ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
دیکون کدوم گوریه؟
اون دیگه رفته، برای همیشه.
ولی قبل از اینکه بزنه به چاک...
من همه چیو فهمیدم.
قبل از اینکه همه این اطلاعات رو بهت بدم...
من یه مجوز مشروب فروشی فدرال میخوام.
هی. خدای من، این یه روحه؟
ری ساکت واسم قرار قتل گذاشته؟
آره، گذاشته.
و بهترینها رو استخدام کرد؟
آره، کرده.
فکر میکنی داره بازیت میده؟ نه.
داره بهمون حال میده.
چرا حال میده؟
چون من جونشو تو زندون نجات دادم.
حدود بیست سال پیش.
ری ساکت...
اون یه آدمکش نیویورکی فرستاده بود که بزنتت.
بریم یه ملاقاتی داشته باشیم.
ما شیش تا پخشکننده رو از دست دادیم، از جمله "پرمیوم اسپیریتس".
این امکان نداره لعنتی!
تو جونتو دادی! خون لعنتیتو!
آقای دانمایر میخوان با شما صحبت کنن.
یالا. بریم.
خانم مانفردی.
میتونی اینو بندازی گردن خونیهات.
خونواده میتونه تو رو به اوج برسونه...
و به پستترین حالت ممکن برسونه.
ببندینش.
من پیشگو نیستم...
ولی وای!
ترشر داره به یه پیروزی قاطع نگاه میکنه.
آمار قبلاً خوب بود ولی خب...
تا اینکه سعی کردن منفجرش کنن.
آره.
ازم خواسته بمونم و به مدیریتش ملحق بشم.
جورایی... مشاور.
لازم نیست تو این قضیه دخالت کنی.
مگه من الان درگیر نیستم؟
ولی واقعاً لازم نیست اون راهو بری.
داشتن آدمای خودمون تو سیستم خوبه، دوایت.
آره.
امیدوارم بهترین برنده شه.
از طرف من به جوآن خداحافظی کن.
جوآن؟
جوآن؟
جوآن؟ بیدار شدی؟
جوآن.
لعنتی.
هی، جوآن؟ جوآن؟
ماشینش اینجاست ولی جوآن نیست.
اینجا رو گشتی؟ -میگردم.
یه بار دیگه، ولی درها باز بود.
دوربینا چی؟
بودی گفت غیرفعال شدن.
دوایت.
جوآن، کدوم گوری هستی؟
خون یا بوربون، آقای مانفردی؟
چی برات مهمتره؟
پای معاملهای؟
یه معامله پایاپای، درست مثل...
اونی که یه بار تو به من پیشنهاد دادی؟
میدونی که میخوام کارتو تموم کنم، نه؟
نه.
به احتمال زیاد به مرگ تو ختم میشه.
که قبلاً بهت گفته بودم میام تماشا کنم.
ولی مال تو قراره یه جوری باشه که هیچوقت از یادم نره.
خیلی خب بچهها.
داریم میریم به جنگ.
ولی تا وقتی که دقیقاً ندونیم با چی طرفیم، نمیتونیم حرکت کنیم.
من یه نیروی درست و حسابی و چند تا ضارب کاربلد میخوام.
چند تایی از اونا تو خونوادهام دارم.
باید آماده باشیم، پس این یه لیسته...
از اسلحههایی که نیاز داریم.
من انجامش میدم.
بزن بریم.
قهوه میخوری؟
خامه یا شکر میخوری؟
تلخ میخوری مثل لباسات؟
من هیچوقت یه زن رو نزدم.
مامانم بهم یاد داد...
که به جنس لطیفتر رحم کنم.
هوم؟ هوم.
فقط پیرمردا رو تو خونههاشون آتیش میزنی؟
این برادر تو بود که این وضعیت رو ایجاد کرد...
که باعث اون اتفاق شد.
اون آتیشو روشن کرد، به روش خودش.
منو به این کار وادار کردن.
برادرت منو هل داد...
و منو به اینجا کشوند.
تو رو به اینجا کشوند.
فقط امضاش کن.
یه امضای ساده ما رو از هرگونه خشونت بیشتر نجات میده.
