ആദ്യത്തെ 180 വരികൾ.
AnimWorld
ECHELON
AnimWorld
ECHELON
سریعتر از بازدم، من به طرفت میدوم
و تو آغوشت را برایم باز میکنی و مرا به آغوش میکشی
بعد من احساساتی رو که توی درونم بوجود اومده رو جمع میکنم و توی کیفم میگذارم
و وقتی که چراغ چشمک زن زرد میشه، به روی قطار میپرم
آه .... دلم میخواد، خیلی سریعتر تورو ببینم
بزار تا تو رو به آغوشم بکشم اونوقت میتونم احساس کنم که به تو نزدیک هستم
خورشید طلوع کن، بالا بیا
(شعله بکش (روشن شو
خورشید طلوع کن، بالا بیا
این عشق مال من
تپش قلبم در حال افزایش و دیگه متوقف نمیشه
خورشید طلوع کن، بالا بیا
و منو از درون بسوزان
خورشید طلوع کن، بالا بیا
و مرا به لرزه بنداز
من بخاطر تو، هیچ شکی در جلو رفتن ندارم پس ای قطار طلوع خورشید، احساسات مرا هم با خودت حمل کن
خورشید طلوع کن، بالا بیا
(من امیدوارم (ایمان دارم
خورشید طلوع کن، بالا بیا
احساساتم رو بهش برسون
من میخواهم احساسات صادقانه ام رو بهت نشون بدم پس قطار طلوع خورشید، احساسات مرا حمل کن و به او برسان
!آه ... چقدر زیباست
..., به راستی که خیلی جذابه
.خیلی خوشگله
.... دلم میخواد بغلش کنم و ببوسمش
...بیا عزیزم، بزار ببوسمت
... فقط یه بوسه
.دخترها نباید از این الفاظ استفاده بکنن
.این خیلی زشته
.اون وقتی خجالت میکشه، خوشگل تر میشه
.نگاه کن، با خجالت کشیدن جذابتر هم میشه
!من عاشق نوع حرف زدنشم
!منم همینطور
.من واقعا ازش خوشم میاد
...خفه شین
!مگو چان، چرا تو دوست پسر نداری؟
!ما چیزی نگفتیم که اینقدر بهمت ریخت؟
.... نه... فقط
... میکی
."لطفا فقط نگو که " من یه پسرم
... خب
.... بنظرم نباید از اینکه " نقشه کشیدم به پسر بودنم برگردم" حرف بزنم
!یعنی این سوال اینقدر سخت بود که باعث شده اخم به ابرو بیاری؟
!خب، خودت میدونی که هیچ پسر شایسته ی این اطراف نیست
... ناامیدی
.آره، حق با توئه
.اون پسرهایی که همیشه اطرافت میچرخن، اصلا بدردت نمیخورن
.اصلا مناسب تو نیستن
.نه، منظورم اونها نبودن
...اونها، خب، اونها فقط .... خودت که میدونی
!چی؟! پس منظورت اینکه یکی از اونها س؟! کدومشون؟! بهمون بگو؟
.نه، اینطوری نیست
.معلومه که اینطور نیست
!آه؟! پس کسی نیست؟
!پس چرا تو ازشون دفاع میکنی؟
.چون بنظرم همشون بچه های خوبی هستن
!اما قلبت هنوز اسیر هیچ کدوم از اونها هم نشده، نه؟
!دقیقا، همینطوره
.اشکالی نداره
.مگو الان با قرار دادن ماسک رو صورتش میگه که کسی نیست
..... آه! میکی چان ماسک (پوکر فیس) رو از صورتش برداشته
بیچاره ها. اونها امیدوار بودن که حداقل به عنوان .یک دوست خوب در نظر بگیرتشون
!واقعا از اینکه هیچ کدومشون مناسبت نیستن، مطمئنی؟ !چرا سعی نمیکنی با یکشون بری بیرون؟
!چرا؟
.میپرسی چرا؟! تو نیازی به اینقدر شوکه شدن نداری
.راستش پسرها خیلی سرگرم کننده هستن
.چیزهایی هست که فقط با بیرون رفتن میتونی پیداشون کنی
!مثلا ماهیگیری؟
!شکار حشرات؟
!ماجرا جویی؟
!گرفتن بزرگترین خرچنگ؟
.نه، من از اینکار ها نمیکنم .... ولی ازشون بدم هم نمیاد
.چه جو مثبتی
از اونجایی که اون به حرفام اهمیت نمیده، شاید شما !بتونید متقاعدش کنید، نائومی چان، چی چان؟
!به روش های مختلفی میشه از ش لذت برد، مگه نه، نائومی چان؟
.... هیچ اشکالی هم نداره
... با همدیگه برن بیرون
... خرید
..... رفتن به سینما یا پارک تفریحی
.بله، آماتسوکا سان
... ببخشید ... چندتا سوال داشتم
!چرا دوست دارید با مردا برید سر قرار؟
