ആദ്യത്തെ 133 വരികൾ.
راس ، مونيکا ، ايرادي نداره يکي رو همراهم به مهموني سالگرد ازدواج پدرومادرتون بيارم ؟
. حتما - . باشه -
اين مردي که ميگي ، کي هست ؟ - . پارکر ، توي خشکشويي آشنا شديم -
يه کوچولو آهار به شلوار خوشگلت زد ؟
کي اينو گفته بود ؟
. نه ؛ مرد خيلي فوق العاده ايه . رغبت بسيار زيادي به زندگي داره
مثل يه ملکه باهام رفتار ميکنه ، البته بجز وقتايي که ! مثل دخترهاي شيطون باهام رفتار ميکنه
ايرادي نداره نطق قبل از خوردن مشروب امسال رو من بگم ؟
مطمئني بعداز اتفاقي که توي 20امين سالگردشون افتاد بازم ميخواي اين کارو انجام بدي ؟
. خيلي دوست دارم اينکارو انجام بدم - . اميدوارم ايندفعه مامان هوت نکنه -
هرسال ، راس ، اون سخنراني رو انجام ميده . و همشونو به گريه ميندازه
. امسال ، من ميخوام به گريشون بندازم - با اين اوصاف برات سئواله که چرا راس بچه مورد علاقشونه ؟ -
هر دفعه که راس اون سخنراني قبل از مشروبو انجام ميده . همه گريه ميکنن و بغلش ميکنن و پشتش ميزنن
و بعدش همشون ميان سراغ من و بهم ميگن " عجب برادري داري "
ميدوني امسال قراره چي بگن ؟ . " تو ديگه کي هستي "
. بهت قول ميدم لااقل يک نفر گريه اش ميگيره
من يه هنرپيشه ام و هر هنرپيشه اي که سرش به تنش بيرزه . ميتونه هروقت که بخواد درآن گريه کنه
واقعا ؟ ميتوني هروقت بخواي گريه کني ؟ - ! شوخي ميکني ؟ نگاه کن -
! نميتونم درحالي که همگي دارين نيگام ميکنن گريه کنم
The One in Massapequa
تمام حقوق ترجمه به سايت WwW . Free - Offline . CoM . تعلق دارد
مترجم " وروجـک "
چيکار ميکني ؟ - . داشتم روي طق قبل از مشروبِ مهمونيم کار ميکردم -
دوست دارم امشو بذارم . " فستيوال گريه 2002 "
. اينجا رو نيگا - . عکس يه سگه -
! يه سگ مُرده است
. اسمش چي-چي بود . دبيرستان که بودم مُرد
ميخواي درمورد يه سگ مُرده حرف بزني ؟ - موضوع خوبيه ؛ مگه نه ؟ -
جويي ؟ براي پدر ومادرم هديه گرفتي ؟ . خيلي لطف داري
به مناسبت 35امين سالگرد ازدواجشون . يه ستاره رو به اسمشون کردم
بعلاوه اينکه اين کتاب راهنماي سکس کاماسوترا مخصوصِ . آدمهاي سالخورده رو هم براشون هديه گرفتم
روبان اضافه دارين ؟ - . نه ، آره ، حتما -
چه نوعيشو ميخواي ؟ قيطون ، ؛ اطلس ، ساتن . . ساتين ؛ رافيا ، پنبه اي
! و فکر کنم خايه هام هم اين تو باشن
! چي-چي ! عاشق اين سگ بودم
مونيکا نتونست دندونهاشو ارتودونسي کنه چونکه . زانوي چي-چي به عمل جراحي احتياج داشت
چي ؟ - ! با 200 پوند وزن سوارش شده بودي -
. سلام به همگي ، اين ؛ پارکره . . پارکر ، اين
: نه ، بهم نگو ، بذار خودم حدس بزنم . . جويي ، مونيکا ، راس ، ريچل
. و متاسفم ، فيبي حرفي از شما نزد . .
