Mank

Mank

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

MANK 2020 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-TEPES
MANK 2020 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-TEPES
Mank 2020 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-CMRG
Mank 2020 1080p WEB H264-STRONTiUM
Mank 2020 HDRip XviD AC3-EVO
Mank 2020 WEBRip x264-ION10
Mank 2020 1080p WEBRip x264-RARBG
Mank 2020 1080p WEBRip x265-RARBG
Mank 2020 720p/1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Mank 2020 720p NF WEBRip 800MB x264-GalaxyRG
കമന്ററി എഴുതിയത് _SinCities_
🟦 مـانـی و سینا صداقت ،Cardinal آرین ⣿ FilmoGen.Org 🟦

ടാഗുകൾ

hdrip
HDRip
XviD
AC3
HD
webrip
web
720p
720
BRip
1080
x265
HEVC
x264
Web-DL
web-dl
WEB-DL
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2020-12-07
ഡൗൺലോഡുകൾ: 57
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

در سال 1940، اورسن ولز در 24 سالگی طی قراردادی ،درخورِ استعداد اعجاب‌انگیزِ داستان‌سُرایی‌اش

،از طرف شرکت آر.کی.او پیکچرز که در باتلاق دست و پا می‌زد مجاب به رفتن به هالیوود شد

،به وی اختیار تام خلاقیت داده شده بود هیچگونه نظارتی بر کارهایش نبود و

می‌توانست هر فیلمی، در هر زمینه‌ای و با هر همکاری که صلاح می‌دید بسازد

«ویکتورویل»

«مزرعه‌ی نورت ورده»

ویکتورویل، مزرعه‌ی مهمان» «روز، 1940، فضای بیرونی

چیزی نیست. خودم می‌تونم. کمک نمی‌خوام

بفرمایید

گفتم شما رو اینجا جا بدن تا احساس محبوس بودن نکنید

خانم‌ها با اشغال کردن هر دو اتاق خواب

باعث میشن توی محله حرف در بیاد

...من توی شهر می‌مونم، توی یه اقامتگاه به اسمِ

«شاید باورتون نشه، به اسم «دست‌های شانه

اونجا کار ویرایشم رو انجام میدم

،همونطور که می‌دونید

دوشیزه فریدا نه تنها پرستار و ،متخصص فیزیوتراپی هستن

بلکه توی کشورشون هم در زمینه‌ی علم تغذیه تحصیل کردن

درسته، خانم؟- بله، آقای هاوسمن-

اینجا مشروب ممنوعـه

،مالک مزرعه اجازه‌ی الکل رو نمیده

ولی شما اهل پنسیلوانیا هستید

مطمئناً بهش عادت دارید

و مهمون‌مون نجات‌تون داد

لطفاً بذاریدش اینجا

و...مراقب باشید

مراقب باشید. ممنون

نگاه کنید

معمولاً گیر آوردن اینا خیلی زحمت داره

،بعد اتمام پیش‌نویس اول ،فرضاً 90 روز دیگه

باید بتونید مثل یه اسب بدوئید

ریتا، میشه بیای اینجا؟

ایشون خانم الکساندر هستن

ایشون توانایی تایپ 100 کلمه در دقیقه رو دارن و مهارت بالایی در املا دارن

ریتا الکساندر، هرمان منکویتز

حال‌تون چطوره، آقای منکویتز؟

آه، سؤال خیلی سختیـه

،خب، از اونجایی که کار کردن توی شب رو دوست دارید ریتا خانم به زمان لندن کار می‌کنن

شوهرشون از سربازان شجاع‌مون توی نیروی هوایی سلطنتیـه

ایشون با...چی پرواز می‌کنن، ریتا؟ اسپیت‌فایر؟ - هاریکن -

من رو توی غم‌تون شریک بدونید. براشون دعا می‌کنم - ببخشید؟ -

با توجه به سرعت، ارتفاع و شعاعِ ...چرخشِ مسرشمیت ب‌اف ۱۰۹

امیدواریم نیازی به همدردیِ شما نباشه، آقای منکوویتز

ما خودمون دعا می‌کنیم...و می‌جنگیم

.من به طور هفتگی میرم دیدن اورسن .ایشون رو در جریان پیشرفت‌مون قرار میدم

انتظار کارهای عالی‌ای داریم

اون نویسنده چی می‌گفت؟ «داستانی رو که بلدی تعریف کن»

همم

من اون نویسنده رو نمی‌شناسم

الو؟

بله. بله، همینجا هستن

.خب، همه چی باید در اختیارتون باشه .اگه چیزی رو از قلم انداختم، یه کلیپ‌بورد اینجاست

