ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
یک، دو، سه
عزیز من شوخی نداره چون خیلی دوسم داره
و اینو مطمئنم، آره مطمئنم
خب، راز فرنچ تستهای معروف جهانی من...
اینه که دارچین رو مستقیم میریزی تو مایه
فهمیدم
وایسا، "مثانه" چیه؟
"مایه" یه مخلوط از شیر و تخممرغه
هوم. مزه ماهی میده
بوپ!
اوه، استیوی، یه ماهی گنده گرفتم!
اوه، استیوی، ببین، ببین!
نه! غلغلک نه!
ماهی غلغلکیه!
یعنی، جدی میگم. ما یکی از اون خانوادههای خوشحالیم...
که اول فیلمهای فاجعهبار میبینی
همه چیز عالیه
تا اینکه... فاجعه پیش میاد
اوه، چی شده عزیزم؟ ها؟
خب، من نمیخوام تقصیر رو گردن برادر کوچیکم بندازم...
ولی اون قطعاً زندگی رو آسونتر نکرد
پستونک. اون پستونکشو میخواد. اوه! ها؟
اوه، شاید باید بهتون بگم. این یه رویاست
کمک کن اونی که دوست داره رو پیدا کنم. مگه اون سلیقه داره؟
آره، اونی که دستهاش آبیه
اِ، همهشون آبیان
اونیه که صداش شبیه دلقک بد جشن تولده
برای حیوانات بادکنکی پول اضافه میگیرم
هوم! هیا!
میگن رویاها راهی هستن که ذهن...
میخواد مشکلاتت رو توی دنیای واقعی حل کنه
یه چرخ و فلک کامل
واقعاً خیلی بهت افتخار میکنم
یاه! وای! هیا!
و درست کردن چیزا یه جورایی کار منه
گرفتمش!
پستونک نیست. اون احتمالاً...
ولی، تازگیا همه رویاهام...
دارن تبدیل میشن به کابوس
خب، عروسکش نیست. اِ، شاید گرسنهشه؟
عزیزم، یادت رفت قبض خونه رو بدی؟
فکر کردم تو پرداخت کردی. گفتی پرداخت میکنی
نه، نه، گفتم میتونم، ولی بعد فکر کردم تو پرداخت میکنی، برای همین نکردم
مایکل!
مامان! بابا!
شاید دارن سعی میکنن چیزی بهم بگن
یا شاید...
فقط یه رویاست
ای بابا
باشه، مراقب باش، جارو رو میارم
نه، جن، خودم انجامش میدم
نه، خودم انجامش میدم
هاتداگ غولپیکر، منو نخور!
میدونم اوضاع سخته ولی داریم سر میکنیم
به محض اینکه آلبوم رو تموم کنم
این... دو ساله گذشته
میتونستم تمومش کنم
اگه خواننده اصلیم همینجوری دست از سرم برنمیداشت
من دست از سرت برنداشتم، مایکل
من بهت ایمان دارم
من... واقعاً دارم
ولی اوضاع الان فرق کرده
یه چیزی باید تغییر کنه
تغییر؟
این یعنی چی؟
همه پدر و مادرا دعوا میکنن. چیز مهمی نیست
درسته؟
شاید فقط باید یادشون بیاد که قبلاً چقدر اوضاع عالی بود
نگران من نباش آره، من خوب میشم
من به اندازه هفت تا زندگی کتاب خوندم
میدونم که از پسش برمیام
دارم با رقص هر روز رو میگذرونم
چون من...
ایش!
الیوت!
وای خدا، این دیگه چقدر حال بهم زنه
نمیتونی یه رد از گوشت گندیده رو کف زمین پخش نکنی؟
ولی بالونی تونی چطوری راه خونشو پیدا کنه؟
اون یه عروسک پولیشیه!
دلم برات تنگ شده، بالونی تونی
هر جا که هستی
صبح بخیر، خرس، خرس کوچولو، به زور هست!
فرانک
اوه!
هر شب، میخوابم تا رویا ببینم
از تو و من
هی! میخوای یه شعبدهبازی ببینی؟ آخ! اه!
چرا انقدر باید رو مخ باشی؟
یادداشت رو باز کن، استیوی
"استیوی میگه، «چرا انقدر باید...»" خب، اینجا دیگه تمومش میکنیم
تادااا!
هنوزم رو مخه
خب، ممنون. میتونم کمک کنم؟
نه، نه، نه. مشکلی نیست. این باید عالی باشه
بیخیال! بابا به منم یاد داده فرنچ تست درست کنم
من میتونم برگردونمشون
پسش بده! داری خرابش میکنی
اوه! الیوت!
جدی میگم. پسش بده!
اوه، نه!
آخ!
تقصیر من نبود! الیوت!
یه فکری به سرم زد.
چطوره یه جادوی واقعی کنی و خودت رو ناپدید کنی؟
هوم... یه شعبده بازی غیب شدن.
وای!
یادت میاد وقتی بچه بودیم؟
اوه، سلام عزیزم. زود بیدار شدی.