مشروبسازی رو به نام من بزن
و همه چی بخشیده میشه
برادرت هواتو داره
و همین الان منتظره
آماده درگیریه
بهتره اونو وارد این قضیه نکنید، خانم منفردی
اسمتو پای این برگه ها بزن
میدونی چیه؟
تو حتی نمیتونی ببینی چی جلوی چشماته
و اون چیه؟
تو باختی
باید این گندُ درست کنیم
سیستم توزیعمون داره به فنا میره
بهش میگم. بهش میگم
هی، باید باهاش حرف بزنم
نه. الان نه
حالا پیش کیه؟
باشه
چطوری؟
هی. تو فردی؟
بله قربان
اوه، نیازی به قربان گفتن نیست. صدام کن لی.
باشه لی. پس، دوایت گفت...
میتونم بیام اینجا و یه ماشین بگیرم.
درسته؟
بله قربان. درسته.
هر ماشینی تو حیاط یا تو نمایشگاه؟
مم. هر چیزی؟ بله قربان.
پلاک تمیز؟ مدارک؟
هر کدوم از ماشینا رو بخوای، حاضره.
مم، مم، مم
میدونی، داشتم فکر میکردم...
این یکی دقیقاً شبیه کادیلاک جدید منه.
منم داشتم به همین فکر میکردم.
برم برات سوئیچشو بیارم.
باشه پس.
باورم نمیشه این کارو کرده.
آره؟
ممنونم.
باید منو از اینجا بکشی بیرون.
خب، رد کردن تو از نگهبانها کار آسونی نیست.
آره، خب، زنگ بزن پلیس. پدرم پارتی کلفتی داره...
...توی پلیس.
چی میخواد؟
که کارخونه مشروبسازی رو بزنی به نامش.
پس انجامش بده.
منفردی مواد داره، قمارخونه هم داره.
یعنی، مشروب رو بیخیال شو، همه چی تموم میشه.
فرض کن من امضاش کنم و بزنم به نامت
فکر میکنی پدرت میذاره من از اینجا برم؟
فکر میکنی دوایت میذاره اون از این قضیه قسر در بره؟
نه
جو اینجا انقدر سنگینه که میشه با یه چاقوی لعنتی بریدش.
لعنتی!
چه خبره؟
خواهرم دست دانمایره
و نمیدونم کجا نگهش داشته
پیداش میکنیم.
خب، لی، از نگرانیت ممنونم، واقعاً.
ولی این مشکل منه
و تو، باید از تولسا گورتو گم کنی
قبل از اینکه ری پیدات کنه، که حتماً میکنه
من خودم میتونم از پس خودم بربیام
الان، من اینجام
باشه؟
هی. عصبی به نظر میای، رفیق
همه چی درست میشه
امیدوارم
پشتتم، برادر
ممنون، برادر
اسپنسر، تو همه جایی! هی، بادی
باید مغازه رو بعد از ساعت کاری باز نگه داریم
نمیدونم آخرش چی میشه
ولی اگه جوآن بخواد پناهگاهی پیدا کنه، ممکنه بیاد اینجا
درسته. باید یه چراغ روشن نگه داریم
باشه. انجامش میدم. من همینجا میخوابم
فقط احتیاطاً
آره
اینجا چه غلطی میکنی؟
من اومدم کمک.
آره؟ جوآن کجاست؟ کجا بردیش لعنتی؟
وایسا، بادی. من نبردمش.
گوش کن، باید با منفرِدی حرف بزنم.
چی داری باهاش حرف بزنی؟
من جای خواهرش رو میدونم.
یه چیزو میدونم.
تا وقتی ازت کاری داشته باشه، کاری بهش نداره.
پیداش میکنیم و نجاتش میدیم.
و بعدش، چنان پوست اون
حرومزادهی کلهپوک رو میکنیم.
اوه، آره.
لعنتی! این فسقلیها کین؟
رئیس، اینا پسرعموهام هستن.
بابا، لعنتی.
فکر میکردم تو لوئیزیانا آدما هیکلیترن.
بچهها، این رفیقمون ریکت کریکته.
کاردانتر از هر کاردانیه.
کارمون رو راه میندازه.
معلومه که آره!
خب، چی میپسندی؟
اوه، این کالیبر ۵۰ خیلی خوبه.
ما که نمیخوایم جتهای جنگنده رو بزنیم.
حالگیر!
نارنجک دستی داری؟
آره، دارم. گاز اشکآور؟
ده تا کپسول؟ واقعاً!
عینک دید در شب؟
No comments yet. Be the first to leave one.