! چندلر ، شوخي ميکنم . تو ، از بين بقيه ، مورد علاقه ام هستي
. هرکدوم يه مقدار درمورد خودتون برام تعريف کنين - . راستش ، ديگه بايد راه بيفتيم -
! راسِ کلاسيک
! ريچل ، ببين چطور ميدرخشي ! اجازه دارم ؟
. فکر کنم خودت ، به خودت اجازه دادي
. ريچل ، يک زندگي درونت درحال رشده
. . چيزي در دنيا هست که معجزه آساتر از عکس يه سگ ؟ مالِ کيه ؟
. سگيه که قبلا داشتمش . چندين سال پيش از دنيا رفت
. لااقل خوش شانس بودي که اون سگو داشتي ! وَق وَق دوست قديمي ، وَق وَق
حالا اين مهموني کجا هست ؟ - . توي يه جزيزه ، در مَسپيکوآ
. مَسپيکوآ ؛ مکان سحرآميزي به نظرمياد آيا اين مکان در تاريخ اصيل آمريکا نقش مهمي داشته ؟
يه رستوران " آر بي " به شکل . خيمه هاي مخصوص سرخپوستا اونجاست
. من نوشته هامو برداشتم شماها هديه هاتونو برداشتين ؟
. کليداي ماشينو برداشتم - ! با ماشين ميريم ؟ زدي تو خال -
. مَرد خوبي به نظر مرسه - . آره ، خيلي ازش خوشم مياد -
ميخواي يواشکي از اونطرف بريم و يه تاکسي بگيريم ؟ - . اگه اينطور نباشه که من اصلا نميام -
. سلام ، مامان - ! عجب مهموني فوق العاده ائيه -
. سي و پنج سال ، واقعا تحسين برانگيزه توصيه گرانبهايي براي ما هم دارين ؟
جک ؟ - چرا روي همچين ميله چوبي تيزي غذا سِرو ميکنن ؟ -
. سئوال خوبيه بابا . سئوال خوبيه
. به هردوتون تبريک ميگم - . متشکرم ، خيلي هيجان زده ايم -
. بابت ازدواجتون هم بهتون تبريک ميگم
ميشه يه لحظه باهات حرف بزنم ؟ - . آره -
. يه موضوع کوچيکيه که بابد بهتون بگم
فکر ميکنيم که اين خيلي حيرت آور و جالبه که . . بدون اينکه عروسي کرده باشين بچه دار شدين
. منتها ، دوستانمون ؛ ذهنشون به اندازه ما ، باز نيست
. بهشون گفتيم که شمادوتا ازدواج کردين - چي ؟ -
. مرسي که با اين حرفي که زدم خوب کنار اومدين
بايد جلوي همه وانمود کنيم که زن و شوهريم ؟ - . عزيزم ، براي مراسم امشب مجبور شدم موهاي روي گوشمو بزنم -
. تو ، هم ميتوني اينکارو انجام بدي
باورت ميشه ؟ - . ميدونم -
اگه موهاي گوشتتو بزني بعدشم بايد بري ! سراغ موهاي توي دماغت
. نميخوام درمورد ازدواج کردن دروغ بگم
منم نميخوام ، ولي ، اين مهموني اوناست ؛ . و همه اينا هم مالِ يه شبه
. حتي مجبور به دروغ گفتن هم نيستيم . اصلا با هيچکي حرف نميزنيم
اگرم يه بار حرفش شد ، خيلي ساده لبخند ميزنيم . . سرمونو به نشونه تصديق تکون ميديم
راس ؟ - ريچل ؟ -
. سلام عمه ليزا ، عمو دان
بابت بچه و عروسي بهتون تبريک ميگم
. يه هديه که کارتونو راه بندازه - حالا ، زن و شوهر بودن چطوره ؟ -
! باورنکردنيه ! فوق العاده است - ! من يکي که عاشق ازدواجم -
. بعدا ميبينيمتون
! سلام - . سلام -
. عجب مکانِ زيبايي . عجب شب فوق العاده اي
بايد بهتون بگم ، بودن با شماها . . توي اتاق برگزاري مراسم شماره سه
. خيلي احساس خوش شانسي ميکنم . . . فکرشو بکنين چندتا مراسم اينجا برگزار شده
. . يه عالمه تولد ، رقصاي آخر سال ! جشنهاي بلوغ
. هيچکدومشون با اين شب و اين جشن برابري نميکنن . نميخوام اين شبو. فراموشش کنم
. ميخوام از همه چي يه عکس ذهني بگيرم ! کيليک
. فکر نکنم فلاش دوربينت کار کرد
