While You Were Sleeping

While You Were Sleeping (당신이 잠든 사이에)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

While You Were Sleeping Episode26 sunflowermag ir
കമന്ററി എഴുതിയത് Aurora_1995
کاری از تیم ترجمه مجله گل آفتابگردان. مترجمان: سپیده و شیما

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2017-11-08
ഡൗൺലോഡുകൾ: 57
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

فکر نمیکنی ضبط کردن انجام وظیفه شبانه ضرورتی نداشته باشه؟

منظورم اینه که، مجبوری دو روز بیشتر اینجا بگذرونی

،منم میخواستم یه روز بمونم

ولی رئیسم ازم خواسته هر اتفاقی که اینجا میفته رو ضبط کنم

باید از دستوراتش اطاعت کنم. هیچ راه دیگه ای ندارم

اوه، خانوم سون- بله، قربان-

کی امروز وظیفه ی کارهای شب رو داره؟

به نظر میرسید آقای لی باشه، ولی جاش رو با آقای جانگ عوض کرد

...چرا بین این همه آدم

جاش رو با یه تازه کار عوض کرده؟

خب، تو میتونی جاش بمونی؟

من یه برنامه هایی دارم

پس خانوم شین چی؟

اونم گفت امشب یه برنامه هایی داره

فقط بهش اعتماد کن و بذار این کارو بکنه

خودت که میدونی آقای جانگ خیلی تلاش کرده

،میدونم تلاش کرده

ولی بعد این همه تلاش شبانه و روزانه هیچ نتیجه ای نگرفته

ببخشید؟ امشب از من در حال انجام وظیفه ی شبانه فیلمبرداری میکنه؟

...خب، این...نه.اون نمیتونه. منظورم اینه که

باشه. فهمیدم. خداحافظ

خدای من، تو دردسر افتادم

کسی داره میاد؟

تموم بازجویی های امروز رو تموم کردیم

!امشب میاد از من در حین انجام وظیفه ی شبانه فیلمبرداری کنه

خانوم مین، لطفا این اسناد رو تو دفتر آقای لی مخفی کنید

چرا؟- ...به نظر میرسه-

پرونده های حل نشده ی زیادی دارم، که منو بی عرضه جلوه میکنه

اینقدر الم شنگه نکن. فقط خودت همیشگی ات باش

اونوقت من کل دادستانی رو خوار و خفیف میکنم

خوبه حداقل اینو میدونه

خدای من، تا حالا اینو نشستم. چقدر من بدبختم

آقای چویی، بوش که تو دوربین ضبط نمیشه، ها؟

،ممنون که میذاری یه روز پرتکابوی کاریت رو ضبط کنم

دادستان جانگ

خدای من- ...پس-

حدس میزنم به زودی میریم تو تلویزیون

اوه، خدای من

چرا آقای پارک ده یونگ رو دیدی؟

قبلا که بهتون گفتم

،همون کسیه که تلفنش رو گم کرده بود و ازم خواست پیداش کنم

برای همین خودش ازم خواست ببینمش

اگه بخوام دقیق تر بگم، من اینجا قربانی ام

پس اون 10,000 دلار برای چی بود؟

فکر کنم اون تلفن اینقدر می ارزید

احتمالا چیزایی داشته که خاطرات با ارزشی رو به یادش میاره

پس چرا همچین تلفن با ارزشی رو پرت کردی تو رودخونه؟

اون حتی مالِ تو هم نیس

پرتش نکردم

گفتم که فقط از دستم سر خورد

باید یه چیزی تو اون موبایل باشه، اینطور فکر نمیکنی؟

بله، باور نمیکنم. یه چیزِ خیلی مشکوکی درموردش وجود داره

چی میتونه باشه؟

حتی نتونستیم تلفنی رو که پرت کرده تو رودخونه پیدا کنیم

خدای من، واقعا آزار دهنده اس

آقای پارک، با یه گفتگوی تصویری با دادستان مشکلی که ندارید، ها؟

