The Empty Hands

The Empty Hands (空手道)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Empty Hands 2017 720p BluRay x264-WiKi
The Empty Hands 2017 1080p BluRay x264-WiKi
The Empty Hands 2017 720p BluRay TakMovie-700MB
The Empty Hands 2017 1080p BluRay TakMovie-1/4G
കമന്ററി എഴുതിയത് llillusionll
░ illusion امیرعلی | TakMovie.Co

ടാഗുകൾ

BluRay
720p
720
x264
1080
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2018-02-18
ഡൗൺലോഡുകൾ: 25
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

تـقـديـم بـه .شـمـايـي کـه درحـال ديـدن ايـن فـيـلم هـسـتـيـن

« اولين سايت پيش‌بينيِ ورزشي با آپشن‌هاي بي‌نظير » ::. BPersia.Win | بي‌پرشيا .::

illusion مـترجم: اميرعلي

.هي، سگ لال

،500

،600

،700

،800

.50

!حالا گم‌شو

2،850دلار

،تو فقط به عنوان يه کيسه بوکس اين‌جا هستي

واقعاً فکر مي‌کني قهرمان خيابوني هستي؟

.برگرد به بچه‌ها آموزش بده

قهرمان خيابوني

هيراکاوا

مشت و عبادت يکي هستند

999مورد اضطراري‌تون چيه؟

الو؟

.آقا، آروم باشيد

.لطفاً داد نزنيد

،اگه لال هستيد .فقط يه صدايي در بياريد

کسي نزديک‌تون هست؟

اگه هست، لطفاً بگيد .بيان پشت خط

الو... ؟

،نويسنده لو زون زماني گفته

،وقتي ساکت هستم .احساس مي‌کنم لبريز هستم

،همين که دهنم را به حرف مي‌گشايم .از پوچي آگاه‌ام

.بابام ژاپنيه

.اسمش آکيرا هيراکاوا بود

شرکتش سال 1972 اون رو به هنگ کنگ انتقال داد

.تا مدير دپارتمان ظروف آشپزخانه‌ي دايمارو باشه

آکيرا هيراکاوا

.بعدش هو لاي مو رو ديد

.مامانم

علاوه بر کار کردن در دايمارو

همين‌طور در پارک ويکتوريا .آموزش کاراته مي‌داد بعد از کارش

اون موقع هنگ کنگ جايي از ،مردم متفاوت بود

.و بلد بودن فنون رزمي مفيد بود

شايد ژاپني‌هاي زيادي نبودن که توي هنگ کنگ .کاراته ياد بدن

بابا شاگردهاي زيادي داشت تا جايي که تصميم گرفت از شغلش استعفا کنه

.و تمام وقت آموزش کاراته بده

تمام پس‌اندازهاش رو روي يه خانه‌ي .1200فوت مربي در وانچاي خرج کرد

حال و پذيرايي تبديل به دوجو شد

واسه همين توي اتاق خواب غذا مي‌خورديم .و مي‌خوابيديم

،وقتي بزرگ شدم .بابا توي راهرو مي‌خوابيد

يادمه هر روز بعد از مدرسه برمي‌گشتم خونه

و صداي تمرين کردن يه مشت مرد .که بوي گند عرق‌شون بلند شده بود رو مي‌شنيدم

!خيلي رو اعصاب بود

.من ماري هيراکاوا هستم

بابام اون نام رو .بهم داد

.تعمق در سکوت

.بسيارخب

!اداي احترام

!به همديگه احترام بذاريد

چان کنت

.سيونچين

.از کاراته متنفر بودم

ولي بابا گفت از درد نمي‌ترسم، و .يه استعداد طبيعي مادرزادي دارم