. ميرم دستشويي مردونه رو پيدا کنم - . منم همينطور -
يه جايي ، يکي با يه اسحله بيهوش کننده و ! يه تور پروانه گيري منتظر اون مَرده
منم ميخوام برم دستشويي ! ولي نميخوام اون مرتيکه از چيزم تعريف کنه
. خيلي خوشحالم که توي ماشين شماها نبوديم يه لحظه هم ساکت شد ؟
به شاهراهِ لانگ آيلند ميگفت . " معجزه بتوني "
. اين اتاق . اين شب
! اون مستخدم ! کفشاي اون ! بايد يه عکس ذهني بگيرم
. ببخشيد
داشتين پارکرو مسخره ميکردين ؟
بستگي داره که چقدر از حرفامونو شنيدي ؟
. حالا يه کوچولو زيادي ذوق زده و مشتاق نشون ميده مگه کجاش ايراد داره ؟
. آخه زيادي خودشو مشتاق و علاقه مند نشون ميده - . خوب که چي ؟ ازش خوشم مياد -
مگه من آدماييو که شماها باهاشون قرارميذارينو ! " مسخره ميکنم ؟ " تگ " ؛ " جَنِس " ؛ " مونا
. نه ، چونکه دوستا ، همديگه رو مسخره نميکنن ميخواين بدونين چي فکر ميکنم ؟
چونکه به نظر من ليست آدمهايي که باهاشون ! بيرون رفتينو که کنازهم بذاريم يه مشت آشغال بي خاصيتن
. بدجوري ناراحت شدم - . ميدونم -
مگه " مونا " چش بود ؟
. بازش کن . بازش کن . بازش کن - ! آره ، عزيزم -
. هيچوقت چيزي درمورد مراسم ازدواجتون نشنيديم
. تعجب کرديم که مارو دعوت نکردين - . يه عروسي کوچيک با حضور پدرومادرامون بود -
. ولي مراسم زيبايي بود . مراسم کوچيک ولي درعين حال ديدني و منحصربفردي بود
مراسمو کجا برگذار کردين ؟ - ! موقع غروب آفتاب ، روي صخره اي در باربادوس -
وقتي داشتم به سمت قربانگاهِ کليسا حرکت ميکردم . آهنگ " چقدر زيباست اين دختر " ، از " استيوي واندر " رو پخش ميکردن
. استيوي جزو دوستاي خانوادگيمونه - . خداي من ، فوق العاده است -
. دوست دارم عکساي عروسيتونو ببينم - . اتفاقا خودم هم دوست دارم ببينمشون -
فکرشم نميتونين بکنين که " آني ليبوويتز " ؛ . يادش رفته بودم که توي دوربين ؛ فيلم بذاره
ميشه يه لحظه مارو ببخشين ؟
داري چيکار ميکني ؟ - . من که تو نيستم ! شايد اين تنها عروسي باشه که تو عمرم داشتم -
. و ميخوام يه عروسي فوق العاده باشه - . باشه -
. چطوره بگيم من سوار موتور هارلي ديويدسون شده بودم - . راس ، داستانمون بايد به واقعيت نزديک باشه -
بگو ببينم ، حالت خوبه ؟ . ساکت به نظر ميرسي
. نه ، حالم خوبه ، وقتي باتوام حالت خوبه - ! و منم با توام ! عجب وقت فوق العاده اي -
! اين جايگاه بشقاب جهنده رو ببين
عجب راهِ حل الهام بخشي براي . مشکلات توزيع بشقاب در مراسمه
! صدف ! بذار يکيشونو دهنت بذارم - . لازم نيست -
! خواهش ميکنم اجازه بده ؟ - . . من از اينا نميخورم -
. تا يکيشونو نخوري ساکت نميشم - . باشه ، خيلي خوب -
. خوبه - ! مزه اش چطور بود ؟ آخه تا حالا از اينا نخوردم -
. خوب ، يکيشونو بخور ببين چطوريه - . نه ، قيافشون خيلي عجيب و غريبه -
چيکار ميکني ؟ - . نطق قبل از مشروبمو دوره ميکنم -
ديگه نميتونم صبر کنم . ! جوري به گريه ميفتن که نفسشون در نمياد
اگه بخواي به جاي اين کارا ميتونم . . بگيرمشون و اساسي کتکشون بزنم
و توري که روي صورتم انداختمو راهبه هاي کور بلژيکي ! برام سنگدورزي کرده بودن
No comments yet. Be the first to leave one.