Kiss of the Spider Woman

Kiss of the Spider Woman

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

KISS OF THE SPIDER WOMAN 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian Kiss of the Spider Woman 2025 زیرنویس فارسی فیلم

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-11-11
ഡൗൺലോഡുകൾ: 155
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

جید، باید بری سرویس بهداشتی‌ها رو تمیز کنی.

جاسلین، می‌تونی لطفاً همه تخم‌مرغ‌ها، خمیر

و پتی‌ها و مک‌مافین‌ها رو از فریزر بیرون بیاری، باشه؟

وقتی همه چی رو روشن کردم، بهت کمک می‌کنم

صبح بخیر، تیم.

نه، نه، نه.

نترس.

فقط کاری رو که می‌گم انجام بدین، کسی آسیب نمی‌بینه، باشه؟

نه، نه، ببین.

رو به پایین بگیرش.

باشه، حالا من قراره یه "صبح بخیر" مؤدبانه

و شاد بگم، بعد شما هم تکرارش کنید.

صبح بخیر.

نه... دوئین، بعد از اینکه من گفتم.

اینجوری کار می‌کنه. باشه؟

حالا، صبح بخیر، تیم.

صبح بخیر.

بله. عالیه.

من می‌گم چیکار کنید و شما فقط انجامش می‌دین. باشه؟

می‌خوام کاپشن‌هاتونو دوباره بپوشین.

دوئین، کاپشنتو بردار.

ها؟ کاپشنتو بردار.

من ندارم، آقا.

تو کاپشن نداری؟ چطور کاپشن نداری؟

فقط فراموش کردم.

خب، امروز مجبوری یکم سردت بشه.

خیلی خب، بریم.

بعد از شما. اول خانوما.

حالا، خوب گوش کنین.

شما اینجا نمی‌میرین.

همین که از اینجا برم بیرون، به پلیس زنگ می‌زنم.

و اونا شما رو آزاد می‌کنن.

احتمالا هم امروز تعطیل بشید.

نه، نکن، نکن.

اینجوری به من نگاه نکن.

دوئین، بس کن.

چون این تقصیر توئه.

سرده.

جدی می‌گی؟

لعنتی!

نمی‌دونم چه آدم احمقی...

کاپشن خودش رو سر کار نمیاره.

باشه؟ حالا خوشحالی؟

گوشام سرده.

این اون قسمت از داستانه...

که امیدوارم دارید از خودتون می‌پرسید...

که چطور یه آدم خوب مثل من، آخرش تبدیل به یه خلافکار شد.

الو؟

این روشنه؟

الو؟

لعنت!

یالا، دوئین.

صبح بخیر. اِم، به مک‌دونالد خوش آمدید.

برای مدت کوتاهی شما رو پشت خط نگه می‌دارم.

این چه کوفتیه، دوئین؟

نمی‌تونم پدر و مادرم رو سرزنش کنم.

من بچگی خوبی داشتم.

فقط هیچ‌وقت توی مدرسه یا رفتار کردن خوب نبودم.

اما توی بعضی چیزا خوب بودم.

که برای ارتش واقعاً باارزش بودن.

اما بعد از ترخیصم...

نمی‌دونستم کجا به دردم می‌خورم یا چیکار کنم.

یا چطور چیزایی رو که بقیه بچه‌ها داشتن، برای بچه‌هام فراهم کنم.

برای همین یه سری انتخاب‌های بد کردم که بعضی انتخاب‌های دیگه رو ازم گرفت.

و اون انتخاب‌های بد، همشون دو سال پیش شروع شدن.

توی جشن تولد شش سالگی دخترم.

خیلی خب، باید یه آرزوی بزرگ بکنی.

یکی دیگه.

آرزو کردی؟ چی آرزو کردی؟

دوچرخه. دوچرخه؟

نمی‌دونم یه دوچرخه دقیقاً تو این جعبه جا میشه یا نه، ولی...

پارَش کن. بازش کن.

باهات مسابقه می‌دم. آره.

نظرت چیه؟

باحاله، نه؟ اِرِکتور سِت قدیمی منه.

بیا بازش کنیم.

۲۰۰ تا تیکه توشه.

نه!

یعنی، موتور داره، چرخ‌دنده داره، قرقره داره...

چرخ، چراغ، کلید...

ما تقریباً هرچی بخوایم می‌تونیم با این درست کنیم.

ببین، هرچی رویاشو داشته باشی، ما می‌تونیم بسازیمش، باشه؟

من و تو. نظرت چیه؟

میشه باهاش دوچرخه درست کرد؟

آره.

آره.

باورم نمیشه پسری که می‌شناختم...

که از یگان ۸۲ بود، حتی نمی‌تونه یه دوچرخه بخره.

خب، بگو چطور اینقدر خوب داری پیش می‌ری.

خب، بذار ببینم.

همین هفته، پاسپورت دو تا پسر ژاپنی رو جور کردم.

هر کدوم ۵ کا.

پنج هزار تا برای پاسپورت جعلی؟

نه، برای پاسپورت واقعی. مرد.

میتونم کمکت کنم؟

به هیچ گهی نمیتونی کمکم کنی.

تو نمی‌تونی هیچ غلطی برام بکنی.

دیوونه‌ای، مرد؟

تو هیچ کوفتی برای من نمیکنی.

من به کمکت نیازی ندارم.

تازه، ما که خودمون می‌دونیم که انجام کارها به روش درست

ابرقدرت تو نیست.

بی‌خیال بابا. خب...