.واسه همين مجبورم کرد تمرين رو شروع کنم

.شايد فکرمي‌کرد ازش لذت مي‌برم

برنامه داشتم بعد از رسيدن به کمربند قهوه‌اي .بذارمش کنار

.کمربند مشکي بعد از کمربند قهوه‌اي به دست مياد

.و واقعاً رسيدن بهش سخت بود

يادمه زماني بود وقتي من رو بدون .رضايت خودم وارد مسابقات کرد

.و من باختم

!ديگه هيچوقت کاراته تمرين نمي‌کنم

.از اون موقع سمت کاراته نرفتم

،در طول بحران مالي سال 1989 .داييم از مامانم تقاضاي قرض کرد

مامانم از بابام خواست دوجو رو .گرو بذاره

.ولي بابام قبول نکرد

.داييم آخرش خودکشي کرد

.بعد از اون، مامان ترک‌مون کرد

.اين چيزيه که يادم مياد

.بعد از رفتن مامان تنهاتر شدم

.به جز پگي دوست ديگه‌اي نداشتم

چطوري اينقدر دوست‌هاي خوبي براي هم مونديم؟

.ازش خوشم مياد چون خنگه

!يه عالمه ممه داره، ولي عقل نداره .بهم صدمه‌اي نمي‌زنه

سعي داره با اين‌جوري بودن .شجاعت به خرج بده

.چون اين چيزيه که عاديه

.فقط اعتراف کن مي‌خواي تمام تلاشت رو بکني

.مي‌خواي در چاله‌اي که عشق هست خودت رو پرت کني

.يادت باشه، من معشوقه‌ي موزيکال تو هستم، کالوين

!خيلي حشري هستي - !بذار ممه‌هات رو فشار بدم -

!بذار ممه‌هات رو فشار بدم - !بذار ممه‌هات رو فشار بدم -

.من کمربند مشکي کاراته دارم

،از 10 سالگي رقابت رو شروع کردم .و قهرمان رده‌ي جوانان بودم

از وقتي بچه بودم مي‌خواستم .نگهبان بشم

،مي‌خوام از هنگ کنگ محافظت کنم .و صداي مردمش

قول ميدم هيچکس توي پارکينگ صدمه نمي‌بينه .وقتي کارم رو اين‌جا شروع کنم

،به نظر خوب مياد کمربند مشکيت کجاست؟

هيراکاوا

!عاليه .از فردا شروع مي‌کني

.از الان به بعد مي‌توني بهم بگي بولداگ

.الان ساعت 2:08 صبحه

.تماس‌گيرنده‌ي بعدي پشت خط هست

،اين معشوقه‌ي موسيقي شما کالوين‌ـه اسم‌تون؟

نوبت منه؟

.سلام

کارت تموم شده؟ - .آره -

.لابد روز طولاني‌اي بوده

جديد اومدي؟

،بله، من ماري هيراکاوا هستم .ژاپني‌ام

ميشه در رو برام باز کني؟

!البته

.وقتي حال سرزمين مادري‌مون خوب باشه، ما هم خوبيم

،وقتي ما حال‌مون خوب باشه .حال سرزمين مادري‌مون هم خوبه

اگه سرزمين مادريم رو دوست نداشته باشم

!خورشيد مي‌ترکه

،وقتي ما حال‌مون خوب باشه .حال سرزمين مادري‌مون هم خوبه

.وقتي حال سرزمين مادري‌مون خوب باشه، ما هم خوبيم

اگه سرزمين مادري من رو دوست نداشته باشه

چرا هيچوقت وارد اتاقت نميشيم؟

.اون تخت مال من نيست

.مي‌خوام برم

،به اين زودي نرو .اون ساعت 3 از کلاس مياد

.يکم بيشتر بخواب

!واقعاً يادت بود

.البته که آره .مچ هستن

!سالگردمون مبارک

.ممنون

