ആദ്യത്തെ 144 വരികൾ.
بشریت در حال نابودی بود توسط شیاطین
اما جادوگری تنها انسان هارا نجات داد
لقب پادشاه جادوگر را گرفت و به افسانه تبدیل شد
king of demons
کانال تلگرام مارا دنبال کنید
ترجمه اختصاصی کانال تلگرام آقای انیمه
مترجم
مطمئنم که شنیدهاید، اما ظاهراً ملکه جادو در جنگل جادوگران.
دست های استا رو شفا داده
چه خبر خوبی... خیلی نگران بودم، اونقدر که ---
منظورم اینه که، مهم نیست
من اصلاً خوابم نمیبرد.
مطمئنم شماها نگران بودین ولی الان دیگه خوبین
من نگران اون نبودم.
منم همین طور!
اما کلاوس تو هرشب رو خودت اب میریختی و دعا میکردی دست های استا شفا پیدا کنه
دست های استا رو شفا بده دست های استا رو شفا بده
تو اینو از کجا میدونی؟
خوب منم میرفتم دعا میکردم -اما تو قبل از م
حاج احمد (مترجم ) : عروس ننم شو
منظورم اینه که، مهم نیست من که چیزی ندیدم!
من اینکارو نکردم!من اصلا روی خودم !آب نریختم و دعا هم نکردم
امکان نداره
اوهوم.
مطمئنا میدونید چرا صداتون کردم بیاید اینجا
تو یه دفعه جدی شدی
این در مورد چشم خورشید نیمهشب ـه
اونا به جنگل حمله کردن و سعی کردن سنگ جادو رو بدزدند
. که متعلق به ملکه جادوگرها
خوشبختانه آستا و بقیه اونجا بودند و موفق شدند قبل از اونا سنگ رو بدست بیارن
آستا سان ، مثل همیشه عالیه
نمیدونیم کی و کجا قراره با چشم خورشید نیمه شب مبارزه کنیم
و به همین دلیل قراره کلاس درس مبارزه با "چشم خورشید نیمه شب"داشته باشیم
اول، یونو هر چی درمورد چشم خورشید نیمه شب میدونی رو به من بگو
هرچی میدونم؟
. خب، اونا یهویی به پایتخت حمله کردن
ما شوالیههای جادو با آنها روبرو شدیم.
ببینم میتونی جادوی منو شکست بدی
جادوی شعله: شعلههای آتش مارپیچی!
جادوی آتش : سول لینیا
جادوی خلق آهن : نیزه تند رو
جادوی خلق شیشه : وِرره فلِئور
جادوی خلق شن : محافظ سنگین زره پوش
اگه زخمی شدید لطفا بیاید پیش من
جادوی خلق زمین : الهی مادر مقدس
حاج احمد (مترجم ) : انگار توفه اوورده اهه اون ممس؟ چه جنگجوی خوبی گور بابای اون دختر قبلیه
اجازه نمیدم کسی به من دست بزنه
جادوی خلق گل شیرازی : درخت شکارچی مردگان
جادوی خلق آب : مار دریایی در هم بر هم
جادوی خلق دود : کلون های جامد
مجازاتتون رو قبول کنید
جادوی خلق جیوه : باران نقره
مجازات تهدید کردن مردم این کشور
مرگ هست
!در آتش بسوزید
!بی نظیره
!شوالیه های جادوگر ایول دارن
!خیلی قوین
بذار یه چیزی رو درباره خودم بهت بگم
....من
!توی زندگی فقط از باختن متنفرم
!جادوی خلق باد:نفس سیلف
ولی دشمن واقعا اونجا
دنبال چه چیزی بود که فوئگولئون ورمیلیون شاه شیرهای سرخ داشت؟
....شماها
....که اینطور
جدای از قدرتمند بودن فوئگولئون معلوم نیست کی از کما بیدار میشه
اینا بخاطر محاسبات غلط من بود
نه بخاطر عدم تجربه ما بود
