسمی ماست، ‫در خصوص بودن دو کاندید

‫رقبامون سر به سر...

‫در شدیدترین...

‫آزمون‌های جسمانی و روانیه ‫مهارت‌هاشون باهم رقابت میکنن

‫چالش صحرایی جونیور وودچاک!

‫فقط یه سینیور وودچاک خواهد بود!

‫آه، چه باحال!

‫وایولت! وایولت! ‫وایولت! وایولت!

‫وایولت! وایولت! ‫وایولت!

‫‌سی نما تقدیم میکند

« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری » telegram: Tooraj_pk

‫- آخ! ‫- این چطور اتفاق افتاد؟

‫اگه من بهترین جونیور وودچاک نیستم، ‫پس کی‌ام؟

‫تو هنوزم یه جونیور وودچاک عالی هستی!

‫تو هم عالی هستی

‫اینو راحت برنده میشی

‫الان فقط به تشویق بیشتری نیاز داره

‫میدونی چیه، ‫هیچی نمیتونه جلوم رو بگیره

‫وقتی کتاب راهنمای ‫جونیور وودچاک مورد اعتمادم رو دارم

‫طی دوره چالش ‫هیچ کتاب راهنمایی مجاز نیست

‫کی آخه به یه کتاب گنده ‫قوانین نیاز داره، درست نمیگم؟

‫هویی! ‫هویی به یه کتاب قوانین نیاز داره!

‫فکر کنم حرف دویی اینه که

‫تو واسه این به دنیا اومدی

‫حالا برو اونجا و به بقیه خوره‌ها ‫نشون بده که...

‫که تو شاه خوره‌هایی!

‫یالا، هوبرت ‫یه وودچاک نباید دیر کنه

‫وایولت، وایولت ‫وایولت، وایولت!

‫اووه، این خانوم کیه؟

‫ایزابلا فنچ!

‫ماجراجو؟ ‫رئیس اکتشافات وودچاک؟

‫رویدادنویس عوامل ناشناخته؟

‫موقع بزرگ شدن ‫اون برام یه افسانه بود

‫داستان‌گویی درمورد بچگی اسکروج ‫شده میشه تا سه، دو و...

‫وقتی من بچه بودم ‫فقط پول...

‫یه کتاب پالب ماجراجویی داشتم

‫ولی پسر ارزشش رو داشت

‫ مجموعه ماجراجویی‌های ایزابلا فینچ

‫ کلی از آخر شب‌ها ‫ رو صرف خوندن...

‫ این کردم که چطور اون ‫ هیولای تبت رو شکست داد

‫ یا چطور با پشه‌‎کش زنبورهای ‫ میکروبی سوئیسیِ رو شکست داد!

‫وای!

‫این زن تاریخ‌ساز شد

‫و مستحق بیشترین حد احترامه

‫چیه؟

‫اون این نقشه رو اینجا مخفی کرده ‫تا ماجراجوهای آینده پیداش کنن!

‫اووه. پیچ داستانی!

‫و اینجا تو جزیره وودچاک،

‫فینچ بزرگترین گنجش رو مخفی کرده

‫که توسط مرگبارترین موانعی‌ای...

‫که تو ماجراجویی‌هاش پیدا کرده ‫احاطه شده

‫بزرگترین ماجراجویی اون ‫میشه بزرگترین ماجراجویی ما

‫خدا میدونه گنج چی ممکنه باشه

‫یاقوت رانگون؟ ‫شمش طلای گوریون؟

‫اوی!

‫میشه ساکت بشی؟ ‫دارم سخنرانی میکنم خیر سرم!

‫بهتر شد. ‫کجا بودم؟ آه، آره

‫به نغوای ماجراجویی گوش کنین ‫که داره صداتون میکنه!

‫چیه؟ ‫گیراست دیگه

‫این مسیر از همه جانب...

‫دانش وودچاکی‌تون رو مورد امتحان قرار میده

‫شما این پرچم‌ها رو...

‫اینطوری رو نشانه‌های تعیین شده ‫قرار میدین

‫درحالی که به سمت شمال، ‫بسوی بالاترین نقطه جزیره میرین

‫در قله کوه،

‫هر کسی که آخرین پرچمش ‫رو قرار بده

‫تبدیل میشه به...

‫سینیور وودچاک بعدی!

‫حاضرین؟

‫من حاضر به دنیا اومدم

‫اگه تو به اندازه یه نوزاد ‫حاضر هستی...

‫اون‌وقت خیلی راحت میبرمت

‫ببخشید. لینا بهم گفت ‫که اینجور رقابت‌ها...

‫باید رجزخونی کرد

‫بهش بگو دلقک!

‫دلقک!

‫هی! ‫ایشالا هر وودچاکی که بهتر بود ببره

‫همچنین

‫برین، برین، برین، برین ‫برین، برین!