باشه، پس بگو ابرقدرت من چیه؟

روشنمون کن استاد بودا. اُممم...

میزان آبدهی اون شلنگ چقدره؟

۱۲ گالن در دقیقه. بله.

چند تا خونه تو این خیابونه؟

بیست و هشت تا.

و از این‌ها چند تاشون شومینه داره؟

پارکینگ چی؟

چند تاشون به جای کولر گازی معمولی، پمپ حرارتی دارن؟

می‌خوای برم سیستم‌های تهویه بفروشم یا چی؟ فقط...

نه، نه بابا، دارم منظورم رو می‌رسونم.

پس منظورت رو بگو، لطفا.

مشاهده.

جزئیات.

تو چیزایی رو می‌بینی که مردم نمی‌بینن.

تو یه جورایی دید اشعه ایکس داری.

چی، فکر می‌کنی تو رو توی آمریکای مرکزی پیاده کردن چون تیرانداز خوبی بودی؟

فکر می‌کنی اینطوره؟ نه. نه.

نه، اونا تو رو به خاطر چیزایی که می‌بینی پیاده کردن.

لعنتی، اگه من مغز تو رو داشتم...

کل دنیا رو می‌چرخوندم.

می‌دونی، تو باهوش‌ترین اوسکلی هستی که تو عمرم دیدم.

عجب چیزیه این.

دیگه لازم نیست اون استخر رو پر کنی.

هیچکی نمی‌ره توش.

خیلی سرده لامصب.

خب، مامان احتمالا می‌خواد بدونه...

مهمونی چطور بود، و آره، فکر کنم نهایت تلاشمون رو کردیم.

تو چی فکر می‌کنی؟

شاید بهتره در مورد استخر چیزی نگیم.

تلاش کردن مهمه، مگه نه؟

مامان!

سلام، تولدت مبارک، دخترم.

مهمونیت چطور بود؟

همه نهایت تلاششون رو کردن.

اوه. برای مهمونی دیگه‌ات آماده‌ای؟

سلام.

حالت چطوره؟

هی، می‌تونم یه لحظه باهات حرف بزنم؟

خیلی سریع، فقط یه لحظه.

می‌دونم چند ماه گذشته آسون نبوده.

و ما چیزایی که واقعا نیاز داریم رو نداریم.

و این تقصیر منه و من مسئولیتش رو قبول می‌کنم.

باشه؟ آره، ولی من-من فکر کنم الان راه حلش رو پیدا کردم.

فقط باید از ابرقدرتم استفاده کنم و...

فکرمو بذارم رو چیزی که می‌خوام. ابرقدرت تو؟

ابرقدرت تو؟ آره.

نمی‌تونم ادامه بدم، جف. ببین-- نه.

من دیگه نمی‌کشم. لطفا این کارو نکن.

خداحافظ.

باشه، کله‌شلغم.

خداحافظی کن.

دوستت دارم!

وایسا، وایسا، وایسا، وایسا، وایسا، وایسا!

من برای خندیدن به من سرزنشش نمی‌کردم.

برای اینکه فکر می‌کرد مسخره‌ام.

اما چیزایی بود که اون در مورد من نمی‌دونست.

چیزایی که اونقدر خنده‌دار نبودن.

استیو می‌دونست من چه کارایی ازم برمیاد.

من چیزایی رو می‌بینم که بقیه مردم نمی‌بینن.

مثلا همین الان، اون بچه رو می‌بینم که از اون نردبون بالا میره.

و می‌دونم که زیر اون سقف شل و ول...

دستگاهی هست که گوشت چرخ‌کرده و سیب‌زمینی رو به پول تبدیل می‌کنه.

با همون سالن غذاخوری.

همون سرخ‌کن‌های بزرگ با چراغ‌های چشمک‌زن قرمز تایمر.

همون دستگاه شیک با همون دو طعم.

و همون گاوصندوق پر از پول برگر فروشی آخر هفته.

که هیچکس متوجه نبودش نمی‌شد.

اونا اون گاوصندوق رو دقیقا در همون زمان خالی می‌کنن.

صبح دوشنبه توی هر شعبه مک‌دونالد.

سلام. به مک‌دونالد خوش آمدید.

می‌دونید چی می‌خواید؟

هان؟

آره. آره، آره، آره.

اوم، آره، فهمیدم.

ممنون.

بیش از ۱۰,۰۰۰

مک‌دونالد تقریبا یکسان در سراسر آمریکا وجود داره.

سوال این بود که چند تا رو باید بزنی؟

تا یه خونه واقعی داشته باشی.

برای بچه‌هات چیزای خوب بخری و خونواده‌ات رو پس بگیری؟

معلوم شد جواب ۴۵ تاست.

روفمن دوباره دست به کار شده.

با بریدن سوراخی تو سقف این مک‌دونالد.

در نبش خیابان مدیسون و جوئل در فیت‌ویل.

همونطور که تصور می‌کنید، این تجربه وحشتناکی بود.

اومد تو و ما رو انداخت تو فریزر.

و کتش رو به من داد.

کتش رو بهت داد؟ آره.

آه، آره، نمی‌خواست سردم بشه.

در واقع خیلی مهربون بود.

پلیس باور داره که این همون مظنونه.

که جامعه محلی ما رو وحشت‌زده کرده.

با ۴۵ مورد حادثه.

امم... فقط تو همین یک سال گذشته.

ما یه چهره‌نگاری از روفمن داریم.

اون همیشه ماسک می‌زنه.

Kiss of the Spider Woman subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Kiss of the Spider Woman

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left