!از چیشون خوشتون میاد؟
... با توجه به نوع ایستادن و سوال پرسیدن، اون خیلی محافظه کار ـه
.به همین دلیل که بهت میگم بودن با پسرا خیلی جذاب ـه
... همچنین اونا مهربون و قابل اعتماد هستن
!جذاب
!مهربون
!قابل اعتماد
... پس به این دلیل که باهاشون بیرون میری
... آره، یجورایی مفید به نظر میرسه
.که اینطور ... قبول دارم نکات قابل توجه رو بهم ارائه کردی
... لطفا با این شکل و شمایل ازش نتیجه گیری نکن
.نه، داری اشتباه میکنی، طرز فکرت خیلی بچه گانه س
... وقتی کنارشون باشی احساس امنیت میکنی
!احساس .... امنیت
!هی. یجورایی مشکوک به نظر میرسی
!چیه؟! چیز اشتباهی گفتم؟
!مشکوک
!محافظت از مگو !همه مردا طرفدارت هستن
!منظورش از احساس امنیت چی بود؟
،چیزی مثل .... غذا
،نگه داشتن یک کپسول اتش نشانی
... بستن کمربند ایمنی
.مگو، بیا با همدیگه بریم خونه
!آنشین ....؟
.بعضی وقتا ترسناک به نظر میرسه
.... تا حدودی خجالتی
... تو هر زمانی اماده سپیوکو (خودکشی) هست
.این یکی هم نیازی به دلیل نداره
... همشون غیر قابل اعتماد هستن
!مگو؟
.خیلی بده، یجورایی عشق و محبتم به تو خیلی عمیقتر شده
!منظورت چیه؟
!وقتی که با تو هستم، احساس امنیت میکنم
..... این حس یجورایی با امنیت فرق داره
.اره، خودشه
،البته، همه با دید یک دختر بهم نگاه میکنن
ولی عاشق شدنم نسبت به میکی ثابت !میکنه که من واقعا پسرم! من واقعا پسرم
!در حقیقت اصلا دختر نیستم
... بهت که گفتم اینطور نیست
.نگران نباش. من بهت حمله نمیکنم
.مهم نیست که الان چطوری بهش نگاه کنیم، فعل حال من دختر هستم
.... ممنون
.... ترسناکه ... اون از درون و بیرون کلا دختره
!این روحش هست که داره مداخله میکنه یا چیز دیگه ای ـه؟
!هی ... اگه مرد بودی بهم حمله میکردی؟
.... نه ... راستش ... الان مطمئن نیستم
!اون در حال حاضر کامل خودش رو درک نکرده
!هی، من قابل اعتماد هستم؟
!وقتی تو کنارم هستی اضطراب برم میداره
،کنار دیگرون احساس اضطراب کردن .یه وجه دیگه ای از عشق ـه
!چی؟
!میکی چان
!من
.بله. یاسودا کون
.اگه احساس ارامش میخوای، بسپرش به خودم
!یاسو" تیکه اول اسمم به معنی ارامش هست"
!خب که چی؟
.... سلام
.بله، فوجیکی کون
... خب ... معنی ارامش
!عادی
!عادی تو معنا خود ارامش ـه
!عادی! عادی! عادی
!عادی! عادی! عادی
!بوشی هم به معنای ارامشه؟
!همشون به لای جرز دیوارم نمیخورن
.من تنهایی به خونه میرم
!آه، مگو
!مگومی سان
!وایسا
!مگو
!لعنتی
!پس، بوشی به معنی ارامش نیست؟
.به هر حال، اصلا درک نمیکنم چی بود با مردا به ادم ارامش میده
.واقعا درک نمیکنم
.به نظرم دلیلش اینکه هنوز مثل مردا فکر میکنم
!سلام! انشین
!بسیار عالی
.اولین مانع: جذاب بودن - رفع شد
.در کل، هنوز خیلی با قابل اطمینان بودن فاصله دارم
.من هنوز در زمینه های دیگر موفق نشده ام
... بذار ببینم .... مهربوی و
... اون حتی قابل اعتماد به چشم نمیومد
.میدونستی، امروزه باید حتی مراقب سوراخ شدن لایه ازن باشیم
.اگه لایه ازن زیادی گشاد میشد، تو بد دردسری می افتادیم
.چقدر مهربون
.ما باید مراقب باشیم
.به همین دلیل که بهت میگم بودن با پسرا خیلی جذاب ـه
... همچنین اونا مهربون و قابل اعتماد هستن
!جذاب ... مهربون
!پس این شکلی ـه
.بعدی هم حتما باید قابل اعتماد و انشین باشه
!آه، ببین گنزو، یه بشقاب پرنده
..... آه، مگو ... از دست تو
No comments yet. Be the first to leave one.