ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
IMDb-Dl Proudly Presents
.نگاش كن
.منظرهاي از دلربائي يك زن
.يك گل ظريف با صداي يك فرشته
.سلام رئيس
تو چي هستي، گياه آپارتماني؟
.يه نوشيدني بخر يا دست از گوه بودن بردار
هسكل" تا كي قراره اينجا بشيني" و حسرتشو بخوري؟
.فقط برو ازش بخواه با هم برين بيرون
.نه، نه
.الان وقت مناسبي نيس
هسكل لاتز" از اون مزههاس كه" .بايد بچشي تا خوشت بياد
.من مثل يكجور پنير با ادويه تندِ بخصوص هستم
در وهلهي اول فكر ميكنين چيز .كاملا اشتباهي رو گاز زدين
اما با گذشت زمان ياد ميگيرين .از كيفيت خوبش تقدير كنين
خب فكر ميكنم يه دختر بايد خوش شانس .باشه تا پنيري مثل تو داشته باشه
اما گوش كن بهتر يه قدمي پيش بذاري .يا يه نفر ديگه ازت جلو ميزنه
.بسيار خب
.دارم ميرم تو كارش - .بسيار خب -
.بفرما رفتم
دارم ميرم؟ - .نه برو -
هي چي ميتونم برات بيارم؟
،خب تو ميتوني وقتي با هم رفتيم تو تخت .اينقدر منو تحريك كني تا عقل از سرم بپره
چطوره الان آتيشتو سرد كنم؟
.باشه - .باشه -
.باشه
.رسما دارم تو كابوسهام زندگي ميكنم
دوباره مجرد شدم و پشت سرهم توسط هر .آشغال شُلي دعوت به سكس ميشم
تو اين شهر هيچ شخص نجيبي نمونده؟
!چرا - چي؟ -
...يه نفر هست كه مهربون و با ملاحظه
.و خوش قلبه و تو رو از دور ستايش ميكنه
جدا؟
اين شخص كيه؟
.اين شخص..."پيت"ـه
پيت" كيه؟"
.يكي از دوستهاي منه .تا حالا نديديش. باي باي
پيت"؟ "پيت" كدوم خريـه؟"
!از خودم در آوردم
يه نگاه به اون چشمان زيباي آهوئي .اون انداختم و دستپاچه شدم
.به تو اميدي نيس
.خب ببين دفعه بعد بهتر عمل ميكنم
.قول ميدم - ."هسكل" -
.بايد يه لطفي بهم بكني - .هرچي كه باشه -
.بايد منو با اين دوستت "پيت" جفت و جور كني
."آره خب... خب، آره درمورد... درمورد "پيت
...ميدوني اوون يه... اون يه - اون يه چي؟ -
فردا شب وقتش آزاده؟
.عاليـه
.اين اولين قرار من بعد از 17 سالـه
،بايد موهامو درست كنم، ناخونهامو درست كنم .اپيلاسيون انجام بدم
.اين ميتونه زمان ببره
IMDb-Dl Proudly Presents
.:: The Exes 3x16 ::. Friends Without Benefits شنبه، 19ام بهمن 1392
حدس بزن كي يه ستايش كنندهي مخفي داره؟
.خب اين تعجبي نداره
.من امروز صبح پرزهاي لباسم رو تميز كردم
.آره اون آب از دهن دخترا سرازير ميكنه
!نه. من
خب، تو بايد خواهر "استوارت" باشي، ها؟
.من "هالي"ام
."سلام "هالي
.خوبه كه بالاخره ملاقاتت كردم
استوارت" بهم گفته چه قدر در" .جريان طلاقش مفيد بودي
همين؟
گوش كن "نيكي" متاسفم كه .ميشنوم داري طلاق ميگيري
.ميدونم چه اوقات سختي داري - .آره همينطوره -
،اما اگه وكيل لازم داشتي، بفرما اين كارت منـه