چرا از پول براي رفتن به تعطيلات استفاده نکردي؟

،مي‌تونم اين ساعت رو برات بخرم .و باهات به تعطيلات برم

تا حالا مالديو رفتي؟

.نه

.من هم نرفتم

.شنيدم داره غرق ميشه

.پس... يه سري برنامه‌ريزي مي‌کنم

.قول ميدم با کسي ديگه نرم

.فقط با تو ميرم

واقعاً؟

.تو خيلي باهام خوبي

.خنگ کوچولو

.بهتره زود برم

،امشب باهاش شام مي‌خورم .نمي‌تونم پيش تو باشم

.عيبي نداره، با بابام مي‌خورم

.فردا سر کار مي‌بينمت

.باشه، عاشقتم

.منم عاشقتم

،اون يه جلسه‌ي فاقد عموميت داره

چطوره بياي با من شام بخوري؟

،بابا، بايد برم بيرون !تنهايي شام بخور

طي چند سال بعد، رابطه‌ام با پدرم .حتي بدتر شد

.هميشه سر کالوين دعوا داشتيم

.فکر نمي‌کردم اشتباه بکنم

.مطمئنم که يه روز من رو انتخاب مي‌کنه

.پدرم موافق نبود

.ولي هيچقوت به حرفش گوش نکردم

چون مي‌دونم هيچکس مي‌تونه .واسه من تصميم بگيره

حتي اگه آخرش ببازم، هنوز .تصميم خودم بوده

،بعدش مشکلات سلامتي پيدا کرد

و خيلي‌ها .ديگه به دوجو نيومدن

هنرجوي موردعلاقه‌اش پيگي کوچولو .هم ديگه نيومد

.بيشتر آموزش‌ها رو سگ لال مي‌داد

.هفته‌ي آخر، تو خونه غش کرد

.و ديگه بيدار نشد

.وقتي غش کرد، من تو خونه‌ي کالوين بودم

دسـتـان خـالـي

،بابام مرده

کِي مياي بيرون ديدنم؟

.رامن با سس پنير

.سگ لال

علامت زودياکت يه خوکه، درسته؟

.واي، پس لابد بالاي 50 سالت هست

،زمان زود مي‌گذره .من 20 ساله توي دوجو بودم

،حتي کلاس‌هاي بچه‌ها هم خاليه

.و اون بچه هنديه هيچوقت پول کلاس‌ها رو نميده

.برنامه دارم دوجو رو تعطيل کنم

کالوين: نمي‌تونم صحبت کنم

.من اول ميرم، راحت باش

.داري پير ميشي، استراحت کن

!ممنون

،شانس آوردم اين‌جا هستي .قوزک پام پيچ خورد

.خواهش مي‌کنم

اين‌جا هستي؟

چرا اين‌جا هنوز هنرجو هست؟

پول کلاس‌هاشون رو دادن؟

.مي‌تونه تمرين اين ماه رو تموم کنه

چرا روي زمين هستي؟

خوبي؟

.خوبم

برنامه‌ي آينده‌ات چيه؟

.از وقتي بچه بودم يه رؤيايي داشتم

رؤيا؟

.که مربي دوجو ميشم

،بهش فکر کردم .اين‌جا رو بخش‌بخش مي‌کنم و اجاره‌اش ميدم

،هفت‌تا اتاقش مي‌کنم .و خودم تو يکي‌شون مي‌مونم

جاي کافي براي هفت تا اتاق هست؟

فکرمي‌کني ممکنه؟

.اين طرح اوليه‌ي دوجومه

از شغلم در ايستگاه راديو استعفا دادم تا .بيام صاحب‌خونه بشم

.اين‌جا جاي مرغوبيه

.بابت هر اتاق 10 هزارتا مي‌گيرم

شش تا اتاق؟ .ميشه 60 هزار تا

.مي‌تونم سالانه 4 بار مسافرت برم

!برنامه‌ي بازنشستگي زودهنگامم رسماً شروع شده

،به بياني ديگه .يه توسعه دهنده‌ي املاک هستي

!چي ميشه گفت

!هيچي

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left