Uncontrollably Fond

Uncontrollably Fond (함부로 애틋하게)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Uncontrollably Fond E12-2016
കമന്ററി എഴുതിയത് m@hsa
Opus_sub Team ►► 9MOViE1.iN

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2016-08-11
ഡൗൺലോഡുകൾ: 29
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

ترجمه و زيرنويس opus_sub team

با شماره ي 1، 2، 3، شروع

تو يه سرزمين سرسبز

خانه اي رويايي خواهم ساخت

و با عشقم اونجا زندگي ميکنم

میذارم آواز بخونه - براي 100 سال -

براي 100 سال ِتمام

تو فصل بهار دانه ميکاريم

و تو تابستونه گل ها شکفته مي شند

هرموقع مامانم تو حس و حال ِخوبي باشه

اين آهنگ رو ميخونه

در زمستان، شاد خواهم بود

تو اون سرزمين سرسبز

خانه اي رويايي خواهم ساخت

و با عشقم تا آخر ِعمر

اونجا زندگی خواهم کرد

آهنگ اينطوري شروع ميشه

نميدونم از کي شروع شد

ولي هميشه وسط ِآواز خوابم ميبرد

....خواب ِساختن ِخونه اي رويايي

....در سرزميني سرسبز

...و با شادي واسه مدت ِخيلي خيلي طولاني

با عشقم زندگي کردن

حتي وقتي متوجه شدم اونقدر از زندگيم باقي نمونده هم

از اين رويا دست نشُستم

...من فقط

...اون مدت زمان ِ100 سال رو

.به 3 ماه کاهش دادم

"نوئول"

حالا

پنج متر باقي مونده

حالا

چهار متر باقي مونده

"سه متر باقي مونده"

"دو متر باقي مونده"

"يک متر باقي مونده"

ممکنه واسه 100 سال نباشه

...ولي زماني که واسم باقي مونده رو

...با عشق ورزيدن به

.کسي که دوستش دارم، ميگذرونم

...پس بيا ناراحت

یا غمگين نباشيم

"بيست کيلومتر تا مقصد"

نوزده کيلومتر تا مقصد"

"هفده کيلومتر تا مقصد"

"شانزده کيلومتر تا مقصد"

"يک متر تا مقصد"

الان، ديگه فاصله اي باقي نمونده

بيا تسليم شيم

شین جون يونگ پيداش نميشه

تموم شد

واقعا ديگه تموم شد

"بيا تسليم شيم، شین جون يونگ پيداش نميشه. تمومه"

