ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
« این درام بر اساس حوادث، تحقیقات گسترده و بازجوییهای واقعی میباشد »
« برخی صحنه و شخصیتها بهمنظور نمایشیشدن خلق شدهاند »
شخصیت «سِیدی برن» الهامگرفته از مأمور پلیس » « مخفی حقیقیای ملقب به «لیزی جیمز» است
« بنا به دلایل حقوقی، نام و دیگر مشخصهها تغییر یافته است »
،قبلاً که صحبت کردیم
من تنها یک عکس بهت نشون دادم، مگه نه؟
این عکس
نظری ندارم
نمیتونی جراحات ریچل رو ببینی
میتونی؟
نظری ندارم
پس، چطور از جراحات ریچل مطلع شدی؟
نظری ندارم
...از کجا میدونستی که دستهاش در اون
حالت بهخصوص قرار داشت؟
نظری ندارم
اگه اونجا نبودی و ریچل رو ندیدی چطور ممکنه این رو بدونی؟
نظری ندارم
امکان نداره این جزئیات رو بدونی، مگه نه، کالین؟
نظری ندارم
زنی به اسم لیزی جیمز میشناسی؟
نظری ندارم
لیزی جیمز رو میشناسی، مگه نه، کالین؟
اولین باری که همدیگه رو دیدیم یادته؟
و یه پاکتنامه دادی بهم
،و توی اون نامه
خیالپردازیای رو ضمیمه کردی که درش راجع به چاقوها حرف زدی. اون رو یادته؟
نظری ندارم
«مردی به سمتات میآید وْ یک سیم وْ چاقو در میآورد»
این رو تو نوشتی، مگه نه؟
،چون تا قبل از اون مقطع
من هرگز اشارهای به خیالپردازیای... با چاقو نکردم
تشابهاتی بین چیزی که توی اون خیالپردازی نوشتی و اتفاقی که برای ریچل افتاد وجود داره، مگه نه؟
نظری ندارم
تو بهش چاقو زدی؟
تو ریچل رو کُشتی؟
،تو بهم گفتی پلیس عکسی از جنازۀ ریچل نیکِل از زمانی که به قتل رسیده بود بهت نشون داد
اون رو یادته؟
،و تو، در حقیقت، توی همون حالت دراز کشیدی
مثل بچهها دراز کشیدی
...اینجوری، مگه نه؟ خودت رو
لوله کردی، و دستهات رو اینجوری کردی
و بهم گفتی که سرش رو اینجوری کمی کج کرده بود به عقب
اون رو یادته؟
نظری ندارم
چیزی هست که بخوای به من بگی، کالین؟ هرچی؟
ولش کن
!ولش کن
مریض نیستم
نه
من نترسیدهام
!انجامش بده
باشه
باشه
باشه
،کالین فرانسیس استگ، تو متهم به اینای که
،«در پانزدهم جولای 1992 در «بوستان ویمبلدون
رچیل نیکِل رو به قتل رسوندی
بله، بله، بله، بله
« پاسبان زنْ قاتل ریچل را به تله انداخت » « وی دوستدختر مظنون قتل شد »
!متجاوز
،داشت بهم لبخند میزد دلش میخواست انجامش بدم
،و پیاله رو برداشتم، و با خونش پُرش کردم
و نوشیدیمش
چاقو رو گرفتم توی دستم - اوناهاشش -
و بعد گلوش رو بریدم - لیزی جیمز -
...هنوز میتونم صداش رو بشنوم
نمیخوام همۀ رازهات رو بهم بگی...
ولی همۀ اعتمادم رو بهت اختصاص میدم
برو ردّ کارـت
هوم، باشه، آره، فردا
لطف کردی صحیح وْ سالم رسوندیشون اینجا، کیث
میکی بنکس
آشنایی باهاتون مایۀ افتخاره، آقای بنکس - همچنین -
ما واقعاً به تخصصتون احتیاج داریم
اگه اعتراضی نیست، من میمونم
تماشای رسیدگیشون به پرونده مسحورکنندهست
...پروفسور
خیلی شبیه به ریچل نیکِلـه، مگه نه، قربان؟
ولی بازتابی که گیر شما اومد، گیر ما نمیاد
تنها نوع منفیش
،مادر مجرد، خانۀ سازمانی
محلۀ فقیرنشین شهر
ولی اون روزنامهها رو به فروش نمیرسونه، مگه نه؟
نه
گمون نکنم
عجیبه
...من
هی میبینمش
استگ رو
...نمیدونم، انگار که نمیتونم
در رو به روـش ببندم
...ببین
ببین، خیلی ازت خواستهان
میدونی؟
آره
و باز هم ازت میخوان
...این
این محاکمه عظیم میشه
مجبور میشی دوباره با استگ رودررو بشی
شاید واسه همین نمیتونی از سرت بیرونش کنی
کاملاً عادیه
آره
آره
هوم
خب، چجوری بود؟
تابهحال عکس قربانی جکِ قصاب، مری جِین کِلی رو دیدهای؟
آره
...چیزی وجود نداره که
قاتل رو با قتل ریچل مرتبط کنه؟
هیچی
مطمئناید؟
مکانهای کاملاً متفاوت
یکی بیرون از خانه، یکی داخل
جراحات کاملاً متفاوت
...ریچل چاقو خورده بود، درحالیکه سمنتا
سمنتا امعاء و احشاءش بیرون آورده شده بود