بله؟ الو؟ - دارن وصلش می‌کنن -

زمانبندیِ دوست موفق‌مون حرف نداره

اورسن، سلام. تازه رسیدیم

اوه

سلام - !منک -

هاوسمن میگه جای خوبی بهت اسکان دادیم

چقدر خوش‌شانسم من

پات چطوره؟ - استخون ران به لگن جوش خورده -

عالیـه

برای شکار نهنگ سفیدِ بزرگ آماده‌ای؟

به اندازه‌ی ناخدا ایهب آماده‌ام

شنیدم 90 روز وقت داریم

بیا سعی کنیم 60 روزه تموم شه

الان یه ماه کم کرد

قدیما توی تئاتر مرکوری پنج روزه براتون انجامش می‌دادم. این که آب خوردنـه

شصت روز، بعدش می‌تونیم مباحثه کنیم - هیچی مثل یه مباحثه‌ی خوب نمیشه -

واسه این 30 روز کم کردی تا متن رو در اختیار تیم حقوقی آر.کی.او بذاری؟

.بهت که گفته بودم، منک .حرف اول و آخر رو من می‌زنم

استودیو هیچ دخالتی نمی‌کنه

همه‌ی کاسه کوزه‌ها سر ما خراب میشه

شصت روز و یه مباحثه - آقای ولز، حاضریم -

باید برم. برای «دل تاریکی» آزمون می‌گیرم

اوه، کمترش کن، آثار «جو کنراد» رو هم ول کن

هر کی پرسید، بگو داری وفق پیدا می‌کنی

اوه، نمی‌دونی این خراب شده‌ی آفتابی چطوریـه، دوست من

،اگه توی تقاطع هالیوود و واین بگوزی

یه تهیه‌کننده توی سانتا مونیکا گزارش انفجار میده

نه، هنوز با این شهر آشنا نشدم

.من روحاً در کنارت زحمت می‌کشم، منک .ضمناً صدای تایپی نمی‌شنوم

توصیه‌ای در کار نیست

و بعد 24 سالش میشه

گیر افتادم

،منزل منکویتز، شب» «چند هفته قبل، فضای داخلی

بذار لباساتو در بیارم

همینکه به توازن کامل می‌رسم، اخراجم می‌کنن

من با نصف تهیه‌کننده‌های استودیو کار نمی‌کنم و

اون نصفه‌ی دیگه هم با من کار نمی‌کنن

این چیه؟ سوابق اسب‌های مسابقه‌ست؟

اگه مطالعه نکنی، دیگه چیزی یاد نمی‌گیری

تکون نخور

دراز بکش

لطفاً سیگار بده

،هرمی، اگه کبریت به نفست بخوره

آتیش می‌گیری

حتی اسم سگـه هم افتضاحـه

انگار یه خدمتکار ژاپنیـه

،ببین کِی گفتم، سارا

جادوگر اُز» اون استودیو رو» به خاک سیاه می‌شونه

بخواب. فردا باید با ماشین بری به نیویورک

یادتـه قدیما از شرق

سوار قطار می‌شدی؟

من توی آلبوکرکی قایمکی سوار می‌شدم و لخت لخت میومدم توی کوپه‌ات

اینم یادمـه که چطور ماه عسلم رو توی برلین بودم و

تمام شب جنده‌ها از پله‌ها ،بالا و پایین می‌رفتن

چون معشوقه‌ی جذابم، وُسعش به یه هتل خوب نمی‌رسید

چه روزهای خوبی

آره، آره، شب‌هاش هم بد نبودن

اشناتز - برای آخرین بار، چیـه؟ -

امسال چه سالیـه؟ - ...هرمان -

تا الان باید یه کاری می‌کردم - ...اوه، هرمی -

خدایا، یه نشونه برام بفرست

،من مثل موسی خادمتم ولی اونقدرا مفت کار نمی‌کنم

بگیر بخواب، خنگول خان

اشناتز؟ - چیه؟ -

چرا منو تحمل می‌کنی؟

نمی‌دونم

...اون بوته توی حیاط جلوی خونه‌مون

،اگه امشب آتیش گرفت بهم خبر میدی؟

یعنی، تو هر جور چیزی می‌دونی

،پنج‌وتدی یامبیک کلام شاعران بزرگ

نحوه‌ی امضا کردنش چی؟ «همیشه، اتل»