ما متوجه شدیم گردنبند فوئگولئون کم شده
....اون سنگ هایی که روی تخته جواهری بود
بعدش چشم خورشید نیمه شب توی شهر نیان ظاهر شدن
باز هم آستا و بقیه اونجا باهاشون رو در رو شدن
انگار سرنوشت آستا اینه که دائم جلوی چشم خورشید نیمه شب رو بگیره
توی نیان،رهبر چشم خورشید نیمه شب ....لیخت و
اجازه بدین معرفیشون کنم
اینها سه تن از قدرتمند ترین افراد چشم خورشید نیمه شب هستن
!چشم سوم
چشم سوم
با اسامی مخالف معنای ایمان رایا،ناسپاس
رایا،ناسپاس
مخالف معنای امید وتوی نا امیدی
وتوی نا امیدی
و مخالف نام عشق فانای نفرت
فانای نفرت
فکر کنم وقتشه اینکارو تموم کنیم
بمیر
جادوی روح:نفس سمندر
جدای از میزان قدرت کاپیتان یامی
قوی ترین عضو چشم خورشید نیمه شب کلی براش دردسر شد
انگاری داری خوش میگذرونی یامی
بذار ما هم بازی کنیم
فقط یه ذره دیگه هیولای درونم بیدار میشد
برام عجیبه با این سر و وضع هنوزم میتونی از این حرفا بزنی
چقدر رقت آوره که مجبور شدی روی ما تکیه کنی
کاپیتان جک قاتل از گروه آخوندک دعاگو
کاپیتان نوزل سیلوا از عقاب های طلایی
و کاپیتان شارلوت رزلی از شوالیه های رز آبی به کمکش اومدن
جادوی خلق گل !تابوت خاردار درختی
!جادوی بریدن:داس مرگ
من با تو کار دارم
!جادوی جیوه:نیزه نقره ای
بالاخره بیدار شدم !نمیذارم از دستم در بری
!میدونستم اینکارو میکنی
بدرود
تو سر رهبرشون رومیخوای مگه نه؟
جادوی خلق آتش : لئو
!ادامه بده برو
......تسلیم نشدن
!جادوی منه
!چطور بود؟حمله بدون جادو دوست داشتی؟
!لعنتی
چرا؟
چرا اون گریمور دست توئه؟
...چرا تو
شمشیر شیطان کش و و شمشیر مسکن شیطان رو داری؟
!این دو تا شمشیر مال ارباب هستن
!این کتاب و شمشیرای کهنه مال خودمه
...نه
....اون گریمور
!اگه اینطوری کنی دوام نمیاری لیخت
!جادوی مهر سه گانه
داری زیادی به خودت فشار میاری لیخت
امروز رئیسمون حالش زیاد خوب نیست واسه همین میریم
!دفعه بعدی نا امیدی واقعی رو بهتون نشون میدم
و اون پایان شما خواهد بود
ما،چشم خورشید نیمه شب همیشه حواسمون بهتون هست
خب اونا یجوری از پس لیخت و افرادش بر اومدن
اگر من اونجا بودم کار براشون ساده تر میشد
اونقدرم آسیب نمی دیدن
بعد از بررسی بیشتر
تونستیم بفهمیم که اونا چرا دنبال گردنبند فوئگولئون بودن
به این سنگهایی که توی این تخت سنگ هست میگن سنگ جادو
اونها باور دارن که با جمع کردن اینها
میتونن دوباره به شکل واقعی خودشون متولد بشن
این سنگها به مانا متصل هستن و قدرت زیادی دارن
اونها مخصوصا دنبال فوئگولئون بودن
چون سنگ جادوییش رو میخواستن
سه تا سنگ جادوی دیگه مونده
اونها جای یکیش رو میشناسن
و اون کجاست؟
....در ناحیه ای با جادویی قدرتمند
معبد زیر آب
پس تو میخوای ما قبل از چشم خورشید نیمه شب
No comments yet. Be the first to leave one.