قطععضو شده بود
بچهها چی؟
...منظورم اینه، اون
اون نسبتاً غیرعادیه
...قاتل ریچل نیکِل ترجیح داد از جون بچهش بگذره
...درحالیکه قاتل سمنتا بیسِت
این کار رو نکرد
به جزمین تعرض جنسی شد
در ذهن من، اون بزرگترین تفاوت بین دو جنایته
...اهریمنهای محرک قاتل ریچل نیکِل، و قاتل سمنتا بیسِت
کاملاً متفاوتان
اولین پروندۀ این ماه، شوکهکننده و محنتبار است
قتلی دوگانه است
سمنتا بیسِت و دخترش، جزمین، در پلامستد»ِ لندن جنوبی زندگی میکردند»
سمنتا احتمالاً از جراحت یک ضربۀ مفرد چاقو مُرد
سپس بعد از مرگ، جنازهاش جابهجا و با قاعدهای مشخص بریده شد
نشانهای از سرقت یا تجاوز وجود نداشت
جزمین در تختخواباش خفه شد
،پلیس، که در حال همکاری با یک روانشناس بالینیست
نگران است مردی که این کار را کرده ممکن باشد قبلاً هم دست به قتل زده باشد و شاید باز هم بزند
،خب، برای اینکه ایدهای به شما بدهیم
همچنین قادر هستیم که امشب برای اولین بار چیزی از پیشینۀ این مرد، شرححالنگارهاش را به شما بگوییم
.تصور میشود بالای 25 سال سن داشته باشد احتمالاً از آگهیهای ارتباطی استفاده میکند
ممکن است از طریق یکی از آنها با وی دیدار کرده باشید
غیرمحتمل بوده است که روابط پایداری حفظ کند
و بهراستی احتمالاش هست که ،با زنان خشونتآمیز بوده باشد
ولی در ظاهر، احتمالاً نسبتاً عادی به نظر میرسد
احتمالاً شغل عادیای دارد
ولی احتمال میرود مجدداً مرتکب جرم شود
پائول بریتن روانشناسی بالینیست
...چـ... شما چقدر
شما این مرد رو با جزئیات بررسی کردهاید، تا جایی که میتوانید، به نظر خود چقدر او را میشناسید؟
فکر میکنم بهخوبی میدانیم که در زمان جرم چه در سرش میگذرد
...ولی دوست دارم به من بگوید که چطور پایش به
« من قاتل نیستم، همانطور که اعتقاد دارم همۀ جانها مقدساند »
«...قدّ دنیا برام ارزش داری...»
من هنوز نمیدانم در این رابطه چه از من » « میخواهی، لیزی، پس لطفاً عزیزم، به من بگو
« دوستات دارم عزیزم لیزی »
« الآن درست فهمیدهام، لیزی؟ خواستهات این بود؟ »
اون داستان وحشتناکه؟
داستان بریدن گلوی زنه؟
آره
...امیدوارم دلخور نشده باشی
...مسئله اینه که، منظورم اینه
اون رو که نمیخوای، میخوای؟... - «...من این داستان رو» -
«...من شیطانپرست نیستم» - نه. نه -
من اعتقادات خودم رو دارم
شامل قربانیکردن انسانها نمیشه
«علاقهای که احساس میکنم داری...»
«یا عجیبغریب، همونطور که مردم فکر میکنن هستم»
«...احساس کردم من خیلی»
«الآن درست فهمیدهام، لیزی؟»
دوستت دارم
اون بهخاطر ریچلـه
آشغال کثیف
...مدرک...
چندتا چیز دیگه واسه امضاشدن وجود داره
خیلی هم مفرح
دیشب «کرایمواچ» رو دیدی؟
افتضاح
شرححالنگارۀ پروفسور از قاتل بیسِت خیلی شبیه به قاتل ریچلـه
...خب
،از اونجایی که استگ اون زمان پشت میلههای «وانو» بود فکر کنم میتونیم با اطمینان بگیم که اون مسبب نبود
منظورم این نبود
نسبتاً غیرعادیه، مگه نه؟
مردی که زنها رو وقتی پیش بچههاشونان هدف میگیره
من هم همین سؤال رو پرسیدم. پروفسور خیلی واضح گفت
اهریمنهای محرک قاتلهای سمنتا و ریچل کاملاً متفاوتان
ولی بچهها
از جون الکس گذشته شد
از جون جزمین نه
بریتن اون رو بزرگترین تفاوت خطاب کرد
نه، نه، نه
از جون پسره گذشت و دختره رو کُشت
فکر نمیکنی ممکن باشه شرححالنگارهای اِفبیای چیزی واسه گفتن در اون خصوص داشته باشن؟
اونها چاقوها رو توی آپارتمان استگ ندیدن
اونها با شاهدینی که اون رو زمان قتل در «بوستان» قرار دادن، صحبت نکردن
استگ حالت دستهای ریچل رو از کجا میدونست؟
یا اینکه سرش عقب بود؟
ما آدم درست رو گرفتیم، سِیدی
...و زمانی که هیئت منصفه تا چند هفتۀ دیگه ادله رو بشنوه
اونها هم متقاعد میشن
ریکی؟
No comments yet. Be the first to leave one.