باورت میشه؟ «اتلِ خالی نه ها. «همیشه، اتل

،تامی، اگه تا غروب به جایی برسیم

دلم می‌خواد از این ماشین پیاده بشم و یه مارتینیِ خنک بخورم

اون از اونا نیست که «الکی بنویسه «همیشه

،اگه منظورش اتلِ خالی بوده «فقط می‌نوشت «اتل»، نه «همیشه، اتل

اینطور فکر نمی‌کنی؟ - آه، جاده، تامی -

می‌دونم

خودت بخون و منظورم رو متوجه شو

منو دوست داره، اینطور فکر نمی‌کنی؟

منک؟ اورسن ولز هستم

البته که اورسنی - فکر کنم وقتشـه صحبت کنیم -

سراپا گوشم

،قلعه‌ای که زمانی برفراز تپه‌ای بوده

حالا چیزی جز یک خاطره نیست

تنها در قلعه‌ی لذت‌های ناتمامش که ،رو به زوال گذاشته

فردی منزوی که به ندرت ملاقاتی داره و هیچ عکسی ازش گرفته نمیشه

پیرمرد قصه رو می‌بینیم که با ردایی بر تن، پیپی بر دهان و

...اوراق باطله جلوی پاهاش

تنها در کنار استخرش نشسته

،راوی

یک امپراتور روزنامه نگاری که کما فی السابق» ،به هدایت امپراتوری در حال سقوطش ادامه می‌داد

در تلاشی مذبوحانه به دنبال ،حکومتی همانند گذشته

بر سرنوشت مردمی است که

«دیگر گوش‌شان به وی بدهکار نیست

«نه. «دیگر به وی اعتماد ندارند

از بین درخت‌ها خدمتکاری رو می‌بینیم که این پیرمرد رو روی ویلچر روی

چمن‌های منظم هُل میده

،راوی، «آنجا، ماه گذشته

«...مثل شتری که در خانه‌ی همه می‌خوابد، مرگ

بیا اون لیوان چای رو بخوریم، خانم اِی - اوه -

می‌دونم پیرمرد قصه کیـه

یا می‌خواید کی باشه

چرا فکر می‌کنی باید کسِ خاصی باشه؟

اوه، بیخیال

همه بین کسایی که انگلیسی صحبت می‌کنن، بلافاصله می‌شناسنش

اون هم بود دقیقاً همینو می‌گفت

اون مرد رو می‌شناختید؟ - شاید -

قبلاً می‌شناختم

برای یکی از روزنامه‌هاش داستان نوشتید؟ - اوه، نه، خدا رو شکر -

بعد اینکه شروع کرد به تأمین بودجه‌ی فیلم‌های دوست‌دخترش، باهاش آشنا شدم

شما ماریون دیویس رو می‌شناختید؟

اگه کسی واقعاً اونو می‌شناخت - جدی؟ -

اون چطوریـه؟

چرا با هر دختر بچه‌ی خشک و ،رسمیِ انگلیسی گرم می‌گیری

یه طرفدار دو آتیشه‌ی سینما از آب در میاد که

هر چی درباره‌ی نبرد هیستینگز یاد گرفته رو فراموش کرده؟

نبرد هیستینگز. 14 اکتبر 1066

ده درجه سانتی‌گراد

،استودیوهای پارامونت» «روز، 1930، فضای بیرونی، فلش‌بک

چارلی، سریعاً بیا. می‌تونی میلیون‌ها دلار در بیاری و» «تنها رُقبات احمق‌ها هستن - منک

منک؟

ببخشید. یکی بهم گفتش منکویتز اینجاست

هستش. من برادر آینده‌دارش هستم. جو

نمی‌دونستم هرمان برادر داره - هیچکس نمی‌دونه -

بذار حدس بزنم

می‌تونی میلیون‌ها دلار در بیاری و»

«تنها رُقبات احمق‌ها هستن

از کجا می‌دونستی؟

متأسفانه باید بهت بگم هر کی می‌تونه ،سه تا کلمه بذاره پشت هم و یه جمله بسازه

این نامه به دستش می‌رسه

بفرما

.از ناهار گذشته و یه ضرب‌العجل داریم .ممکنه سرش شلوغ باشه

قول میدم سربارتون نمیشم - منظورم این نبود -

بیخیال! هی. می‌دونید که از پسش برمیام

رفقا - شرط‌های گنده بستن -

یالا

!اوه، خط! خودشـه - !خدا لعنتت کنه -

!اوه، منک - خیلی خب. دو برابرش می‌کنم -

حرومزاده‌ی چشم گرد، این دفعه بذار بیفته روی زمین

چشم گِرد - حرومزاده؟ -

،منک یه بار پنج‌تا باهام شرط بست

سر اینکه چقدر طول می‌کشه یه برگ بیفته زمین

باید می‌رفت مدیریت تا پولشو جور کنه - واسه پنج دلار؟ -

پنج هزار دلار

یالا، یالا

!شیر باش، حرومزاده

!اوه

More Farsi Persian subtitles for Mank

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left