ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه در "آمریکایی ها" گذشت
دارم میرم خونه
چی؟
وقتشه
شما دیگه منو نیاز ندارید شما هم دیگه رو دارید
پیج, اون تو چیکار میکنی؟
!نه
نمیتونستم بخوابم
چقدر طول میکشه قبل از اینکه بخوابه, فیلیپ؟
نمیدونم
اما اون همیشه اونجاس
پس من هیچ وقت نمیتونم دوست پسر داشته باشم؟
فقط متیو نه
دیگه نمیتونم دوست دخترت باشم
گابریل امشب میره
شک دارم که دوباره هرگز هم دیگه رو ببینیم
درباره پیج حق با تو بود
اون باید از همه اینا دور نگه داشته بشه
پیج چطوره؟ خوبه
بیشتر عصر با خیره شدن به اونطرف خیاباون گذروند
اما هیچ چیزه دیگه ای در مورده متیو نگفته
فکر میکنی واقعا تموم شده؟
میتونه فردا بیدار شه و همشو دوباره بخواد
اما فکر میکنم همینجوری میمونه
با گابریل چطور پیش رفت؟
نمیدونم
درباره رنه ازش پرسیدم
چی گفت؟
فکر میکنه من دارم از دستش میدم
نمیتونم بارو کنم که قراره هرگز دوباره اونو نبینیم
من خوشحالم
...بیخیال
واقعا
...اون همه سال کنار ما
فکر میکردم که فقط داره کارش رو میکنه
اون میتونست کارش رو انجام بده و هنوز هم به ما اهمیت بده
اره, میتونست
...فکر میکنم وقتی چیزا میرسه به,ما, یا
...نمیدونم
اون کسی بود که میخواست ما بریم خونه
اون یه آدمه خوبه
فکرکنم از این کار خسته شده
خیلی وقته که داره انجامش میده
درباره پیج نگرانه
...بهم گفت که
اون نباید این کار رو انجام بده
اون بهت گفت؟
آره
همینجوری...مطرحش کرد
همم
دنیای خوبی نمیشد اگه هیچکس مجبور نبود این کار رو انجامش بده؟
کاري از تيم ترجمه دانلود موويز translated by: Ali_Master & mmd mehdi
مهن, مهن!برو چپ برو چپ
!بکش عقب بکش عقب لعنتی
ببخشید
بای بای, ریچ
اوه, خدای من نوبت توئه
این قرار نیست برات خوب باشه,هنری
آره. باشه
فکرکنم از دختره خوشش میاد
به نقشه نگاه کن. اون تویی میدونم. میدونم
تدارکات
متشکرم
هی ممنون,مامان
ممنون,خانوم جنینگز
قابلتون رو نداره
بیخیال . رفیق
رفیق, اصلا میدونی اینجا چیکار میکنی؟
چیزی بهت میگه؟
سوگند رازداری خوردم اوه
فهمیدیم
!زودباش !آره! زودباش! زودباش
!هنوز تو مسیر اشتباهی هستی
! دست نگه دار! دست از حل دادن من بردار !چیکار میکنی
خب...پیج چطوره؟
خوب به نظر میاد
اطلاعات زیادی گیرمون نمیاد
همه چی به نظر میومد که بین اونا داره به خوبی پیش میره
آره. ایده ای داری که چه اتفاقی افتاد؟
نه
منظورم اینه...به نظر کمی اخمو میومد
ولی برای اون زیاد غیر معمول نیستش
ممم
فکر کردم دعوایی یا چیزی داشتند
ولی فکر کنم جدی تر از اونه
...شاید دوباره دوست بشن
در یه مدت کم
شاید آره
با رنه چطور پیش میره؟
اوه
میخواد که منو ببره به چتر بازی
میخوایی بری؟
خب, سعی میکنم که قبل از اینکه
متیو از کالج فارغ تحصیل شه نمیرم
فقط بهم پنج دیقه بیشتر وقت بده
...باروف
اٌلگ ایگروویچ
آره
سرگرد کورنتسوف هستم از اداره کا متاسفم که مزاحمتون میشم ...(اداره ی متشکل از جنایتکاران و ماموران اسبق کا.گ.ب )
متشکر خواهیم شد اگر اجازه شما رو برا گشتن آپارتمانتون داشته باشیم ...(که ماموریت اصلیشان پیدا کردن انواع فن آوری و تکنولوژی بود و برای آن دست به هر کاری میزدند)
ببخشید؟ ...(و همچنین جلو گیری از درز هر گونه اطلاعات و تکنلوژی به خارج از کشور)
...یه ذره پیچیده س ...
به خاطر اینکه پدرتون وزیره... ...ما مجوزه مخصوص لازم داریم.که
گرفتنش مصیبته...
