ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
در حالی که این برنامه از رویدادهای واقعی الهام گرفته شده، جنبههای خاصی به علت اهداف نمایشی تغییر کردهاند اما قصد ندارد هیچ شخص یا موجودیت واقعیای را به تصویر بکشد
آخه کدوم خری پامیشه میاد از ما دزدی کنه؟
سوال اصلی دقیقا همینه
«آنچه در شب مبارزه گذشت»
موکل من توسط
یه افسر نژادپرست دستگیر شد داستان خیلی بیشتر از این حرفاست
متهم به دو سال حبس محکوم میشه
داری منو از خانوادهام جدا میکنی!
ما یه مهمونی راه میندازیم که
- موقعه مبارزه محمد علی برگزار میشه - من دعوتنامههای درست و حسابی میخوام
ولی هنوز باید با «بنگاه» تماس بگیری، متوجهی؟
این یه دزدیه!
فکر نمیکنم هیچ ایدهای داشته باشی که از کی دزدی میکنی،
همین. بزرگترین گانگسترهای لعنتی کشور توی این اتاقن
مافیا سیاهن
چرا هیچکس به من نگفت که ما از کی دزدی میکنیم؟
ما اینجا اومدیم که این پول لعنتی رو بگیریم
کار کاره دیگه
- تامی - لینا، نباید این کار رو میکردیم
براتون سوپرایز ویژهای حاضر کردیم
یالا، عزیزم
برامون اجرا کن، عزیزم
کیفت رو بردار و برو بالا
به من میگی دیوونه؟
نه، نه، نه! نه، نه، نه!
لینا همدستشون بود. از روز اول تو رو بازی میداد
چیکنمن ازم دزدی کرده یا نه؟
هی، چطوره که رو زمین بشینی و تا بهت نگفتم پا نشی؟ همین الان
آره، بالاخره فهمیدی که کی این کار رو کرده
- کون لقت ! - عه، سیکتیر! کیرم تو خاندانت
چی داریم؟
چیز زیادی نیست، به جز این
- این محاله الماس واقعی باشه - اثر «چیکن من»
باید میفهمیدم. این مرد رو میشناسی؟
- چیکن من؟ - آره
نه. چیه، فکر میکنی اونم درگیر این قضیهست؟
آره، ما قطعاً باید ازش سؤال کنیم
مادرجنده، لباسهای من چه ربطی به این جریان داره؟
همونطور که بهت گفتم، رفیق،
وقتی همه شواهد رو ثبت کردیم، همهاش رو برمیگردونیم
چه گیری کردیما
لباسهاشون کجاست؟
توی زیرزمین رو هم انباشته شدن
بچههامون در حال بررسی صحنهان،
پس هیچکس اجازه ورود نداره
خیلیخب، من مصاحبه رو انجام میدم
اگر شما آقایان مهربان لطف کنین برید یه دور،
تو جنگل بزنید
و برو یه کم پتو پیدا یا چیزی کن
- بده این خلقالله بندازن روشون. باشه؟ - بله، قربان. فوراً
آقا
حالا میخوام چند تا سؤال ازت بپرسم
درباره مهمونی، اگر اشکالی نداره
آره، حتماً، بفرما
دراینباره مطمئنی؟
این تنها حرکتیه که دارم، مگر اینکه بخوای اینجا بشینی و خونت بریزه
منظورم اینه که تو داری مثل یه جو فرایدی زپرتی میری اینور اونور (شخصیت کامیک بوک)
نمیتونم بشینم سرجام و کاری نکنم
اگه اینکار رو بکنم، مثل اینه که به جرمم اعتراف کرده باشم
باید سر نخی از این دزدها پیدا کنم و به فرانک بدم
باید اسمم رو پاک کنم
فقط وقتی رفتیم اونجا ازم پیروی کن
درضمن با اسم مسیحی منو صدا کن
منو چیکن صدا نکن. گوردون صدام کن
- مسیحی هستی؟ - بله
از کی به خدا ایمان آوردی؟
بیا
خیلیخب، یه لحظه بهم فرصت بده...
گوردون، میدونی الان چه ساعتیه؟
- این کیه؟ - عزیزم، این ویویانه
- ویویان، این همسرم فِیـه - سلام
من مهماندار گوردون بودم،
و یه حادثه کوچولو داشتم
دستم رو بریدم
شاید بهتره ببریمت بیمارستان گریدی
بچههامون این پشت خوابیدن
وایسا، وایسا. صبر کن عزیزم...
بذار بهت بگم که من دارم چی...
