ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
تقدیم به همه فارسی زبانان خوب دنیا
بجنب .بیا بریم
بدو
اونو برش ندار
دسشوئیت رو بکن بریم
اون کیه ؟
سلام
عصر بخیر
سلام واقن
سلام جک
میبینم که خیلی بهت اموزش داده
اون داره با من قدم میزنه . مگه نه ؟
ووو
چطوری تو ....
اوضات چطوره ؟
میگذره . میدونی که
اما حالم بهتر از اینم میشه
اره این چیزا یکم وقت میگیره
اره
خب تمرین هام کمک میکنه من خیلی زیاد میدوم
و دارم وزنم کم میکنم
معلوم نیست ؟
من دو تا بلیط برای نمایشگاه اسلحه دارم
تو یه احمق بامزه ای واقن
نه منظورم اینه که دو تا بلیط دارم به نمایشگاه اسلحه
حالا ببین .,من ونم رو پایین خیابون پارک کردم
من و تو قراره یکم خوش بگذرونیم
این کارت برای چی مرد ؟
فکر کنم که تو متوجه ای که برای چی هست
نه نمیدونم . بخاطر چی هست ؟
فکر کنم...میدونی... برای... چی ... هست
بچرخ
و به طرف پایین جاده حرکت کن
خیلی خب وقن
بجنب
بچرخ
بچرخ بریم
لعنت به تو وقن
بچرخ بریم
مکث برو خونه باشه ؟
بجنب . یالا بریم
میخوایم بریم خوش بگذرونیم
میخوایم بریم خوش بگذرونیم بدو
داری چیکار میکنی ؟
بدو بدو
بجنب بدو
بجنب بریم بدو
تقریبا تموم شد
سگت خیلی خیلی سریعه
اما متاسفانه دفعه بعدی در کار نیست
خیلی خب . یکی دیگم بکن
یکی دیگه
تموم شد
بیل رو اینجا بزار
درست همونجا
چی ؟
بیا
هی
بازش کن
اوه . یا عیسی مسیح
نه مرد
بازش کن
مجبورم نکن که این کارو بکنم
بازش کن
اوه . اوه اوه .اوه
چی ؟
خدا اوه . اوه
راحتی ؟
وقن این کارو نکن مرد
.... ببین .... قسم میخورم
به هیچکس هیچی راجع به این قضیه نگم
به هیچکی نمیگم قسم میخورم
اوه . اوه . خواهش میکنم
خواهش میکنم . اوه . نه خواهش میکنم این کارو نکن
وقن . گوش بده مرد برای پشیمونی دیر نشده
چیه, قراره این راز کوچولومون بمونه ؟
اره میمونه
من اینطور فکر نمیکنم
بجنب
یه چیزی بهت میگم مگان .....
چی ؟
چراغ قوه مال تو
یا مسیح
وقن
ووووو - هوووو
لعنتی
وقن
وقن
وقن
من هوا نیاز دارم
خب یکی برام یه مثال از یه ادم سنگدل بزنه
کی میخواد اول شروع کنه ؟
دنی ؟
خب فکر کنم که ادم های چشم ابی اینجورین .
باشه کسه دیگه ای نیست ؟
اون واقعا دوست داره که وارد جزئیات بشه .
خیلی خب
هی تراویس نظر تو چیه ؟
این شعر واقعا به ما راجع به این قاتل چی میگه ؟
مممم . نمیدونم
اوه بجنب دیگه تراویس
ما حق انتخاب و ازادی بیان تو این کلاس داریم
مثلا تو میخوای به یک دوست بگی که این شعر رو بخونه . راجع به شعر بهش چیمیگفتی ؟
بهش میگفتم که تو داخل مغز این قاتل هستی
هرچقدرم که بیشتر توش باشی ترسناک تر میشه
چرا ترسناکه ؟
چون دیوونس
مطمئنی ؟
خب . اون مدام تکرار میکنه که نیست
ابی نظر تو چیه؟
منم با تراویس موافقم
اون مطمئنن دیونس
هرکسی که ادما رو به خاطر اینکه چشم های زیبایی دارن میکشه
اره درسته. اون تو لب و لوچه ادما صورتی میزنه
خب برایان . تو داری میگی که اون اونا رو به تیکه های کوچیک تبدیل میکرده
اره بعدشم مخفیشون میکرده بعدم زیر زمین دفنشون میکرده
پس چرا به خودش اینقدر زحمت میداده که جنازه ها رو مخفی کنه ....
