ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه گذشت
هلن، قرار نيست اتفاقي بيوفته
نه بهش زنگ ميزنم نه ميرم به ديدنش
چرا بايد به حرفات اعتماد کنم؟
ميدوني، ما قبلا مثل يه تيم بوديم
همين الآنشم هستيم
نه، الآن فقط مثل دو تا احمق ميمونيم که
نميدونن چطوري از پس کارا بر بيان
اگه ميخواي با کسي سکس کني، بيلي
ميتوني اينکارو با من بکني
!آه
...من و هال ميخوايم بعد از اينکه مزرعه فروش رفت
بريم سفر
من به اين زودي سر پولي که دستم نيومده فکر نميکنم
فعلا کاراي زيادي اينجا داريم
اسکاتي، اينجا چيکار ميکني؟
اوه، سلام
سلام. خوشحالم ميبينمت
منم همينطور
مامان بزرگم سکته کرده
اون منو بزرگ کرد
ميدونم اين غم مثل غم پسرته
ميخوام بدونم که اشتباه نميکنم
ميدونم از ته دلت ميخواي اون زنده بمونه
اما زنده نگه داشتنش اونو برنميگردونه
دوست دارم
منم دوست دارم
« Notion ترجمـه از عـرفان »
بخش اول آليسون
لطفا توي امروز به آدمهاي نيازمند کمک کنيد
ممنون، خانوم زيبا - سال نو مبارک -
سال نو مبارک
!آوه
دير کردي
ترافيک بود
!تاکسي
راستش اين حرکت فکر خوبي نيست
آره، جدا فکر خوبي نيست
بيا
اتاق داريد؟
آه، ببخشيد، قربان
انگار تمام اتاقهاي معموليمون پُر شدن
اما دو تا سويت که منظرهي خوبي دارن خالي هستن
منظرهش به سمت آب هستش و هزينهش هم 1,250 دلاره
چي؟ چرا؟
خب، الآن تعطيلاته، قربان
و اينجا هم نيويورک هستش - اينجا بروکلن هستش -
يعني ديگه فرقي هم بينشون مونده؟
خب، جين هم واسه ترم ميان دوره داره درس ميخونه
پس اونجا هم نميتونيم بريم
اون رفيقت مکس چي؟
نه، اونم خونهاس
فکر ميکردم همه بخاطر تعطيلات از شهر ميرن بيرون
مکس جايي رو نداره که بره
خب، ميتونيم بريم موزه
دوست ندارم برم موزه
خب، چيکار کنيم؟ دارم يخ ميزنم
نميدونم
صبر کن ببينم
اينجا خونهت نيست؟
نوح
نه
.بيخيال، خيلي سرده برات چند فنجون قهوه درست ميکنم
کار خطرناکيه
زنت کجاست؟
اون و دوستش بچهها رو واسه اسکي بازي بردن بيرون از شهر
و امشب هم برميگردن
نميدونم - يالا -
نميخوام که تو رو توي تخت زنم بکنم
دوست دارم - منم دوست دارم -
چي؟ - منم دوست دارم -
اوه - دوباره بگو -
دوست دارم
دوست دارم
...داشتم فکر ميکردم
اگه يه خونهي ديگه بگيرم چي؟
منظورت چيه؟
...يه استوديو هست
که واسه رمان نوشتنم ازش استفاده ميکنم
که رمانم رو توش تموم کنم
ميتوني هر وقت اومدي شهر بري اونجا
بنظر خوب ميرسه
...و وقتي که زدم بيرون
ميتونه خونهي شروع زندگيمون باشه
بزني بيرون؟
آره
...منظورت اينه که ميخواي
آره
اگه توئم همينو بخواي
آره
بهت قول ميدم ارزش صبر کردن رو داره
اوه، خداي من
عجب ديوونه بازيه
45دقيقهاس يه بر دارم ميکنم
هيس
اوه
هي
هي
مشکلي پيش اومده؟
نه
...خيلي ضدحاله، اما
چند ساعت ديگه هلن و بچهها ميرسن خونه
باشه
هي، قطارت کي هستش؟
نيم ساعت ديگه
بيا اينجا. ميخوايم يه چيزي نشونت بدم