،"اين يه مقاله در مورد من در "تايمز
،و اينم يه دي وي دي در مورد شركت ."به روايت "مورگن فريمن
خب نميبينم ما در مورد اينكه استخر .براي كي باشه، دعوا كنيم
.آه نه در مورد مسئلهي به اين كوچيكي
.اما ميخوام دي وي دي رو پس بگيرم
.خب، افتضاح شد
.بايد برم
.خب بالاخره اين اتفاق افتاد
.براي برادر پرونده درست شد
.به خاطر رنگ پوستم اون مرد منو نشون كرد
چي شده؟ - به خاطر راه رفتن تو - .محل عبور عابر پياده ممنوع جريمه شدم
و رفتي تو منطقه عبور عابر پياده ممنوع؟
.البته "استوارت" اينجا "نيويورك"ـه .همه تو محل عبور عابر پياده ممنوع راه ميرن
.من نميرم
فيل" يه دليلي داره كه پدران شهر ما علامتهاي" .عبور پياده آزاد و ممنوع رو گذاشتن
اونا فقط براي اوباش نيستن كه .روش تمرين بارفيكس كنن
ميدوني چيـه؟ .من تحملش نميكنم
.ميرم شهرداري و سروصدا راه ميندازم
.اين يه مورد واضح از ع.خ.م.م.س.ب ـه
اون چيـه؟
عبور از خيابان مابين ماشينها" "در حين سياه پوست بودن
اين "استو" خرهس؟ - ."سلام "جف -
.سلام - سلام چطوري مرد؟ -
.ممنون
فيل" گوش كن ميخوام با همسايهي" .قديميم "جف" آشنا بشي
شماها اونو از ما گرفتين، ميدوني؟
.حالا بايد يه چيز ديگه پيدا کنيم
بگذريم، دلمون براي ديدنت دورو بر .محله تنگ شده مرد
هر دفعه "لورنا" رو با "داگ" ميبينم .حس بدي پيدا ميكنم
اون هنوز "داگ" رو ميبينه؟ - .آه پسر نميدونستي -
نه ميدوني چيـه؟ .مشكلي نيست. مشكلي نيست
.من زندگيمو ادامه دادم، اونم زندگيشو ادامه ميده
.من ميگم اونا با هم زندگيشون رو ادامه دادن
جداً؟ - .آه پسر نميدونستي -
.گمونم اونا قراره تو خونهي قديمي من زندگي كنن
.نه، نه، نه، نه - .باشه -
.اون با "داگ" زندگي ميكنه .اون خونهت رو فروخته
اون چي؟ - اوه پسر نميدونستي؟ -
.نه نميدونستم
.بگذريم من بايد برم دنبال حال و حول خودم .چه قدر خوش گذشت
.تا بعد
ميتوني باور كني؟
لورنا" بدون اينكه حتي بهم خبر" .بده خونهي قديميم رو فروخته
خوب در جريان طلاق خونه .مال اون شده "استو" خره
.نه مسئله اين نيست
.من اون خونه رو پيدا كردم .مثل بچهم بود
اون ميدونه كه... ميخوام بهش تلفن كنم .و بهش بگم ميخوام ببينمش
.آه، آره
.آخرين نگاه رو به پرچينها بندازم
.شايد آخرين بار سوار تراكتور قديمي "جان دير" بشي
ما هنوز داريم درمورد خونه حرف ميزنيم درسته؟
باشه براي بعدي آمادهاي؟
.كاري كن حَظ كنم
چي فكر ميكني؟
.ميخوام به طرز ستمگرانهاي صادق باشم
!عاشقشم
ممنون "هسكل". اما سوال اينه كه "پيت" خوشش مياد؟
...خب اگه "پيت" رو بشناسم كه ميشناسم
.اون قراره ناك اوت بشه
.عاليـه
.و بايد تائيد كنم در مورد رنگ لاك حق با تو بود