و قتی قراره که اعتراف کنه به همه چی ؟
فکر کنم به خاطر اینکه میدونسته ممکن بوده که پلیسا بشنونش
تو میدونی ؟ صدای ضربان قبل و اینجور چیزا
اما خانوم مور من فکر نکنم که قلباشون میزده
من فکر کنم که اون فقط فکر میکرده که میزنه چون دیوونه بوده
اره طرف خل و چله پس برای همینم اینا رو میشنیده
مونگله
باشه باشه
خب چه چیزی باعث میشه که ادم ......
یه صدا رو درون سر خودش بشنوه .....
که مجبورش میکنه که اععتراف بکنه ؟
تراویس
اوه .... خب اوه... احساس گناه
فراموش نکنین که ما بازم راجع به این بحث در هفته ایندم بحث میکنیم
از همتون میخوام که بازیهاتو رو برای هفته اینده املده کنین
تا نمایش رو بتونیم برگزار کنیم . تراویس وابی هم ....
مکبس و خانوم مکبث رو بازی میکنن
خب تو هم با ما بیا بریم بیتزا بخوریم ؟
حتما. ما باید از این طرف میرفتیم
باشه برایانصبر کن
" اوه . وقتی لختم بهم دست نزن "
چی ؟
" کنارم بشین . دوستم . پروردگارم و غیره "
نمایشنامه مکبس درسته
هیچکس متوجه نمیشه که شما دوتا دارین راجع به چی صحبت میکنین
این همون قسمتی نیست که روح رو میبینه ؟
اره همون قسمته
تو با اون قسمت هیچ مشکلی نخواهی داشت
منظورت چیه ؟
هیچی
اوه . کسه دیگه ای هم از پیتزا خوردن خسته نشده ؟
دنی تو میتونی یه نقش دیگه رو هم انتخاب کنی
ابی ما باید بریم
داری راجع به چی صحبت میکنی ؟
.... باید تا الان بهتر میشدم
من یه چیزه عجیب شبی که خواهرم مرد دیدم
مث...مثلا روح ؟
نمیدونم چی بود
اما یه چیزی دیدم
نه نه خواهش میکنم ما همه دوستاتیم
چرا برامون تعریف نمیکنی ؟
" برایان "
نه من فقط کنجکاو شدم بزار حدس بزنم
تو روحت رو ریچارد هیدن صدا میزنی
متوجه ای که به اختصار میشه دیک هید
یا مثلا کیندا . اسمی که اونا صدات میزنن
ممم . تو بامزه ای
نیستم ؟ البته که بامزم
برایان . اون خواهرشه
باشه اما اون این موضوع رو کشید وسط تقصیر من که نیست
افرین برایان
تراویس
اقای سویک
قرار بود بیای به دیدنم
اره.
ترایس تو قبلا هیچ وقت برای دویدن یا بیسبال نمی اومدی . مگه نه ؟
نه
تنها کاری که میکنی وقت گذرونیه
اره وقت گذرونی
مسابقات دومیدانی هفته دیگس
میخوام اونجا ببینمت
... باید برم
یه لحظه گوش کن
میدونی چیه دومیدانی خوبه ؟
مممممم
همیشه یه هدف هست
همیشه میدویی تا به یه چیزی برسی
و من .....
فکر میکنم که تو توش پیشرفت میکنی
برام جالب نیست
برایت جالب نیست ها ؟
متوجم
فکر کنم که فقط وقتم رو تلف میکردم
اون گپ برای چی بود ؟
من از کجا بدونم
بریم
سویک خیلی دستماله
اره
اصلا ازدواج کرده ؟
تعجب نمیکنم اگه نکرده باشه
احتمالا نکرده
فکر کنم که یه چیزایی بین اون و خانوم مور هست
اوووه . جالب شد
No comments yet. Be the first to leave one.