همين جاست
نظرت چيه؟
کمدش اونجاست
خب، نظرت چيه؟
...خب
يه خورده کوچيکه
.خب، آره، همينطوره اما فقط خودتي، درسته؟
درسته؟
خب، واسه يه مدت کوتاه، درسته؟
دوستت بهم گفت تازه از شوهرت جدا شدي
متاسفم. خيلي بده
زنم چند سال پيش ترکم کرد
و خيلي بد بود
...پس
خب، اجارهش چند سالهاس؟
مدير ساختمون 2 سال ميخواد
دو سال؟ - ...زياد خوب نيست -
اما توي اين محله با همچين قيمتي، سريع فروش ميره
فکر ميکردم خوشحال ميشي
خوشحال ميشم؟
...واسه دفتر يه نويسنده عاليه
و توئم هر وقت اومدي شهر ميتوني بياي اينجا
اونجا مثل آشغال دوني ميمونه - ...چرا هميشه -
همچي رو از نگاه بدش ميبيني؟
.بخاطر اينکه همينطوره ...اينجا جايي نيست که
بتونيم توش زندگي کنيم
...اينجا ميشه محل ديدن معشوقهات
جايي که هر وقت بخواي بتوني بکنيش
...آليسون، اين يه راه حل موقتي
واسهي يه همچين موقعيت پيچيدهايه
اوه، پس اينجوري صداش ميزني؟
!من 4 تا بچه دارم
من پدرشون هستم. نميتونم همينجوري ولشون کنم
.منم همچين چيزي رو ازت نخواستم هيچوقت همچين چيزي رو ازت نخواستم
تو کسي بودي که ترتيب ملاقات امروز صبح رو داد
ببين، يه خورده بهم وقت بده، باشه؟
اولين باري که ديدمت بهت گفتم بايد با سرعت من پيش بريم
ميخوام باهمديگه باشيم
کلي به اين موضوع فکر کردم
...حالا، وقتي ويتني واسه پاييز سال آينده رفت دانشگاه
پاييز سال ديگه؟
اونوقت با هلن حرف ميزنم
اين يعني 9 ماه ديگه
...که در مقابل اينکه هر وقت در مورد
بحران خانوادهت حرف ميزني
و اينکه چطوري زندگي بچهات تباه شد، هيچي نيست
چرا اعتراف نميکني؟
تو هيچوقت اونو ول نميکني
.اين هيچوقت واست جدي نبوده فقط واست مثل يه بازي بوده
اعتراف کن. حقيقتو بهم بگو
تو بايد يه خورده باور داشته باشي، آليسون
سلام
کجا داري ميري؟
فکر کنم، خونه
ببخشيد، اينو از همه ميپرسه
شب خوش
سال نو مبارک
شما هم همينطور
آليسون بيلي، چشمم روشن
حدس بزن اين کراوات رو واسه چي زدم؟
هان؟
يالا، بپرس
...تازه از قرار شام با سرمايه گذار
مرکز تفريحي برگشتم
...خيلي دوست دارم واسه جشن گرفتن پيروزيم
دور بعدي مشروبت رو حساب کنم
...فقط از اين ميترسم که اون آدم غار نشين يا شوهرت بيان اينجا
و دوباره حسابم رو برسن
اون اينجاست؟ - نه -
دنبالشون ميگردي؟
جايي ميري، بيلي؟
نه
از جايي برگشتي؟
آره
بزار حدس بزنم. از شهر؟
هنوز اون يارو رو ميبيني؟
قلبت رو شکست؟
مايک...مايک، ميشه بازم واسمون مشروب بياري؟
ممنون - باشه، اسکار -
سخته که عاشق يه نفر باشي که عاشقت نيست، درسته؟
ميخواستم ازش باج بگيرم
اوهوم، بخاطر تو
...درست نشد، ولي
ميخواي منو بکني، اسکار؟
چي؟
همينو ميخواي، آره؟
چيکار داري ميکني؟
چيکار داري ميکني؟
دوست داري منو بکني، اسکار؟ - چيکار داري ميکني؟ -
يالا
امم - امم -
...تو
اما شوهرت منو ميکشه
ميدونم - آره -
No comments yet. Be the first to leave one.