نه، میخوام رو در رو باهاش حرف بزنم

واقعا میخوام شخصا ببینمش

خب...قربان، نمیخواید برید؟

...اوه، به من توجه نکن. فقط فکر کن من اینجا نیستم

و کارت رو بکن

آروم باش. اصلا به من توجه نکن

باشه- شما رو تنها میذارم-

آفرین- باشه، گرفتمش-

وقتی در حال انجام وظیفه ی شبانه ای کارهای اصلی ای که باید حواست بهشون باشه چیه؟

ما بیشتر به کارهایی که مرتبط به مظنون های ...دستگیر شده هست رسیدگی می کنیم

مثلا بررسی درخواست های حکم بازداشت پلیس

منو یه لحظه ببخشید

بله؟ من جانگ جه چان هستم از واحد جنایی سه

بله، الان؟

اوه، خدای من

خدایا

کسی داره میاد؟

بله، تشریف بیارید. بله

اوه، اسم دادستان چیه؟

امیدوارم بخشنده و فهمیده باشه

خدای من- چی؟-

اون اینجاس

اون به خاطر عادت همیشگی اش برای دزدی تلفن همراه مظنون شده

...پلیس برای یه حکم بازداشت درخواست داده

چون سعی کرد فرار کنه و همه ی مدارک رو نابود کنه

اون مرد... اون کیه؟

،ما معمولا به وسیله ی تلفن یا تماس تصویری با مظنونین مصاحبه می کنیم

ولی اون خواسته رو در رو صحبت کنه، برای همین تو راه اینجاس

...قبل اینکه تصمیم بگیری که برای حکم درخواست بدی یا نه

اینجا باهاش مصاحبه میکنی، درسته؟

درسته- آقای جانگ-

ممنون- از این طرف-

خیلی خب. لطفا اینجا بشینید

شنیدم میخواستید رو در رو من رو ببینید

بله

شما و معاون دادستان کلمون هم اسمید

اون پارک ده یونگه

درسته. اون عوضی اسم من رو نابود کرده

،خب... ممکنه حرفمو باور نکنید

ولی میخواستم یه کارمند دولتی مثل شما باشم

،ولی یه روز، برادرم خودش رو تو دردسر انداخت

و من همه ی پولم رو وقتی داشتم بهش کمک میکردم از دست دادم

زنمم ولم کرد

...یه دختر دارم، ولی وقتی نه سالش بود با ماشین تصادف کرد

و آخرش قطع نخاع شد

بدون کمک من حتی آبم نمیخوره

پس الان خونه تنهاس؟

خدای من، باورم نمیشه داره گول دروغش رو میخوره

...هیچ شغلی تو این کشور نیس که تونسته باشم نگهش دارم

وقتی از دختر مریضم مراقب میکنم

برای همین تلفن ها رو دزدیدم

خوب میدونم که سزاوار بخشش نیستم

...تو بازجویی ها همکاری میکنم و با

...با رفتاری درست تو دادگاه حاضر میشم.پس، لطفا

...لطفا منو

دستگیر نکنید، آقای دادستان

...دخترم، جو کیونگ

اگه من کنارش نباشم می میره

،الان باید در حال درست کردن مرغ ماهی خوار اریگامی باشه

و منتظر منه که با پنکیک های شیرین برم خونه

...فکر میکنه اگه 10,000 تا از اونا رو درست کنه

،باور داره که اگه 10,000 تا از اونا رو درست کنه میتونه راه بره

اینطور نیس؟

خدای من

تقریبا یه ده سالی شده، ولی داستانت هنوز اصلا عوض نشده

اون داره دروغ میگه، پس نذار گولت بزنه. فقط درخواست حکم رو بده

قربان، این مرد رو میشناسید؟

خیلی خوب میشناسمش

...این عوضی، حتی ده سال پیش هم

قربان، لطفا. دوربین روشنه

خانوم نام، لطفا ویرایشش کنید

،این مردی که اینجاس دقیقا ده سال پیش هم مرتکب یه دزدی مشابه این شده بود