‫وقتی قطب‌نما نداری

‫یکی بساز!

‫حالا فقط باید شمال رو پیدا کنم ‫و...

‫اولین نشانه‌گر رو قرار بدم

‫کارت خوب بود، هویی!

‫جلوتر زدم!

‫اوه؟ ‫هوبرت

‫کی نفر دومه ‫و این نامه دستشه؟

‫تویی! ‫بهترین آرزوها رو برات دارم، وایولت

‫- یعنی چی؟ ‫- اون خوب حالت رو گرفت؟

‫خوب حرص خوردی؟

‫ما دقیقا تو مسیری هستیم که ‫فینچ...

‫تو آخرین ماجراجوییش طی کرده!

‫حالا بیاین بچسبیم به...

‫این پرنده اینجا چیکار میکنه؟

‫بهم ترغیب مقاوت ناپذیر میده ‫که چندتا حرکت بزنم!

‫آخی، هر دوتاشون نازن!

‫خیلی‌خب، حواس‌تون پرت نشه، ‫بر میگردیم به ماجراجویی واقعـ...

‫این داستان سری و تقدیسانه‌ست

‫اصلا خنده‌دار نیست

‫- آه! طبیعت مسخره! ‫- فقط یه پشه‌ست!

‫باید یکم از خونِت رو بدی بهش!

‫هی، تازه داشتیم یه جریان راه مینداختیم! ‫برگردین!

‫کجا دارین میرین؟ ‫اون مسیر فینچ نیست

‫قانون شماره 38 وودچاک:

‫وقتی صدای رعد میشنوی، ‫وقتشه زیر جایی سنگر بگیری؟

‫ولی وایسادن منو عقب میندازه

‫مشکلی نیست!

‫یکم بارون کسی رو نکشته... ‫آخ!

‫آخ! آخ! آخ! آخ!

‫بارون رعد و برقی!

‫اوه! اوه! گیاه فیکوس!

‫آه! آخ!

‫برگ مسخره کِششی! ‫آخ! آخ!

‫باید برگ فیکوس ‫رو از ته بکنی

‫آره. خیلی ممنون... آخ./ ‫خودم میدونستم. آخ

‫بسیار خب. ‫حالا برو رد کارت بازنده

‫این رجزخونی بود

‫آخ!

‫آروم باش، هو

‫تو کتاب راهنما نوشته هر شکست ‫یه فرصت...

‫آه... واسه رشده

‫چرا بارون باید از جنس ‫رعد و برق باشه؟

‫این بارون رعدِ چیم پو پو هستش

‫که ایزابلا فقط با عزم، ‫نیت و یه کلاه روی سرش...

‫183 روز بارون رعدی رو پشت سر گذاشت

‫اون کلاه داشته؟

‫حالا بیاین. داریم روی ‫رد پای یه غول قدم میذاریم!

‫- آه ‫- نه غول واقعی

‫آره... دهنش سرویس! ‫میبینی، دانولد؟ آه!

‫طبیعت اونقدرهام... ‫دهنش!

‫بسه دیگه، بارون!

‫همگی ساکت شین!

‫به نظرم همکار عجیب جدیدم ‫میخواد یه چیزی بهم بگه

‫البته

‫ها؟

‫چی گفتی؟

‫میخوای واسه یه ماجراجوییه جدید ‫دنبالت کنیم؟

‫خب، بزن بریم

‫ولی، ولی، ولی ما همین الانشم ‫تو یه ماجراجویی عالی هستیم!

‫آه. دیدی؟

‫نیاز به نشونه‌های بیشتری ندارم

‫که ثابت کنم من بهترین وودچاکم

‫فقط نیاز به عقلم دارم، ‫یکم دانش و...

‫گم شدم

‫خیلی‌خب. "وقتی گم میشی، ‫یه وودچاک رد پاش رو دنبال میکنه"

‫ولی در اون صورت عقب‌تر میوفتم

‫و بعدش میبازم

‫بدون کتاب راهنما، نقشه‌ای در کار نیست ‫سر نخی در کار نیست

‫بدون کتاب راهنما، امیدی نیست ‫شانسی نیست

‫کتاب راهنما نیست!

‫فقط تو ذهنم میرم سروقت کتاب راهنما!

‫حوادث دیوونگی، ‫توهم زیاد

‫از کار افتادن روانی...

‫به نظرم دنبال تکنیک‌های ناوبری ‫میگردی

‫این جدیده

‫اسم من کتاب راهنمای ج.و هستش

‫کتاب راهنمای جونیور وودچاک توی ذهنت!

‫اومدم بهت کمک کنم،

‫یکی دو تا چیز درمورد طبیعت بهت یاد بدم

More Farsi Persian subtitles for DuckTales

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left