منظورت چيه؟ داري کجا ميري؟

ميخوام از کره برم

ولي الان

...بايد از آخرين آرزوم

.دست بکشم

...باقي عمرم رو

.تو خونه اي رويايي با ئول نميگذرونم

در عوض، اون حقيقت و عدالتي که ازش گرفتم رو

بهش برميگردونم

بهم ده دلار قرض بده، فردا بهت پس ميدم

اون پنجاه دلاري که آخرين بار گرفتي چي ميشه؟

همه رو فردا بهت پس ميدم

حالا که داری میدی، سر راست سی دلار بده

ای بابا، اون پول رو لازمش دارم

بگير. اين واسه غذاييه که برام خريدي

واقعا کي بود که به آقاي "نو جونگ سو" زد؟

فکر ميکني کي بوده؟

ضارب رو گرفتن

اون مردي که چوي هيون جون فرستاده بود رو نميگم

ضارب ِاصلي کيه؟

واسه تو چه فرقي ميکنه؟

تا دارم با زبون ِخوش میگم برو پی کارت

اگه نه به جرم ِتعقیب و مزاحمت ِشخصی ازت شکایت میکنم

واسه همین وقتی که من رفتم، میخوام ئول

این زمستون ِسرد رو پشت ِسر بذاره

...و یه زندگی گرم

.روشن و سرزنده رو تجربه کنه

تو هيچ جا تشریف نمیبری

همين الان پياده شو، نوئول

پیاده شو، ئول

هیون وو

معذرت ميخوام وقت ـتون رو گرفتیم

ميشه لطفا صندوق عقب رو باز کنين؟

البته

نه، وسايلم رو برندار

وسايلش رو خالي کنين

هیون وو

جيک، ميتوني چمدونش رو ببري بالا؟

هیون وو - حالا -

باشه

بعدا بايد توضيح بدي واسه چي اين همه مدت غيبت زده بود

باشه

جيک، صبر کن

ميبينمت

!جيک

چي کار ميکني؟

تا الان کجا بودي؟ که الان یهو سر ُکله ات پیدا شد

لازم نيست فرار کني

همينجا بمون

ناري بهت گفت؟

يه جورايي فهميدم ديگه

...شنيدم زن ِنماينده کنگره چويي، تهديدت کرده

.و واسه همين ميخواي فرار کني

پس حالا که میدونی، جلوم رو نگير

همين که پدرم رو از دست دادم، واسم کافيه

.نميخوام جيک رو هم از دست بدم

اگه پروازم رو از دست بدم، تو مسئوليتش ُقبول ميکني؟

جيک، وسايلم رو برگردون

ئول

تو هم بايد من رو ترک کني و ديگه اطراف ِمن پیدات نشه

...اگه به خاطر ِمن صدمه ببيني، اون موقع

!من جلوش رو ميگيرم

جلوش رو ميگيرم

اون آدم ها، از اون چيزي که فکر ميکني ترسناک ترن

از اون آدم هايي نيستن که ما بتونيم باهاشون در بيفتيم

اون ها پدر و مادر منن

نماينده ي کنگره چويي، پدرمه

خانوم "لي" مادرمه

من پسرشونم

این یه بار ُخندیدم

ولی شوخيت خيلي بيمزه بود

چیه؟

يعني شوخي نبود؟

نه

.شوخی نبود

...ولي اسمت

لي هيون وو ـه

اينطوري اسم خانوادگيت بايد چويي ميبود

معذرت ميخوام

بهت دروغ گفتم

ئول

نزديکتر نيا

ئول - نزديک ِمن نيا -

يه قدم هم نزديکم نيا

تو چي کار کردي؟

چي؟ - ...من اون فلش رو ازش گرفتم -

و تقريبا به کشُتنش دادم

وحشتناک بود، ولي حداقل اين کارو کردم

ولي تو چي کار کردي؟

...تو چي کار کردي

...وقتي والدينت

...داشتن تهديدش ميکردن

و مجبورش کردن از کشور خارج بشه؟

نامزدت کجاست؟ ده دقيقه دير کرده

حتما ترافيکه

"مامان"

برنميداره؟

داداش زده به سرش؟

دا- دان

امروز تولد ِدخترته، درسته؟

برو پي کارت

تا بهم نگي واقعا کي اين کارو کرده، هيچجا نميرم

منظورت چيه؟

...بهت که گفتم

.ضارب ِواقعي خودش رو تسليم کرد

اين کتی که پوشيدي

اصلا بهت نمياد

چهره ي خوش قيافه ات رو خراب کرده

دفعه ی بعد یه کت خوشگل واست بیارم، می پوشیش؟

بهت گفته بودم اينجا نياي

.من پدرشم چطور ممکنه روز ِتولدش نیام

پدر؟

تو پدرش نيستي

به چه حقي خودت رو پدر صدا ميکني؟

.بورام" هم تو رو پدر ِخودش نميدونه"

.پس برو

باورم نميشه - چي رو؟ -

گوشيم ُبده

شين جون يونگ تو اتاق ِ6101 هستن

واقعا؟ - آره -

خودش گفت "شين جون يونگ" ـه

ولي خودش خيلي خوشتيپ تر از تو فيلم هاست

خدا جون - بيا بريم -

زود باش

واقعا خودشه؟ - باورم نميشه -

."تولدت مبارک "بورام

.واقعا جون یونگ اوپام

از دست ِاین بچه ها چی کار کنم که باورتون بشه؟

."سلام، چستر"

صدات که شبيه اونه - واقعا؟ -

.بايد خودش باشه - .درسته -

تا حالا هيچ کدوم از سريال هام ُنديدي؟

!پس باید این یکی رو بدونی

".اونجوری نگام نکن"

".عصبیم می کنه"

".سلام، دانش آموز ِجدید"

.می دونستم

از لحظه ای که اومدم داخل می دونستم تو باهوش ترینشونی

.وای- ...اما چطور آدم معروفی مثل تو-

بورام رو می شناسه؟

من طرفدار

.بابای بورامم

باباش قبلا دادستان بود

.و من بیشتر از هرکسی براش احترام قائل بودم

حقیقت داره؟

واقعا بیشتر از هرکسی براش احترام قائلی؟

معلومه. از بین همه ی آدم هایی که می شناسم

More Farsi Persian subtitles for Uncontrollably Fond

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left