ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
میراث
انتقال دادن مشعل به نسل جدید
دانش قدیمیها با اکتشافات افراد جدید ترکیب میشن
تا اون فردایی همچون سوپی طعم دهنده رو تشکیل بدن
شما اون سوپ هستین
به فارغ التحصیلی جونیور وودچاک کالیسوتا خوش اومدین
میراث زندهست!
چرا دانولد لباس جونیور وودچاکش رو نپوشیده؟
اوه، اون اخراج شد چون...
در قبال طبیعت رفتار بدی داشت
آخ
این وودچاکها...
که بر صحنه ژست گرفتن
جزئی از یه رسم وودچاک تعالی هستن،
مثل کاوشگر افسانهای ایزابلا فنچ
به سمت نقاشی اشاره کن
یادآوری: لانچپد، این قسمتها رو نخون
لکهی ژله انگور
اومم
امروز، جونیور جونیور وودچاکها تبدیل به جونیور وودچاکها میشن
جونیور وودچاکها تبدیل به سینیور جونیور وودچاکها تبدیل میشن
و البته، با افتخارترین دستاورد یه وودچاک...
رسیدن به مقام سینیور وودچاک هستش
یه سینیور وودچاک دست به هر کاری میزنه...
تا خودش و هرچیزی که اطرافشه رو بهتر کنه
این لحظه منه
امسال، باعث خوشحالیمه که کاندید ستارهمون رو معرفی کنم!
تبریک میگم به دوست نزدیکم...
- وایولت سیبروینگ! - اوه، آه...
ببخشید دیر کردم
داشتم به یه زن مُسن کمک میکردم از خیابون رد بشه
هـو! اون خواهر من از یه زوجه!
ممنون
تو یه جونیور وودچاکی؟
ولی تا حالا تو هیچ مجمع...
یا مراسم فانتایم ندیدمت
ترجیح میدم وقتم رو روی...
کار واقعی وودچاکی تمرکز بدم
و امسال یه کاندید دوم واسه سینیور وودچاک داریم
برادر دویی!
- اون بچه منه! - بدومی بهترینه!
چرا که این سنت رسمی ماست، در خصوص بودن دو کاندید
رقبامون سر به سر...
در شدیدترین...
آزمونهای جسمانی و روانیه مهارتهاشون باهم رقابت میکنن
چالش صحرایی جونیور وودچاک!
فقط یه سینیور وودچاک خواهد بود!
آه، چه باحال!
وایولت! وایولت! وایولت! وایولت!
وایولت! وایولت! وایولت!
سی نما تقدیم میکند
« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری » telegram: Tooraj_pk
- آخ! - این چطور اتفاق افتاد؟
اگه من بهترین جونیور وودچاک نیستم، پس کیام؟
تو هنوزم یه جونیور وودچاک عالی هستی!
تو هم عالی هستی
اینو راحت برنده میشی
الان فقط به تشویق بیشتری نیاز داره
میدونی چیه، هیچی نمیتونه جلوم رو بگیره
وقتی کتاب راهنمای جونیور وودچاک مورد اعتمادم رو دارم
طی دوره چالش هیچ کتاب راهنمایی مجاز نیست
کی آخه به یه کتاب گنده قوانین نیاز داره، درست نمیگم؟
هویی! هویی به یه کتاب قوانین نیاز داره!
فکر کنم حرف دویی اینه که
تو واسه این به دنیا اومدی
حالا برو اونجا و به بقیه خورهها نشون بده که...
که تو شاه خورههایی!
یالا، هوبرت یه وودچاک نباید دیر کنه
وایولت، وایولت وایولت، وایولت!
اووه، این خانوم کیه؟
ایزابلا فنچ!
ماجراجو؟ رئیس اکتشافات وودچاک؟
رویدادنویس عوامل ناشناخته؟
موقع بزرگ شدن اون برام یه افسانه بود
داستانگویی درمورد بچگی اسکروج شده میشه تا سه، دو و...
وقتی من بچه بودم فقط پول...
یه کتاب پالب ماجراجویی داشتم
ولی پسر ارزشش رو داشت
مجموعه ماجراجوییهای ایزابلا فینچ
کلی از آخر شبها رو صرف خوندن...
این کردم که چطور اون هیولای تبت رو شکست داد
یا چطور با پشهکش زنبورهای میکروبی سوئیسیِ رو شکست داد!
وای!
این زن تاریخساز شد
و مستحق بیشترین حد احترامه
چیه؟
اون این نقشه رو اینجا مخفی کرده تا ماجراجوهای آینده پیداش کنن!
اووه. پیچ داستانی!
و اینجا تو جزیره وودچاک،
فینچ بزرگترین گنجش رو مخفی کرده
که توسط مرگبارترین موانعیای...
که تو ماجراجوییهاش پیدا کرده احاطه شده
بزرگترین ماجراجویی اون میشه بزرگترین ماجراجویی ما
خدا میدونه گنج چی ممکنه باشه
یاقوت رانگون؟ شمش طلای گوریون؟
اوی!