بهت بگم که من دارم با چی دست و پنجه نرم میکنم
باشه، تا بتونی بفهمی جریان چیه
داشت توی راهرو خونه راه میرفت
یه میخ از دیوار بیرون زده بود
اون میخ دستش رو حسابی زخمی کرد
خون داشت با قدرت از همه جا بیرون میزد. حتی روی کت و شلوار من هم ریخت
و اون بیمه نداره
یهکاریش میکنم
آره؟
آره
باشه
پس من باید برم. باید برم یه جایی
- الان؟ - اون خونه خودش خودشو تمیز نمیکنه
زیاد طول نمیکشه، قول میدم
- باشه - خیلیخب
دوست دارم
منم دوست دارم
پیش خوب کسی هستی، باشه؟
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
کانال زیرنویسهای فیلمکیو: @SubKio
«شب مبارزه: سرقت میلیون دلاری»
ترجمه و زیرنویس از: Ali_Master
تاندر ناکل (تیز مشت)
این اسمی بود که میخواستم براش بذارم
بابابزرگم گفت میتونم اسم اسبم رو خودم بذارم
به شرطی که خودم باشم که اون رو رام کنم
که اونم یه سرکش مادرجنده بود
فقط برای گذاشتن زین روش پوستم کنده میشد
این صرفاً طبیعتش بود
غریزهاش برای آزادی بودش
تونستی رامش کنی؟
سوار همیشه رام میشه
اون دختر مردهای که توی جنگل جا گذاشتیم، رام نشد
بنگاه رو جمع کن
وقت گزارش وضعیته
چه خوب میشد اگه بهشون یه خبر خوب درباره این قضیه بدیم
به روی چشم
اون دزدها تا طلوع آفتاب بعدی زنده نمیمونن، رئیس
چیزه یک و دو رو با خودت ببر
سیلکی، وایسا، بگیر بشین
بی تفنگ
این تنها قانون بودش
برای اینکه وارد مهمونی بشیای که به اسم من برگزار میشد
فرانک، ببین، من میتونم ضمانت چیکن رو بکنم
اون هرگز به فکر تیغ زدن تو هم نمیافتاد
منتظر میمونم تا لامار برگرده
پول دار شدیم، بر و بچ
دری، وضعیت چطوره؟
۷۷ هزار دلار
چه رقم خوبی
تامی
۱۸۰ هزار دلار
اما دارم رادیو گوش میکنم، چیزی درباره لینا یا بون نمیشنوم
اونا میرسن، باشه؟ فقط به شمارش ادامه بده
دری
داریم تو کص غرق میشیم چون زدیم تو شاه کص
شما مسخرهها باید بیشتر تلاش کنید
من ۲۷۲ هزار دلار دارم که جلوی پام نشسته
- اوه ! - پسر، تو یه ماشینی
- میدونم - چطوری این همه پول گیرمون اومد؟
پول مکانه
باید مطمئن بشن پول کافی برای پس دادن به همه برندهها دارن
بنابراین در واقع، به یه کازینو لعنتی دستبرد زدیم
آره جانم
لعنتی، انگار سیناترا و بر و بچ توی اون فیلمه هستیم
اگه اینطوره، پس منم سمی دیویس این وسطم
لعنتی، تو شبیهشم هستیها
من همیشه عصبانیام!
خفه شو. شمارش چقدره؟ سیاه؟
۳۸۴ هزار دلار. ۵۶۲ هزار دلار
دری، چی داریم از این جواهرات؟
ددم وای، من که میگم نیم میلیون، کم و بیش
بعد از فروش، احتمالاً ۲۵۶ هزار دلار کاسب بشیم
- تامی؟ - من حدود ۱۸۹ هزار دلار دارم
- لعنتی. چقدره، مرد؟ - آره
وارد شدم، بعد یهو
- یه تفنگ شکاری دیدم - این یه دزدیه !
بعد ما رو گشتن
اون مادرجندهها ساعتم و کیفم رو گرفتن
ساعتها مجبورمون کردن برقصیم مثل حیوونا باهامون رفتار کردن
یکیشون حلقه ازدواجم رو گرفت
زنم حتی نمیدونست اینجام
حالا باید با عواقب اینش سر و کله بزنم
یه کاکاسیاه دیوونه بود که داشت انگشت اون مرد چاق رو
تقریباً میشکست تا حلقهش رو بگیره
اون موقع بود که همه رو مجبور کرد لخت بشن
کف زمین خیلی سرد بود،
حتی اجازه نمیداد بریم دستشویی
یه دختر، اوه، نتونست نگه داره
روی خودش ادرار کرد
من هیچی ندیدم
گفت اسمش سیلکیه
- هوم - اون به مهمونی دعوتمون کرد
این سیلکی چیز دیگهای هم گفت؟
نه
باشه
این شماره منه
باشه؟ اگه چیزی یادتون اومد
فقط بهم زنگ بزنین. باشه؟
هی رومل، مطمئن شو این خانمها لباسهاشون رو پس میگیرن
- بله، آقا. این طرف، خانمها - ممنون، خانمها
درست همین جا وایستید
این تفنگ شکاری جا مونده. یه رمینگتون ۸۷۰ـه
شاهدان میگن همه این مردها تفنگهای یکسانی داشتن
پس... با اسلحه خودش کشته شده؟
- میشه یه ملحفه بیارید و این مرد رو بپوشونید، لطفاً؟ - بله، قربان
افسرها، همه جا رو جستجو کردید؟
اتاقخوابها، دستشوییها، کمدها، و همه چی؟
ما نیروی کافی برای همه اینا نداریم، کارآگاه
آره
بهت گفتم، من قربانیام!
- کصشعره! من کودن به نظر میام؟ - هی! میسون !
ازش دور شو
- برو کنار ! - دارم ازش بازجویی میکنم
پروندهش از کیر من هم طولانیتره
- من تیر خوردم - مرده زخمیه، میسون
- بیا - نه، من هنوز کارم باهاش تموم نشده
- عه، چرا تموم شده - نه، نشده
گوش کن. این مرد رو ببر بالا
و بهش کمک برسون، افسر
میسون، این پرونده منه
نه بابا
No comments yet. Be the first to leave one.