...اما یه مسائلی پیش اومدن
و ما لازم داریم که بررسیشون بکنبم...
چه مسائلی؟
نمیتونم بهتون بگم
...اما اگه فقط میتونستیم بیاییم بالا
...و یه نگاه به اطراف بندازیم...
. من چیزی ندارم که قایم کنم
اما نمیتونم بهتون اجازه بدم که آپارتمان پدرم رو زیر و رو کنید
میتونم فرض کنم که یه اتاق برا خودت داری؟
متشکرم
سرگرد کورنتسوف هستش
بهش اجازه دادم که اتاقم رو بگرده
این طرف
!ممم
یکی دیگه میخوایی؟ نه. وسوسه ام نکن
من چاق شده و اخراج میشم
!اوه
اگه همه مجبور بودن مثل تو برای شغلشون لاغر باشن
هیچکس شغلی نداشت
!آه, آه, آه همین الانشم دوتا خوردی
که چی؟ کلی ازش هست
اونا برا شاگردام هستند
همه شون؟ بله
پاشا چطوره؟
...آه. بعضی روزا بهتر,بعضی روزا بدتر
همه ی چیزی که میدونم...خدایا شکرت برای توان
توان, تنها راه خندوندنه پاشا ست
من هم همیشه خندیدنشون رو تو خونه مون میشنوم
آه
اوضاع با الکسی چطوره؟
آه,بعد از شغلِ بهتره
داشتن کار خودت
زمانی برای جدا بودن از هم ضروریه
چطوری از معلمی خوشت میاد؟
بیشتر اوقات دوست دارم که تدریس کنم
ولی...سخته,اما خوبه
اوه.این آخر هفته جالب میشه مم
آه, همه شاگردا یه ظرف روسی میارند
ما میریم به خونه ی شاگردا آه... کلاس همسانی
تمام مدتی که اونجا هستیم روسی حرف میزنیم
همین الانش هم میتونند حرف بزنند؟
نه,نه. روسی شون مثل انگلیسی من بده
اما سعی شون رو میکنند
...الان اونا,آه, "متشکرم" میگند و مم-همم
"میتونم برم دستشویی."
اونا چیزای خیلی مهمی هستند که باید دونست چطور گفت
آه.بعضیا, آم,ناراحت میشند وقتی که نمیتونند کلمه رو درست بگن
بعضیا بیشتر بیخیال اند
و یه یارو. تنها کاری که میکنه نشستنه
و دیگری که فکر میکنه رئیسه اما اون رئیس نیستش
...و دیگری, آم,آه
پسر بزرگ جنسی
درست نمیگمش نه؟ نه
مثلا,آم...مثلا اون یه مرد خانوم هاست؟
بله, بله بله
زنا ازش خوششون میاد بله
اینجا هیچی نیستش؟
اونا حتی وقت هایی که هیچی هم نیست چیزی پیدا میکنند
نه, مامان
دیگه اونطوری نیستش
...تو گفتی
متشکرم کارمون تمومه
به خاطر مزاحمت عذرخواهی میکنم
شب خوش
چه خبر شده؟
هیچ فکری ندارم
میخوام که بفهمم
نکن
من کاره اشتباهی نکرده ام اونا فقط کارشون رو میکنند
نمیخوام اونا به خاطر اینکه وزیر زنگ زده تو دردسر بی افتند
خوبه که می بینمتون
تو هم همینطور
من در مورد همه چیزی
که شما به زیبایی انجام داده بودید رو خوندم
لحظات خودمون رو داشتیم
...میتونید یکم بیشتر رو ستوبرت و کمپ طولش بدید
تا وقتی که مرکز مطمئن شه نمونه ی گندم هایی که شما براشون فرستادید
همون چیزیه که دنبالشن؟
حتما خوبه
به محضی که ممکن باشه براتون یه جواب میگیرم
اوگنیا موروزوف یه کلاس همسانی
در یکی از خونه های شاگرداش در چند روز آینده تدریس میکنه
همه ی کلاس اونجا خواهد بود؟
تیم تو برای این آماده س؟
هنوز خیلی کوچیکه
منظورم اینه,ما چند نفر رو در
چند ماه گذشته ملاقات کردیم,اما هیچ کدومشون خوب نبودند
شاگرداش در خونه بیشتر احساس امنیت میکنند
ما خوب خواهیم بود
هر تک تکشون رو گیر میاریم
خیلی خب,ممنون
عجله دارید؟
خب, این همه چیزیه که داریم
بیایید این کار رو از این به بعد یکم متفاوت تر انجام بدیم
دوست داری که چطور انجامش بدی؟
تو به ما میگی چیکار کنیم, و ما انجامش میدیم
No comments yet. Be the first to leave one.