ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
همه چیز درباره ایو
قسمت ۱۰
صبح بخیر، آقای یون
گوینده هو یونگ-می
خونهتون این اطرافه یا تصادفیه؟
دیروز من شما رو رسوندم خونه، یادتونه؟
فکر کردم شاید امروز هم نیاز به ماشین داشته باشید. بفرمایید بالا
ممنون
دیگه خیلی مدیونتون شدم
یه فنجون چای کفایت میکنه
باشه
قوله؟
بله، حتماً
به نظرتون من بهتر از ظاهرم نیستم؟
مردم فکر میکنن من زیادی خشنم، نه؟
خب...
آها، فهمیدم، براتون مهم نیست
حرفی برای گفتن ندارم
شما سون-می رو تو لندن ملاقات کردید؟
خیلی دختر خوبیه، نه؟
حتی این گردنبند رو هم تو لندن برام خرید
قشنگ نیست؟
شما خیلی از این گردنبند قشنگترید
واقعاً؟ نه بابا، شوخی میکنید، مگه نه؟
به لطف شما ترافیک قابل تحمل شد
من باید این حرفو بزنم
شما؟
چی شده؟
یه چیزی رفته تو چشمم
بذارید براتون نگاه کنم
این یکی
هیچی نمیبینم
میشه توش فوت کنید لطفاً؟
الان چطوره؟
رفت. ممنون
آخه چشماتون خیلی درشته
شما رانندهی خیلی خوبی هستید
امروز صبح عالی به نظر میرسید
حدس میزنم نه به خوبی شما
الان سرم شلوغه
اگه بقیه ما رو ببینن چی؟
بهتره درست رفتار کنی
من کار اشتباهی نکردم
من با راز کوچیکت کنار اومدم، با اینکه ازش خوشم نمیاومد
چون به حرفهت احترام میذارم
اما این به اون معنی نیست که میتونی با پسرهای دیگه لاس بزنی
این واقعاً سطحینگریه
پسرا میگن خوشگلی، اما این چیزی نیست که واقعاً فکر میکنن
جواب بده، واقعاً چیزی تو چشمت بود؟
داری اغراق میکنی
من فقط نیت خوبی داشتم
ریتینگ برنامه واقعاً خیلی پایینه
بهشون بگو باید یه سلبریتی معروف بیاریم
دارن روش کار میکنن. دارن تلفن میزنن
ریتینگ اخبار ساعت ۹ چنده؟
۳۲ درصد
شاید مشکل از برنامههاست
نگرانش نباش
همه مجری برنامه رو مقصر میدونن. مشکل همینه
دقیقاً، با این حال، اونا هم بخشی از برنامهان
جو-هی، دلم قهوه میخواد
من میارم
نه اشکالی نداره. خودم میارم
از روز اول که اومدم اینجا این کارو میکنم
ریتینگمون چطوره؟
یه نگاه بنداز
از وقتی من این برنامه رو قبول کردم، داره میاد پایین
بهت گفتم تقصیر تو نیست
جشن سالگرد شرکت؟
خب، افتخار میکنم
من اینجا یه کارمند جزء هستم، پس اینکه بتونم هیئت مدیره رو ببینم...
باشه، تمام تلاشمو میکنم
مجریهای پارسال کی بودن؟
رئیس گزارشگرا و یه ستاره درام، کیم می-هی؟
رو شما حساب میکنم
هیچکس شک نداره که شما و جو-هی نماینده MBS هستید
وای، این واقعاً قشنگه
زیادی خاص نیست؟
برای شما عالیه. یه مهمونی بزرگه
و شما نماینده MBS هستید
این واقعاً شیکه
یونگ-می؟ میشه اینو امتحان کنی؟
ها؟ برای اینکه ببینم
خیلی خستهام
این چطوره؟
چطوره؟
مطمئن نیستم
این یکی چطوره؟
بعدی چیه؟
خوبه
اینو از همه بیشتر دوست دارم
خیلی زنانه ولی باوقاره
باشه، در موردش فکر میکنم
چرا برای خودت یه چیزی نمیگردی؟
اینجا زیادی گرونه
واقعاً؟
برای شما نه، شما مشتری ویژه من هستید
بریم ببینیم
این قشنگه. از گلسینهاش خوشم میاد
واقعاً قشنگه
اوه، اون رو که دیروز برداشتن.
این لباس برای کی میتونه باشه؟
در هر صورت مال تو میشه، هیونگچول خریده.
هیونگچول خریده؟
من هنوز بهش میگم هیونگچول؟ اون الان مدیر اجراییه.