.خب بيا باهاش روبهرو بشيم .تو پائيزي لباس پوشيدي، نه تابستوني
.هيچوقت دلم نميخواد تو رو مثل مداد رنگي ببينم
.و هيچوقت هم نخواهي ديد
.ممنون - .خب، قابلي نداره -
بسيارخب، كفشها چي؟
پاشنه بلند، پاشنه كوتاه؟ قد "پيت" چه قدره؟
.تقريبا به اندازه من
.بسيارخب، پاشو وايستا .بذار اندازه بگيرم
.آره
.پاشنه كوتاه
،بسيارخب، زيپ منو باز كن .تا بتونم بعدي رو امتحان كنم
كي، من؟
.باشه
.تموم شد
.ممنون - .سلام -
."سلام "ايدن
هي جريان چيـه؟
.هسكل" خيلي کمک کرده"
...من تمام شهر اونو كشوندم
.تا بهترين لباس رو براي قرار امشبم پيدا كنم
قرارت با "پيت"؟
آره، كس ديگهاي رو ميبيني پا پيش گذاشته باشه؟
.آه ظاهراً نه
.بسيارخب، ميخوام برم بعدي رو امتحان كنم
...ميدوني بدترين قسمت
.درمورد دوباره اون بيرون بودن، پوشيدن شورت سكسيـه
.جايي كه بايد، واينميستن
درست ميگم؟ - .آره -
.باشه
داري چه غلطي ميكني؟
.بهترين روز زندگيم رو ميگذرونم
.اون داره مزهي "هسكل لاتز" رو ميچشه
.مزهي پنير داره دلخواهش ميشه
.و من همهـشو مديون "پيت" هستم
.پيت"ي وجود نداره"
...هسكل"، "نيكي" چه حسي پيدا ميكنه"
اگه اولين كسي كه بعد از 17 سال .باهاش قرار ميذاره پيداش نشـه
.خب، حتماً نااميد ميشه
...اما "هسكل"ي كه اون بهش علاقهمند شده
.با شونههايي قوي و قابل اتكا اونجا خواهد بود
.اين حقيقتا بايد اثر داشته باشه
جدا؟
.نه، تو عقلت رو از دست دادي
.من خيلي عصباني هستم
.هتك حرمت شده، تهييج شده، كبود شده
دوباره كلاسهاي ورزش با دوچرخه ثابت كنسل شده؟
.نه، الان از تلفن با "لورنا" خلاص شدم
.اون نميذاره با خونهي قديميم خداحافظي كنم
چرا؟
.گفت زيادي احساساتي ميشم
.من روحم رو در هر اينچ از اون خونه ريختم
.آجرهاي شومينه رو خودم آوردم
.ديوارهاي دستشويي رو خودم رنگ زدم
...من حتي خونهي پرندگان استادكارانهاش رو ساختم
.تا اون كفترها فقط يه روز توش كثافتكاري كنن
پس بايد بري اونجا و چه خوشش بايد چه نياد .درخواست ديدن خونه رو داشته باشي
.چي؟ نه نميتونم
.منظورم اينه كه اون حتي اونجا نيست .كارگرهاي اسباب كشي فردا ميان
.پس امشب برو
...خب ما هميشه يه كليد يدكي زير
،خانواده اردكهاي سراميكي ميذاشتيم .خانوادهي كوـَک كوـَک كن
پس اون كليدها رو از زير ...كون اون اردكها در بيار
.و برو تو اون خونه
.راست ميگي، همين كار رو ميكنم
.ايول - .تو با من مياي -
.عمراً - چرا نه؟ -
مرد سياه پوست به زور وارد .خانهاي در حومهي شهر شد
چرا همين الان، همينجا، بهم با تفنگ الكتريكي شوك نميدي؟
.بيخيال "فيل" تو رو اونجا لازم دارم باهام باشي
چرا؟ - .براي همكاري -
.ما هردوتامون پس زده شدهايم
No comments yet. Be the first to leave one.