و من براش درخواست حکم بازداشت کردم

فقط کارت رو بکن، و درخواستش رو بده

دخترتون الان واقعا تنهاس؟

بله

اون تنهاس

آقای جانگ

چرا اینطوری رفتار می کنی؟ مثل یه آماتور نباش

نمیتونی بگی که داره دروغ میگه؟

حتی 10 سال پیشم هم گفت دخترش 9 سالشه

نکنه سن و سال نداره؟ داره با زمان مقابله میکنه؟

نمیتونم بگم که میذارم همینطور بره

میخوام خونش رو ببینم و بررسی کنم داره درست میگه یا نه

خدای من، 5 دقیقه برای رسیدگی به همچین چیزی کافیه

چرا میخوای به یه چیز دو ساعته تبدیلش کنی؟

کاری که الان داری انجام میدی مثل کاریه که یه شارلاتان انجام میده

...تو مثل دکترِ احمقی میمونی که ساعت ها برای بستن یه باند

روی خراش زانوی یه بیمار وقت میذاره

اونم وقتی که قربانی های یه تصادف رانندگی دارن تو اورژانس می میرن

،تو همیشه گول دروغ های واضح مظنونین رو میخوری

و وقتت رو هدر میدی. برای همین کلی پرونده ی حل نشده داری

!دیگه بهونه نیار. فورا برای حکم درخواست بده

خدای من

خوبی؟

خوبم

آقای جانگ هر روز اینقدر سرزنش نمیشه

چطور باید بگم؟

یه همچین موقعیتی خیلی نادره، برای همین لطفا خیلی ناامید نشید

آقای چویی

بله؟

...فکر می کنید اون سزاوار این همه سرزنشه

اونم فقط به خاطر اینکه گول یه نفر رو خورده؟

منظورم اینه که، باور کردن یه نفر واقعا چیز بدی نیس

یه ذره دویدما ولی حسابی گشنه ـم شده

میخوای جوجه سوخاری سفارش بدیم؟

کیونگ هان

تو میدونی، نه؟

چی رو میدونم؟- ...اینکه من-

واقعا نمیتونم رنگ ها رو از هم تشخیص بدم

آره، میدونم

چرا هیچی نگفتی؟

این میتونه دلیلی برای اخراج شدن باشه

وقتی به نیروی انتظامی ملحق شدی، دروغ گفتی؟

نه، یه اشتباهی تو آزمایش شد

پس خوبه

تو همین الانشم هم تو نیروی انتظامی ای، پس لازم نیس نگرانش باشی

اگه من دهنم رو بسته نگه دارم هیچ اتفاقی نمیفته

...ولی با این حال

کی امروز زودتر اون مردی که داشت فرار میکرد رو گرفت؟

من بودم یا تو؟

...شاید باورت نشه، ولی مسئله ی چشمای تو

در مقایسه با این اصلا دلیل مناسبی برای اخراج نیس

من به عنوان یه افسر پلیس خیلی آهسته کار میکنم

باید یه کاریش بکنم. بیا امروز جوجه سوخاری نخوریم

بریم تو

سلام- بله، سلام-

به اندازه دو دلار پنکیک میخوام

باشه، حتما

کسی هست؟

بچه جون، خونه ای؟

شما کی هستید؟

سلام. مردی که اینجا زندگی میکنه رو میشناسید؟

مردی که تو این اتاق کوچیک زندگی میکنه؟ معلومه که میناسمش

همیشه بهش کیمچی میدم

پس دخترش هم میشناسی؟

دخترش؟

احتمالا آدرس رو اشتباه اومدید

اون تنها زندگی میکنه

خدای من، اون خیلی صادق به نظر میرسید. واقعا عجیبه

اون مرد چشه؟ چرا تو روم دروغ گفت؟

لعنت بهش. الان به آقای پارک چی بگم؟

چی؟ از کجا میدونستی من اینجام؟

باید دوباره در موردم خواب دیده باشی

More Farsi Persian subtitles for While You Were Sleeping

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left