بله. میخوای اینو برای اخبار بپوشی؟
نه. معلومه که این برای من نیست.
یونگمی، بریم. شاید دفعه بعد برات یکی خریدم.
باشه.
پس برای کیه؟
بهتره بریم. داریم دیرمون میشه.
من لباس عوض میکنم.
ببخشید.
دیر کردم.
هوم، این خوب نیست. تازه رسیدی.
متاسفم.
اصلا نباید دیر کنی.
سر به سرم نذار.
دست از شوخی بردار. چند ثانیه دیگه شروع میکنیم.
شوخی نیست.
عصر بخیر. این اخبار شبانگاهی MBS برای عصر پنجشنبه است.
جان نخست وزیر فیجی در خطر است.
در حالی که کودتا ادامه دارد.
حزب ضد دولتی گروگانهای خود را آزاد میکند.
کجا میریم؟
مطمئنی دوستم هستی؟
هیونگچول.
فکر میکنم به اندازه کافی نزدیک هستیم. میتونی یه لطفی در حقم بکنی؟
هیونگچول.
مشکلی نیست.
لطفا دست رد به سینهام نزن.
انگلیسی حرف میزنی؟ نمیفهمم.
چطوری؟ خوبم. تو چطوری؟
برای اون چیزی که دیروز خریدم اومدم.
آهان، فهمیدم. یه لحظه صبر کن.
گفتی که دست رد به سینهام نمیزنی.
بفرما. برو جلو، امتحانش کن.
اون اینو برات انتخاب کرده.
همین الان.
امتحانش کن.
جوهی زودتر اینجا بود.
اون دنبال لباس برای مراسم میگشت.
آهان.
در مورد این صحبت کرده بودم. فکر کردم برای جوهیه.
اشکالی نداره. بالاخره که میفهمه.
وای! خیلی بهش میاد.
میدونستم تو انتخاب لباس خوبه. قشنگه؟
میدونم. نگران نباش.
من فقط میخوام تو اینو بپوشی.
همین. میتونی این کار رو بکنی، نه؟
من که بیخانمان نیستم.
میدونم کلی لباس داری.
پدرت همه چیزش رو پای تو میذاره.
اون بهترینها رو برات میخواد.
من میتونم یکی از لباسهای خودم رو بپوشم.
این مهمونی اونقدرها هم برام مهم نیست.
میخوام تو پدرم رو ببینی.
چی؟
اشتباه برداشت نکن.
بهش میگم تو یکی از دوستای عزیزم هستی و تو لندن با هم آشنا شدیم.
وقتی برگشتم کره، تو قبلاً گویندهی MBS بودی.
اگه تو برای یه شرکت دیگه بودی،
معرفی کردنت به پدرم آسونتر بود.
اما چرا MBS؟
خب، من خیلی قبلتر از تو اونجا بودم.
باشه، باشه.
نوبت منه که اخبار ظهر رادیو رو بگم.
میشه تغییرش داد.
اوه، پس یونگمی چی؟
کی؟ یونگمی؟
اون یه جورایی ملکه بین ماست.
من میتونم اون رو درستش کنم.
به سوندال گفتم.
هیونگچول!
باشه، میدونم کار درستی نیست.
پس قول بده که بعد از اخبار اونجا باشی.
آب و هوای خشک بر روشهای کشت برنج تأثیر گذاشته است.
بذر برنج مستقیماً در زمین خشک کاشته میشود.
لی کیونگ-لیم از یه-سو گزارش میدهد.
کیه؟
گل.
گل؟
این برای هو یونگمیه.
هی، تویی!
دلت برام سوخت، مگه نه؟
منم یه مرد هستم.
هیچکس خوشحال نمیشه وقتی دوستدخترش رو اینجوری میبینه.
یونگمی، لطفا به من نگاه کن، فقط به من.
تو همیشه اینور و اونور رو نگاه میکنی.
لطفا فقط روی من تمرکز کن.
بله، حق با توئه. من اینور و اونور رو نگاه میکنم.
پدرم میگفت این عادت رو از مادرم گرفتم.
یونگمی!
میتونی پادشاه باشی؟
پادشاه MBS؟
اخبار ساعت ۱۲ MBS.
بر اساس گزارش هائه-نام کمیکال،
حجم تولید کود شیمیایی
از ۳۳ هزار تن به ۴۳ هزار تن در روز افزایش یافته است.
این مقدار اضافی کود به کره شمالی فرستاده خواهد شد.
No comments yet. Be the first to leave one.