میشه ساکت بشی؟ دارم سخنرانی میکنم خیر سرم!
بهتر شد. کجا بودم؟ آه، آره
به نغوای ماجراجویی گوش کنین که داره صداتون میکنه!
چیه؟ گیراست دیگه
این مسیر از همه جانب...
دانش وودچاکیتون رو مورد امتحان قرار میده
شما این پرچمها رو...
اینطوری رو نشانههای تعیین شده قرار میدین
درحالی که به سمت شمال، بسوی بالاترین نقطه جزیره میرین
در قله کوه،
هر کسی که آخرین پرچمش رو قرار بده
تبدیل میشه به...
سینیور وودچاک بعدی!
حاضرین؟
من حاضر به دنیا اومدم
اگه تو به اندازه یه نوزاد حاضر هستی...
اونوقت خیلی راحت میبرمت
ببخشید. لینا بهم گفت که اینجور رقابتها...
باید رجزخونی کرد
بهش بگو دلقک!
دلقک!
هی! ایشالا هر وودچاکی که بهتر بود ببره
همچنین
برین، برین، برین، برین برین، برین!
وقتی قطبنما نداری
یکی بساز!
حالا فقط باید شمال رو پیدا کنم و...
اولین نشانهگر رو قرار بدم
کارت خوب بود، هویی!
جلوتر زدم!
اوه؟ هوبرت
کی نفر دومه و این نامه دستشه؟
تویی! بهترین آرزوها رو برات دارم، وایولت
- یعنی چی؟ - اون خوب حالت رو گرفت؟
خوب حرص خوردی؟
ما دقیقا تو مسیری هستیم که فینچ...
تو آخرین ماجراجوییش طی کرده!
حالا بیاین بچسبیم به...
این پرنده اینجا چیکار میکنه؟
بهم ترغیب مقاوت ناپذیر میده که چندتا حرکت بزنم!
آخی، هر دوتاشون نازن!
خیلیخب، حواستون پرت نشه، بر میگردیم به ماجراجویی واقعـ...
این داستان سری و تقدیسانهست
اصلا خندهدار نیست
- آه! طبیعت مسخره! - فقط یه پشهست!
باید یکم از خونِت رو بدی بهش!
هی، تازه داشتیم یه جریان راه مینداختیم! برگردین!
کجا دارین میرین؟ اون مسیر فینچ نیست
قانون شماره 38 وودچاک:
وقتی صدای رعد میشنوی، وقتشه زیر جایی سنگر بگیری؟
ولی وایسادن منو عقب میندازه
مشکلی نیست!
یکم بارون کسی رو نکشته... آخ!
آخ! آخ! آخ! آخ!
بارون رعد و برقی!
اوه! اوه! گیاه فیکوس!
آه! آخ!
برگ مسخره کِششی! آخ! آخ!
باید برگ فیکوس رو از ته بکنی
آره. خیلی ممنون... آخ./ خودم میدونستم. آخ
بسیار خب. حالا برو رد کارت بازنده
این رجزخونی بود
آخ!
آروم باش، هو
تو کتاب راهنما نوشته هر شکست یه فرصت...
آه... واسه رشده
چرا بارون باید از جنس رعد و برق باشه؟
این بارون رعدِ چیم پو پو هستش
که ایزابلا فقط با عزم، نیت و یه کلاه روی سرش...
183 روز بارون رعدی رو پشت سر گذاشت
اون کلاه داشته؟
حالا بیاین. داریم روی رد پای یه غول قدم میذاریم!
- آه - نه غول واقعی
آره... دهنش سرویس! میبینی، دانولد؟ آه!
طبیعت اونقدرهام... دهنش!
بسه دیگه، بارون!
همگی ساکت شین!
به نظرم همکار عجیب جدیدم میخواد یه چیزی بهم بگه
البته
ها؟
چی گفتی؟
میخوای واسه یه ماجراجوییه جدید دنبالت کنیم؟
خب، بزن بریم
ولی، ولی، ولی ما همین الانشم تو یه ماجراجویی عالی هستیم!
آه. دیدی؟
نیاز به نشونههای بیشتری ندارم
که ثابت کنم من بهترین وودچاکم
فقط نیاز به عقلم دارم، یکم دانش و...
گم شدم
خیلیخب. "وقتی گم میشی، یه وودچاک رد پاش رو دنبال میکنه"
ولی در اون صورت عقبتر میوفتم
و بعدش میبازم
بدون کتاب راهنما، نقشهای در کار نیست سر نخی در کار نیست
بدون کتاب راهنما، امیدی نیست شانسی نیست
کتاب راهنما نیست!
فقط تو ذهنم میرم سروقت کتاب راهنما!
حوادث دیوونگی، توهم زیاد
از کار افتادن روانی...
به نظرم دنبال تکنیکهای ناوبری میگردی
این جدیده
اسم من کتاب راهنمای ج.و هستش
کتاب راهنمای جونیور وودچاک توی ذهنت!
اومدم بهت کمک کنم،
یکی دو تا چیز درمورد طبیعت بهت یاد بدم
No comments yet. Be the first to leave one.