آره، مامان برات صبحونه درست کرده.
جدی؟
تق تق
اوه، چه خوب. اومدی نجاتم بدی. خب، سریع!
یه حرف از A تا F بگو.
من نمیتونم برگههای امتحان دانشآموزات رو تصحیح کنم.
آخه! فقط یکی؟
آخه، این بچه ۱۲ ساله فکر میکنه "پرینس" زیادی بزرگش کردن.
اوه
مردودیه اتوماتیک.
هی، نوشته "استراحت کن."
چون بابا برات صبحونه درست کرده.
جدی؟
فرنج تست معروفش.
درست مثل قدیم، نه؟
آره. درست مثل قدیم.
هی، الیوت کجاست؟
اوه، نمیدونم.
کجا میتونه باشه؟ انگار همین الان...
ناپدید شد!
ها ها! الیوت فوقالعاده بازم دست به کار شد!
الیوت.
هی، بچهها، امم، حالا که همهمون با همیم...
یه چیزی پیش اومده.
و منم، خب، فردا کله سحر دارم میرم از شهر بیرون.
داری میری؟
خب، دانشگاهی تو "دولوث" دنبال یه استادیار میگرده.
که خب، میدونی، یه جورایی یه پله بالاتره.
ولی گفتم برم یه نگاهی بندازم و تا اونجام، به مامانبزرگ هم سر بزنم.
ولی خیلی دوره و بابا از "دولوث" متنفره.
چی؟ نه، نه، من عاشق هر شهریام که تو اسمش "کُند" داشته باشه.
شوخی میکنم. شوخی میکنم. عالیه!
اوه نه. این خنده مصنوعی باباست.
از اونجایی که چشماش عجیب میشه میتونی بفهمی.
میبینی؟ شبیه یه صاریغ مُرده است.
و وقتی مامان تو "دولوثه"...
شماها یه کارت ورود همهجا گیر میآورید...
برای یه آدم خیلی مهم به اسم ب-ا-ب-ا.
و من بهترین صندلیها رو تو پیتزا فروشی "پولی" رزرو کردم!
آره!
پیتزا فروشی پولی، مکانی برای سرگرمی خانوادگی.
افراد زیر سن قانونی باید با یک بزرگسال همراه باشند.
وقتی من نیستم، قطعاً تو مسئول همه چی هستی.
تو و بابا خوبید؟
موضوع پوله؟ چی؟
من... من میتونم کار پیدا کنم. میتونم بچهداری کنم. یا تو مرکز خرید کار کنم.
میتونم یه کارت شناسایی جعلی از "دارک وب" بخرم تا قوانین کار کودکان رو زیر پا بذارم.
اوه، استیوی، استیوی. فقط یه مصاحبه است.
یعنی، معنیش این نیست که قراره اتفاق بیفته. شاید اصلاً منو نخوان.
یعنی، تا حالا قیافه جدی منو برای مصاحبه دیدی؟
خب؟
اوه، و وقتی من نیستم، میتونی به الیوت کمک کنی یه کتاب برای گزارش کارش پیدا کنه؟
و هیچی در مورد عملکردهای بدن یا دزدان دریایی نه.
یا عملکردهای بدن دزدان دریایی.
آره.
حتماً.
فقط یه مصاحبه است. مامان و بابا حلش میکنن.
اگه نکنن چی؟
نه، نه، نه، همه چی خوب میشه. خوب، خوب، خوب!
خونسرد باش.
هی، استیوی!
قرار بود کمکم کنی یه کتاب برای گزارش کارم پیدا کنم.
اوه، آره، آخه هیچی از این مهمتر نیست.
بیخیال. من که تو اون کلاس یه C ثابت دارم.
آه!
الیوت.
تو نمیتونی نمره C بگیری بیاری خونه.
اگه تلاش کنم، میتونم.
کلاسیکها. باید بری سراغ همون کلاسیکها.
معلما عاشق این جور چیزان.
فهمیدم.
اوووه!
تختخواب پرنده. کلاسیک.
کابویها! کلاسیک.
"مشتهای دینامیت"؟ کلاسیک.
اوه، وایسا. این یه استعاره است؟
وقتی مشتهات واقعاً منفجر شدن، بهم زنگ بزن.
نه.
نه بابا.
محاله!
یه پوستر برای اولین نمایش مامان و بابا!
الیوت، اینو ببین. امم، الیوت؟
امم، به "شیور می تریفتِرز" خوش اومدید.
جایی که آشغال شما گنج ماست.
میتونم کمکتون کنم تا راهتون رو برای تخفیفهای گنده، گنده باز کنید؟
همه مو خوبه...
منظورم اینه، اینجا. ببخشید. من فقط دنبال یه پسرم.
داداش! پسر. امم، داداشم، اون یه پسره.
معلومه.
امم، به هر حال، خیلی کمکم کردید.
دوستت دارم. منظورم اینه، ممنونم. اوه!
خوبم. آخ!
No comments yet. Be the first to leave one.